پیدا





بریم

دوست دارم همیشه

درخواست حذف اطلاعات




خودم برات بخونم، قصه ی عاشقونه / دلم برات بگویم، حرفای دلبرونه تو دلبر و ناز منی، بیا بریم به خونه / همیشه طناز منی، بیا بریم به خونه برات لا لایی بخونم، بیا بریم به خونه / شعرهای شادی بخونم، بیا بریم به خونه پشت و پناهت، بشم من / تابلوی راهت، بشم من گل های باغت، بشم من / رفیق راهت، بشم من ترانه سرا : فرج الله کردی تعداد بیت : 12 سبک : پاپ ترنس قیمت : 100/000 تومان شماره تماس : 09362860757...



# لجبازِ کچل

درخواست حذف اطلاعات




چقدر آدم بی .... ام من :/ قرار بود با هم بریم بیرون که اون کارش رو انجام بده بعد بریم منم یک عدد ید کوچولو م یهو گفت دوره و من نمیتونم بیام تا اون جا منم لج گفتم نچ من دیگه نمیام :| گفت خب فردا میریم با هم خوبه ؟ گفتم نچ من فردا برنامه های دیگه ای دارم هر چی اصرار کرد خب حداقل بیا با هم بریم من کارم رو انجام بدم بعد بریم بستنی یا هر چی که تو بگی بخوریم و من باز هم گفتم نچ !!! از همین تیریبون خواستم به خودم بگم که خعلی آدم به غایت لجبازِ بی .... ای هستی خاک تو ...



بریم؟

درخواست حذف اطلاعات




رویاهاتو جمع کن باید بریم دریا باید یه چند روزی دور شیم از این دنیا ... چندوقته ع ای دوتایی ننداختیم ... بریم عر بزنیم شوری اشکامونو آب ببره ... چشمای معصومت خود خود دریاست با تو گمم توی یه شادی مبهم از زخم تقدیرم هیچی نمی فهمم ... دستاتو می گیرم بارون شروع میشه موهاتو می بوسم شب زیرُ رو میشه....



الهی به امید تو

درخواست حذف اطلاعات




دارم بار و بندیل رو میبندم بریم یه سفر هفت هشت روزه، انشالله به اصفهان و بروجن و چادگان و ... باران هیجان زده ش، چون پیش دوستش ژینا میخوایم بریم....



برنامه عید

درخواست حذف اطلاعات




عیدی رو چیکار کنیم حالا؟ کلی برنامه هست نمیدونیم کدومش و انتخاب کنیم. بریم لب ساحل آفتاب بگیریم یا بریم موج سواری؟ کلابام که شب وا می کنن همشون.پاشیم بریم حاجی کب کوبیده بگیریم یه ناهار شگفت انگیز بزنیم بر بدن؟ گرمه آخه.حسش نیست. حال و حوصله ذوب شدن و ندارم.این همه برنامه متنوع هست و نمیدونیم چه کنیم....



کار خوبی کردی

درخواست حذف اطلاعات




من میگم اینو بحذفیم بریم اونور چون اینو خیلیا دارن دیگه بریم اونور بهتره البته نطر شما شرطه...



عبادت و شهادت ..

درخواست حذف اطلاعات




بریم؟ بله فقط اگه ممکنه قبلش یه دعا کنید بعد بریم.. دعا؟ بله دعا باشه بفرمایید خدایا زندگیمان را عبادت و مرگمان را شهادت قرار بده .. الهی آمین + هعی .....



پست سوم: فرداى روز درد

درخواست حذف اطلاعات




پاهام دردش ادامه پیدا کرد و مجبور شدم آ ش دگزا بزنم تا بلکه کمى اروم بشه و و در نهایت ١٧ ، ١٨ ساعت درد داشتم و بعدش تونستم راحت حرکت کنم! ابنو باید اینجا بنویسم که اطرافیان من بى ش رین آدمهاى دنیا هستن ، دوستم هر روز میگه بیا بریم باشگاه میگم من نمیتونم باز هفته بعد اون یکى دوستم میگه????به نظرم بودن دو تا آدم با شعور کنارت میتونه آ خوشبختى باشه...



مسافرت خیلی کوتاه

درخواست حذف اطلاعات




پست نود و دوم ب ساعت 8 شب همسرجان زنگ زد و گفت بریم شمال! با تعجب گفتم الان؟ کی بریم کی بیایم؟ اونم گفت دلم هوای شمال رو کرده الان بریم صبح بیایم به کارمون برسیم. منم که پایه !!!سه سوته حاضر شدم و راه افتادیم پسر خالشم مهمون ما بود ساعت 12 رسیدیم و گشت و گذار کردیم و صبح ساعت 6/30 برگشتیم و من ساعت 10 به یه ساعت تاخیر رسیدم سرکار! با اینکه خیلی کوتاه بود ولی شیرین بود خیلی شیرین الهی شکر...



دوشنبه،سعدى،عشق،تنبیه!!

درخواست حذف اطلاعات




باز دوباره بحث عشق شد سر جلسه سعدى خوانى و باز حرفهاى جدید و قدیمى!!و توبیخ آقاى م براى بى خبر گذاشتنها و جواب کوبنده ى من که ما فیضمون رو جاى دیگه اى مى بریم...اما اول همه ى اینها تنبیه دیوانه وارم بود.براى امروز برنامه هاى زیادى داشتم اما به جاى انجام همه شان فقط خو دم و باید تنبیه میشدم و چه تنبیهى بدتر از پیاده روى در گرماى دیوانه کننده؟؟*****هیچ عیب هوس باختن ما نکندمگر آن که به دام هوسى افتاده است......



اعترافات یک ذهن بیمار

درخواست حذف اطلاعات




اعتراف میکنم که دو سوم خیال بافی هام درباره ی ازدواج با یه آدم پولدار و سفر به خارج و طلاقه! یعنی به این صورت که طرف میاد میگه فلان قد پول بهت میدم باهام ازدواج کن بریم خارج بعد یه سال هم جدا شو برو دنبال زندگیت! ولی هنوز خودمم نمیدونم چرا باید پول بده که زاقارتی مثل من باهاش ازدواج کنه و خارج هم بریم :|...



خوبکاری

درخواست حذف اطلاعات




وقتی. توی اوج دلتنگی تصمیم میگیری یکاری کنی و هیچکی باهات همراه نمیشه. وقتی دلت پره ح بده و به خاهرت میگی پاشو بریم بازار ی کافیشاپم میریم حالمون خوب میشه واون بهت میگه نه همیشه اد وسط امتحانا میگی بیا بریم. بعدش بدوستت میگی بیا بریم بیرون میگه نه. حال ندارم اصلا افسردم نمیام بیرون.توهم از دار دنیا همین دونفرو داری که باهاشون وقت بگذرونی و میزنن تو برجکت. توم میریزی توخودت و میگی عیب نداره تنها میرم.اگه حسش بود تنه م که اصلانم بهت نمیچسبه و فق...



دشت خانمیرزا

درخواست حذف اطلاعات




خودمم خوشم نمیاد همش از غم صحبت کنم.. شاد بودن رو بیشتر میپسندم .. ب با داداشی هام رفته بودیم بیرون.. چراغای دهاتای پای کوه که روشن بود یه منظره ی رویایی به اون دشت داده بود.. شهابسنگهای توی اسمون.. باد خنک.. چایی زعفرون.. خیلی خوب بود.. شبا منظره اش عالیه.. یادم باشه سیزده بدر سال دیگه توی روز جایی نریم بجاش شب بریم بیرون.. بریم شبگردی.. :)...



چـــــهار صد و 20 و نه! "گذر عمر"

درخواست حذف اطلاعات




هرچی خودمو متقاعد می کنم کتابو تموم کنم نمیشه!!! اینقدر نچست آخه؟؟ پاشین بریم چین!!!!!!!!!! یا هلند!!!! یا حتی سوئیس!!!!!!!!!!!! فقط بیاین قبل از مردنمون کتاب بخونیم و سفر بریم.... اینطوری که همه ش یه جا میشینیم بدون کتاب هیجان انگیز و بدون سفر هیجان انگیز زیاد جالب نیست... به همین زودی 4 ماه از تابستون گذشت!...



سفرگونه

درخواست حذف اطلاعات




رفتیم سفر با داداش انگار یه دنیای دیگه بود، برخلاف دفعات قبلی، این بار خیلی خوب و خوش گذشت. آ ین بار هشت سال پیش بود که رفته بودم امروز که اومدم سرکار انگار تازه میام شرکت کارهایی که ناخودآگاه انجام می دادم رو باید یه کوچولو فکر می واسه انجامش :) نشانه ی یک رفرش کامل بریم بریم سفر دفعه ی بعدی شاید عید فطر شاید با دوستان...



نقد حال خویش را گر پی بریم/ مولوی بلخی/ تک بیت

درخواست حذف اطلاعات




نقد حال خویش را گر پی بریم هم ز دنیا هم ز عُقبی بر خوریم..! مولوی بلخی...



روز مرد ترین

درخواست حذف اطلاعات




اولین روز مرد باشه و دیر بیایو قاطی کنم بحث کنیم ریشاتو زده باشیو بریم پارک کبیر و دم پارک خندم بگیره و هی قهقهه بزنمو گیر بدی بگی ب چی میخندی و وسط خنده هام بگم ب قیافت و تو بشی و بگی درسته عاخه قربون اون قیافه گوگولیه و خوف و خلافت بشم با اون سولاخت چرت و پرت بگیم و فاز چتی برداریم و خنده های از ته دل انگار ن انگار ک دو دیقه پیش داشتیم پاچه همو میجوییدیم برام آلوچه قرمز آبدار خوشمزه ب ی تم کنی بریم تو ماشین باد میاد؟ تو:سوییچ کو؟ من:تو ماشینه دی...



میرم ولایت

درخواست حذف اطلاعات




خب ماه مبارک هم تموم شد و مامان انگار منتظر بود که تموم بشه و بریم ده خواهرمم امروز زنگ زد و گفت میاین بریم یا نه؟ منم گفتم باید ببینم ی میره جام سر کار یا نه که مرخصی بگیرم به یکی از همکارا زنگ زدم گفت من نمیتونم چون فلانی بهم گفته بیا جا من به اون یکی زدم گفت تا آ شب یا فردا خبرت میکنم اگه اینم بگه نه مجبورم یه چنتا هماهنگی م بچه های شیفتای دیگه جابجا کنن شیفتاشونا تا یکیشون جایگزین من بشه در هر حال رفتنی هستیم حتی اگر مجبور بشم از ده با ماشین خ...



در هر شرایطی می توان شاد بود

درخواست حذف اطلاعات




سلام به همگی. به نظر من، زندگی هر شرایطی داشته باشد، باز هم می توان شاد زندگی کرد. دلایل شادزیستن، به اندازه تعداد تمام نعمت هایی است که خدا به ما داده است و آیا مگر ی می توان بگوید تعداد نعمت هایی که خدا به او داده است چقدر است؟ هر نفسی که میکشیم یک نعمت است. هر بازدمی که از مان برمی آید، یک نعمت است. هر لحظه ای که در کنار فرزندان سالممان زندگی می کنیم، یک نعمت است. هر لحظه ای که از داشتن یک دوست خوب، لذت می بریم، یک نعمت است. وای خدا مگر می شود شمر...



بی خود و بی جهت

درخواست حذف اطلاعات




امروز هم دعوتم برای رونمایی از کتاب یکی از استاتیدم که ضمنا دوستمم هست بریم یا نریم؟ نمیدونم شاید نرم فردا برم تبریک بگم دنبال ی دوستم بریم برا خودمون علاف بگردیم همیــ ن...



خج

درخواست حذف اطلاعات




میم ۱ بهم گفت هفته ی دیگه بیاین با من و شوهرمو و میم ۲ و شوهرش و تو و خواهر دوقلوت بریم شهر بازی! من به شدت مخالفت ...اقا از شوهراشون خج میکشم:-/ از شوهر میم ۲ که نه:)) ولی از شوهر میم ۱ به شدت خج میکشم..نمیدونم چرا.. بهش گفتم نه من خج میکشم نریم:/ 4تایی بریم اینور اونور.. شوهراتون نیان???? میگه تو که با دوس پسرامون خیلی راحت بودی چرا از شوهرامون خج میکشی حالا????.. قانع شدم اصلا......



امروز

درخواست حذف اطلاعات




امروز رفتیم توی باغ عموم عصری گفت بیاین اونجا ... بعد طرفای شب ک می خواستیم بریم خونه من گفتم من حوصله ی خونه رو ندارمو بریم خونه ک شلوارای مامانمم درست کنه... ما با دختر عمم رفتیم خونشون و بابام اون یکی عممو برد خونش... همینطور توی راه دختر عمم بهم می گه بیا بریم است بیا بریم فلان ...منم گفتم عزیزم من با این شرایط ک ت برام درست کرده و می گه من وظیفم نیس این کارا رو برای تو م نمی تونم بیام...وقتی کلی منت میزاره سرم وقتی یه کاری ک برام انجام میده سه روز ...



آب مخصوص

درخواست حذف اطلاعات




امروز صبح هنگام تعویض شیفت همون همکاری که خودش معده ش ابه رو دیدم گفت بهتری ؟ گفتم درد خیلی کمتر شده ولی هنوز هست گفت بیا بریم پیش یه ه من میشناسم گفتم کیه و کجاست ؟ گفت فولاد یه روز وعده کن با هم بریم گفت معده تو می شده و حتی آب معدنی هم دیگه واسش مضره این یه آب مخصوصی بهت میده که من خودم استفاده و خوب شدم گفتم کلاهبرداری نباشه مثل اون عطاریهای تقلبی که شیره رو پودر می میریختن تو کپسول به عنوان دارو گیاهی میدادن به معتادا بعد معتاده میخورد و نع...



دوستم

درخواست حذف اطلاعات




صُبح رفتم پیشِ دوستم مُجتمع . اول کِ دیـر اومَد . صاب کارش احوالپرسی . درس ، رشته ، رای .. با دوستم کُلی حرفـ زدیـم . از تو میگفتم . کِ اصَن زنگ نمیزنی آ ش کِ ظاهرا صاب کارش خوشِش اومده ازم :| اسم فامیل پُرسیـد ، اینکه گفته بودم صاب کارت دعوا نمیکنه بیام گفت در موردِ مَن چی فکر کردیـن ، خوبیش اینِ میتونم راحت برم باز .. میگفتن بریم تفریـح ، گفت اگه دوستتون هَم میآد. یا بریم کلاسِ زبان ؟ :| دیگه داشت رَد میداد :)) . ظهر با دوستم اومدم ، بستنی ، فآلوده . 2:20 ظ...



سوخت

درخواست حذف اطلاعات




بعد از ظهر یخورده نخود فرنگی گذاشتم روی اجاق گاز تا بپزه و واسه شام استفاده ش کنم. عصرم قرار بود بریم بازدید دو خانواده مددجو اما زودتر از موعدی که قرار بود بریم اومدن دنبالم و من دستپاچه شدم و تند تند آماده شدم . رفتیم به یکی از روستاهای اطراف، خونه یک مددجو که به تازگی پدر خانواده در اثر تصادف فوت شده بود و دو تا بچه کوچیک داشتن یخورده نشستیم و بعدش رفتیم که به روستای همجوار و سراغ نرگس کوچولو اون یکی مددجو بریم که یهو یادم اومد زیر اجاق گاز ر...



بیست و سوم

درخواست حذف اطلاعات




ب به شدت دلم هوای دعا خوندن داشت بعد از افطار با دوستام هماهنگ کردیم که بریم مسجد ساعت 10:30 رفتیم به شدت شلوغ بود گرما هم که کلافه ات میکرد دعا که شروع شد حواسمون از ساعت پرت شد و به خودمون اومدیم دیدیم ساعت 2:30 با مامان و برگشتیم خونه تا سحر خوردیم ساعت 4 بود خو دیم و صبح 8 بیدار شدم و یادم رفته بود که با یه ساعت تاخیر باید بریم و من مثل هر روز رفتم و تا ساعت9:30 که بقیه بیان بیکار نشسته بودم:) * ب تا جایی که شد و تو ذهنم بود بقیه رو دعا *اون عهدی که با خد...



تولد قشنگم^_^

درخواست حذف اطلاعات




سلام به همه اومدم که شب تولدمو ثبت کنم^_^مرسی از ایی که هنوز میخوننموناز دیروز افسرده و دپرس بودم که تولدم برای ی مهم نیست بعدامروز فقط بعد از ظهر دوتا کلاس داشتم دوتا از دوستام گفتن حوصلمون سر رفته منم که آماده گفتم حوصله ی منم سر رفته گفتن خب بعد از کلاست بریم بیرون دوربینتم بیار کلی غر زدم که دوربین نه،زورم میومد:))آ سر گفتم باشه،بعد اومدن یه دور که پاساژ زدیم محسن گفت من اومدم بیرون نزدیکتم گفت اگه میخوای برسونمت خونه گفتم نه آخه تازه اومد...



شاهزاده ابراهیم..

درخواست حذف اطلاعات




خواهرم از کرج اومده بود رفتیم دریا فوتبال بازی کردیم و شنا کردیم گوشم درد میکرد توش اب رفت بدتر شد هم رفتیم شاهزاده ابراهیم زیارت کردیم بعدشم رتیم کنار اب گفتیم بریم ابشار ی پایه نبود خلاصه با شوهر جان و خواهرمو شوهرش رفتیم تا ابشار بزرگه اونجا که رسیدم کنجکاویمون گل کرد که بریم بالاتر خلاصه شوه جونمون رفت دید راه داره بریم ولی سخته راهش گفت نمیتونید بیاین و نریم بالا گفتیم یعنی راه داره گفت اره دلو زدیم به دریا ما دوتا خواهر به سختی رفتیم ب...



یک شنبه 96/04/04

درخواست حذف اطلاعات




امروز تولد خانم برادرمه باید بعد افطار بریم تولد بازی .... چقدر این چند روز من واسه ماه رمضون غر زدم ... ولی خدا خودت میدونی چقدر سخته ... می دونم دل تنگ این روزا میشم اما الان ب نمی تونم ....8 ساعتی مونده تا افطار .... فردا عیده ... فردا خدا بخواد میریم سفر ... بعد مدتها دسته جمعی میریم مسافرت همه خانواده ... می خوایم بریم طبیعت گردی فکر کنم برا مامان سخت باشه من اصرار بیان ... امیدوارم با وجود زانو اذیت نشه به امید تو خدای عزیزم ...... راستی خدایا من خیلی مهرب...



در می زند....

درخواست حذف اطلاعات




بریم کمی هم به صدای مرگ گوش کنیم........