پیدا





است وقتی

میلاد عشق

درخواست حذف اطلاعات




سرزمین عشق را دوباره می سازم تا بدانم عشق مرا به دنیا ی تو می رساند وقتی هنوز در بی قراری های خودم سر در گم بودم وقتی نمی دانستم جاده ی عشق از کدام سوی به مرز دوستت دارم می رسد وقتی دنیا ی پریشانی های آدم ها را می دیدم وقتی گذشت های آدم ها را در برابر خطای معشوق می دیدم وقتی آنقدر دلتنگت می شدم که اشک میهمان صفحه ی آسمانم می شد وقتی در ته همین دلتنگی در ته تب های شدید عشق فقط به یاد تو تاب می آوردم وقتی به دنبال دلیل این بی قراری ها هر جایی را جستجو...



❤تقدیم به پدرم❤

درخواست حذف اطلاعات




وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده ! وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده ! وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه... و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری بابایی تو این وب هیچ وقت نمی بینی ولی امیدوارم بخاطر تموم اذیت هام تموم کم توجه ی هام ببخشیم اولین عشق هر دختری باباشه و اولین قهرمان هر پسری هم باباشه سلامت...



دیگه شروع شد

درخواست حذف اطلاعات




وقتی تحمل تموم نشده و بهت میگم عزیزم اون موقع بدون هیچ نمیتونه با این غلظت عشق بهت بگه عزیزم.. ولی وقتی تحملم رو تموم کنی،و از پیشت نرم و باز بهت بگم عزیزم اونوقت خودمم از خودم میترسم .. حالا هم عزیزم وقتی عصبانیم یکاری کن ت نباشم چون اگه ت باشم فکر میکنم و اون موقع اصلا خوب نیست .. از پنجشنبه ی برنامه جدید دارم ک خودمم برای اولین بار دارم تبدیل ب این ادم...



حس

درخواست حذف اطلاعات




یکی از بدترین حس هایی که وقتی میام بهم میده اینه که وقتی میرم سر میزنم به دوستای قدیمی و میبینم چند سال هست نمینویسن یا حذف و خبری ازشون نیست خیلی حالم گرفته میشه... خیلی بده...



روز مبادای عشق

درخواست حذف اطلاعات




آهای تویی که به من می گویی احساسم را بگذارم برای روز مبادا اصلا روز مبادا چه طور روزی هست ؟ تو می دانی ؟ وقتی دنیای رنگی آدمها را میبینی و با خودت می گویی خدایا پس من چی ؟ وقتی به خوشبختی رسیدن آدم های گنا ار روزگارت را میبینی و با خودت می گویی خدایا فرق من با این آدمها وصف ناپذیر است ؟ وقتی می دانی در پشت خوشبختی بعضی آدم ها یک دروغ بزرگ پنهان شده که تو می دانی اما از ترس نابود نشدن خوشبختیش سکوت می کنی و با خود می گویی خدایا نمی خواهم با دروغ به ...



نگران آینده نباشیم وقتی میشه از حال لذت برد

درخواست حذف اطلاعات




سلام به همگی. چرا دائم باید به فکر آینده بود و از حال لذت نبرد. چرا خیلی وقت ها عادت داریم لذت های حال رو فدای نگرانی های آینده کنیم. تا وقتی میشه از «حال» لذت برد، نگرانی های «آینده» جایی ندارند در زندگی....



دوستت دارم خدا جونم

درخواست حذف اطلاعات




وقتی ارامش نداری ،تازه صدر آرامش های قبلی رو که داشتی میفهمی میدونم وقتی همه چیز درسته نباید بترسم اما میترسم ته دلم خالیه نگرانم یه چیزی درست نباشه اگه به همه اطمینان داشتم خیالم راحت بود خدایت از تو کمک میخوام بهم ارامش بده تا مثل همیشه کار درست رو درست انجام بدم دوستت دارم خدا جونم...



انتظار

درخواست حذف اطلاعات




وقتی یه کاریو میکنی که ٥٠٥٠مردد بودی انجام بدی بعد نشستی منتظر نتیجش خیلی سخته سخته وقتی ادما مسوولیت نمیپذیرن شاید یه نفر از نگرانی حالش بدشه میدونم کاری که انجام دادم خودش یه نوعی مسوولیت ناپذیریه نباید دیگرانو متهم کنم ولی خداجونم خاهش میکنم خاهش میکنم همه چی بخیر بگذره خدایا ماست میکنم...



رفتی برنگرد ...

درخواست حذف اطلاعات




دیگر هیچوقت برنگرد نه امروز نه فردا و نه هیچ زمان دیگری وقتی رفتی پشت سرت را نگاه نکن وقتی رفتی به من فکر نکن نگرانی هایت هم پیشکش خودت تو اگر نگران من می شدی حرف رفتن نمیزدی دیگر برایم مهم نیست عزیزم ، جانم هایت را ج چه ی میکنی مهم این است که باور که تو رفته ای و تنهایی رفیق شفیقم برگشته دلم را توجیه می کنم با حرف حساب :او رفت چون دوستت نداشت پس بی ت نکن و تو ...برو و با نبودن هایم خوش باش بی وفا......



20 هزار فرسنگ زیر دریا - آسمان - زمین....

درخواست حذف اطلاعات




همسایه شازده کوچولو بودیم روی اخترک " 1326ج.ک" انقدر نزدیک که واسه قهوه سر صبح آب جوش ازش می گرفتیم و توی کندن بائوباب ها بهش کمک می کردیم داستان اصلی جای دیگه ای بود ولی ما توی یه مکان فرضی و فرعی با هم خوش بودیم ی از ما خبر نداشت کتاب رو که بستند ما هم بار و بندیلمون رو جمع کردیم و رفتیم تو لغزیدی قاطی قصه های پریا، پری دریایی شدی و من دختر ناخدای هفت دریا همچنان هر دو دور افتاده..... تو ملوان ها رو مست و مسحور به قعر دریا می کشوندی من یکی یکی غرق شدن...



حرفهای عاشقانه

درخواست حذف اطلاعات




امشب گریه میکنم .گریه میکنم برا تو برای خودم برای تموم اونایی که خواستن گریه کنن نتونستن. برا ی تمام اون چیزی که خواستی ونبودم خواستم وبودی. امشب گریه میکنم به وسعت دریا به وسعت بیشه به وسعت دل عاشق.برای تو...برای تو....و به پاس احترام تمام تحقیرهایی که از دیگران شنیدم وهنوز ش ت نخوردم نمی نویسم ..... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی حرف نمی زنم .... چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی نگاهت نمی کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی صد...



مامانم زودتر برگرد❤️❤️❤️

درخواست حذف اطلاعات




دومین سحره و من بابا تنهاییم جای مامان واقعا خالیه❤️❤️افطار امروز خواهر سفره داره و مامان از دیروز رفته اونجا...ببینم میتونم کاری کنم شبو اونجا نمونه خودش نمیدونه ولی وقتی نیست همه چیمون لنگه????مثلا روز اول رمضون بود من و بابا سر سفره افطار تنهای تنها بودیم جالبترشم اینه هیچ کدوم حتی شامم نخوردیم من که داشتم ضعف می ولی وقتی دیدم بابا نخورد انگار منم با خودم لج کرده بودم لب به هیچی نزدم????مامانم عشقم زودتر برگرد خونه????????...



برنده ها هیچ گاه تسلیم نمی شوند

درخواست حذف اطلاعات




دو پسر بچه در حال قدم زدن در کنار جاده ای بودند که چشمشان به دو بشکه شیر که برای فروش به شهر می بردند، افتاد. پسر های در هر بشکه یک قورباغه انداختند. قورباغه اول با خود گفت:"خدایا!من که تا به حال در شیر شنا نکرده ام. در پوش را هم که به خاطر سنگین بودنش نمی توانم کنار بزنم.:و خود را رها کرد. وقتی در شهر، در بشکه آب را برداشتند. با یک قورباغه مرده مواجه شدند. اما قورباغه بشکه دوم با خود گفت:"من نمی توانم در بشکه را کنار بزنم، اما می توانم شنا کنم."و آن قد...



آرزوهای محال

درخواست حذف اطلاعات




دوست داشتم پسرمونم مثله تو باشه چشماش مثله تو مشکی موهای مشکیمثله تو اخم ه،مثله تو یهو الکی سر چیزایه بیخودی نق بزنهمثل تو لباس بپوشه مثل تو دنبال ورزش باشهمثل تو به تیپش اهمیت بدهمثل تو همیشه ساعتش رو دستش باشهبوی عطرش همیشه جولو تر از خودش بیاد دقیقا مثله تو...ولی دلم میخواست یهسری چیزارم از من یاد بگیره مثلا وقتی عاشق میشه به خودش قول بده همیشه عاشق بمونه..مثلا وقتی میدونه یکی بدون اون خوشحاله بهش گیر نده و هی نره سمتش...کاشکی یاد بگیره عاش...



دل تنگم

درخواست حذف اطلاعات




وقتی دلم تنگ میشه میخوام پیام بدم و بنویسم واسش ولی میترسم ????...



دل من راهش را می شناسد

درخواست حذف اطلاعات




گاهی از عشق می گویی گاهی از فراق گاهی از دوست داشتن گاهی از دوستی من نمی دانم چرا زبان تو را نمی فهمم ای ی که فقط وقتی روزگار بر وفق مرادت هست عاشقی انگار یا عشق را نمیشناسی یا بد به تو آموخته اند آدمهایی که با حال خوب عاشقند و با حال بد فارق بیمار سفتانی هستند که فقط برای خالی نبودن لحظه های نابشان دیالُگ های عشق را بازی می کنند بسیار تلاش تا عشق نابم را به فراموشی بسپارم اما فهمیدم خدا بیهوده باعث ایجاد نفاق بین ما نمی شد آری من مهربانم را با ت...



یکی هست هوامو داشته باشه

درخواست حذف اطلاعات




چه قدر حس خوبی وقتی همه چیز رو می سپاری دست خدا و خودت آسوده خاطر زندگی می کنی :) ---------------------------------------------...



نگاهتو از من نگیر

درخواست حذف اطلاعات




دوستت دارم را برای من هجی کن اصلا آموخته ای هجی را ؟ اصلا می دانی معنایش چیست ؟ اصلا می دانی فرقش با دوستت دارم از روی هوس چیست ؟ شاید ندانی شاید نیاموخته باشی چون اگر آموخته بودی می دانستی وقتی ی در نگاهت غرق می شود دیگر خودش نیست روحش فریاد می زند دوستت دارم را آن نگاه بی خیال همه ی بدی های اطراف تو شده آن نگاه نسبت به تمام مانع های اطرافت بی اهمیت شده آن نگاه می خواهد به تو بفهماند باشی یا نباشی دوستت دارم آن نگاه یادت هست ؟ یا باز هم فراموش کر...



وقتی خوابم نمی بره...

درخواست حذف اطلاعات




یه دیوونه اینجاس که با فکر تونفس میکشه،زندگی میکنهحواسش توو چشمای تو گم شدهنمیخوابه، یکدندگی میکنه:)...



نَگین بچه دوم بودن خوبه خوش به ح شش

درخواست حذف اطلاعات




وقتی بچه بودم یاد گرفتم تنها تاب بخورم چون از بابام بدم میومد نمیتونستم بگم بیا منو تاب بده و عاشق مامانم بودم و وقتی بهش میگفتم منو هل بده میگفت کمرم درد میگیره وقتی خواهرت هم سن تو بود میتونستن ولی الان سنم بالا رفته و اگه هم دلش میسوخت دو تا هل میداد میرفت و وقتی من با خنده بر میگشتم ببینم چرا یهو تاب وایسادع میدیدم که دوباره پستم خالی شده در صورتی که اون موقع ها مامان ٣٨سال داشت...میدونی برای من تنهایی یه معنی دیگرو داره ناراحت کنندس که از ...



سوختن

درخواست حذف اطلاعات




سوختن حال من استشاعری بال من استمن پی عشقم و عشقهم به دنبال من استباز کن پنجره راآسمان مال من استدیدن روی خوشتشرح هر فال من استیادی از یارت کنحال تو حال من استای که از روز ازل ت لال من استبه سراغ من مستآن که دجال من استترسم آید وقتیکه دگر سال من است...



83. خسته شدم از این قوی بودن لعنتی..

درخواست حذف اطلاعات




یه شب خنک بهاری، توی ماشین با آهنگی که دوس دارم، وقتی باد داره میخوره توی موهام، حس کنم اونقدر پشتم گرمه که میتونم به اندازه همه ی زندگیم تا الان ضعیف باشم.....



کولر و بابا

درخواست حذف اطلاعات




بابام وقتی از سر کار میاد خونه اولین کاری که میکنه دست به دیوارا میزنه ببینه مرطوبه که کولر روشن کردیم یا نه!!!!! خیلی حرفه ای شده...



شهادتنامه

درخواست حذف اطلاعات




دعایی که همان لحظه اجابت شد خبرگزاری فارس: وقتی به دقت به پیکر شهید نگاه ، در دستش خ ری را دیدم که نوک آن روی دفترچه قرار داشت . همان لحظه کنجکاو شدم آ ین جمله ای را که نوشت بخوانم . خم شدم و خ ر و دفترچه را از دستش در آوردم . همه سرشان با صدای انفجار خم ی 60 و سرو صدای پیک دسته از سنگر ، بیرون آورده بودند . چهره وحشت زده پیک که به زحمت می توانست حرف بزند همه را ترسانده بود . یکی از بچه ها که از سنگر بیرون پرید و رفت به سمت سنگر فرماندهی دسته . با چهره ی ر...



دیر

درخواست حذف اطلاعات




میدونی بعضی چیزا اگه از دهن بیوفته دیگه فایده نداره ...مثل چایی که تو لیوان مورد علاقه ات واسه خودت ریختی و گذاشتی لبه ی میز، اگه دیر بری سراغش سرد شده، اونقدر سرد شده که دیگه نمیتونه خستگیِ روزی که گذشت رو از تنت دربیاره، یا غذای مورد علاقمون اگه حواسمون پرت یه چیزی بشه دیر بریم سراغش میبینیم سرد شده اونقدر سرد شده که قابل خوردن نیست! ی این روزا غذای سرد نمیخوره،حتی اگه از غذاهای مورد علاقه اش باشه، اونوقت حتی اگه دوباره گرمش کنی بعدش میبینی ...



توصیه های عشق

درخواست حذف اطلاعات




مهربانم بیا تنهایی هایمان را با هم تقسیم کنیم بیا در خیالمان هم شده تو آن سوی جاده من این سوی جاده نباشیم لطفا دیگر نگو رویا یی شده ام چرا دیگران می توانند در رویا هایشان غرق شوند اما من نمی توانم ؟ تو رویا ی من را درک نمی کنی تو احساس ناب را نمی فهمی گاهی انسان ها باید بی خیال همه ی دقدقه های واقعی شوند حالا به نظر تو اگر من بی خیال رویا هایم شوم کدام یک از مشکلاتم حل خواهد شد ؟ و دیگر اینکه تا وقتی درون واقعیت ها ایستادگی می همین آدم ها می گفتند ...



زنها

درخواست حذف اطلاعات




زن ها هم تا یک جایی تحمل دارند وقتی دیدی زنی پیام هایش بیشتر شد لبخندهایش طولانی شد لباس هایش خوش رنگ تر شد ناز هایش بی وقت شد شاید تحملش تمام شده حرفی نمی زند تو چیزی بگو ... ؛ #فرید_صارمی...



واقعیت های عشق نابود کننده شده

درخواست حذف اطلاعات




مهربانم چگونه برایت بگویم که از دنیا ی واقعی نوشتن چقدر سخت است دنیا ی واقعی پر از درد هاییست که هیچ درمانی برایش نیست از دنیا ی واقعی نوشتن یعنی از کوته فکری برخی آدمها یعنی نقاب جهل بر چهره زدن های برخی آدم ها از واقعیت نوشتن یعنی خواستن ها و نشدن ها یعنی توانستن ها و نگذاشتن ها از دنیا ی واقعی برایت بنویسم می شوی همدرد ؟ می شوی همراه ؟ نه آنقدر دنیا ی واقعی سخت و طاقت فرساست که هر انسانی را از انسانیتش پشیمان می کند آری می خواهم این گونه بگوی...



کنارت

درخواست حذف اطلاعات




وقتی ی در کنارت هست، خوب نگاهش کن به تمام جزئیاتش... به لبخند بین حرف هایش.. به سبک ادای کلماتش، به شیوه ی راه رفتنش،نشستنش.. به چشم هاش خیره شو.. دستهایش را به حافظه ات بسپار... گاهی آدم ها انقد سریع میروند، که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند.......