پیدا





خالی

....خودم

درخواست حذف اطلاعات




رود اشکم که به دریاچه ی غم می ریزدخوابم از ح چشم تو به هم می ریزدگریه ام مثل خودم مثل غمم تکراری ستبسته ی خالــی قرصم پُر ِ از بیداری ستبسته ی خالـی یک پنجــــره در دیوارشبسته ی خالی یک زن وسط ِ سیگارشبسته ی خالی خورشید ِ به شب تن دادهبستــه ی خالــــی یک خانـه ی دور افتادهبسته ی خالی یک عاشق جنجالی تربسته ی خالی یک صندلـــی خالی تر!بسته ی خالی تبعید که در سیبت بودبسته ی خالــی پاییز کـه در جیبت بودمرگ، پیغـــام تو در گوشـی خاموشم بودبسته ی خا...



خوبم ....

درخواست حذف اطلاعات




خوبم… باور کنید خوبم! اشک ها را ریخته ام غصه ها را خورده ام نبودن ها را شمرده ام و این روز ها که میگذرد…خالی ام! خالی ام از خشم،دلتنگی،نفذت،…و حتی عشق ” خالی ام از احساس” ....



خالی

درخواست حذف اطلاعات




من و این لیوان سفالی قرمزکه از ب روی میز مانده است دردمان یکی است، دل هردوتایمان خالی است. پر بودیم از اول، از اولِ اول که نه. راستش از اول هم خالی بودیم ، بعدها پر شده ایم و الان که ساعت یازده شب است خالی هستیم شاید هم خالی شده ایم. البته لیوان که کارش پر و خالی شدن است. عادت دارد به این بارها و بارها پر و خالی شدنها. ولی کار دل من که این چیزها نیست، کافی است یک بار پر و خالی شود همانجا دخلش درمی آید. حال و روزت که اب باشد به حال لیوان هم حسودی میکنی...



عقده ای

درخواست حذف اطلاعات




اندوهِ مرا دیدی چنین خوشحالی خالی شدی آن عقده به ما شد خالی احوال منم اب و حالم ت یب احوال تو با حال تو امّا عالی یزدان_ماماهانی...



معرفی کتاب تخم مرغ خال خالی

درخواست حذف اطلاعات




معرفی کتاب تخم مرغ خال خالی عنوان کتاب: تخم مرغ خال خالی نویسنده: تاد هی / ترجمة معصومه اکبری نـاشـر: گیسا تعداد صفحات: 48 «تخم مرغ خال خالی» عنوان کت مصور و خوش خوان از تاد هی با ترجمة معصومه اکبری است که برای ک ن گروه سنی «الف» منتشر شده است. موضوع اصلی کتاب داستان غاز و اردکی است که روزی در سبزه زاری یک تخم بزرگ خال خالی پیدا می کنند و هرکدام مدعی مالکیت آن می شوند و درنهایت به توافق می رسند که دو نفری از تخم مرغ مراقبت کنند تا در نهایت با راهنما...



به دلم افتاده است سمانه جونم

درخواست حذف اطلاعات




به دلم افتاده است که به یاد من نشسته ای امشب... پلک هایت سنگین خوابند اما هنوز آنها را بر روی هم نگذاشته ای... به دلم افتاده است که دلت هوای مرا کرده و در میان خاطرهامان به دنبال من میگردد امشب ... امشب و هر شب یک دل سیر از بغضت خالی میشوم... ع ت را آغوش میگیرم، وای که چقدر جایت خالی است در کنارم... دست خودم نیست اگر دستم از تو می نویسد... اگر دلتنگم و چشمانم هر شب از یاد تو خیسند... "دوستت دارم"......



معرفی کتاب تخم مرغ خال خالی

درخواست حذف اطلاعات




عنوان : "تخم مرغ خال خالی" اثر تد هی ترجمه معصومه اکبری این کتاب داستان یک اردک و یک غاز بود که شیء گردی راپیدا کرده و به گمان اینکه تخم یک پرنده است از آن نگهداری می د تا اینکه به کمک گنجشک متوجه شدند که ان شیء تخم پرنده نیست و یک توپ است . با راهنمایی گنجشک دوستی آنها عمیق تر شد ....



ادکلنی...

درخواست حذف اطلاعات




با آدمای جدید زندگیتون، خاطرات "ادکلنی" نسازین! منظورم اینه عطر یا ادکلن نو ن ین، عطرا خاطرات رو زنده میکنن، حتی آدم هارو.حتی جاهایی رو که در اون بودین. سالها بعد شما میمونین و هیاهوی جمعیت، و عطری که شما رو پرت کرده به روزایی که هرگز بر نیمیگردن! لطفا مثه من در عین خسیس بودن تنوع طلب نباشین، و هر بار که شیشه عطر خالی شد سراغ عطری جدید نرین! اینطور نباشه حتی شیشه های خالی عطر هم، بتونه شما رو به سیاه چاله خاطرات بکشه! وقتی یه عطر داشته باشین خی و...



panic attack

درخواست حذف اطلاعات




خیلی وقتها شب که می شود, سعی می کنم هرچه زودتر خوابم ببرد..خودم را تمام روز س ا نگه می دارم تا شبها همین که چشمهایم را بستم خوابم ببرد.. می دانید که ,آدمها تمام نمی شوند، آدمها نیمه شب با همه آنچه در پس ذهن تو برایت باقی گذاشته اند، به تو هجوم می آورند.* انوقت دیگر نمی شود تحمل کرد.حتی نمی دانی به چه چنگ بزنی که نفس کشیدن ممکن شود.. تازه دارم حس می کنم خالی بودن را..از همه و همه چیز خالی ام.. تمام کتاب های دنیا,تمام ابرنگ های دنیا,تمام باورهام, تمام ادم...



بی خیال رفیق ، ممنونم به خاطر آشتی با اون بالایی...

درخواست حذف اطلاعات




بهت گفتم : اگر تو دروغ باشی ، تموم میشم... ناامیدم کنی ، میمیرم... هم دروغ بودی هم ناامیدم کردی ، تموم شدم اما نَمُردَم ... گریه ، زار زدم ، قرص خوردم ، مریض شدم ، کَمَرَم ش ت اما نَمُردَم ...اون بالایی صِدام کرد، گفت: بلند شو ، من هستم ، هر چی بشه من هستم ، نترس ، بلند شو ... بلند شدم ، سخت بود اما بلند شدم ، با چشمهای تار، با دستِ لرزان، با سر گیجه های مداوم ، با پاهای خسته، با خندهای به مردم، با کتُ و شلوارِ زورکی به تَنَم... گذشت ، ٩٠ روز گذشت و من با زخم...



"یک نفر"

درخواست حذف اطلاعات




یک نفر را نداری; انگار کل جهان خالی است......



#خالی شدن بخشی از سی پی یوئه مغز

درخواست حذف اطلاعات




+به لطف تو و حمد تو.. ثبت نام کنکور و انتخابات لعنتی تموم شد!...



سفر

درخواست حذف اطلاعات




روز 2/20 عازم سفر شمال هستیم انشاالله بندر انزلی جای دوستان خالی ....



isolation

درخواست حذف اطلاعات




تیر آ را زد.. مثل قاتلی بی رحم.. حرف هایم ته کشیده انگار..مثل گذشته ها دیگر دوست ندارم حرف هایم را، افکارم را اینجا بنویسم..حتی الانش هم حوصله هیچ چیز را ندارم.. کتاب هایم را نصفه نیمه رها می کنم..کافکا را نمی فهمم، سلین برایم ناخوشایند است پل استر تکراری ست و ... مدت هاست نه شعری..نه حرفی نه حتی دلنوشته ای.. قلمو را برمی دارم و هرچه انرژی، هرچه احساس دارم دیوانه وار رها می کنم.. به گمانم روزهایی هم هست که آدم خالی از حرف شده باشد خالی از همه چیز باشد و ...



از یادداشت های یک دیوانه

درخواست حذف اطلاعات




الان دیدم که وبلاگش رو بعد از دو سال به روز کرده. نوشته کیا اینجا رو چک می کنن هنوز؟ دستم رفت به سمت بخش نظرات وبلاگش و نوشتم همون خلای همیشگی. نام رو خالی گذاشتم و دکمه ثبت نظر رو زدم. اما نظر ثبت نشد و پیغام خطا داد که اسم نویسنده کامنت نمی تواند خالی باشد. خواستم یک اسم الکی بنویسم. یک ده درنگ! . یادم اومد که به خودم قول دادم دیگه نباشم. دیگه ول کنم. دیگه ... دلم می خواست که بین بودن و نبودنم فرقی باشه. اونی که همیشه با اسم مستعار توی وبلاگش کامنت م...



...

درخواست حذف اطلاعات




مرد بودن یعنی دلتنگی های روح یک زن را آنگونه پر کنی که هیچ جای خالی برای حضور دیگری نمانده باشد...



دستم را بگیر

درخواست حذف اطلاعات




می خواهم چیغ بزنم بگم دوستت دارم دلم برای تو می تپد دستم را بگیر نگذار آواره شود ببین درد دوریت مرا به کجا کشانیده است از این همه رنج بی تو بودن بیزارم از نفس کشیدن در هوای که نفس های تو نیست بیزارم تا به کی با نبودنت زنده بمانم این خار های زندگی تا چه زمان اذیتم می کند به خودت قسم دیگر خسته شده ام روز ها را چطور بگذرانم شب ها را چطور سحر کنم خودم را میان خیالات گم کرده ام در مقابل وفایم چرا برایم بی وفایی رسید بعد به هم رسیدن چرا برایم ج رسید غمگ...



چه بگویم ...

درخواست حذف اطلاعات




چه بگویم ؟ سخنی نیست به یاد پشت این درهای شهر پشت این خانه ی سرد خنده تلخ مرا ، باد پر پر می کرد همه خلوت شهر همه آبادی ه در تنهایی وسعت شهر پر از آمد و شد حیف اما کوچه ی خاطره ها تاریک است چه بگویم ؟ سخنی نیست به دل آدمی تنها در این گوشه ی پرت پشت این پنجره رویاها حال من ،حال زمستان است در نگاهم برف سوز و سرما ، نم اشک هوای بودنم سرد است و دستانی که یخ بسته اند و می خشکند و می پوسند و می ریزند به جیبی سرد و تو خالی چه بگویم ؟ سخنی نیست که نیست حرف حرف ...



عشق چیست؟

درخواست حذف اطلاعات




دختری کنجکاو میپرسید:ای مردم عشق یعنی چه؟ دختری گفت: اولش رویا آ ش بازی است و بازیچه مادرش گفت: عشق یعنی رنج پینه و زخم و تاول کف دست پدرش گفت: بچه ت باش بی ادب! این به تو نیامده است رهروی گفت: کوچه ای بن بست سالکی گفت: .... راه پر خم و پیچ در کلاس سخن معلم گفت: عین و شین است و قاف، دیگر هیچ دلبری گفت: شوخی لوسی است تاجری گفت: عشق کیلو چند؟مفلسی گفت: عشق پر شکم خالی زن و فرزند شاعری گفت: یک کمی احساس مثل احساس گل به پروانه عاشقی گفت: خانمان سوز است بار سن...



با جای خالی تو چه کنم؟!

درخواست حذف اطلاعات




همدل خوب از بین ما رفت... ------------------------------------------------ پ.ن: زبونم بند اومد جز اینکه اشکام رونه شده هیچی نمی تونم بگم...



برگزاری جمع خوانی کتاب تخم مرغ خال خالی در کتابخانه علامه محمدتقی جعفری بخش جعفرآباد در 96

درخواست حذف اطلاعات




برگزاری جمع خوانی کتاب تخم مرغ خال خالی در کتابخانه علامه محمدتقی جعفری بخش جعفرآباد در روز مورخ 96/02/26 توسط مسئول این کتابخانه (آقای پورممی) و با حضور 20 نفراز اعضای کودک و نوجوان در بخش کودک این کتابخانه برگزار گردید....



عادل دانتیسم

درخواست حذف اطلاعات




آمدن راه و رسم خودش را داردنمی شود که هر از راه رسیدسرش را بی اندازد پایین و واردِ خانه ی دل شودمهمان فرق دارد .. همیشه عزیز استهمیشه هم مسافرمی آید؛ می نشیند؛ می گویدمی خندد و گاهی هم بغض خالی می کند و بعد می روددر میانِ بغض هایش شاید یکهو بگوید :می شود بمانم ؟یا مثلا می گوید دوستت دارم یا اینکه می گویدمن کنارِ تو چقدر آراممتو حواست باشد که این ها تنهایک آرامش است .. یک آرامش پس از بغضی خالی شده !آمدن و ماندن دیوانگی دارد!میانِ گریه ها خندیدن و د...



نوبت دوم دین و زندگی پایه ی دهم

درخواست حذف اطلاعات




جاهای خالی را با کلمات مناسب پر کنید. 1. بالاترین نعمت بهشتی .....................................................................می باشد.25/. 2. جمله ................................................................پایه و اساس بنای است.5/. و......



حال من خوب است اما

درخواست حذف اطلاعات




توی کله ام پر از حرفهای جورواجور. آ هفته شاید بخوایم بریم مشهد. با پسر شوهرم میریم. ماشین مفت. مکا مفت. فقط باید هزینه سفر را داشته باشیم. من کارامو دارم جمع و جور میکنم تا برای سفر کار خاصی نداشته باشم. اما باید شوهرمم پول سفر را جور کنه. خداکنه قسمت بشه بریم.خیلی دلم میخواد به این سفر کوتاه برم. دلم بدجوری هوای مشهد را کرده. اما جیبم خالی. نه بدهی هاشو میده. نه این بچه سوسوله قسطشو تا الان پرداخت کرده. جیبم خالی خالیه. با چی برم سفر اخه. خدایا خودت...



زبان فارسی

درخواست حذف اطلاعات




کی گفته زبان فارسی آسونه ؟ حالا جاهای خالی رو با (بله) یا (خیر) پر کن تا بفهمی: .....من مغز ندارم. .....من احساس ندارم. .....من یه احمقم....



نمیدونم چه ام شده........

درخواست حذف اطلاعات




سلام دو روزه اصلا حوصله ندارم نمیگم چیزی نشده ...... ولی آ ش مثل اینکه باید بگم راضیم به رضای خدا.......دیگه کاری از دستم برنمیاد در این شرایط...... دلم یه درد و دل حس میخواد از اون حرفایی که به عالم و آدم بدوبیراه بگی و طرف مقابل فقط بگه اره تو راست میگی..........خسته ام از دویدن ها و نرسیدن...... بگذریم عشق من: قسمت دوم (بدون مخاطب خاص) و باز امشب دوباره یادت چون نسیمی افکار خسته ی مرا نوازش می دهد ......وقتی غرق در تو و یادت هستم از کل جهان خالی ام ....وقتی غرق در ...



گل کاشتین!

درخواست حذف اطلاعات




امشب، برخلاف فضای اطراف م که پر بود از بوس و شادی و بوق و خوشی و برقِ چشم، خالی بودم. جوری از افسرگی رو حس می . شاید از دلتنگی برای مشهد بود. شاید حس می که خوشی من باید اونجا باشه. جایی که دوستام نمی تونن موسیقی بزنن، نمی تونن مث همه آدمای دیگه این کشور شادی کنن و کلی تلاش تا توی انتخابات موفق شن تا بتونن حق شونو پس بگیرن اما من اینجا بودم توی فضای آزادتر، بدون ترس و با دل گرمیِ بیشتر. کار اونا بود که شا ار بود و خوشحالی و و پای کوبی، لیاقت اونا بود. ...



هوا بس ناجوانمردانه گرم است

درخواست حذف اطلاعات




زمستان است هوا بس ناجوانمردانه گرم است... زمین لب تشنه و غمگین، امید آسمان خاموش نگاه مردمان بر پیکر خشکیده ای مدهوش نه بارانی... نه برفی... نمی آید ز قلب آسمان،آ ... صدای نعره ی مستانه ای بر گوش خداوندا تو میدانی گنه از بنده ات گر هست درختان را گناهی نیست....! خطایی گر کند این بنده ی ناچیز گناه مار و موران بیابان چیست؟ چرا بگرفته ای آغوش باران را؟ مگر بغض زمستان را نمی بینی؟ مگر اندوه مهمان را نمی بینی؟ غبار آلوده چشم باغ و بستان را نمی بینی؟ مگر نوز...



اصل سی و یکم

درخواست حذف اطلاعات




تمام اصل های را خوانده ام وجای یک اصل را خالی یافتم واصل دیگری به آن افزودم عزیز من اصل سی و یکم :هر انسانی حق دارد هر ی را که می خواهد دوست داشته باشد .پابلو نرودا اینکه در این فضای ارتباطی میتونم بخشی از افکار و احساسم رو با کلام نوشتاری صادقانه بیان کنم حس خوبی دارم. بهنام...



مجازى...

درخواست حذف اطلاعات




امشب که داشتم طبق عادت همیشگی صفحات شخصی این طرف و اون طرف دنیای بی سر ته مجازی رو چک می .مثل دفعات قبل، یه سری هم به قسمت جستجو زدم،تنها اسم توی قسمت تاریخ جستجوها مال تو بود و باز هم مثل همیشه یه نگاه سر سری به صفحه ی تو انداختم،صفحه رو بستم،همین.به اینکه هروقت میشینم پای کامپیوترم اینکار رو م معتاد شدم؛ واسه این میگم معتاد چون آدمهای معتاد به چیزی اعتیاد پیدا میکنن که یه زمانی انجام اون عادت شون میکرده، ولی بعد از یه مدتی دیگه بدون اینکه بد...