پیدا





خوام

میخوام بگم !

درخواست حذف اطلاعات




تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تو میمیرم .. می خوام بگم تو دنیای منی .. می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره .. می خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت !! می خوام بگم شدی مجنون عشقم … می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات میمیرم ! می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم .. می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !! می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه !! می خوام بگم به بلندی قله اورست و پهناوری اقیانوس اطلس دوست دارم … می خوام بگم یه ...



1396/02/23

درخواست حذف اطلاعات




خیلی چیزا تو سرم هست...ولی نمی خوام که بنویسم... می خوام بهت بگم......



به نام خدا

درخواست حذف اطلاعات




شده درونت آشفته باشی؟ ببینی با سیر قبلی که داشتی الان، این موقعیت و اینجا ، جایگاه تو نیست ... آدمی هم باشی که نخوای مردگی کنی ... من الان یه همچین حسی دارم ... نمی خوام ببازم ... نمی خوام کم بیارم ... تنها خودمم که باید فکر خودم باشم ... پس ... بزن بریم...



نقاب

درخواست حذف اطلاعات




به صورتت نقاب نزن همدم لحظه های من می دونم که اشکهای قشنگ تو پشت نقاب سیل غمه می دونم که غصه ها توی دلت اندازه یه عالمه نمی خوام پشت نقاب خنده هات گریه کنی نمی خوام فقط واسه شادی من خنده کنی...



"آغاز مسافرت"

درخواست حذف اطلاعات




می خوام لحظه به لحظه های سفرم رو با عشق توی قلبم save کنم! نمی خوام خاطرات این مسافرت توی ذهن و مغزم باشه،میخوام توی قلبم باشه... از همین تکه ابر کوچولویی که دارم تماشا می کنمش که تک و تنها توی دل آسمونه و دور و برش هیچ ابر دیگه ای نیست،از تماشای به خواب رفتن دوست زیبا و مهربونم که همین کنار دستمه ، از تماشای مهربونی خانم صندلی جلویی که هر خوراکی میخوره با یه لبخند بزرگ به بغل دستیاش تعارف می کنه، از گوش به آهن ی که توی گوشمه و با هرکدومشون یه عالمه...



"یه احساس ناخوشایندِ دیگه"

درخواست حذف اطلاعات




نمی خوام خدا کمکم کنه تا باورکنم و دوباره اعتمادکنم به ی که فکر می اگر یه نفرباشه که دروغ نمیگه اونه و دیگر هیچ،اما صاف توچشمام نگام کرد و کبیر ترین دروغ ممکن رو گفت... و دوباره هم تکرار کرد... چون می دونم یکم غیرممکنه...اما عاجزانه از خدا می خوام کمکم کنه اقلاً وقتی هم داره راست میگه،توی دلم نگم نکنه داره دروغ میگه... یعنی فکر منفی نکنم... از وقتی اینطوری شدم واقعاً دارم عذاب می کشم......



نه....

درخواست حذف اطلاعات




آیا من توالی از اتفاقات تکرار شونده ام ؟ نه نمی خوام این من رو...



بشنو

درخواست حذف اطلاعات




می شه بیایی و روبروم بشینی و بهم گوش بدی؟ می خوام حرف بزنم. مطمئن باش بارها میون حرفام به گریه می افتم. نمی دونم شاید عصبی هم بشم. ولی این قول رو هم بهت می دم که میون حرف زدنامون، از ته دل برات بخندم. اصلا تو کجایی؟ چرا هیچ وقت هیچ جا نیستی؟ من خسته ام. می خوام با یه موجود نوازشگر حرف بزنم. با یکی که خوب بلد باشه این حس رو بهت القا کنه که فقط به خاطر خودت و رضای خاطر دل خودش داره بهت آرامش تزریق می کنه. به چشمای من دست نزن. انقدر مژه هام رو دستکاری نکن...



ب.ز

درخواست حذف اطلاعات




به بابا میگم می خوام برم سمت گیاهخواری، نظرت چیه؟!بابام :آفرین، خیلی هم خوبه، مگه تو چیت از بُز کمتره؟!!...



کفش های سرد خانوم ناز

درخواست حذف اطلاعات




کفشهای سرد خانوم ناز کفشهاشو پنهان می ... می نشست روی پله و من دستهامو دور کمرش حلقه می کرم و سفت نگهش میداشتم و می گفتم: "نمی ذارم برید" ... خانوم ناز ریز ریز می خندید و بغلم می کرد و می گفت: "بیا بهت پول بدم برو پفک ب " ... و من اینبار محکم تر بغلش می و می گفتم: "نهههههه من پفک نمی خوام ... می خوام شما بمونید..." مادرم منو از بغلش بیرون می کشید و می گفت: "مادر شما برید این همینطوریه یه کم گریه می کنه بعد آروم میشه"خانوم ناز می گفت: "نکن مادر ... دلش مثل گنجیشک م...



far from the madding crowd

درخواست حذف اطلاعات




پیشنهاد ازدواجشون با ید پیانو، قایق و درشکه همراه بود و اون با خنده رد و می گفت همه ی اینها رو دارم و شوهر نمی خوام ....



پنجره ۱۵۶

درخواست حذف اطلاعات




سلام . چند روزی نبودم ، در حال عوض سبک زندگی بودم ولی در انتها باز منم و خیال تو و این حس غربت در دل شب ... اومدی ؟ صدام کردی ؟ چقدر میثم گفتنت به دل می شینه . عزیزکم ، چند روز بدجوری به فکرتم ، کاش زود تر ح جا بیاد . نگرانتم . گاهی تنها چیزی که واسه ادامه دادن لازمه ، یه حس خوبه ، یه انرژی مثبت و یه نهیب به خودت که اره ! تو می تونی . یه زمانی دقیقا می دونستم چی می خوام ، مثل خورشید جلوی روم بود و هر لحظه به هر طرف که نگاه می هدفم رو می دیدم ، تا اینکه امروز ...



به یاد ماندنی ترین فراموشی

درخواست حذف اطلاعات




برای ی که از دریا فقط طوفان هایش را دیده باشد، دوباره دل را به دریا زدن خیلی دل می خواهد. حالا هی بیا و از دریا تعریف کن هی بیا و دریا را عوض کن هی بیا و بگو این دریا با آن دریایی که تو دیدی زمین تا آسمان فرق دارد هی بیا و بگو این دریا، دریای آرام است به گوشش نمی رود که نمی رود. دریا برای او همیشه یک اسم داشته است؛ دریای سیاه! اصلا چه ی گفته که برای دل به دریا زدن باید خیلی دل داشته باشی؟ من یکی را می شناختم که خیلی هم دل داشت ولی باز هم کارش زار بود ب...



سلام بهونه ...

درخواست حذف اطلاعات




سلام ی که تو دلم درخشیدمن دیگه دوستت ندارم، ببخشیدبهتره که نپرسی علتش روچون که خودت ندادی فرصتش روبهتره این نامه ی آ باشهفکر کنم این واسه ما، بهتر باشهمن، واسه اون ی که دوست ندارمنمی تونم شاخه ی گل بیارمبین تو و اون روزها کلی فرقهتو آسمونت، پر رعد و برقهنه مهربونی، نه واسم می خندیهر دری رو من می زنم، می بندیکو اون همه شعرهای عاشقون ی بود بهم می گفت: سلام بهونهنه! نه! صحبت از سلام بهونه ای نیست پرنده اینجاست، ولی دونه ای نیستخواستی فقط صاحب یک ...



انتخابات

درخواست حذف اطلاعات




سلام دوستان این روزا روزای انتخابات هست و کرسی انتخابات داغه حالامن می خوام یه سوال ازتون بپرسم شما به چه ی می خوایین رای بدید ؟؟ و دلیل انتخابتون چیه؟؟...



آرزو ماند

درخواست حذف اطلاعات




این آرزو در دلم ماند که نشد روبروی بچه ها باهاشون حرف بزنم که چرا می خوام نباشمممممممممممممم//// اونوقت بهم حق می دادند که برم......



اگه یادش بره چه عهدی با من داره...

درخواست حذف اطلاعات




خوابم میاد. ولی نمی خوام بخوابم. منتظرم یکم از نتایج بیاد خیالم راحت بشه که اتفاق بدی قرار نیست بیوفته. دوستم می گفت درسته که شرایط بده، اما هر چیزی هم بشه نباید امیدتو از دست بدی. خیلی به حرفش فکر . گفتم من امیدمو از دست نمی دم، فقط اتفاقات بد باعث میشن که افق زمانی امید من دورتر و دورتر بشه. یعنی اگه الان برای یه ساعت دیگه امید داشته باشم، اون یه ساعت میشه دو ساعت، میشه یه روز. پرسید خوب افق زمانی امیدت برای مملکت کِیه؟ گفتم تقریبا بعد از مرگم. ...



"مهمان ناخوانده"

درخواست حذف اطلاعات




خوابم نمی بره و عجیب ذهنم درگیر مهمونی شده که صبح میاد خونمون... صدرنشین لیست سیاه افراد زندگی من... ی که قلب و روح من و هریک از اعضای خونوادم به نوعی،از ترکش های اخلاق و رفتار زشتش زخمی و تکه تکه اس... بعد از سه چهارسال که دورادور مورد گزیدگی زبون همچون شمشیر ایشون بودیم، حالا قراره حضوراً مورد عنایتشون قرار بگیریم! می خوام به شیرینی باقلوای تبریزی باشم، به انعطاف پذیری پاستیلای مورد علاقم می خوام بهم خوش بگذره، میخوام حرفای خوب خوب بزنم، میخو...



دوستیهای الان

درخواست حذف اطلاعات




می خوام بگم... الان دوستیها وعشقها... به میزان گذشتن از پل بستگی دارد اگر ادمها هنوز باهاتون ارتباط دارن پس هنوز شون از پل نگذشته اگه ارتباطشون باهاتون تموم شده از پل گذشته عجب روزگار نامردیه...



تا این لحظه ...

درخواست حذف اطلاعات




ی خود را تا این لحظه چگونه گذر د؟ به نام خدا ها خیلی پی پی ای هستن، بنابر این تا جایی که تونستیم خو دیم که زودتر تموم شه بره. بعدشم که پاشدیم همون مدلی دراز کش یکی دو فصل کتاب خوندیم و بترکه این کتاب که تمومی نداره! بعدشم یه سطل برای ده نخ ها و پارچه ها تدارک دیدیم بسکه حال نداریم پاشیم تا دم سطل بریم و امونو اونتو بریزیم ! که برای هزارمین بار متذکر شیم رنگش هیچ ربطی به این چند روز نداره، والا به خدا الان به خودشون می گیرن پای مارم تو حیطه ی چرک چقر...



یا حسین

درخواست حذف اطلاعات




تو خودت میدونی من ازت چی می خوام...



نظر سنجی برای اسم رمانم

درخواست حذف اطلاعات




بچه ها می خوام واسه رمانی که گفتم بنویسم یه اسم قشنگ و با مسما انتخاب کنم.. چند تا گزینه می دم شما انتخاب کنید ولی اگر بازم اسمی در نظرتون هست بهم کمک کنید مرسی 1.عشق مجازی 2.عشق و هوس 3.دروغگوی بزرگ 4.کیان مرد نامردها 5.مجنونِ کیان 6.کیان مرا کُشت... 7.کینه ی کیان .......



خدایا به امید تو

درخواست حذف اطلاعات




خدایا ۵ شنبه ازت معجزه می خوام دوباره از همون معجزاتی که قبلان بهم نشون دادی و صدای خنده من و منصور به آسمان رفت خدایا کمکم کن ۵ شنبه از ته دلم خوشحال بشم ، خدایا به امید ت...



بی مخاطبی

درخواست حذف اطلاعات




می شه به حال خلوتت غصه بخوری. می شه فکر کنی می شه عزتت رو با همه ی هیبتی که داره مثل بچه مهدکودکی ها دستش رو بگیری و مراقبتش کنی از دستِ... خلاصه اینکه خوشحال باشی خلوت شیشه ای کوچیکت هنوز نش ته. آره! تو مترو به خیلی چیزها می شه فکر کرد. فکر می اینجا یه غار باشه با کلی قندیل بلوری اما واژه هام پژواک ندارن انگار. هیچ تقّه ای به ذهن ی نمی زنن اصلا... بسه دیگه. می خوام به صدای قطار گوش بدم....



نصف شبانه ها

درخواست حذف اطلاعات




ینی تا همین الان داشتم بدو بدو می این کارو کنم اون کارو کنم و و و و. هلاک خوابم. انتظار نداری تایتل بزنم امروز یا دیروز مسیله اینست که ؟!! و به تفصیل روزمو بنویسم؟ آه ای خواب، ای تسلی بخش دلنشین، ای دوای درد کوآلاها، ای چاره ی بی چارگان آه ای خواب بی بغل می خوام فشارت بدم لعنتی خیلی خسته م خیلی...



چگونه به دوستی که دچار بیمار سختی شده روحیه بدهیم و کمکش کنیم؟

درخواست حذف اطلاعات




سلام خواهرای آسمونی ازتون م می خوام در مورد شیوه برخورد با دوست صمیمیم ایشون متاسفانه دور از جون همه خواهرا مبتلا به نوعی سرطان شدن، من تا مدتی خبر نداشتم، بعد که دوستم با من مطرح کرد نمیدونم چطور باید باهاش رفتار کنم بهش گفته که درمانش نیاز به روحیه قوی داره و...



نامه پیشخدمت

درخواست حذف اطلاعات




نه تا کتاب از کتابخونه اش کِش رفتم( یدم). یکی اش همینه که الان دستمه. نامه ی که چند وقت پیشا دیدمش. آدم خسیسی نیست. دفعه قبل گفت کتاب ها مالِ خودش نیست. بخونید و حال کنید. سوزان: از این خونه چی می خوای؟ بَرِت: چی می خوام؟ سوزان: بله، چی می خوای؟ بَرِت: من یک پیشخدمتم خانم. سوزان: ناهارم رو بیار. ------------- تونی: ببین بَرِت، یادت نره کی هستی. تو هیچ چی نیستی جز پیشخدمت این خونه! بَرِت: پیشخدمت! می پیشخدمت هیچ کی نیستم. کی تموم این جا رو واست مبله کرده؟ کی وا...



من

درخواست حذف اطلاعات




من تصمیم گرفتم که شاد باشم , به چیزی که غمگینم میکنه فکر نکنم و این جا جایی هست که می خوام راحت و بدون دغدغه حرف بزنم , پستایی رو بذارم که دوست دارم , شاید شاد شاید غمگین , غمگینا رو میدارم چون تو دنیای واقعی نمیتونم درموردشون با ی حرف بزنم و سبک بشم , در واقع گذاشتنشون کمک میکنه به آروم شدن و خوب بودن حال من :) پس با هدفم یعنی شاد بودن در تضاد نیست . پستای عاشقانه با متن و ع قشنگ هم میذارم. الهی به امید تو...



زمانه با تو نسازد تو با زمانه بساز !!!!!!!!!!!!!!!!

درخواست حذف اطلاعات




وقتی می خوام برم سر کار زمان مثل باد می گذره صبحانه خورده و نخورده می رم زمان برق می شه ، راه کش میاااااااااااااد حالا که منتظرم ساعت چهار و پنج برسه واااااااااااای مگر می گذره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا این زمان هست که داره کش میااااااااد مادرم همیشه می گه زمانه با تو نسازد تو با زمانه بساز آخه مادر من مگر کاری جز این هم از دستمون برمیاد ؟؟؟؟؟؟؟ دارم دیوانه میشم...



نبود تو...؟!

درخواست حذف اطلاعات




بیش از دوماهه که اینورا پیدام نشده... نبودت تو این دنیای مجازی... سکوتت... هرچند که این اوا نبودی... کمرنگ شده بودی... اما امید به بودن و بهبودت باعث میشد هر روز تو این دنیای مجازی باشم... تو این دنیایی که شاید باعث شده بود دوستیا پررنگ تر از دنیای واقعی باشه... سخته اومدن به این دنیایی که تو دیگه نیستی... ------------------------------------------------------------------- پی نوشت: نمی خوام مرگت رو باور کنم...