پیدا





به این ع بخندیم یا گریه کنیم

7 دلیل گریه کودک و راه های آرام ش

درخواست حذف اطلاعات




فهمیدن علت گریه نوزاد ممکن است در آغاز دشوار باشد ولی باید توجه داشت که قسمت بزرگی از بچه بزرگ آزمون و خطاست و والدین خیلی زود یاد خواهند گرفت که چگونه نیاز های کودک خود را پیش بینی کنند. نوزادان گریه می کنند و هیچ راهی برای خلاصی از گریه آنها وجود ندارد. از آنجا که نوزاد نمی تواند حرف بزند، گریه او ممکن است برای والدینش نگران کننده باشد و از خود بپرسند "از کجا بفهمیم مشکلش چیست؟" فهمیدن علت گریه نوزاد ممکن است در آغاز دشوار باشد ولی باید توجه ...



جهان پیر

درخواست حذف اطلاعات




جهان پیرتر از آن است که بگویم دوستت می دارم، من این راز را به گور خواهم برد. مهم نیست! صبح ها گریه می کند کودکِ همسایه به جای خودش، ظهرها گریه می کند کودکِ همسایه به جای من، و شب ها همچنان گریه می کند کودکِ همسایه به جای همه. حق با اوست همه ی ما بی جهت به جهان آمده ایم. جهان پیرتر از آن است که این همه حرف، که این همه حدیث!...



به این ع بخندیم یا گریه کنیم؟

درخواست حذف اطلاعات




ع ی تکان دهنده! نمی دانم با این ع چه کنم! با خنده این دخترک بخندم یا با گریه مادرش بگریم! بر بازیگوشی اش تبسم کنم یا بر شهربازی اش اشک بریزم! شما چه گویید؟...



اشعار تاسوعا

درخواست حذف اطلاعات




سلام اشعار زمان(عج) – شب تاسوعا بیا که در غم دوری ماه گریه کنیم ز داغ این سحر بی پگاه گریه کنیم محرم است بیا زیر خیمه های عزا بر این سر بی س ناه گریه کنیم کجایی ای نفست سوز روضه خوانی ها ز آه بکش تا ز آه گریه کنیم مرا مسافر ایام اربعینت کن که در کنار تو م ن راه گریه کنیم شب عموست تو باید که روضه خوان باشی که در عزای گریه کنیم چه میشد امشب ما نیز کربلا بودیم برای فاطمه در قتلگاه گریه کنیم...



شهادت سجاد (ع)

درخواست حذف اطلاعات




گریه بر خنجر و حنجر ؛ سخت است گریه بر نالهی مادر ؛ سخت است گریه بر گریهی دختر ؛ سخت است گریه بر غارتِ معجر ؛ سخت است گریه بر گودال و مَرکب ؛ سخت است گریه بر چادرِ زینب ؛ سخت است گریه بر ناقهْ نشسته ؛ سخت است گریه با پیکرِ خسته ؛ سخت است گریه با بالِ ش ته ؛ سخت است گریه با گردنِ بسته ؛ سخت است گریه بر آنچه که دیدم ؛ سخت است گریه بر آنچه شنیدم ، سخت است گریه بر گُلْ پیرُهن ها ؛ سخت است گریه بر نیلی بدن ها ؛ سخت است گریه بر ِ تنها ؛ سخت است گریه بر حمله به...



روح الله گلستانی جم :دوومیدانی کشورمان صاحب دارد!؟

درخواست حذف اطلاعات




روح الله گلستانی جم : دوومیدانی کشورمان صاحب دارد!؟ نمیدانیم به حال روز مرگی دوومیدانی گریه کنیم ؟ یا به تصمیمات فدراسیون بی در و پیگر بخندیم ؟ ......



روح الله گلستانی جم :دوومیدانی کشورمان صاحب دارد!؟

درخواست حذف اطلاعات




روح الله گلستانی جم : دوومیدانی کشورمان صاحب دارد!؟ نمیدانیم به حال روز مرگی دوومیدانی گریه کنیم ؟ یا به تصمیمات فدراسیون بی در و پیگر بخندیم ؟ ......



صدای تو .....

درخواست حذف اطلاعات




صدای تو صدای پای قصه ست صدای فصل گریه های قصه ست بیا دوباره بی صدا بخندیم به هر ی که با هوای قصه ست صابر خوشبین صفت...



در پی عشق تو یک عمر دویدن تا کی .... از لب بام خدایان نپ تا کی ....

درخواست حذف اطلاعات




معصومه عزیزم، ب که به قول خودت با تأخیر تولدم رو تبریک گفتی و احوالم رو گرفتی، اولین بار بود که از دلتنگی و تنهاییم با یک نفر حرف می زدم اینکه این همه سال زندگی اما هیچوقت ی نبوده که باشه، که پناه باشه .... حتی یک دوست واقعی که هر وقت نیازم داشت باشم و هر وقت نیازش داشتم باشه .... ی که گاهی با هم دیوونگی کنیم .... بخندیم .... بدویم .... گاهی گریه کنیم اینکه گاهی خیلی خسته ام و حس می کنم دیگه نمی کشم و تو درست فهمیدی یک وقتایی همه هستند و هیچ نیست و گفتی تو ی...



حرفهای عاشقانه

درخواست حذف اطلاعات




امشب گریه میکنم .گریه میکنم برا تو برای خودم برای تموم اونایی که خواستن گریه کنن نتونستن. برا ی تمام اون چیزی که خواستی ونبودم خواستم وبودی. امشب گریه میکنم به وسعت دریا به وسعت بیشه به وسعت دل عاشق.برای تو...برای تو....و به پاس احترام تمام تحقیرهایی که از دیگران شنیدم وهنوز ش ت نخوردم نمی نویسم ..... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی حرف نمی زنم .... چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی نگاهت نمی کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی صد...



دوستان

درخواست حذف اطلاعات




1. من خودم چند تا خانم را مى شناسم که در هیچ مراسم ختم و عزا و گریه آورى شرکت نمى کنند و ضمن عذرخواهى دلیل شان را بسیار صادقانه به فک و فامیل و رفقا اعلام کرده اند: - پوستمان پژمرده مى شود. با دلیل شان که نه، اما با رفتارشان موافقم و تا جایى که مى شود در آن مراسم ها شرکت نمى کنم.اما، در این سه روز، سه بار به مراسم ختم شوهر سحر رفته ام و بخاطر شرایط سحر آنقدر گریه کرده ام که: - سردرد گرفته ام و چشمانم مى سوزد. 2. در این واویلا، نیلو هم همینطورى که داشته ا...



اردیبهشت

درخواست حذف اطلاعات




عزیزم ؛قهر همیشه هست !اردیبهشتولی سالی یک بار می آید ...برگرد عاشقی کنیم #زهرا_سرکارراه...



"دل زخمی شب"

درخواست حذف اطلاعات




باید به هوای تو دل زخمی شب را به رهانیم یعنی که بخندیم و ب یم و دل آسوده بخوانیم با شعر صدای نفس خاطره انگیز بهاران همیشه بهارانه بخندیم و بهارانه بمانیم هر شب به هوای تو و این کوچه و این خانه و این یاد دل خوش به تو و یاد تو و نام تو و هر چه در آنیم ای رهگذر کوچه ی بی رونق ما دل به تو خوش بود ما خسته دل و شب زده و دل زده ها از تو چه دانیم فکری که تو را برده به سرسبزی و لبخند بهاران ما هم ز همان فکر و ز سرسبزی و دل خوش به همانیم صابر خوشبین صفت اهواز:23 اس...



گریه

درخواست حذف اطلاعات




خنده میزنم به قیمت گریهانگار باز رسید فرصت گریه گرچه تَرست ؛ ولی بسوزاند صولت آتش ست، هیبت گریه گاه آرامش بخش بغض ماستهستیم قدردان محبّت گریه گاه ای دل ز گرد شسته گردی مرحمتی ست ؛ از همّت گریه یکی نیست خشم دریا و اشٔک طوفان ندیدست ؛ قامت گریه شبها ، رزرو کن یک گوشهٔ دنجبنشین تا صبح در خلوت گریه غم درد دل و بغض در گلو نشستمیکُشد هر دو را غیرت گریه گاه ؛ ترسناک شود بترساند :گاه ؛ ترس افتد بر وحشت گریه..!! گریهیزدان_ماماهانی نگارش۱۳۹۶/۹/۱۰...



بگذار تا بگریم...

درخواست حذف اطلاعات




وقتی سید محمدهادی گریه میکنه،بند دل آدم میشه. چون گریه اش،واقعا از عمق وجودشه ..جیغ هم که بکشه دیگه بدتر... هیچ گریه ای مث گریه ی نوزاد نیست.کاملا خالص و بی شیله... کاش منم میتونستم،مثل اون گریه کنم. گریه ی خالص... گریه ی از عمق وجود... بقول حاج حسین...گریه ی انقطاع! خوشبحال اونی که تو هر سنی هست،گریه ی دوران نوزادی اش رو برا خودش حفظ کرده.... خدایا دلم هوای گریه کرده.......



خیلی وخته دآرم زندگیمو توو دستات می کآرم...

درخواست حذف اطلاعات




بیا ب هم قول بدیم...قول بدیم الکی بخندیم...الکی گریه کنیم...بی دلیل دوس داشته باشیم...زندگی رو همون لحظه زندگی کنیم...و کلی خوشگلی جاتِ دیگه ^_^ خوشبختیامونو محدود کردیم ب یه سری چیزای مز ف...مگ خوشحالی بالاتر از اینم هس ک آدمای یه خونه دورِ یه سفره بشینن؟؟ک گاهی با همه ی درداشون بخندن با هم... مگ زندگی همین نیس ک امروز یه عالمه زندانی آزاد شد با پولایی ک از خودمون جمع شد؟؟چیزی ازین قشنگ ترم هس؟؟ بخدا اونقدا پیچیده نیس حس و حالِ دلمون...بیاین قول بدیم ...



گریه نکن

درخواست حذف اطلاعات




آسون نشو ای همسفر ویرون نشو ای در به درمنو بگیر از همهمه منو به خلوتت ببرمعجزه کن خاتون من تولدی دوباره کنمنو ببر به حادثه شبو پر از شراره کن ستاره پ ر میکنی ای نازنین گریه نکنپروانه آتش میزنی تو اینچنین گریه نکنگریه نکن ای شب زده ای شب نشین گریه نکنگریه نکن گریه نکن خاتون هم گریز منبرای این دربه در بی سرزمین گریه نکن...



کار من نیست بازنده بودن!!

درخواست حذف اطلاعات




هفته دیگه کارمون تموم میشه و دلم تنگ میشه براى تک تک آدمها و سوژه هاش...با همه دلتنگى که ممکنه پیش بیاد خوشحالم چون هروقت یادشون بیفتیم با شیم شیم میتونیم کلى ازشون حرف بزنیم و بخندیم!!و امیدوارم زودتر تموم شه تا بتونم برگردم به مسیر برنامه هام،به کارام ...من فرصت زیادى ندارم!!البته اتفاقهایى ممکنه بیفته و نمى دونم چرا این بار خوش بینم،یعنى هیچ گاردى ندارم!!******من به این زجر زمان، کى تن تسلیم دهمکار زن نیست که بازنده ى بازى باشد...مهتاب ساحل...



پاییز

درخواست حذف اطلاعات




پاییز شده فصل عاشقا عاشقایی ک دوتایی زیر بارون قدم میزنن میدونم عاشق پاییزی پس چرا نمیای تا با هم این فصل رو بهترین فصل کنیم راه بریم زیر بارون قدم بزنیم بخندیم ب کار دنیا...



شهادت فاطمه س

درخواست حذف اطلاعات




گل، بر من و جوانی من گریه می کند بلبل به خسته جانی من گریه می کند از بس که هست غم به دلم، جای آه نیست مهمان به میزبانی من گریه می کند از پا فتاده پا و ز کار اوفتاده دست بازو به ناتوانی من گریه می کند گل های من هنوز شکوفا نگشته اند شبنم به باغبانی من گریه می کند در هر قدم نشینم و خیزم میان راه پیری، بر این جوانی من گریه می کند گردون، که خود کمان شده با چشم ابرها بر قامت کمانی من گریه می کند این آبشار نیست که ریزد که چشم کوه بر چهره خزانی من گریه می کن...



در حیرتم از خودمُ ُ ما و خدا ....

درخواست حذف اطلاعات




از خزر تا فارس؟! یه همچین چیزایی بود اسم موزیک ویدیوی جدید ... یه جایی از کلیپ اولش اون بادگیر توی باغ ت آباد یزد رو نشون میده و دقیقن تیکه ی بعدی ش پلی خواجوئه بعدش سیُ سه پُلِس و بعدش میدونی نقشی جهان ... همینارو دیدن بسه که چشمام پُر از اشک شه و دیگه تار شه و تف بخوام بندازم رو تنِ تمام هستی. حتا تو هم شوخی ت گرفته با من ؟ گریه نمی دهد امان گریه نمی دهد امان گریه نمی دهد امان گریه نمی دهد امان گریه نمی دهد امان گریه نمی دهد امان گریه نمی دهد امان گر...



جوانی

درخواست حذف اطلاعات




گل، بر من و جوانی من گریه می کند بلبل به خسته جانی من گریه می کند از بس که هست غم به دلم، جای آه نیست مهمان به میزبانی من گریه می کند از پا فتاده پا و ز کار اوفتاده دست بازو به ناتوانی من گریه می کند گل های من هنوز شکوفا نگشته اند شبنم به باغبانی من گریه می کند در هر قدم نشینم و خیزم میان راه پیری، بر این جوانی من گریه می کند گردون، که خود کمان شده، با چشم ابرها بر قامت کمانی من گریه می کند این آبشار نیست که ریزد، که چشم کوه بر چهره ی خزانی من گریه م...



گریه

درخواست حذف اطلاعات




بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرددوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کردجای جای بی تو بودن را در آن تنگ غروبآسمانی ابر با بغضی سترون گریه کردباهزاران آرزو یک مرد مرد پر غرورمثل یک آلاله در فصل شکفتن گریه کرداین خبر وقتی که در دنیای گل ها پخش شدنسترن در گوشه ای افسرد لادن گریه کردوسعت تنهایی ام را در شبستان غزلشاعری با فاعلاتن فاعلاتن گریه کردگریه یعنی انفجار بغض یعنی درد عشقبارها این درد را در چاه بیژن گریه کردیک زمان حتی تو هم در مرگ من خوا...



نویسنده ها

درخواست حذف اطلاعات




من از نویسنده ها میترسم ، آدم های خطرناکی هستند همان انی که میتوانند فرق نگاه معمولی و نگاهی که باردار عشق است را بفهمند ، آن هایی که از هر رفتار ساده ات شعری بلند می سرایند و از هر قدمت ، خیابان را فرش میکنند . من از نویسنده ها میترسم ، آن ها میتوانند در خیالشان تو را در آغوش بِکشند و با بی محلی ات تو را در خاطراتشان بُکشند و سال های سال برایت عزاداری کنند. آن هایی که قلمشان ذهنشان است . آن هایی که حتی اخمت از آفتاب هم میتواند برایشان یک کتاب پر ت...



یک امشب...

درخواست حذف اطلاعات




یک امشب را بیا بیدار بمانیم یک امشب را بیا چای بنوشیم حرف بزنیم و تا صبح بخندیم یک امشب را بیا تمام در ها را ببندیم و تمام آن بغض های مرموز را وادار به سکوت کنیم یک امشب را بیا ما شویم تا صبح منچ بازی کنیم و غرق رویا شویم اصلا بیا یک امشب را تا صبح بخو م و در خواب با هم تا صبح بیدار بمانیم. #الهه_بهشتی...



تسلیت باد سالروز شهادت ِ لحظه های مناجات سبز صحیفه عشق و عرفان!

درخواست حذف اطلاعات




بین ، وقت دعا گریه می کنی با هر بهانه در همه جا گریه می کنی در هاب آهِ خودت آب می شوی می سوزی و بدون صدا گریه می کنی هر چند زهر قلب تو را کرد اما به یاد کرب و بلا گریه می کنی اصلاً خود تو کرب و بلای مجسّمی وقتی برای خون خدا گریه می کنی آبِ خوش از گلوی تو پایین نمی رود با ناله های وا عطشا گریه می کنی با یاد روزهای اسارت چه می ک شی ؟ هر شب بدون چون و چرا گریه می کنی با یاد زلفِ خونی سرهای نی سوار هر صبح با نسیم صبا گریه می کنی هم پای نیزه ها همه جا گریه کر...



چه قدر خوبه...

درخواست حذف اطلاعات




سعی کنیم ؛ کلید باشیم نه قفل؛نوازش باشیم نه سیلی؛با هم بخندیم نه به هم؛ راه باشیم نه سد؛درک کنیم نه ترک؛نمک لحظه ها باشیم نه نمک زخمها ......



گریه1

درخواست حذف اطلاعات




بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرددوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کردجای جای بی تو بودن را در آن تنگ غروبآسمانی ابر با بغضی سترون گریه کردباهزاران آرزو یک مرد مرد بی غرورمثل یک آلاله در فصل شکفتن گریه کرداین خبر وقتی که در دنیای گل ها پخش شدنسترن در گوشه ای افسرد لادن گریه کردوسعت تنهایی ام را در شبستان غزلشاعری با فاعلاتن فاعلاتن گریه کردگریه یعنی انفجار بغض یعنی درد عشقبارها این درد را در چاه بیژن گریه کردیک زمان حتی تو هم در مرگ من خوا...



دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاشت

درخواست حذف اطلاعات




با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد ذهنش ز روضه های مجسم عبور کرد شاعر بساط زدن را که جور کرد احساس کرد از همه عالم جدا شده ست در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده ست در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت وقتی که میزو دفتر و خ ر دم گرفت وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت باز این چه شورش است که در جان "واژه" هاست شاعر ش ت خورده ی طوفان "واژه" هاست بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاش...



از تنهایی گریه مکن

درخواست حذف اطلاعات




ای دل دیوانه دل من ، لبریز بهانه دل من در خلوت خانه دل من از تنهایی گریه مکن از تنهایی گریه مکن از تنهایی گریه مکن... از تیرگی زندگی ام ، چون سرشار از خستگی ام از عادت دلبستگی ام از تنهایی گریه مکن از تنهایی گریه مکن از تنهایی گریه مکن... می آید آن رفته من ، با آغوشی همچو وطن حرف از سرگردانی مزن از تنهایی گریه مکن از تنهایی گریه مکن از تنهایی گریه مکن... باید دلگیرم نکنی ، از دنیا سیرم نکنی چون گریه زنجیر غم است ، بنده زنجیرم نکنی دریا بودم واره شدم ...



یکم آهن قدیمیمونو مرور کنیم

درخواست حذف اطلاعات




گریه نمی کنم نه اینکه سنگمگریه غرورم رو به هم می زنهمرد برای هضم دلتنگی هاشگریه نمی کنه ، قدم می زنهگریه نمی کنم ، نه اینکه خوبمنه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادمیک اتفاق نصفه نیمه ام که ، یهو میون زندگی افتادمیک ماجرای تلخ ناگزیرمیک ک شونم ولی بی ستارهیک قهوه که هرچی شکر بریزیبازم همون تلخی ناب رو دارهاگر یکی باشه من رو بفهمهبراش غرورم رو به هم می زنمگریه که سهله ، زیر چتر شونشتا آ دنیا قدم می زنم+چقدر به این گوش میدادم:///چه بچه ی مثبتی بودم.ف...



بیائید کلید باشیم نه قفل .. ..

درخواست حذف اطلاعات




چه خوبه که کلید باشیم نه قفل.. نوازش باشیم نه سیلی.. با هم بخندیم نه به هم.. راه باشیم نه سد.. درک کنیم نه ترک.. نمک لحظه ها باشیم نه نمک زخمها.....



چه خوبه

درخواست حذف اطلاعات




چه خوبه ک لید باشیم نه قفلنوازش باشیم نه سیلیبا هم بخندیم نه به هم راه باشیم نه سددرک کنیم نه ترک نمک لحظه ها باشیم نه نمک زخمها....



قدری به اراجیف مهدی سامع هم بخندیم

درخواست حذف اطلاعات




قدری به اراجیف مهدی سامع هم بخندیم موضوع : مقاله مهدی سامع که خود را چپ !!! می داند و سنگ چریکهای سابق را به می زند از بس در اروپا به وی خوش گذشته که یادش رفته چه خزئبلاتی را سر هم می کند .وی در مورد انتخابات ریاست جمهوری ایران مطلبی به نام آفرینندگان عالی ترین ارزش در روز 29 اردیبهشت سعی می کند به نشخوار حرفهای فرقه رجوی بپردازد تا شاید مزدش را در همراهی با ش ت تحلیل های رجوی تروریست بالا ببرد ....



00:39

درخواست حذف اطلاعات




_میدونی ، اصلا بیا فردا رو بیخیال کارهای روز مره مون شیم..بیا کوله هامونو پر وسیله کنیم و بریم سفربیا کلی ع بگیریم ، از دستایی ک تو هم قفل شدن ، از سرت که جاش رو شونه ی منه و همونجا آروم گرفته..از خندهات ، از خط شدن چشای کشیده ی قهوه ایت ، از نمایان شدن مژه های بلندت..از لپای پره غذات..از انگشتای کشیدت که تو دستای خودم گرمشون میکنم..از سرانگشتات که از سرما قرمز شدن..بیا و کمک کن که از ته دل بخندیم..بمن ، بعد از مدت ها..بیا و بذار حس کنم مال منی ، ماهم عا...



گریه ....

درخواست حذف اطلاعات




هر جا که حرفت شد همان دم گریه خود را به یک گوشه کشاندم گریه جاى تو غم را بو کشیدم با نوازشبر روى زانویم نشاندم گریه هر روز خو دم که شب بیدار باشمهر شب نشستم شعر خواندم گریه باران که زد با بغض پشت رل نشتم در هاب شهر راندم، گریه تا آشنایى دیدم از حال تو پرسید جایت سلامت را رساندم، گریه تار سفیدى بین موها دیدم امروزآنقدر بر خود خیره ماندم، گریه سیدتقی_سیدی...



به چه قیمتی بخندیم؟/نقد برنامه های طنز تلویزیون. ایسنا

درخواست حذف اطلاعات




به چه قیمتی بخندیم؟/نقد برنامه های طنز تلویزیون یک نویسنده با تاکید بر اینکه طنز و ا امات آن در ایران به درستی تعریف نشده است، گفت: «از برنامه های طنز انتظاری وجود دارد که من مصداقش را در برنامه های تولید شده ندیدم.» تاجبخش فنائیان در گفت وگو با ایسنا درباره ی تغییر مفهوم طنز در بازه های مختلف زمانی، گفت: برنامه های طنز به انواع مختلفی تقسیم می شوند که در قالب های نمایش یا برنامه هایی مانند «خندوانه» و «دورهمی» هستند. طنز هم اشکال مختلف دارد ک...



حررررررررف

درخواست حذف اطلاعات




دلم میخواد حرف بزنم دلم میخواد مثل قبلنا دور هم جمع بشیم بگیم و بخندیم و تعریف کنیم. دلم میخواد هیچ از دیگری طلب نداشته باشه. دلخور نباشه.. دلم میخواد مثل ۱۹-۲۰ سالگیم همه چی قشنگ باشه دلم قشنگی تو رفتار میخواد شرکتمون سرشار از زشتی رفتاره......



داستان دلدادگی...

درخواست حذف اطلاعات




" این ترانه زیبای سالار عقیلی را از صبح تا حالا بیشتر از سی بار گوش دادم، انگار وصف دل من و روزگار من است" ای دل دیوانه دل من ، لبریز بهانه دل من در خلوت خانه دل من ، از تنهایی گریه مکناز تنهایی گریه مکن ، از تنهایی گریه مکن از تیرگی زندگی ام ، چون سرشار از خستگی اماز عادت دلبستگی ام ، از تنهایی گریه مکناز تنهایی گریه مکن ، از تنهایی گریه مکن می آید آن رفتهٔ من با آغوشی همچو وطنحرف از سرگردانی نزن ، از تنهایی گریه مکناز تنهایی گریه مکن ، از تنهایی ...



مونـولـوگ های بی سـروتـه

درخواست حذف اطلاعات




خواهشا هر زمان که در خیابان ی را دیدی که پلک چپش مدام میپرد و دستش به جایی بند نیست بیا و دستش را به زندگیت بند کن.آن منم....