پیدا





جشن میلادت ستاره باران

ستاره من

درخواست حذف اطلاعات




کاش امشپ آسمان ستاره باران بود ومن میان آن همه ستاره غرق در رویای ستاره ام بخواب میرفتم خو عمیق خو از سر بیداری برای دیدن ستاره اقبالم کاش امشب آسمان ستاره باران بود ومن میان آن همه ستاره ستاره ای برای خود می چیدم...



بگو باران تر از اشکِ ستاره ( #بنفشه_انصاری، پرتو )

درخواست حذف اطلاعات




بگو باران تر از اشک ستاره هوای روشن صبح بهاره نگاه ملتمس در چشمِ مهتاب بگو شعله زده عشقی دوباره #پرتو...



عزل ای ما ستاره باران شدی از اشگ

درخواست حذف اطلاعات




" ای ماه " ، ستاره باران شدی از اشگ پاکیزه چو یاران شدی از اشگ خوش آمده ای در بر عشاق ، دلآرا تنها تو از طلایه داران شدی از اشگ قربان دلت ، مریم عمران منی تو سر لوحه دوران شدی از اشگ ای نادره ی مهر ، به جلوه دل ما رفت انگشت نمای همه خوبان شدی از اشگ دل می بری و می دهی و می کشی ما را ما کیت رسیم ؟ جز سوران شدی از اشگ این آتش افروخته ات کی بنشیند ؟ گر سوختی ، آری ز دل شدگان شدی از اشگ "یوسف"...



تولد????????????????????

درخواست حذف اطلاعات




تقدیم به تیر ماهی خودم که همه وجود و زندگیمه???????? مبارک باشه میلاد شما خاتون شمایی که ستاره جون میگیره توی چشماتون شمایی که شدید معنای شعرای من عاشق شما که زندگی میده بمن هرم نفسهاتون . . . !!! |^^^^^| |^^^^^^^^^| تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک بیا یه آرزو کن ؛بعدش شمعاتو فوت کن . . . در ستاره باران میلادت میان احساس مـن تا حضور تو حب است از جنس هـیچ … از دستان مـن تا لمس نـگاه تـو آسمانی است به بلندای عشق … جشـن میلادت را بـه پرواز میروم در ا...



شمعدانی

درخواست حذف اطلاعات




راس ساعت باران، شمعدانی را بیدار می ... صدای خنده هامان میان شرشر باران گم می شد.. و حتی خودمان! دیگر خبری نبود از ما.. گم شده بودیم میان باران.. میان بهار.. میان اردی بهشتی که انگار ابدی بود.. پیرزن گفته بود نور مستقیم خورشید، شمعدانی را می خشکاند..خشکید!گویی ستاره، سراپا خورشید شده بود.. باران چهارساله تمام شده بود.. زمینِ خورشید، مرده بود.. شمعدانی خشکید بی آنکه گلی به یادگار بگذارد.. و حالا این باران بی امان دارد جای خالی شمعدانی های خشکیده ی این ...



ساده

درخواست حذف اطلاعات




بعد باران بال بال مات ستاره ها در چشم، شب نمناک صعودی ناخودآگاه ودل که ابدیت باران را برمیگزیند و تویی دیگر را......



شفیعی کدکنی : ای مهربان تر از برگ در بوسه های باران

درخواست حذف اطلاعات




شفیعی کدکنی : ای مهربان تر از برگ در بوسه های بارانبیداری ستاره در چشم جویباران آیینه ی نگاهت پیوند صبح و ساحللبخند گاه گاهت صبح ستاره باران بازا که در هوایت خاموشی جنونمفریاد ها برانگیخت از سنگ کوه ساران ای جویبار جاری ! زین سایه برگ مگریزکاین گونه فرصت از کف دادند بی شماران گفتی: به روزگاران مهری نشسته گفتمبیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیززین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران پیش از بسیار بودند و نقش بستنددیوار ز...



حتا به روزگاران/ شفیعی کدکنی

درخواست حذف اطلاعات




ای مهربان تر از برگ در بوسه های بارانبیداری ستاره در چشم جویباران آیینه نگاهت پیوند صبح و ساحللبخند گاهگاهت صبح ستاره باران باز آ که در هوایت خاموشی جنونمفریادها برانگیخت از سنگ کوهساران ای جویبار جاری! زین سایه برگ مگریزکاینگونه فرصت از کف دادند بیشماران گفتی به روزگاری مهری نشسته گفتمبیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیززین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران پیش از بسیار بودند و نقش بستنددیوار زندگی را زینگونه یاد...



باران

درخواست حذف اطلاعات




وقتی آمدی باران می بارید و من زیر باران تو را دوست داشتم و تو زیر باران دور میشدی وقتی آمدی باران می بارید و من زیر باران خیس شدم باران دلهره های مرا نشست باران دوست داشتنهای مرا در تو شست باران پوست مرا نو کرد باران قلب مرا نشان داد باران های ج را به گوشم نوازش کرد...



قدر......

درخواست حذف اطلاعات




شب قدر و حکایت نزول باران عشق شب قدر و دست های به ستاره رسیده خدایا شب قدر و رسیدن به ستاره ها شب قدر و شکفتن امید در دل ناامیدها شب قدر و ثبت نسخه شفا برای تک تک بیمارها به خودت و توانا بودنت قسمت می دهیم مهربانی را رسم همیشگی زندگی ما کن خدایا قسمت می دهیم به درهایی که با دست غیب تو باز می شود برای در راه مانده ها خدایا قسمت می دهیم به سوز دل بیمارهای جواب شده از ها در چنین شب آسمانی شفای بیماران را در نسخه دعاهایشان ثبت کن آمین یا مهربان مهربان...



شب بی ستاره

درخواست حذف اطلاعات




شب شده است و ستاره ها در آسمان بد خودنمایی می کنند راستی تو کجایی ؟؟چرا دیگر نیستی؟ آسمان دلم بی ستاره مانده ،،،آسمان بی ستاره هم ک.... دلم این روزها عجیب بهانه گیر شده ،، بهانه ستاره اش می کند اما .. کاش دلم بی دل شود و ب وقت دلتنگی دل دل نکند و پی ستاره گمشده اش نباشد.. باید دلم ب وقت دلتنگی ابری و بارانی نگهش دارم تا ب دنبال ستاره اش نگردد،، میدانی که آسمان ابری و بارانی ستاره ای ندارد.. ای ستاره شبهای بی ستاره ام بر دلش پرنور بتاب تا دلش ب هوای ست...



ستاره ی چشمک زن

درخواست حذف اطلاعات




در چشم شب ، وقتی سکوت همه جا را فراگرفتهوقتی ، آهنگ وصال ، شنیده نمی شودرد پایی از حضورگام زندگی را خیس می کندباران اندک اندک می باردکورسویی از حیات ، چراغ روشنی ستتا تاریکی شب را نور دهدباران ، شبنمی می شودتا برگهای سبز را طراوت دهدشقایق دشتزیستن را در حرکت نسیمی میداندکه گاه با وزش خودهیجان انتظار دیدن را به همراه داردبا آغازی دوبارهبا تولد یک حسبا حضور عشق ، می توان سکوت را ش تآهنگ وصل را با پیانوی امید نواختبزرگترین آفتاب را نقاشی کردبا...



یک شب خوب

درخواست حذف اطلاعات




یک شب خوب تو آسمون یک ستاره چشمک زنون خندیدو گفت کنارتم تا آ ش تا پای جون ستاره ی قشنگی بود آرومو نازو مهربون ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون اما زیاد طول نکشید عشق منو ستاره جون ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی هم زبون حالا شبا چشم میدوزم به آسمون بیاد اون ستاره جون...



اشتباه ....

درخواست حذف اطلاعات




اشتباه می کنم که اشتباه نمی کنم و دست هایت را نمی گیرم فدایت می شوم و جاده ها را به سمت خانه ات می کشم در شبی پر ستاره طولانی ترین رمانم را خواهم نوشت همه دنیا را مجاب می کنم که عشق باران است همین که هست کوتاه و دلپذیر و آسمانی _______________________________ باران رضا پور...



بزن باران که شاید خوابهای شورمان یک شبی تعبیر گردد...

درخواست حذف اطلاعات




بزن باران که دل تنگ است بزن باران هوا ابریست بزن باران نفس ؛ گیر است دل من مثل این مردم میان درد و زنجیر است بزن باران نوازش کن تن زخمی دل آن نازنین یارم ، نگارم را... بزن باران بزن آن کودک رنجور که او از زندگی سیر است ! بزن باران... بهارا منتظر تا کی؟! بزن باران... که فصل مرگ کنون بر ام سخت تسلیم است بزن باران که من از کینه لبریزم بزن باران روان گردد تمام تیرگی ها بزن باران که پردردم بزن باران... خدا هم از دست این خلق دلگیر است !! بزن باران... من آن غصه او...



به بهونه ی بارش باران و هوای بهاری

درخواست حذف اطلاعات




وای باران باران شیشه ی پنجره را باران شست از دل من اما، چه ی نقش تو را خواهد شست؟ آسمان سربی رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ می پرد مرغ نگاهم تا دور وای باران باران پر مرغان نگاهم را شست. حمید مصدق...



باران

درخواست حذف اطلاعات




آسمان سر تعظیم فرود آورده تن سرد زمین را با باران پرورده دانه های باران را یکی یکی می شکافم تبلور حضورت در آن را عجیب می شناسم باران می نیست ولی مست می کند مرا من نیستم ولی هست می کند مرا نرم می شوم مست می شوم می خوامش نم زدن یاد کهنه توست چرای این بارش سالها قدم زدم با تو، شاهدم ابرهای سرگردان تویی که هرگز نبوده ای، کنار من در باران بزرگی می کند باران، می پوشاند اشکهایم را معجزه می کند این باران، می شوید رشکهایم را...



باران

درخواست حذف اطلاعات




کاش باران می آمد.کاش باران بیاید و کوچه مان خیس از باران شود.. نمی دانم چرا.اما از بچگی. همیشه.الان. فکر می و می کنم ز له تو باد و باران و هوای خوب نمی آید....



ببار باران

درخواست حذف اطلاعات




ببار باران که دلتنگم....مثال مرده بی رنگمببار باران کمی آرام....که پاییز هم صدایم شد که دلتنگی و تنهایی رفیق با وفایم شدببار باران بزن بر شیشه قلبم....بکوب این شیشه را بشکن که درد کمتری دارد اگر با دست تو باشدببار باران که تا اوج ن ن ها مدام با از یادشببار باران درخت و برگ خو دن اقاقی....یاس وحشی.... کوچه ها روزهاست خشکیدنببار باران جماعت عشق را کشتن کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن ولی باران ، تو با من بی وفایی توهم تا خانه ی همسایه می باری و تا من...



ماه و ستاره...

درخواست حذف اطلاعات




همین الان تو سیاهی آسمون یه ستاره چسبیده به ماه برای گفتن نجواهای عاشقانه اش چه هم زیستی زیبایی تو آسمونه :) _ ماه جان امشب هم کامله چون ستاره جان کنارشه... +کاش همه یه ستاره جان داشته باشند ^_^...



پیداترین ستاره پنهان

درخواست حذف اطلاعات




آلوده ایم، حضرت باران ظهور کنآقا تو را قسم به شهیدان ظهور کنگاهی دلم برای شما تنگ می شودپیداترین ستاره ی پنهان ظهور کن صلوات و عجل فرجهم...



هوا

درخواست حذف اطلاعات




هوا کبود شد، این ابتدای باران استدلا دوباره شب دلگشای باران است نگاه تا خلاء وهم می کشاندمانمرا به کوچه ببر، این صدای باران است اگرچه من شوره زار تنهایی استولی نگاه ترم آشنای باران است دلم گرفته از این سقف های بی روزنکه عشق رهگذر کوچه های باران است بیا دوباره نگیریم چتر فاصله راکه روی شانه ی گل، جای پای باران است نزول آب حضور دوباره برگ استدوام باغچه در های های باران است...



شعر غم

درخواست حذف اطلاعات




شهر از مرگ و قفس پر شده اینجا باران ! کوچه از دست تو دلخور شده اینجا باران ! شهر لرزیده و خانه همه ویران شده جای ما بعد تو چادر شده اینجا باران شعر غم طول کشید کاش بیایی باران رنگ غم رنگ تفا شده اینجا باران باران رضا پور 28آذر 96...



غصه میسوزاندمرا........

درخواست حذف اطلاعات




غصه می سوزد مرا ، باران ببار کوجه می خواند تو را، باران ببار ابرها را دانه دانه جمع کن بر زمین دامن گشا، باران ببار خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است آسمان را کن رها، باران ببار باغبان از کوچه باغان رفته است ابر را جاری نما، باران ببار موج می خواهد بیابان سکوت با خود دریا بیا، باران ببار تا بیاید آن بهار سبز سبز تازه تر باید هوا، باران ببار ام آشوب و دل خونابه است غصه می سوزد مرا، باران ببار...



باران

درخواست حذف اطلاعات




داغِ بر داغ است باران ! داغِ بر زخم است باران ! یار! باران داغ است بر جان و تنم وقتی صدایت زمین و زمان به گوشم نمیرسد ! داغ است باران که بر سرم می بارد پشت پتجره ی اتاقت ! سوخته ام و میسوزم و ......



باران بزن!!

درخواست حذف اطلاعات




باران بزن!! باران بزن شاید تو خاموشم کنی شاید امشب سوزش این دردها را کم کنی آه باران!! من سراپای وجودم آتش است پس بزن باران بزن باران شاید تو خاموشم کنی .......



سیاهی شب

درخواست حذف اطلاعات




شبیکدام شب؟شبیشبی ستاره ای دهان گشودچه گفت؟نگفت از لبش چکیدسخن چکید؟سخن نه اش تاره میگریستستاره کدام ک شان؟ستاره ای که ک شان نداشتسپیده دم که خاکدر انتظار روز م استستاره ای که در غم شبانه اش غروب هفته در نگاه شبنم است......



بلک اس هول

درخواست حذف اطلاعات




خیلی تلاش که اگه قراره ستاره بشیم ستاره سهیل نشیم از اون دست ستاره ها بمونیم که چشمک میزنن هر چن وقت یه بار ولی خب مشکل این بود که خیالاتم از اولش واهی بود ما سیاه چاله ای مز ف و بی سر و ته هستیم که فقط ستاره هارو نابود میکنیم......



ابر گرفته

درخواست حذف اطلاعات




۲۳ فروردین ۹۶ ابری گرفته غرید باران بی هوا بود باران گرفت باران باران چه با صفا بود رودی به راه افتاد از کوه و دشت رد شد هر ص ه و درختی با رود آشنا بود یک دشت خانه بر دوش از رود می گذشتند در روزهای باران مشت شکوفه وا بود پرواز آرزو داشت بر روی موج و دریا مرغی که کل عمرش را توی خانه ها بود می خواستم بگویم باران چه دوستت دا... شیهه کشید، رم کرد، آن اسب که رها بود #حامد_محقق...



بزن باران که شاید خوابهای شورمان یک شبی تعبیر گردد...

درخواست حذف اطلاعات




بزن باران که دل تنگ است بزن باران هوا ابریست بزن باران نفس ؛ گیر است دل من مثل این مردم میان درد و زنجیر است بزن باران نوازش کن تن زخمی دل آن نازنین یارم ، نگارم را... بزن باران بزن آن کودک رنجور که او از زندگی سیر است ! بزن باران... بهارا منتظر تا کی؟! بزن باران... که فصل مرگ کنون بر ام سخت تسلیم است بزن باران که من از کینه لبریزم بزن باران روان گردد تمام تیرگی ها بزن باران که پردردم بزن باران... خدا هم از دست این خلق دلگیر است !! بزن باران... من آن غصه او...



شام غریبان بی تو .... (بانو) ...

درخواست حذف اطلاعات




امشب برای دیدن ستاره ها نیازی نیست به آسمان خیره شوی (بانو) ... امشب روی زمین ستاره باران است ... کافی است به اطراف خود نگاه کنی ... هزراران شمع با هزاران نیت و امید روشن می شود ... راستی (بانو) تا نباشی کنارم شمعی روشن نخوام کرد ... بی تو (بانو) خیلی تنها و غریبم ... امشب شام غریبان است ... من هم به هزاران شمع روشن خیره می شوم ... باورکن (بانو) شمع ها هم گریه می کنند و قتی از دلتنگی هایم برایشان می گویم ... پس از من چه توقعی داری زبره باران پا به پای این شمع ها گر...



شیشه پنجره را باران شست ، از دل من اما ...

درخواست حذف اطلاعات




باران پاییز به لطف پاییز باران تابستان به لطف بی گاهی اش باران بهار باران زمستان اصلا باران! اصولا خود باران عاشقم می کرد از سال ها پیش که چه می دانستم عشق چیست تا سال ها بعدکه عشق را چه به ما! . . +همیشه منتظرم که پاییز بیاد ولی وقتی میاد طاقت هوای دو نفره و جای خالیشو ندارم از طرفی خوشحالم که این روزها یه همدرد دارم یه یادگار از قدیم ، که عجیب من رو می فهمه و از طرفی دلم گرفته ... ای کاش این پاییز ، زیر بارون ، با یار قدم می زدم...



برای تو...

درخواست حذف اطلاعات




باران گل، باران نیلوفر باران که می بارد تو در راهی از دشت شب باران مهر و ماه و آئینه باران شعر و شبنم و شبدر تا باغ بیداری از عطر عشق و آشتی لبریز با ابر و آب و آسمان جاری غم می گریزد، غصه می سوزد شب می گدازد، سایه می میرد تا عطرِ آهنگ تو می د تا شعر باران تو می گیرد از لحظه های تشنه ی بیدار تا روزهای بی تو بارانی غم می کشد ما را و می بینی دل می کشد ما را تو می دانی...



بزن باران که چشمم با تو یارست ( #بنفشه_انصاری، پرتو )

درخواست حذف اطلاعات




بزن باران که، چشمم با تو یارست وش اشک لیلا در بهارست بزن باران که مجنون گوشه گیر وُ طنین ناله اش، در کوهسارست بزن باران که خسرو رفته از یاد نگاه تلخ شیرین یادگارست بزن باران که دنیا رفته در خواب، هوایش مستِ کابوس و غبارست بزن باران که دل، تنها شده باز سکوت و خنده اش، در خارست بزن باران که غربت، سهم یار و بهای دوری از خاک وُ دیارست بزن باران که پرتو خیس و خسته غروبش بارش چشمان زارست #پرتو [email protected]



خدایا باران را از مادریغ نکن

درخواست حذف اطلاعات




آنقدر زیباست که دلت نمی خواهد چشمت را ببندی ویا اینکه ابری سیاه بیاید و مانع از دیدن آسمان پرستاره شود ، اما زمین تشنه هست، تشنه باران و چشممان خیره به آسمان تا شاید ابری سیاه را ببیند و بارانی ببارد وزمین را سیراب کند و دل همه راشاد کند مخصوصا کشاورزان را از بحران رهایی بخشد خدایا ستاره ها و همه آنچه راکه خلق کردی زیباست و دوست داشتنی هست و ما شاکریم برای همه چیز خدایا باران رحمتت را از ما دریغ نکن الهی آمین...



باران ببارد بر حرف هایمان...

درخواست حذف اطلاعات




باران ببارد بر این خاک که بوی مرگ میدهد بوی مرگ بوی خاک در مشاممان میپیچد باران ببارد بر زخم هایمان ناله هایمان به گوش فلک میرسد باران ببارد بر چشمانمان اشک هایمان در تمام خیابان ها جاری میشود باران ببارد بر حرف هایمان ... کاش باران نبارد +اشک های ما بس است همان بهتر که باران نبارد...



جلیل صفربیگی

درخواست حذف اطلاعات




در دفتر شعر من صدا پنهان است یک رود پر از ستاره در جریان است من در سر خود ابر زیادی دارم جیب کلمات من پر از باران است...



باران ....

درخواست حذف اطلاعات




باز باران نه ن باز باران نه نگویید با ترانه می سرایم این ترانه جور دیگر باز باران بی ترانه دانه دانه میخورد بربام خانه یادم ارد روز باران پا به پای بغض سنگین تلخ و غمگین دل ش ته اشک ریزان...



باشگاه بهشت

درخواست حذف اطلاعات




وقتی در شبی تابستانی باران میبارد انگار دنیا میخواهد خودش را انکار کند... و تو را یاد کودکی ات می اندازد که روی پشت بام میخو دیم و ستاره ها چه نزدیک و صمیمی بودند و باد خنکی می وزید و قطره ای باران بر صورت آدم میچکید و میترسیدی که مبادا باید جمع کنیم برویم پایین و در اتاق و زیر سقف بخو م... زیر سقف را هرگز دوست نداشتم...تنها سقف عزیز من آسمان بود خدایا دستهایت را میبوسم که انقدر هنرمندی...



مدارا و مهربانی جا دارد!!

درخواست حذف اطلاعات




تا حالا دقت کرده اید که در گفتگو ها و بحث هایی که با دیگران بر سر موضوعات مختلف داریم، در اکثر مواقع نتیجه ای جز دعوا و کشمکش و دلخوری پیش نمی آید. این در حالی است که در قرآن به آیات مختلفی در مورد بحث و گفتگو در کنار تحمل و مدارا بر می خوریم. قرآن به عنوان پیام و ابلاغ الهی به (صلی الله و علیه وآله) نازل گشته بر اساس منطق و گفتگو. دین که بر محوریت قرآن کریم شکل گرفته است، در سرزمینی نازل گشت که عقب افتاده و فاقد غنای علمی و فرهنگی بود. اما در مدت زم...