پیدا





تمام حرف های نگفته ام

دوستت دارم های نگفته را ....

درخواست حذف اطلاعات




دوستت دارم های نگفته را نه به پای نداشتن جرئت میگذارم نه به پای ترس از دست دادن همه شان را میگذارم به پای نفر قبلی که حرمت تمام دوستت دارم ها را پایمال کرد و رفت حالا برای ما سخت است دوستت دارمی تحویل ی دهیم که قبلا زیر پای یه نفر له شد رویمان نمیشود تحویلش دهیم نکند خوشش نیاد ، دلش را بزند ، ناراحت شود...



اشعار فاطمیه جدید

درخواست حذف اطلاعات




مانند شمع قصه ات از سر تمام شدکوتاه مثل سوره ی کوثر تمام شدسیلی وزید در وسط کوچه باد شدتا هیجده ورق زد و دفتر تمام شداز سوختن نه در اثر ضربه شمع مندر پشت چارچوب همین در تمام شدگفتم یکی نبود و چهل مرد آمدندقصه نگفته قصه ی مادر تمام شدبابا کشید پارچه را روی مادرمآهی کشید و گفت که دیگر تمام شدپلکی زد و رسید سرِ ظهرِ واقعهاین بار قصه واقعا از سر تمام شدزینب به فکر روز دهم بود بیشتروقتی وداع مادر و دختر تمام شدوقتی که "یا بنی" به گوش حرم رسید آرام گف...



قاطی پاتی

درخواست حذف اطلاعات




سخنگوی مغزم مث یه عجوزه ی وراج ور ور می کنه ، رو اعصابمه! بی اعصاب ِ مغزم نمیدونم کجاست؟ چرا نمیاد بزنه تو دهن این سخنگو!!!!!! سرم داره می ترکه از حرفای گفته و نگفته ی درونم! کاش یه سیفون مغز هم بود که بکشم روی این گفته و نگفته هام خلاص شم ازشون......



همیشه

درخواست حذف اطلاعات




همیشه در ناگهانی ترین لحظه،عزیزترین دارایی مان از دست می رود و ما درست همان موقع یادمان می افتد، چقدر "دوستت دارم" هایمان را نگفته ایم "از اینکه دارَمت شادترینم" را نگفته ایم ...همیشه دیر یادمان می افتد برای آنچه که داریم با خوشحالی شکر گوییم. همیشه دیر می شود و ما بعدَش، تمامِ اندوهمان از حرف هایست که نزده ایم....



یک خشت

درخواست حذف اطلاعات




ماکارونی بار گذاشتم! نکته ای که هست اینه که ، ما چه یک نفر باشیم چه دو نفر و غذا واسه چهار وعده طبخ بشه، یک مقدارماکارونی می پزیم! خخخخخخ! اینو وقتی فهمیدم که دیدم تو قابلمه جا کم اومده! آدم زحمت می کشه باید ییهو کلی محصول بده خب. عاقا! خونه ب ید! آدم بخواد بمیره هم، باید یک خونه ای داشته باشه که توش بمیره! اگه هم بیرون خونه مرد، یک جایی باید باشه، یک وجب دیوار باید داشته باشه، اون کف دست اطلاعیه اش رو بهش بچسبونن! طفلک مستاجر، هر دیده آب خونه اش کم...



سیاهی به ضخامت تمام حرفهای نگفته ی دنیا ...

درخواست حذف اطلاعات




همه چیز بعد رفتن توآزار دهنده شدههمین گوشی را ببین نمیدانم چه کرده ای دیگر تورا نشانم نمی دهد !!! من ؛ بگذریم تو بی من چه میکنی ؟!!!!!...



خا ترى

درخواست حذف اطلاعات




وهم نگفته هایی که در دلم هست بیشتر از پوچى انچه که میپندارى نیست میخواهم خا ترى باشم میان مهره هاى سفید و سیاه جایی براى من نیست !این شطرنج زندگى مرا تمام خواهد کرد fm...



قیصر امین پور

درخواست حذف اطلاعات




گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود گاهی بساط عیش خودش جور می شود گاهی دگر، تهیه بدستور می شود گه جور می شود خود آن بی مقدمه گه با دو صد مقدمه ناجور می شود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود گاهی گدای گ و بخت باتویار نیست گاهی تمام شهر گدای تو می شود… گاهی برای خنده دلم تنگ می شود گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود گاهی تمام آبی این آسمان ما یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود گاهی نفس به تیزی ...



تو گریه میخندم...

درخواست حذف اطلاعات




برای تو می نویسم که تو فقط بخوانی مرا ببخش اگر از گونه هایم عشق می ریزد و سطرها یم بارانی می شود از تو چه پنهان به اندازه تمام پریشانی موهایت ش ته ام اما باور کن خاطراتت چه خوب میزبانی بود برای بهانه های نفس کشیدنم خی راحت به هیچ نگفته ام حکایتمان را حال فقط با گریه هایم می خندم تو مرا ندیده ای ؟...



دوستت دارم

درخواست حذف اطلاعات




به وسعت تموم بغضام و نگفته هام...



رو راست

درخواست حذف اطلاعات




هرگز به خودم نگفته ام می توان از این واقغیت صرف نظر کرد...



94.10.25

درخواست حذف اطلاعات




دیگر مهم نیست که من چه فکر می کنم..یا حتی مهم نیست که تو چه فکری می کنی.. همه خیال می کنند ج چیزی مثل مردن است؛ من اما حس میکنم رها شده ام.. چقدر می ترسم از این حس رهایی.. به هیچ جا, به هیچ , به هیچ زمانی تعلق نداشتن, چیز ترسناکی ست.. دیگر حتی مهم نیست موهای من چقدر بلند است.. دیگر مهم نیست چشمانم چقدر می درخشید یا چقدر نمی درخشند.. مهم نیست کجا هستم, مهم نیست کجا می روم..مهم نیست چقدر دست هایم سردند... چقدر سرد بوده اند.. مهم نیست شعرهایم حالا کجا می روند..م...



....

درخواست حذف اطلاعات




چه حرف ها که درونم نگفته می ماند.... خوشا به حال شماها که شاعری بلدید.......



گاهی گمان نمی کنی

درخواست حذف اطلاعات




گاهی گمان نمیکنی و می شود گاهی نمیشود که نمیشود!! گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه بنام تو میشود! گاهی گدای گ و بخت نیست...! گاهی تمام شهر گدای تو می شود گاهی......



شت =))))

درخواست حذف اطلاعات




-سیبیلامو زدم ولیا نگفته بودم؟ +نهههه . هووووهووو ایییول -یه مدرسه جشن گرفت...



قیصر امین پور

درخواست حذف اطلاعات




گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشودگاهی نمیشود که نمیشود که نمیشودگاهی بساط عیش خودش جور میشودگاهی دگر تهیه بدستور میشودگه جور میشود خود آن بی مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور میشودگاهی هزار دوره دعا بی اجابت استگاهی نگفته قرعه به نام تو میشودگاهی گدای گ و بخت با تو یار نیستگاهی تمام شهر گدای تو میشودگاهی برای خنده دلم تنگ میشودگاهی دلم تراشه ای از سنگ میشودگاهی تمام آبی این آسمان مایکباره تیره گشته و بی رنگ میشودگاهی نفس به تیزی شمشیر میشوداز هرچ...



شکایت دل را نگفته میخوانی

درخواست حذف اطلاعات




در آرزوی تو هستم همیشه نورانیاسیر زلف تو هستم، نگفته می دانیتو از قبیله فریادهای خاموشیزبانه می کشی از های طوفانیشمیم عطر تو در باغ لاله می پیچدعزیز گمشده در کوچه های ظلمانینشسته ام به در انتظار یکرنگیبدان امید که روزی گلی برویانیش ته قامت هر لاله ای غریبانهغروب خسته مرا می کشد به ویرانیشبانه می شنوم از نگاه اشک آلودکه می رسد به دلم عطر یاس پنهانیهزار پنجره آدینه باز و بسته شودبه گوش دل نرسد نغمه های عرفانیولی شنیده ام از قاصدی که می خواند...



دلتنگشم ....

درخواست حذف اطلاعات




هزار بار گفته امآدم دلتنگهیچ چیز حالیش نمى شودفقط حرفهاى نگفته اش زیاد مى شود ودلش رسیدن مى خواهد...



صدای خاموش

درخواست حذف اطلاعات




دلم بهانه گیر تر از هر زمانی شده.. درسته اینجاخاموش نیستمو ومدام حرف می زنم اما دلم پر از نگفته هاست......



شعری ماندگار از قیصر امین پور

درخواست حذف اطلاعات




گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشودگاهی نمیشود که نمیشود که نمیشودگاهی بساط عیش خودش جور میشودگاهی دگر تهیه بدستور میشودگه جور میشود خود آن بی مقدمهگه با دو صد مقدمه ناجور میشودگاهی هزار دوره دعا بی اجابت استگاهی نگفته قرعه به نام تو میشودگاهی گدای گ و بخت با تو یار نیستگاهی تمام شهر گدای تو میشودگاهی برای خنده دلم تنگ میشودگاهی دلم تراشه ای از سنگ میشودگاهی تمام آبی این آسمان مایکباره تیره گشته و بی رنگ میشودگاهی نفس به تیزی شمشیر میشوداز هرچ...



دلتنگی و شعر

درخواست حذف اطلاعات




گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود گاهی بساط عیش خودش جور میشود گاهی دگر تهیه بد دستور میشود گه جور میشود خود آن بی مقدمه گه با دوصد مقدمه ناجور میشود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تومیشود گاهی گدای گ وبخت باتو یار نیست گاهی تمام شهر گدای تو میشود گاهی برای خنده دلم تنگ میشود گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود گاهی تمام آبی این آسمان ما یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود گاهی نفس به تیزی شمشیرمیشو...



حرفهای نگفته درگلودردمیکند...

درخواست حذف اطلاعات




او راست گفته بود ولی رفت آ شباور ! قسم به لب و گونه ی ترشباید چکار کرد که سخت است باورش:آینده و گذشته ی مبهم دروغ بود یک لحظه، یک نگاه، پس از آن نگاه بعدمن عاشقت شدم که شدش اشتباه بعد(ما با همیم) کات! حدودا" سه ماه بعد:آن حرف های قاطع و محکم دروغ بود گاهی ش ته، گاه چه محکم صدای تومثل هواشناسی مشهد هوای توفهمیده بودم از همه ی اشک های توباران چه تند تند... چه نم نم، دروغ بود موهای گندمی خودش را که کاشت، رفتاحمق! قبول کن که قبولت نداشت، رفت...دیدی چگونه م...



دوهزار و صد و هفتاد و پنج

درخواست حذف اطلاعات




گاهی فقط سکوت میتواند بگوید چه سان آکنده ای از حرف های نگفته . فرزانه / روح وحشی +فقط پسرم ؛ موسیقی و ... ! همین....



53.عاشقانه هایم...

درخواست حذف اطلاعات




عاشقانه ها تا ابد گفته و نوشته و خونده میشن... تموم نمیشن ...باید وجود داشته باشه تا با ی ،کلامی ، ترانه ای ... حسش در وجودت شکوفه کنه ...عاشقانه ها زندگی بخشند... میکشند و زنده میکنند ...مثل تمام دوستت دارم های نگفته و نشده... مثل تمام نگاههای عاشقانه ای که روبه روت باشه و دیده نشه... مثله گرفتنه دستهایی که درونشون دنیای تو وجود دارند ... من تمام دوستت دارم های به جا مانده ی قلبم سرخه ... میتپه ...تمام احساسِ داشتن و نبودن هارو .... عاشقانه هایم برای نگاهیست ...



هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم....

درخواست حذف اطلاعات




چند وقت پیش یه آقای دست فروشی اومد و بهم گفت «خانوم میشه لطفا از من ید کنید » هر کاری هم نرفت تهش گفتم آقا من اصلا پول ندارم .... و فنی رفت برای اینکه دروغ نگفته باشم تمام پول های تو کیفمو گذاشتم تو کیف مادرم و همشون رو دادم بهش . الان که دارم بهش فکر می کنم واقعا خیلی احمقانست ...... همیشه وقتی می خواهیم وجدانمون رو راحت کنیم کاری میکنیم که بعدش خیال کنیم سر خدا کلاه گذاشتیم؟؟؟!...



آوای بهبودی 22 تیر

درخواست حذف اطلاعات




"بسیاری از ما متوجه می شویم که اعتماد و پذیرش بی قید و شرط انسان های دیگر که حاصل تمرین گمنامی است ،ما را در ح ی قرار می دهد که در آرامش ، مسائل درون خود را با انسان دیگر ی مطرح کرده وچیزهایی می گوئیم که فکرش را هم نمی کردیم روزی به زبان بیاوریم.""دوازده قدم و دوازده سنت پرخوران گمنام صفحه187 و 188 وقتی برای اولین بار، قدم ها و ابزارهای برنامه را شناختم، این گونه فکر می که:" چه طور می توانم چیزهایی را که در گذشته هرگز به ی نگفته بودم، حالا با دیگران م...



لحظه ها می گذرد...

درخواست حذف اطلاعات




هنوزم شبا پاهامو از زیر پتو بیرون می ذارم. تو نور کمرنگ چراغ قوه کتاب می خونم و اشکام بی صدا برای قهرمانایی ک زیر چرخای زندگی له می شن روی بالش می ریزه. زن رام نشدنی و تموم . چ قصه ی تلخی بود و اونوقت مترجمش نوشته بود قصه یک عشق! و دروغ هم نگفته بود، قصه ی عشقی آلوده با خون. نمی دونم کی بتونم سرنوشت آدم های عاشقی رو فراموش کنم ک بدون استثنا همه بازنده بودن. گوشی و برمی دارم ک بنویسم و خودم و خالی کنم. باز می ذارمش سر جاش و دوباره برمی دارم... یواشکی ها...



پیش از 17

درخواست حذف اطلاعات




درست نیمه شب است؛ البته ساعت می گوید؛ به آینه نگاه میکنم. ح نگاهم شبیه ی است. شبیه مرد جوانی که خواننده است و قیافه ای نه دارد. یک جور حس شرمساری دارم. گرفتار یک جور نوشتن و پاک و نوشتن و پاک شده ام. فکر نوشتن از کجا به سرم زد؟ از کجای حرفهای من از کجای سکوتهای تو؟ تمام این سالها کجا بوده پس این فکر؟ مگر تمام این سالها دندان روی جگر نگذاشته بودم که چیزی نگویم؟ که چیزی ننویسم؟ که چیزی نباشم؟ که نباشم اصلا. حالا تو آمده ای و گفته ای بنویس. پس تمام این...



تو می آیی

درخواست حذف اطلاعات




تو یک روز می آیی و من هزاران پرنده عاشق را که در دل اسیر دارم، رها سوی خوشبختی می کنم! تو یک روز می آیی و من باید مطمئن باشم که آنقدر شاهدانه ذخیره که تمام کبوتران شهر را سیر کنم! تو یک روز می آیی و من آن روز باید به خدا گفته باشم که نکند گره ای بر مویم افتاده باشد و لمس انگشتانت را آزار دهد! تو یک روز می آیی و من باید به باران بگویم نم نم ببارد، به خاک بگویم خوشبو تر باشد و به باد بگویم نوزد تا صدایت را واضح تر بشنوم و به طبیعت بگویم که پی هر قدمت گل ...



نکته سنج

درخواست حذف اطلاعات




چه خوش است راز گفتن به حریف نکته سنجی که سخن نگفته باشی به سخن رسیده باشد...