پیدا





اندر

هم شکر اندر شکری

درخواست حذف اطلاعات




هم نظری هم خبری هم قمران را قمری هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری هم سوی ت درجی هم غم ما را فرجی هم قدحی هم فرحی هم شب ما را سحری مولانا...



فرود- فراز

درخواست حذف اطلاعات




گاهی باید برگشت و مرور کرد همه چیز را. هنوز هم گذشته ها زیباترند... * عمری دگر بباید، بعد از وفات ما را کاین عمر طی نمودیم، اندر امیدواری اندر امیدواری......



شاهدخت3:)

درخواست حذف اطلاعات




کاش کان دلبر عیار که من کشته اویم بار دیگر بگذشتی که کند زنده به بویم ترک من گفت و به ترکش نتوانم که بگویم چه کنم نیست دلی چون دل او ز آهن و رویم تا قدم باشدم اندر قدمش افتم و خیزم تا نفس ماندم اندر عقبش پرسم و پویم دشمن خویشتنم هر نفس از دوستی او تا چه دید از من مسکین که ملولست ز خویم لب او بر لب من این چه خیالست و تمنا مگر آن گه که کند کوزه گر از خاک سبویم...



یار مجازی

درخواست حذف اطلاعات




یده چون جان می روی اندر میان جان من سرو امان منی ای رونق بستان منچون می روی بی من مرو ای جان جان بی تن مرو وز چشم من بیرون مشو ای شعله تابان منهفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان منتا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان منبی پا و سر کردی مرا بی خواب و خور کردی مرا سرمست و خندان اندرآ ای یوسف کنعان مناز لطف تو چو جان شدم وز خویشتن پنهان شدم ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان منگل جامه ...



ان مان نویسی های یک بی رنگ

درخواست حذف اطلاعات




آقای ستار،میگم این مشکل "ه ره" و خود ره خالی گریبان گیر این "آقای" پشت اسم شما هم شده،بیا یک لقب در خور شان و شخصیت خودت برات بزاریم بی "ه ره" بی خود ره، بی منت و آقا بالا سر،هان؟ مثلا بگیم اونی که بی روی رخت ارامم نیس؟یا مثلا شکر اندر شکر اندر شکر؟ اصلا این ان مان بازی هارو بزاریم کنار،ستی ال ه،ستی المقام فراهانی،ستی کبیر،یا ستیف(بر وزن ظریف) یا ستیانی (بر وصف )،ستی خان چطوره؟از این خان هایی که بعدا شاه نمی شن،خان تحبیب،چطوره ستی جان؟آقای ستی! آه...



مهتاب دگر

درخواست حذف اطلاعات




مهتاب دگر امشب زفراقش دل ماخـــواب دگر داشت اندر غم او چشم تـــــرم آب دگــر داشت خون بسته به چشمم ز فــراق رخ محبوب گریان ز فروغ رخ او تاب دگـــــــرداشت زیباصفتان را همه در چشم تــــرم تـار گــویا که دلم پرتــــــو مهتاب دگر داشت هرگز دل من شوق دگـــرها نتوان داشت محبوبه ی من سلسله قلّاب دگر داشت اندر دل من شوق سرِ هیچ ی نیست لیلی دهنش شیره ی عنّاب دگر داشت بـوسیدن و بــوئیدن گلبــوی بناگـــــــوش حقّا که لب یــار میِ ناب دگــــــر داشت ...



فقط می پیچونم

درخواست حذف اطلاعات




همه تو پیچن پیچ اندر پیچه و من تنهام...



چرتـ اندر ت و پرت

درخواست حذف اطلاعات




برای اینکـه پست های دقیانوسی دو سه سال پیش بره تو افق فعلا پست چرت، آپ میشه. و السلام. ____...



چه هشیار و چه مست

درخواست حذف اطلاعات




چون نیست حقیقت و یقین اندر دست نتوان به امید شک همه عمر نشست هان تا ننهیم جام می از کف دست در بی خبری مرد...



رلف خم اندر خم....

درخواست حذف اطلاعات




اون روزی یه چند دقیقه هم مورد تعلیم قرار گرفتیم من باب بافتن مو. کار بس جالبی ست انصافا......



no.213

درخواست حذف اطلاعات




اندر سوتیه معلم: بچه ها امروز میخوام درسه جــقــید بدم???????????????????????? منظورش ″جدید″ بود ولی رید???????????? تا گف من پاچیدممم اخه هیچیم نه ″جج قققیییید″!؟!????????...



کو شب و روز

درخواست حذف اطلاعات




مائیم و هوای یار مه رو شب و روز چون ماهی تشنه اندر این جو شب و روز زین روز شبان کجا برد بو شب و روز خود در شب وصل عاشقان کو شب و روز #مولانای_جان...



چه هشیار و چه مست

درخواست حذف اطلاعات




چون نیست حقیقت و یقین اندر دست نتوان به امید شک همه عمر نشست هان تا ننهیم جام می از کف دست در بی خبری مرد چه هشیار و چه مست...



مش جعفر:اندر حکایت انتخابات شوراها ی شهرمهاجران

درخواست حذف اطلاعات




به مش جعفر گفتند: مشتی چرا ک د نشدی؟ ترسیدی رای نیاری ضایع شی ؟ جواب داد: نه جان شما پول اتو بوس وناهار نداشتم ....!...



اندر احوالات توییتر

درخواست حذف اطلاعات




من آن توام مرا به من باز مده :) #الان تموم حسای عاشقانم گل کرده اصن نمیخام دست از شعرای عاشقانه بردارم برام خیلی جالبن لامصبا مشخصه دارم ریاضی میخونم ؟...



مولوی

درخواست حذف اطلاعات




حرف زدن خیلی آسون شده...مولوی قبلاَ میخواست به یکی بگه"چرت نگو"،میگفت:"این چه ژاژست این چه کفر است و فشار /پنبه ای اندر دهان خود فشار"ولی الانما سریع میگیم زر نزن باو :/...



فقط یه روز

درخواست حذف اطلاعات




اگه یه روز به زندگیم مونده باشه میرم سازمان صدا و سیما،دست اندر کارای برنامه ی مضحـــک"جشام بازه"رو پیدا میکنم ،ازشون میپرسم چجوری میتونن اینقدر شروور به هم ببافن و بعدم آتیششون میزنم...



از دوست به یادگار دردی دارم ...

درخواست حذف اطلاعات




ای دوست قبول ام کن وجانم بستان مست ام کن و از هر دو جهانم بستان با هر چه دل ام قرار گیرد بی تو آتش به من اندر زن و جان ام بستان ای زندگی تن و توان ام همه تو جانی و دلی، ای دل و جان ام همه تو تو هستی من شدی از آنی همه من من نیست شدم در تو، از آن ام همه تو باز آی که تا به خود نیازم بینی بیداری درازم بینی نی نی غلط ام که خود فراق تو مرا کی زنده رها کند که بازم بینی. . . هر روز دل ام در غم تو زارتر است وز من دل بی رحم تو بی زارتر است بگذاشتیم، غم تو مگذاشت مرا ح...



سال نو مبارک

درخواست حذف اطلاعات




سال نو مبارک ضمن تبریک میلاد بانوی دو عالم، ام ها، حضرت فاطمه زهرا (س)، سالی سرشار از بهروزی و کامی سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام سال م فال نیکو مال وافر حال خوش اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام...



اندر خم همان کوچه

درخواست حذف اطلاعات




تا تموم نکنم از اتاق بیرون نمیدم حتی برای ناهار ینی چی من هنوز تموم ن :/ کامنتاتونم بعدا ج میدم:| پی نوشت : زر زدم:| از هم زود تر رفتم برا ناهار از همه هم بیشتر خوردم:| مرغ ترش بود میفهمییییی؟:/...



خانه داری

درخواست حذف اطلاعات




پیشنهاد دهنده: خانم مقصودلو ، کتابخانه سرخنکلاته از کوزه همان تراود که در اوست...ع روی جلد را ببینید و سپس محتوای کتاب را حدس بزنید!شاید اغراق نباشد اگر بگویم هفت - هشت صفحه ابت کتاب را دو یا سه بار مرور تا موتور خوانشم برای این کتاب روشن گردد. فضای داستان که حاکی از روایت دو خواهر یتیم بزرگ شده توسط شان می باشد در جامعه ای نه چندان دارای هارمونی اجتماعی، عمدتا فضایی سرد و بی روح بود. ( ع روی جلد )نمی خواهم بگویم نوعی پژمردگی و یا افسردگی بر این ک...



پیامک مناسبتی

درخواست حذف اطلاعات




یعنی سال اندر سال هم به گوشیت مسیج نیاد وقتی منتظری یه نفر بهت اس بزنه کلِ نهاد های مختلف هر نیم ساعت پیامک میزنن درمورد ماه رمضون_و غیره برات سخنرانی میکنن :/ [خنده][خنده][خنده]...



شعر...

درخواست حذف اطلاعات




اگرچه دل به ی داد، جانِ ماست هنوز به جـان او که دلــم بر سر وفـاست هنوز ندانم از پی چندین جفــــا که با من کرد نشان مهـــر وی اندر دلم چراست هنوز؟ به راز گفتم با دل : ز خاطـــــرش بگذر جواب داد فلانی ازان ماست هنـوز .. #یارررااا????????...



اشعار امتحانی

درخواست حذف اطلاعات




خدوندا به حق نیک مردان که نمره ی نوبت دوم را نیک گردان مکن ما را از این 20 محروم مراقب را احمق و نادون دوستی ده که سوالات امتحان را بازگوید معلم هم نیاید بازجوید ------------------------------ تو را تقلب رهاند درست در نمره ی 20 ببایدت جست چو خواهی که ی از زیر چشم مراقب رها سر اندر نیاری به دفتر معلما به روش های متفکرانه تقلب راه جوی مغزت از ریاضی و فیزیک بدین آب شوی ------------------------------ روزی سر جلسه امتحان با آه و سوزی شنیدستم که مراقب کینه توزی چنین می گفت با معلم ...



اوس مهدی رفته دهات

درخواست حذف اطلاعات




امروز احسان و عمل کردیم بکمک اوس رسول داداش اوس مهدی مکانیک شهر ساعت 6مرخصش میکنه اندر احوالات منم اگه نگرانید حالم خوبه اگه ازم متنفرید دمتون گرم اگرماگر عاشقمید بحث و به ازدواج نکشونید لطفا...



اندر احوالات من و قلم(به وقت دومین روز تابستون)

درخواست حذف اطلاعات




اونقد پررو که در حالیکه هنو درست بلد نیستم نقطه بذارم و الف بکشم مینویسم «اینک شما و وحشت دنیای بی علی»:)))))))) +کتایون برام برنامه گذاشته که الگوی اشو بده خودشم اموزشی(:)))) )بگیره روزانه بفرسته منم وقت دارم تا بیست و چهار ساعت بعد(:)))) )تمرینمو تحویل بدم!...



رند نامه

درخواست حذف اطلاعات




گویند به زمان های ماضی مَلِکی بودی اندر سرزمین شام و از قوم بنی ، نام وی یوش بن امون ببودی. وی ملکی فاجر و ستمگر و در ظاهر به دین موسی ببودی ولی در باطن بت پرستیدی. آن چنان ستم وی آشکاره گشتی که مردمان دو بار بر وی بشوریدی. وی از این حرکت ایشان در خشم شدی و بسیاری از ایشان را بکشتی و گروهی دیگر را به سیاه چال اندر افکندی. کار بدانجا کشیدی که جواسیس و منهیانش وی را از عصیان و طغیان دگر باره مردمان بر حذر داشتندی. وی به حیلت و مکر خزقیا بن یوسف بن یعق...



شعر وداع با ماه رمضان (فرخی سیستانی)

درخواست حذف اطلاعات




رمضان رفت و رهی دور گرفت اندر بر خنک آن کو رمضان را بسزا برد بسر بس گرامی بُوَد این ماه ولیکن چکنم رفتنی رفته به و روی نهاده بسفر سبکی کرد و بهنگام سفر کرد و برفت تا نگویند فروهشت بر ما لنگر رمضان گر بشد از راه فراز آمد عید عید فرخنده ز ماه رمضان فرخ تر گاه آن آمد کز شادی پر گردد دل وقت آن آمد کز باده گران گردد سر (با حذف برخی ات)...



دیوانه و زنجیر

درخواست حذف اطلاعات




گفت با زنجیر، در زندان شبی دیوانه ای عاقلان پیداست، کز دیوانگان ترسیده اند من بدین زنجیر ارزیدم که بستندم بپای کاش میپرسید ، کایشان بچند ارزیده اند دوش سنگی چند پنهان اندر آستین ای عجب! آن سنگها را هم ز من یده اند سنگ می ند از دیوانه با این عقل و رای مبحث فهمیدنیها را چنین فهمیده اند عاقلان با این کیاست، عقل دور ش را در ترازوی چو من دیوانه ای سنجیده اند از برای دیدن من، بارها گشتند جمع عاقلند آری، چو من دیوانه کمتر دیده اند جمله را دیوانه نامی...



# اندر احوالات من درون و درون

درخواست حذف اطلاعات




بریم که یک عدد شامِ خفن را بزنیم بر تن و بدن مبارک ! حالا بماند که وجدان جان هی نهیب میزند که رژیم بابا رژیم ما هم نهیب های وی را به هیچ جایمان حساب نمی کنیم و میرویم که مثل یک عدد بز سامورایی شام بخوریم ! گور بابای رژیم + چقدر ماشالا اراده دارم واسه کم وزن :/ خعلی دیگه اراده ! خدای ارادم اصن...