پیدا





اونجا

برررررررگشتم....

درخواست حذف اطلاعات




من برگشتم.... ببخشید..... اول باید سلام کنم.... سلام.... ممنون از همتون که وبلاگمو تنها نذاشتید..... باتشکر...... از طرف مریم.... نمیدونید چقدر شلوغ بود اونجا..... واسه همتونم دعا .... جای همتون خالی بود.... دلم واستون تنگ شده بود.... از ساعت ۸ صبح بیرون بودیو تا ساعت ۹ شب..... برگشتم هتل عین جنازه ها افتادم رو تخت..... یه عالمه عرب اونجا بود..... واقعا اونا چند برابر ما ایرانیان هستن.... خب..... فعلا حرفی ندارم تا بعد..... بای بای...



ایقد شلوغه

درخواست حذف اطلاعات




زن و مرد ریختن تو هم بی غیرتا دارم بر میگردم مدرسه پیش خونمون رای بدم اونجا شاید خلوت تر باشه بوم و نذر سرت ناز بانوم...



سال سوم

درخواست حذف اطلاعات




توی رشته پزشکی سال سوم مهمه.چون یه امتحان جامع از همه اون چیزایی که توی این سه سال خوندی رو باید بدی تا بتونی وارد مرحله بعد بشی...امتحانش هم اسفند و شهریور برگزار میشه...یعنی دوبار در سال.که اگه ی توی اسفند امتحان داد و قبول نشد شهریور امتحان میده....قبلش هم حدود 40روز فرصت برای خوندن هست.ماه بهمن از راه رسید و فرصت برای خوندن.البته من خیر سرم تابستون یکم خونده بودم.خوب شروع به خوندن.اما هفته ا خواهرم سنگ کلیه گرفت و مادرم مجبور شد بره کرمان پیش ا...



135) ینگ!! :||

درخواست حذف اطلاعات




بریم بخو م :|| میدونید..سوسکه رو خیلی بد گشتم...یعنی به گونه ای که عصاره ش زده بیرون!!! اونم رو فرش!!! :| امیدوارم لک نندازه :/ اه..کی دلش میشینه اونجا بشینه دیگه :/ :d صبحتون بخیر zzzzz...



1396/02/30

درخواست حذف اطلاعات




سلام... ب دوستم خونمون بود, نتونستم بیام برات بنویسم... با اینکه خیلی حرف داشتم...دیروز با آبجیمو شوهرش رفتیم رای دادیم...از اونجام باهم رفتیم بیرونو, ناهارو بیرون شهر خوردیم....هوا خیلی خپب بود... ای کاش بودی, می بردمت همه اونجاهارو نشونت میدادم... کاش بودی... می رفتیم راه می رفتیم تو طبیعت... بم دوستم اومد خونمون تا ۵/۳۰ صبح, خونه ما بود... خونمونم کثیف بود, هیچی هم نداشتیم, نرفته بودم ید هنوز... دیگه نشستیم خیلی حرف زدیم... من از تو.براش گفتم یه ذره, اونم ...



کربلای ایران

درخواست حذف اطلاعات




سلام ... دلم برای کربلای ایران تنگ شده اگه خدا بخواد فردا صبح عازمم... دلم برا همه ی مناطقش تنگ شده امیدوارم بتونم از تک تک لحظات اونجا استفاده کنم ... دوستای خوبم به یاد همگی هستم...



نه اینکه تو سه ثانیه اول بلند شی از خواب!

درخواست حذف اطلاعات




خواب فقط اونجا که نیم ساعته داری خواب خاک بر سری میبینی و همچنان ادامه داره و داری میخو...



پست اول

درخواست حذف اطلاعات




الان حتی میتونم از پشت مانیتور میم.میم.الف رو بغل کنم.وسط یک بحث داغ ازدواج آری یا خیر یهو یادم اومد به این وبلاگ و داغ دلم تازه شد.نوشتم میم جان چطوری پسوورد وبلاگمو پیدا کنم و نوشت ایمیلت رو وارد کن.هرچقدر به مغزم فشار آوردم ایمیلم یادم نیومد با ناامیدی مطلق یوزرنیم رو وارد و یهو لبتاب جانم پسوورد رو گذاشت جلوی چشمم.خب من الان میتونم هم قربون لبتاب قدیمیم برم هم از پشت مانیتور قربونِ میم.میم.الف. من یک وبلاگ خیلی خیلی شخصی دیگه هم دارم که الب...



دهه شصتی یا دهه هفتادی مسله این است !

درخواست حذف اطلاعات




میدونی کجای دنیا سخته؟ اونجا که میبینی آدما اصلا نگاه به سنشون نمیکنن آدما اصلا نگاه به سنت نمیکنند آدم افسردگی میگیره یه جاهایی واقعا :( .........



دوهزار و صد و هفده

درخواست حذف اطلاعات




من با افراد کار ندارم و هیچ شخصی رو هم صد در صد نمیتونم بگم مورد قبولم هست اما یک موضوعی در مورد اوشو هست که اصلا صحت نداره و نمیدونم چرا چنین برداشت ساده لوحانه از ایشون شده . نه فقط در ایران که حتی در هند که خاستگاه ایشون بوده و یا ی آزاد هم در مورد اوشو نظرات غیرواقعی شایعه شده . اوشو چند ساله که مرده و نیست که از خودش دفاع کنه. منم او نیستم اما بسیاری از سخنرانی هاش رو که در قالب کتاب منتشر شده مطالعه . مهمترین کتاب ایشان در زمینه ی 3 کناب از 3 تا...



اولین دعوت افطاری ...

درخواست حذف اطلاعات




از یه هفته قبل مدیر اموزشگاهی که تدریس می و خیلی باهاشون صمیمی بودم بهم زنگ زده بود و من و م رو دعوت کرده بود برای افطاری شب یعنی شب 21 خیلی خوشحال شده بودم که به یاد من بودن ... اینقدر همه ی تیچرها تا اون روز زنگ و اس ام اس دادن و اصرار که حتما بیام که من دلم واقعا میخواست برم اخه اونجا اولین جایی بود که رفته بودم سرکار و واقعا دلم براشون تنگ شده بود وقتی به م گفتم با من و من ش متوجه شدم زیاد دوست نداره که بریم ا ش گفت عشقم اخه من اونجا نا اشنام تورو ...



گفتم بیرون نرما

درخواست حذف اطلاعات




از صبح حالم خوب بودا از بس بچه ها زنگ زدن و گفتن اینور اونور داره تخلف میشه و بیا پیشمون مجبور شدم شبی برم بیرون پیششون اونجا مجبور شدیم دنبال جور مدرک باشیم بعدشم چند جا با چند نفر بحثمون شد خلاصه شب بدی رقم خورد مثلا قرار بود آرامش داشته باشم...



و تا ۱۴۰۰ با تکرار ، تکرار نشدنی

درخواست حذف اطلاعات




آقا مسعود ؟ الکل کجا ممنوع بوده؟ انرژی از کی بوده؟ خب دست و سوت و جیغ همه شنبه ، بعد انتخابات در سرار کشور با هنرمندی مردمی ک شاد بودن و بهت و حیرت بقیه من البته حضور نرسوندم سعی دورادور لذت ببرم انور جشن و من تنها آخه من جشنم رو توی چشم تو دارم ای بلا الکل اونجا ممنوعه...



دوهزار و صد و هفده

درخواست حذف اطلاعات




من با افراد کار ندارم و هیچ شخصی رو هم صد در صد نمیتونم بگم مورد قبولم هست اما یک موضوعی در مورد اوشو هست که اصلا صحت نداره و نمیدونم چرا چنین برداشت ساده لوحانه از ایشون شده . نه فقط در ایران که حتی در هند که خاستگاه ایشون بوده و یا ی آزاد هم در مورد اوشو نظرات غیرواقعی شایعه شده . اوشو چند ساله که مرده و نیست که از خودش دفاع کنه. منم او نیستم اما بسیاری از سخنرانی هاش رو که در قالب کتاب منتشر شده مطالعه . مهمترین کتاب منسوب به ایشان در زمینه ی 3 کت...



یک روز می بوسمت

درخواست حذف اطلاعات




یک روز می بوسمت فوقش خدا منو میبره جهنم! فوقش می شم ابلیس! اون وقت تو هم به خاطر اینکه یه ابلیس تو رو بوسیده جهنمی می شی! جهنم که اومدی من اونجا پیدات می کنم! و دور از چشم خدا هروز می بوسمت! وای خدا چه بهشتی می شه جهنم!...



۳۲۹

درخواست حذف اطلاعات




نجات یافتن سودی نداره وقتی باخت زیادی نداده باشیم.تو اونجا باشروی پُلمن میامکارِ درستو انجام بدهو بعد من هردومون رو پرت میکنم پایین.بیخیال تموم اون آدمای پایینِ پُل که به منو تو ضربه زدنتموم اون تا ی هایی که سوارمون ن تموم صداهایی که شبا تو گوشامون پیچیدنما تنها نجات یافته ها میشیم.میمونی منتظرروی پُل؟آ ین بارمیبوسی منو روی پُل؟ پ.ن: قدیمی. متعلق به سال 2015...



دفتر خاطرات

درخواست حذف اطلاعات




امشب داشتم دفتر خاطرات مامانمو ، موقعی که منو باردار بوده و بعد از بدنیا اومدنم تا چند ماه بعد تولدمو میخوندم امید به زندگیم دو برابر شد :-) یه جایی ، حدودا دو ماه قبل تولدم نوشته بود ب خواب بچمونو میدیدم ^-^ با خوندنش حس خوبی بهم دست داد ، از دختر ام هم که دو سال ازم بزرگتره نوشته بود نوشته بود وقتی بدنیا اومدم هی میومده اونجا منو ببینه و سراغ نی نی رو میگرفته تجسم حال و هوای اون روزا باحال بود :))...



مکالماتمون

درخواست حذف اطلاعات




(من خطاب به دختر ) +دوستت میاد کتابخونه -آره میدونم آمارتونو داده یکی درمیون خو ن! +o_o من یه کتابخونه دیگه میرم از این به بعد -__- جاسوس چی!! - برو...اونجا هم آشنا پیدا میشه 100در100!! + :/ -تازه گفت داداش رامین و خواهرش میان کتابخونه! + o_o کل دوستات اینستا منو دارن -__- (تو یه ع ی خودمونو داداش رامین معرفی کردیم..واسه همین اینو گفته :| )...



خاطرات سفر به میشو داغی

درخواست حذف اطلاعات




امروز صبح ( ، ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶) بابام ماشین رو برد روغنش رو عوض کنه ولی تعویض روغن بسته بود اومد خونه تصمیم گرفتیم بریم رای بندازیم از اونجا هم بریم به میشو داغی، ولی رفتیم دیدیم مسجد شلوغه تصمیم گرفتیم بعد از برگشتن از مسافرت رای بندازیم، خلاصه رفتیم از تبریز به سمت میشو داغی توی راه توی صوفیان پیاده شدیم رفتیم زاده ابراهیم خلیل صوفیان ( که البته میگن زاده نیست ولی اینطور نوشته ) ظهر و عصرمون رو ش ته خوندیم، راهی میشو داغی شدیم، بعد اینکه تقر...



پریشان نویسی های یک ورش ته هنری

درخواست حذف اطلاعات




معین به از اقای صدا نباشند در نوع خودشان مقبول و محبوب هستند مخصوصا اونجا که میگه( دل من هر جا که تو باشی باهاته،عاشقی دیوونه چشم سیاته....) قر قر قر قر، ضربه ضربه حالا از اینا از اینا 1_2_3 پ.ن:میدونین بدترین لیست آهنگ چیه؟که بعد آهنگ معین، بخونه،بخونه"همین امشب فقط امشب فقط هم بغض من باش" ینی هرچی خودتو زدی به شاد بودن یه ریز میاد به همه حفظ ظاهرای امروزت...



در نمایشگاه کتاب، تهران، اردیبهشت 1396

درخواست حذف اطلاعات




اولین بار بود که به نمایشگاه کتاب میرفتم، محیط جالبی بود برام، اونجا همه ی کتاب های علمی و فرهنگی در دسترس بودن و وقتی دیدم مردم از مناطق مختلف کشور برای ید کتاب اومدن برای بیشتر خوندن و بیشتر اهمیت دادن به کتاب تشویق شدم. منم از نمایشگاه چند تا کتاب کاربردی مرتبط به رشته ام یدم و پیشنهاد میکنم شما هم نمایشگاه کتاب امسال رو از دست ندید....



عملی آرزو

درخواست حذف اطلاعات




الان تو اتوبوسم . دارم برمیگردم بجنورد بعد نوشته ی قبل تونستم م و پیدا کنم و ازش سوالامو پرسیدم . یادم نمیاد گفتم یا نه اما معرفی نامه هم گرفتم . بعدش رفتم حسن آباد . باید از دستگیره های در ع میگرفتم . از مترو که اومدم بیرون ، در واقع از سمت سعدی .. خیابونو ادامه دادن . دور چهارراه دستگیره ایران و دیدم . شلوغ بود نرفتم . رفتم یه جای دیگه که دستگیره های تلرانس و داشت . ع گرفتم بهم کاتالوگ داد . و دستگیره های جدید سرامیکی و دیدم . جلو تر که رفتم بهریزان و ...



فعلا هیچی ..

درخواست حذف اطلاعات




جناب فقط یه بیمارستان تشریف میبرن و اونجا هم فعلا مامانمو پذیرش ن . انقد که شلوغ بوده و حتی اورژانسشم جا نداشته .. فعلا مامان برگشته خونه تا تماس بگیرن و وقت بستری بهش بدن. فقط خدا میدونه وقتی دوباره دیدمش چه حالی شدم از خوشحالی. حال عمومیش خوبه فقط گاهی بی حال و بی انرژی میشه. داریم بهش میرسیم شاید فرجی بشه و پلاکتهاش بیاد بالا. ممنون از همه که جویای احوال مامانم بودین. الهی که گذر هیچ کدومتون به و بیمارستان نیفته . الهی که همیشه تن خودتونو عزیز...



روزچهارم:)

درخواست حذف اطلاعات




ساعت:۸:۱۲ عنوان های پست ها همش روز شماریه! دوستِ من..یعنی تواینهمه مدت مرخصی نیومدی؟؟؟چقدر سخته،مراقب خودت باش.مراقب وروجک هم باش که ازت نگیرنش.دوست دارم از کارایی که روزانه انجام میدین بیشتر بدونم از سختیاش و گذران وقت در اونجا.. هر چی به تابستون نزدیکتر میشیم انگار انرژیمون هم کمتر میشه و روزها ل کننده میشن.هوا هم گرم:( آ نفهمیدم ماآدم ها چرا تاب تحمل گرم و سرد رو نداریم.. دلم لک زده برا بازی اسم و بازی خط خطی.. صدای گنجشک ها همه جارو پر کرده. خ...



آسمان میشو داغی

درخواست حذف اطلاعات




اینم ع آسمان میشو داغی هستش، با اینکه اونجا هیچ درختی نبود تا توی سایه اش بشینیم این ابر ها زحمت کشیدن و برای ما سایه بان شدن، به محض اینم که سوار ماشین شدیم تا برگردیم شروع به با آسمان میشو داغی، ابر...



کتاب زبان اصلی ساندویچ لثه

درخواست حذف اطلاعات




نمایشگاه کتاب یواش یواش داره سر میرسه. فورا رفتم بن کتاب ثبت نام اما راستش ته دلم نیاز به بن بیشتر رو حس می برای همین تو فکر بودم که از سهمیه بابام استفاده کنم. اما الان که رفتم لیست کتاب هام رو آماده کنم تا روز نمایشگاه بتونم راحت انتشاراتیشونو پیدا کنم، به این نتیجه رسیدم که اکثریت کتابایی که می خوام ترجمه فارسی نداره یا اگه داره به خوبی ترجمه نشده. این شد که الان یه لیست قابل تهیه دستم مونده که به سختی همون مقدار بن دانشجویی رو هم استفاده می...



خوابم نمیبره ههه

درخواست حذف اطلاعات




موخام بیام خانوممو اذیت کنم ایقد ببوسمش که صورتش همش قرررررررمز بشه ههههههه اخجون چه اوجمجس لپای خانومم تازشم چشماش مونده هنوز چشمای ناز و قشنگشو میبوسم موووووچ موج موووووچ ههههه میخام سرمو بوتنم تو لباسش و قلبشو تند تنددتند تند ببوسم هههههه وای خدا سرمو گیر گرد تو سینش عههههه یکی منو کمک کنه واااای چه خوبه اونجا نخیررررم یکی منو کمک نکنه جای خیلی خوبی سرمو گذاشتم هههههه الهی دورت بگردم نفسم رررقلبت بوم خیلی خوشحالم هنوز خو عزیزم میدونم ...



تماس ِ خوب :)

درخواست حذف اطلاعات




تا رسیدَم خونه زنگ زدی ! از پاسآژ تلفن ثآبت . انگار تلپآتی داری کِ غیبتـت کردیـم . گفته بودم اصَن زنگ نمیزنهـ :) دو بار زنگ شُد . بار اول دستم گیر بود . کجا بودی ؟ پسر ؟ نَ دختر :) بار دوم کِ زنگ زدم گفتی خودم زنگ میزنم و با ثآبت زنگ زدی . خوشم اومَد :) گفتیم خندیدیـم . گفتی کُجا بودی گرمآ . توضیح دادم . سوال کردی .. آره آره :))) از جوجه ها گفتیـم . میگفتی کَباب کُن بخوور .. :| اونجا کِ گفتم همه چی دوس دارم . با خنده ریز گفتی شکمـوو :)) میخندید گآهی ❤️ . گفتم غیبت...



آقاجان..

درخواست حذف اطلاعات




آقاجان اول سال فرمودین: جلوی هر ی که بخواد جلوی رای مردم بایسته خواهید ایستاد بعد آرزوی شهادت کردید تحلیلگرا گفتن این یعنی ایران خودشو برا کار بزرگی داره آماده میکنه این روزها هم سر زده رفتید جمکران.. گفتید وقتی کار براتون سخت میشه میرید اونجا و گره کارتون باز میشه آقاجان ما فقط به شما اعتماد داریم یه کاری کنین ..مازورمون نمیرسه.. دارن تو روز روشن تخلف میکنن اما تنها چیزی که امیدوارم میکنه حرف شماست که مقابل ایی ک بخوان جلوی رای مردم بایستند ...