پیدا





آمدم

مناجات ماه رمضان ، آمدم من آمدم،شاعر رسول چهارمحالی(ساقی

درخواست حذف اطلاعات




شعر:آمدم من آمدمشاعر:رسول چهارمحالی...........................................ماه تو آغاز شد رب الجلیلبهر مهمانی به سویت آمدمآمدم با شرم و اندوه آمدمکوله باری از گناهان آمدم..............................آمدم مهمانیت ای مهربانبهر استغفار و توبه آمدمآمدم گویم الهی بی مبا سیه رویی به سویت آمدم.............................آمدم در را به رویم باز کنپشت در محزون و نالان آمدمای کریم و ای رحیم و مهربانعبد آلوده گنه کار وپشیمان آمدم..............................بارها گفتی بیا ستار هستم عبد منچون تو ستار ال...



شعر مناجاتی سویت آمدم ماه رمضان،شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)

درخواست حذف اطلاعات




مناجاتی ماه رمضان (سویت آمدم)شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی).......................................رو سیاه و بخت بر گشته به سویت آمدمشرمسار از گفته و کرده به سویت آمدمروزیت خوردم ولی کفران نعمت کرده امبا دو چشمی اشک بار اینک به سویت آمدمتو کریمی و رحیمی و خدای قادریعبد بی ویاور شدم حالا به سویت آمدمدرب هر خانه زدم بر روی من شد بسته ودرب تو چون باز بود دیگر به سویت آمدمهر کجا رفتم تو را دیدم ولی نشناختمغرق در بار گنه جانا به سویت آمدممی پذیری توبه را ای...



محمد علی رستمی (وصال) / شوق دیدار

درخواست حذف اطلاعات




از سر شوق ای رضا جان بر تو مهـمان آمدم خود طلب کردی به سویت از دل و جان آمدم راه تو مایل شده سوی دل ویـــرانه ام آشنای بارگاهم ، دیده گریان آمدم ای امید رحمت باران عشق سرمدی من کویری تشنه کامم سوی باران آمدم اشک ها جاری کنم در دامن آیینه ها تا برای وصل جانم بر اسان آمدم در « وصال » عاشقی دل رام آهو می شود چون برای دیـدن خورشید تابان آمدم از : محمد علی رستمی (وصال)...



شده بودم ...

درخواست حذف اطلاعات




دوش من آمدم و بی تو فغانم شده بود بی تو من آمدم و خانه ابم شده بود تا سحر وقت سحر در تب و تاب تو شدم بی تو در وقت سحر دل چو کبابم شده بود...



استیکر

درخواست حذف اطلاعات




ساندویچ آماده توی دستم بود و از پایین پارک می آمدم رو به بالا. می آمدم و سرک می کشیدم. از دور، از فاصله ی سی چهل متری، می دیدم که خورشید روی نیمکت آرام گرفته است و رنگ می پراکنَد. خوش بخت ترین مردِ روزگار بودم....



شاه پناهم بده

درخواست حذف اطلاعات




اولین بار تلوزیون شنیدمش..انقدر به دلم چسبید که نگو .رفتم اینترنت ش کنم هیچ جا نبود به سختی گیرش آوردم خلاصه.حتی نمیدونستم اسم خوانندش چیه.بعدها باز از طریق تلوزیون فهمیدم. تمند خلف! گفتم چه اسمی خاصه مثله صدا و اهنگش. فکر می ایرانیه آخه فارسی خونده دیگه گرچه لحن صدا و مدل خوندش و اسمش یکم عجیب غریب بود.گفتم لهجست دیگه ..امروز و همین چند دقیقه پیش فهمیدم تاجیکیه! تعجب و خوشحال شدم! ولی اصلا تاجی تان مگه شیعه بود؟ خلاصه. این اقای تمند خلف همون دو ...



سرود مناجاتی ماه رمضان،رو سیاه،شاعر رسول چهارمحالی(ساقی

درخواست حذف اطلاعات




سرود مناجاتی رو سیاهشاعر:رسول چهارمحالیسبک:یا ابا صالح مددی مولا...........................رو سیاه و زار،آمدم یارب(2).........................ای خدای کریم،آمدم در گهتشرمسارم من از،کرده ی عالمم.......یارب........رو سیاه و زار،بی پناهم منجز به در گاهت ،ره ندارم من..................................تو که هستی کریم،هم ستار،هم رحیممنم عبد ذلیل،مسکین و مستجیر........یاحق.........گر پذیرای ،من نباشی تومن کجا آرم،رو به سوی ................................شده نام قشنگ،تو ورد لبمربنا ربنا،شده ذکر لبم...........یا رب......



نیستی

درخواست حذف اطلاعات




همیشه من سرِ راهِ تو بودم و هربارکنار آمدم و آمدم کنار، نشد! قرار شد که بیایی قرار من باشیدوباره زیر قرارت زدی!؟ قرار نشد... #مهدی_فرجی✳️...



اشعار ماه مبارک رمضان،شاعر رسول چهارمحالی(ساقی )مناجاتی

درخواست حذف اطلاعات




شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)اشعار ماه مبارک رمضان........................................آمده ماه خدا ،ماه دعاآمده نور خدا،اندر دعاماه قرآن ماه روزه هر کجاماه استغفار و توبه بهر ماربنا یا ربنا آید به گوشذکر العفو یا الهی هر کجایا علی و یا عظیم بعد میبرد دل را به عرش کبریا...................................................از کریمی چون تو یارب جز کرم باور نبودغیر احسان و محبت بنده را باور نبودآمدم من را نمودی غرق لطف و مهر خودجز به بخشش از در شاهانه ات باور نبود......................



آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم...!

درخواست حذف اطلاعات




آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم...!آنقدر د ده هستم که نمانم بروم...یک کمى خاطره جا مانده که بردارم و بعدتن رنجور خودم را بکشانم بروم...بغض هم واسطه شد خواست دلت را ببردتو یدار نشو، زود برانم بروم...باز باران زده در گوشه ى چشمم، بایداشک... در دفتر شعرم بچکانم بروم......



شعر وداع با ماه رمضان+

درخواست حذف اطلاعات




سفره دارد جمع می گردد، گدا را عفو کنباز هم خوبی کن و این مبتلا را عفو کندیگر از این توبه ها دارم خج می کشمیا رب این شرمنده غرق خطا را عفو کنبر در این خانه من بهر امیدی آمدمپس، نگیر از من تو این حال و هوا را، عفو کندست خالی آمدم، با دست خالی می رومیا کریم این روسیاهِ بی نوا را عفو کنپیش مردم آبروی بنده ات را حفظ کنخوب و بد، در هم ب ، ای یار، ما را عفو کنجان آقای اسان، جان سلطان غریبهم وطن های علی موسی الرضا را عفو کنمن گن ار و تویی غفار، یا رب الحسین...



من آمدم که بگویم بهار میخواهم

درخواست حذف اطلاعات




بیا لباس خزان رابپوش امشب نیز و درعزای درختان بکوش امشب نیز من آمدم که بگویم بهار میخواهم و حرف های مرا پشت گوش ...امشب نیز بجنگ یک تنه تا قلب دشمنی که منم! سواربر تن اسبی چموش امشب نیز اگر که تشنه بمیرم فدای هردو لبت بیا و خون مراهم بنوش امشب نیز بهار دور و بر کوچه مان نمی پلکد بیا لباس خزان رابپوش امشب نیز...



گفتا سر عقل آمدم . .

درخواست حذف اطلاعات




گفتا سر عقل آمدم __ _ _گفتم تو خیلی ده ای گفتا ببین تا چون شود _ __ گفتم کلامت خیرگیست چندی گذشت و روزگار __ __ _ بر کیش خود هعی میگذشت قدری به سال هایم فزون _ ___ _قدری زه غره کم شدم چون بنگریستم بر خویشتن __ _دیدم ک دیگر نیستم رفتم برون از صف عشق _ __ _ دیگر من ان من نیستم یک آرزوایم روی آب ___ آن دیگری بر باد بود دیگر من آن من نیستم _ __ شاید این افسانه خواب بود ملک الشعرای میلاد (خیلی از اصول شعر داخلش قطعا رعایت نشده خصوصا به لحاظ قالب شعری و ..) اما برا من خعیلی...



کاشکی باور کنی مردانه توبه کرده ام

درخواست حذف اطلاعات




آمدم با تو سحرها حرف‎هایم را زدم ناله‎های ربنا یا ربنایم را زدم بعد از این یک ماه هر چه شد دگر پای خودت من برای بنده بودن دست و پایم را زدم حال میخواهی ببخش و یا که میخواهی نبخش من که هر شب آمدم اینجا صدایم را زدم دست خالی ، کیسه خالی ، گردن کج ، بارها بر در میخانه ات دست گدایم را زدم پیش مردم آبرویم را مبر ؛ من هر کجا... ... رفته ام حرف کریمی خدایم را زدم کاشکی باور کنی مردانه توبه کرده ام کاشکی باور کنی قید خطایم را زدم...



کتابخانه مونس تنهایی ها و یاری شفیق برای ن نایان است.

درخواست حذف اطلاعات




«دیر به کتابخانه آمدی!» این جمله ای است که گهگاه با آن خودم را عتاب می کنم. من به مرور بینایی ام را از دست دادم اما کتابخانه و نفس کشیدن با ن نایان و همراهی و خدمت رسانی به آنها به کالبدم جانِ تازه ای داد. مگر می شود لحظات بی نظیر و اتمسفر زیبای حضور در بخش ن نایان را با تمام وجود حس کرد اما حسرت دیر آمدن را نخورد؟ پس بهترین پاسخ برای این دریغ می تواند این باشد که: «دیر آمدم اما حالا که آمدم تمام تلاشم را می کنم»...



((فرزانه کوتی))

درخواست حذف اطلاعات




آمدم حادثه ای با غزل آغاز کنم خواستم راز دلم را به تو ابراز کنم ظاهرا شعر نمی خوانی و من مجبورم پیش چشمت گره از روسری ام باز کنم...



کریم تر از حاتم

درخواست حذف اطلاعات




حاتم را پرسیدند که :«هرگز از خود کریمتر دیدی؟» گفت: «بلی، روزی در خانه غلامی یتیم فرود آمدم و وی ده داشت. فی الحال یک بکشت و بپخت و پیش من آورد. مرا قطعه ای از آن خوش آمد، بخوردم.» گفتم : «والله این بسی خوش بود.» حاتم ادامه داد: «غلام بیرون رفت و یک یک را می کشت و آن موضع را می پخت و پیش من می آورد و من از این موضوع آگاهی نداشتم. چون بیرون آمدم که سوار شوم، دیدم که بیرون خانه خون بسیار ریخته است. پرسیدم که این چیست؟» گفتند: «وی همه ان خود را بکشت.» وی ر...



فصل نو

درخواست حذف اطلاعات




دنیا حس حول محور من میچرخد... خدایا شکرت.. برای هادی جانم: من تمام راه را به عشق تو کوتاه آمدم... حالا آسمان زیر پایم است…...



آمدم آمدی رفت ...

درخواست حذف اطلاعات




می دانم که همین حوالی هستی ... می شد مثل گذشته ها چشم هام را ببندم و باز کنم و توی هواپیما نشسته باشم بی خبر به سمت تو ... اگر هزار و یک اتفاق نیفتاده بود ... که افتاده ......



60.گم کرده راه...

درخواست حذف اطلاعات




تو به ناز ه ای... من به ناز تو دل و دین داده ام... نازنین ، بر سنجاب شاهی ه ای... من به خس و خاشاک این ره پای کوبان آمدم......



آه آهت هم که ما رو کشته!

درخواست حذف اطلاعات




«آه آمدم نبودی رفتم آه» عزیز دل ! ما به این طرز گشاد نویسی کلمات تو میگیم جر خوردگی کلمات، نه شعر! خواهشا چاپشون نکن!...



کوشش چه سود گر نکند بخت یاوری...

درخواست حذف اطلاعات




ما را شکایتی ز تو گر هست هم به توست کز تو به دیگران نتوان برد داوری... . آمدم بنویسم از کمترین لذتهای مادری محرومم، این را دیدم... پی نوشت: ممنونم از احوالپرسی ها......



کاش من جسور بودم

درخواست حذف اطلاعات




کاش من کمی جسور تر بودم. در که باز و تو را از دور دیدم، کاش به جای سلام و آن لبخند بی رنگ ِ احمقانه، می آمدم جلو و سر می گذاشتم روی ات و می گفتم: «دوستت دارم». مگر دیگر وقت برای این سلام و احوال پرسی ھای مس ہ نبود؟! کاش در را دیرتر می بستم. در آن عصر گرم ِ طوسی رنگ، کاش در را دیرتر می بستم و رفتن و دور شدنت را بیشتر نگاہ می . کاش نمی گذاشتم بروی، وادارت می به حرف زدن، به لبخند زدن. کاش چشم نمی یدم و زل می زدم به چشم ھایت و می گفتم: «ھمش از عصبانیت بود، فرا...



مذهبی : آمدم پشت در خانه ی آقای کریم..

درخواست حذف اطلاعات




آمدم پشت در خانه ی آقای کریم.. آمدم پشت در خانه ی آقای کریم.. میکشم بر سر خود خاک کف پای کریم...در این خانه ز مقدار نباید دم زد... با همه فرق کند شیوه ی اهدای کریم... من فقط آمده ام سیر نگاهش م.. کارمن نیست سرودن ز سجایای کریم.. انبیاءپشت در خانه ی او صف بستند.. در خود عرش بود مرتبه و جای کریم... نان این خانه به ما عزّت و شوکت بخشید..به جهان ف کنند خیل گداهای کریم.. ما گدای پسر ارشد حیدر حسنیم.. پس امید همه ی ماست به مولای کریم... میرود دل به همان جا که تعلّق دا...



متن زیبا

درخواست حذف اطلاعات




دل س ام من به روی تو در دل من هست آرزوی تو وقت آینه باشدم اگر می نشاندم رو به روی تو جان جان جان از همه جهان می کشد دلم پر به سوی تو دل به دل ز تو، تا تو آمدم قبله گاه من، خاک کوی تو من که عاشقم، مست و سرخوشم جرعه می کشم از سبوی تو گنج آرزو در دل منی در دلم کنم جستجوی تو جان جان جان از همه جهان می کشد دلم پر به سوی تو...



مناجات ماه رمضان ، عبد رو سیاه ، شاعر رسول چهارمحالی(ساقی

درخواست حذف اطلاعات




مناجات ماه مبارک رمضانشعر:عبد روسیاهشاعر:رسول چهارمحالیسبک:کجائید ای شهیدان خ ...................................خداوندا،خداوندا،خدایا...........................خدایا عبد شرمنده منم منمببین درمانده ، سر افکنده ام منکنون من آمدم پیشت گ مبادا این گدا،از در برانی...............................من هستم رو سیاه،تو رب عالمانا العبد ذلیل،تو مولای منغیاث المستغیثینی خدایاتو بر درماندگان یاری خدایا.............................نمک خوردم نمکدان را ش تمکنون من آمدم چون عاجز هستمتویی آنکه کنی بر من ع...



حلقه ام..

درخواست حذف اطلاعات




تمام شد !!... من به عقدِ غم ها در آمدم! نگاه کن .. این "حلقه ی " اشکِ من است به انگشتم که تا ابد خُشک نمیشود. . . . . . آهنگ سلام از (عمران) !!...



اثر جدید

درخواست حذف اطلاعات




وقتی بودی، نبودم وقتی آمدم، رفته بودی حساب لحظه ها را چه بی تابانه از دست دادم! روزگاری که می توانست با تو همیشه بهاری باشد اما بهار هم بی تو سپری می شود! س.ط...



چشم هایم می خندید

درخواست حذف اطلاعات




چند روزی می شد که حس می نگی ام گم شده است. لطافتم، لبخندم، لاک خوشرنگ ِ روی ناخن های پایم، بافتن موهایم... همه و همه را گم کرده ام. حتی دفترچه ی صورتی ِ اه م یتیمانه گوشه ای رها شده بود و اه ِ درونش هم غریبانه خاک می خوردند. چند روزی می شد که حس می خسته ام. مثل مرد بد اری که یک دستش درون جیب شلوارش است و با دست دیگرش سیگار دود می کند و زل زده به صحنه ای در روبرو که انگار هیچ جز خودش نمی بیند. مثل همین مرد که نگاه می کند، ولی آدم ها را نمی بیند. می شنود ام...



نقد شعر

درخواست حذف اطلاعات




من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم چشم بیمار تورا دیدم و بیمار شدم فارغ از خود شدم و اناالحق بزدم همچو منصور یدار شدم غم دلدار فکنده است به جانم شرری که به جان آمدم و بازار شدم در میخانه گشائید به رویم شب و روز که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم جامه زهد و ریا کندم وبر تن قه پیر اباتی و هشیار شدم واعظ شهر که از پند خود آزارم داد از دم رند می آلوده مددکار شدم بگذارید که از بتکده یادی م من که با دست بت میکده بیدار شدم ******************* در نقد شعر ذیل : " تو به خ...