پیدا





تنها غریبی

غریبی

درخواست حذف اطلاعات




غریبی طی شد و درمان ندارد غربیی طی شد و سامان ندارد غریبی ناله محرومان غریبی غریبی چشمه جوشان غریبی غریبی بی سرو سامان غریبی غریبی طی شد و درمان ندارد غریبی د ی جانان غریبی غریبی در پی سالان غریبی غریبی طی شد ودرمان ندارد غریبی طی شد وسامان ندارد غریبی در طی سی سال غریبی غریبی درهمه دوران غریبی غریبی طی شد ودرمان ندارد غریبی طی شد وسامان ندارد غریبی بی یارو یاران غریبی غریبی بی همدم و نالان غریبی غریبی طی شد ودرمان ندارد غریبی طی شد وسامان ن...



غریبی

درخواست حذف اطلاعات




غریبی طی شد و درمان ندارد غربیی طی شد و سامان ندارد غریبی ناله محرومان غریبی غریبی چشمه جوشان غریبی غریبی بی سرو سامان غریبی غریبی طی شد و درمان ندارد غریبی د ی جانان غریبی غریبی در پی سالان غریبی غریبی طی شد ودرمان ندارد غریبی طی شد وسامان ندارد غریبی در طی سی سال غریبی غریبی درهمه دوران غریبی غریبی طی شد ودرمان ندارد غریبی طی شد وسامان ندارد غریبی بی یارو یاران غریبی غریبی بی همدم و نالان غریبی غریبی طی شد ودرمان ندارد غریبی طی شد وسامان ن...



همه تن بهت و حیرت شده ام

درخواست حذف اطلاعات




چقدر شروع سال وحشتناکی داشتم و دارم و چقدر تجربه های فشرده و عجیب غریبی دارم و چقدر بهت زده از این اتفاقات و چقدر سریع میشود روح آدمها زخم بردارد و چقدر میتوان در 1 ماه انقباض انبساط عجیب غریبی را دید .و به این نتیجه رسید که چقدر آدمها میتوانند متفاوت باشند و چقدر دارای رنگ های متفاوت...



سروده بیابان غریبی

درخواست حذف اطلاعات




ای دل ! که در اعصار زمستان غریبی زنجیر به پا بسته ی طوفان غریبی در عزلت مایوس ِ پریشانی افکار زخمی شده از خار مغیلان غریبی گفتی که بگیرم خبرازمرغ شبآویز از باغ پ د همه مرغان غریبی ناکام چو اقلیم فلسطین وجودم خورشید نتابد به حُزیران غریبی دیدی زچه رو شعله آهم به فنا رفت خا تر تسلیم نشست بر شب هجران غریبی مّنت همه بر دوش نهادی که بخوانی غمنامه ای در بزم شبستان غریبی راهی ست که طی می شود آ ازوادی خاموشی و ویران غریبی در شورگه خشک زمین با همه تدبیر ...



غریبی... غریبی... قریبی...

درخواست حذف اطلاعات




در این مدار ، که هم ماه ، جز غریبی نیست غریبی تو و من ، قصه ی عجیبی نیست اگر بخواهی ، اگرنه ، کشیده می بردت به وعده گاه ، که با کاروان شکیبی نیست....



نوحه حسن (ع)

درخواست حذف اطلاعات




ای کشته زهر جفا جگر مولای ما (وای از غریبی ای حسن) 2 اهل مدینه ننگ تو از این همه نیرنگ تو کشتی تو زهرای بتول آن نور چشمان رسول رفتی گل هر انجمن (وای از غریبی ای حسن) 2 ای سید اهل بهشت ای تو همه را سرنوشت دستم بگیر مولا حسن جگر خونین بدن رفتی و زینب در محن (وای از غریبی ای حسن) 2 شد جگرش از زهر کین نور ترش زینب زند بر سر خدا مولا حسن گشته فدا رفتی چرا از بر من (وای از غریبی ای حسن) شد تیر باران نعش او هم از قفا و روبرو شد کینه از آل علی بر نعش مولا منجلی خون ...



حرم????????

درخواست حذف اطلاعات




تو حرمم چه حال و هوای غریبی خیلی دلم تنگ اینجا بود خیلی خوبه خیلییییی????...



تنها

درخواست حذف اطلاعات




چقدر بی پناه و تنها... چقدر تنها چقدر تنها چقدر تنها تنها تنها بودم امشب ... گاهی وقت ها فکر میکنم تنهایی سرنوشت من است ، تنها بدون هیچ...



خدایا

درخواست حذف اطلاعات




خدایانمی دانم چرا آنقدر بزرگ نشده ام،که تو را تنها در مواقع سختی نخوانم؟چرا وقتی همه چیز خوب هست،کمتر تورا صدا می کنم؟چرا وقتی سالم و شاداب هستم،کمتر تو را شکر می گویم؟پروردگارا! تنها درخواستم از تو روحی وسیع است آنقدر که فراموش نکنم، در خوشی ها باید بیشتر تو را صدا کرد!خدایا شکرت بابت ماندن و همپا بودن دوستان قدیم و جدید تو این ده سال بسیار بسیار سپاسگذار و ممنونم یادش بخیر چقدر زود 10 سال گذشت و تو این مدت چه خاطرات خوب و بدی تو این وبلاگ رق...



دور و دوستی

درخواست حذف اطلاعات




من از تو دور و تنها تو از من تنهاتر این است رسم غریبی و این است رسم عشق و تنهایی و چه راحت می گویند دوری و دوستی جلیل میاحے...



به طرز غریبی

درخواست حذف اطلاعات




باید از خستگی هایم بنویسم امروز یا فردا به طرز غریبی به مرگ نزدیک تر میشوم و گاهی دلتنگ تر . . . . . . ....



252 : طولانی

درخواست حذف اطلاعات




این چند روز که مامان بزرگه نبود با اتاق خودم غریبی می حالا اما برگشتم سر جای خودم کنار مامان بزرگه پایینِ تخت گاهی سخت است خیلی اما باید باور کنم اینجا تنها جاییست که خواب هایش طعم کابوس ندارد تنها جاییست که تشک دارد بالش گل گلی دارد نورِ ماه دارد جز این چیزی نمیخواهم برای خو دن... # ( هندزفری را از گوشش در آورده و به خواب میرود ) عمیق اما سطحی......



"حضور خداوند، پایان تنهایی است"

درخواست حذف اطلاعات




تنهایی انسان، فقط و فقط با حضور خداوند، پایان می پذیرد. هیچ چیز و هیچ ، قادر به از بین بردن تنهایی انسان نیست. بیهوده اشیاء را بدور خود جمع نکن و به این و آن دل نبند. اینها هیچکدام نجات بخش نیستند و انسان را از نوستالژی غریبی که در این دنیا دچارش شده، رهایی نمی بخشند. نه تنها مشکل را حل نمی کنند بلکه آن را پیچیده تر می سازند. تنها حضور زنده ی خداوند در زندگی است که نشاط و شاد می آورد....



فکر به تو، تنها سلاحم بود

درخواست حذف اطلاعات




همچون دالانی بلند، تنها بودم.پرندگان از من رفته بودند.شب با هجوم بی مروتشسخت تسخیرم کرده بود.خواستم زنده بمانمو فکر به تو، تنها سلاحم بودتنها کمانمتنها سنگم... شعر از پابلو نرودا...



غزل حسرت به دلم مانده مرا جان بنامی

درخواست حذف اطلاعات




شب گشته هوایت نموده دل تنها طوفان هجوم برده به این ساحل تنها تو وعده بده تا که صبوری کنم یک عمر تا پای جان مانمت ای قابل تنها حسرت به دلم مانده مرا جان بنامی آنگه به بهشتت شده ام کامل تنها ای بارش باران محبت بفرست ابر تشنه شده دیوانه ات این جاهل تنها من سادگیت را یدار شدم ای جان شاید به دعا کار گشاید به این مایل تنها فریاد از این مدعیان سر و کویت ، نگارا ! صادق بخوان کو که به سودا شده است کامل تنها " یوسف"...



صدای پا

درخواست حذف اطلاعات




تنها که باشی تنها که باشی حس می کنی در خانه ای قدیمی انتهای یک راهرو بلند اتاق داری. تنها که باشی خیال و وهم است که جای واقعیت را میگیرد. تنها که باشی صدای پای هر و نا ی میشود صدای پای آ ین ناجی زندگیت. تنها که باشی در ذهنت بهترین را میسازی و می پوشانی به هر نامرد. تنها که باشی با ذهنت بازی می کنند.وتو تشخیص میدهی. اما نمیدانند تنها که باشی قدر ذره ای محبت را میدانی و کوچکترین پستی را تشخیص میدهی. تنها که باشی صدای مهربانی را از صدای خودخواهی میفهم...



tehran be khorasan

درخواست حذف اطلاعات




تورا میخواهمت اماجدا ازدیگران تنها تورامیخواهمت چون ماه درهفت آسمان تنها چه زیبامیشودوقتی که من باشم توهم باشی خداباشد به دورازحرف هاوخنده های این وآن ....تنها تووقتی نیستی دورم شلوغ است وهمه هستند همه هستندومن هستم ولی درجمعشان تنها تورا میبینم وبا یاد تو هی شعرمیگویم تو اما نیستی اینجاومن هم همچنان تنها به توهربارمدیونم.... به توهرلحظه محتاجم چنان باغی که می ماند بدون باغبان.... تنها تمام دشمنی ها رابه پای دوستی بگذار که حتی می شوی گاهی می...



هزار و یک شب

درخواست حذف اطلاعات




همچون دالانی بلند تنها بودم. پرندگان از من رفته بودند. شب با هجوم بی مُروّتش سخت تسخیرم کرده بود. خواستم زنده بمانم و فکر به تو، تنها سلاحم بود تنها کمانم تنها سنگم... پابلو نرودا...



چه ماه ...

درخواست حذف اطلاعات




چه ماه غریبی ست این ماه ماه برکت ، خیر ، خوبی و خوشی و.... ولی غریب است حال ما دو نفر چه روزگار غریبی ست بودن ها و نبودن ها .... هر چه دل بخواهد نیست ..... ظاهراً کائنات حساب و کتاب دارد لااقل با ما که خیلی دقیق عمل می کند .......



تنهایی

درخواست حذف اطلاعات




همیشه.. وقتی خوب نبودم.. تنها شدم.. وقتی نیاز به امید داشتم.. تنها شدم.. وقتی دستمو دراز تا بلند شم.. تنها شدم.. بغضم ش ته.. درست زمانی که تنها شدم.. نیاز به بودنشون داشتم و.. تنها شدم..!...



تنها

درخواست حذف اطلاعات




همیشه از تنها نوشتیم....از اینکه چقدر غیر قابل گریز است فکرهایی که نیمه شب وقت های تنهایی و بیداری به سویمان هجوم می آورند....از این که اگر فلانی بود اینگونه نبود و حرف هایی که آمار ها نشان می دهند خیلی ها ایش را دارند و مرا از نوشتنشان بی نیاز می کند....اما امروز وقتی صبح از خواب بیدار شدم...درست همان زمانی که میشد فلق را در آسمان دید...آسمان نارنجی بعد از سحر...درست همان زمان که صدای سرویس های بچه مدرسه ای ها از توی کوچه می آمد...یک چیز مهمی را فهمیدم....



روزگار غریبی است نازنین !

درخواست حذف اطلاعات




دهانت را می بویندمبادا که گفته باشی دوستت می دارم.دلت را می بویندروزگارِ غریبی ست، نازنین! و عشق راکنارِ تیرکِ راهبندتازیانه می زنند.عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد. در این بُن بستِ کج وپیچِ سرماآتش رابه سوخت بارِ سرود و شعرفروزان می دارند.به شیدن خطر مکن.روزگارِ غریبی ست، نازنین! آن که بر در می کوبد شباهنگامبه کُشتنِ چراغ آمده است.نور را در پستوی خانه نهان باید کرد. آنَک قصابانندبر گذرگاه ها مستقربا کُنده و ساطوری خون آلودروزگارِ غریبی ...



روزگار غریبی است نازنین !

درخواست حذف اطلاعات




دهانت را می بویندمبادا که گفته باشی دوستت می دارم.دلت را می بویندروزگارِ غریبی ست، نازنین! و عشق راکنارِ تیرکِ راهبندتازیانه می زنند.عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد. در این بُن بستِ کج وپیچِ سرماآتش رابه سوخت بارِ سرود و شعرفروزان می دارند.به شیدن خطر مکن.روزگارِ غریبی ست، نازنین! آن که بر در می کوبد شباهنگامبه کُشتنِ چراغ آمده است.نور را در پستوی خانه نهان باید کرد. آنَک قصابانندبر گذرگاه ها مستقربا کُنده و ساطوری خون آلودروزگارِ غریبی ...



تنها

درخواست حذف اطلاعات




تنها نبودم چون یک نفر بود که تنهایم نگذارد تنها ی بود که تنهایم نگذاشت و در حقیقت تنها ی بود که وجود نداشت...



توروتنهانمیزارم ...

درخواست حذف اطلاعات




اگه حتی یه ستاره تو شبت جایی نداره به تو میرسم دوباره تورو تنها نمیذارم اگه باز دلت بگیره رنگ دنیات بشه تیره هیچکی دستات و نگیره مــــن تورو تنها نمیذارم از ته دلم میخونم ، تا ابد باهات میمونم آره عشق مهربونم تورو تنها نمیذارم بده دستاتو به دستام ، تویی عشق و همه دنیام گل من نترس من اینجام تورو تنها نمیذارم تویی تنها تک ستارم تویی عشق موندگارم تا ابد ، تا دنیا دنیاست تورو تنها نمیذارم تورو می بوسم عزیزم با همه عشقی که دارم اگه دنیام زیرو رو ش...



ماوی

درخواست حذف اطلاعات




دیگر به این فکر نمی کنم : او بود که رها کرد مرا یا من که ترک می کنم و می روم... تنها حقیقتی ک درونم شناور است تنها...تنها...تنها رها بودنِ من است... چگونه باز گویمت رفیقِ روزهایِ خوبِ من چه شرمسار و خسته ام ازین سراب هایِ نقشِ آبِ من به یاد روزهایِ رفته ی بلندِ آفتابِ من به حرمت آنچه بود بین ما شبی بیا به خوابِ من......



تنها جا

درخواست حذف اطلاعات




تنها جایی که حجاب داشت هنگام خواندن بود گویا تنها ی که به او محرم نبود خداوند بود......



تنها

درخواست حذف اطلاعات




تنها که باشی آرزو میکنی یک نفر صدات کنه حتی اشتباهی...



خدا

درخواست حذف اطلاعات




خدا تنها روزنه امیدی استکه هیچگاه بسته نمی شود؛تنها ی استکه با دهان بسته هم می توان صدایش کرد؛با پای ش ته هم می توان سراغش رفت!تنها یداریستکه اجناس ش ته را بهتر می د،تنها ی است که وقتی همه رفتند می ماند،وقتی همه پشت د،آغوش می گشاید وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت میشود.و تنها سلطانی استکه دلش با بخشیدن آرام می گیردنه با تنبیه . الا بذکرالله تطمئن القلوب...



63. تئاتر ...

درخواست حذف اطلاعات




اولین تجربه ی ِ تئاتر دیدن . اونم تنها ... حس ِ عزیزی بود ! حس ِ غریبی بود ... شبیه خیال بود ! شبیه یه دود مطبوع ِ رقیق ... خیلی دور و نزدیک . بدون قابلیت لمس ... اصلا حجمی نداشت حسم ولی تموم وجودمو در بر گرفته بود . میتونستم برم بالا و رو ابرا باشم حتی ! حالم خوب بود دیگه . یه کلمه :)...