پیدا





خودم گفتم

چرت و پرت رویایی :)

درخواست حذف اطلاعات




اِمروز یکم بیشتـر pm دادیم ظاهـرا .. کِ گفتم همکار نمیخوایـن . کِ گفتم قرار بود مُنشیتـون بشمآ . گفتم شبم میآم خونه یِ شُما . گفتی ایـن خطرنآکِ .. کِ گفتم رعآیـت کُن دیگه شب کجآ بمونم ؟ اموجی هآیِ خنده :) گفتم میـرم خونه مامان بزرگـت بعد از اونجا میگم بغل .. چِ کاریِ خُب .. گفتم مُنشی ـتـونُ ا اج کُن . گفتم جایِ خواب کنار میایـم . گفتی اتاق خوابِ خودم :)) گفتم اتاق دیگه نیس ؟ بعد کِ من یِ اتاق با تخت دونفره نشونـت دادم . گفتم جایِ من کنار پن ت ـآ .. هِی اموج...



برای خاطره گفتم.

درخواست حذف اطلاعات




بهش گفتم: "تصور کن تـــو یه جنازه رو مدتها رو دوشت نگه داری،هر سمتی میری با خودت بکشی ببری، مدام براش گریه کنی و از خدا بخوای دوباره زنده بشه!... من اون جنازه سنگین رو با خودم روی دوشم می کشیدم...زنده شد...اما بوی تعفن داشت...اون لحظه خودم کشتمش...دم ایی زنده میکنه...اما پاک؟!..."...



من

درخواست حذف اطلاعات




گفتم خدایا چگونه آغاز کنم؟ گفت به نام من! گفتم خدایا چگونه آرام گیرم؟ گفت به یاد من! گفتم خدایا خیلی تنهایم! گفت تنهاتر از من؟ گفتم خدایا هیچ ی کنارم نمانده! گفت به جز من! گفتم خدایا از بعضی ها دلگیرم! گفت حتی از من؟ گفتم خدایا قلبم خالیست! گفت پر کن از عشق من! گفتم دست نیاز دارم! گفت بگیر دست من! گفتم با این همه مشکل چه کنم؟ گفت توکل کن به من! گفتم احساس میکنم خیلی ازت دورم! گفت نه، نزدیکترین به تو، من! گفتم برای آرزوهایم چه کنم؟ گفت تلاش و به امید م...



شاید آ ین نوشته ...

درخواست حذف اطلاعات




گفته چرا عطف به ما سبق کردی خب حال بر مبنای گذشته شکل می گیره بر مبنای آینده ؟ گذشته را تشریح که علل مرگ درخت نارنج را بداند بداند زین پس حتی آن درخت پلت را اینگونه قطع و خشک و مسموم نکند البته خوشحالم که خودش بلاک کرد و رفت چون به هر حال سخت بود اگر بیرون می شد الان لااقل با افتخار و سربلندی و عزت و غرور با عزت نفس بالا ادعا می کنه خودم بیرونش بلاک و .... فریاد می تونه بزنه خودم قطع خودم کشتم خودم خشک خودم روندم خودم ، خودم ، خودم .... اگر خواست این و...



ء شرمنده ام !!

درخواست حذف اطلاعات




ء شرمنده ام !! گفت: راستی جبهه چطور بود؟؟ گفتم : تا منظورت چه باشد ...گفت: مثل حالا رقابت بود؟؟ گفتم : آری...گفت : در چی؟؟ گفتم :در خواندن شب...گفت: حسادت بود؟؟ گفتم: آری...گفت: در چی؟؟ گفتم: در توفیق شهادت...گفت: جرزنی بود؟؟ گفتم: آری...گفت: برا چی؟؟ گفتم: برای شرکت در عملیات ...گفت: بخور بخور بود؟؟ گفتم: آری ...گفت: چی میخوردید؟؟ گفتم: تیر و ترکش ...گفت: پنهان کاری بود ؟؟گفتم: آری ...گفت: در چی ؟؟ گفتم: نصف شب وا زدن کفش بچه ها ...گفت: دعوا سر پست هم بود؟؟گفتم: آری ......



بی کفش

درخواست حذف اطلاعات




اومدم کفشم و درارم گفت نه راحت باش بیا تو ..گفتم آخه ..گفت موردی نداره بیا .گفتم آخه فرش..خونه ..درست نیست ..گفت نه بیا راحت باش.گفتم همینجا دم در رو پله ها می شینم برو زود بیا من برم . خونه خودم که حرفشم نزن . خونه دیگرانم دوست ندارم با کفش .خونه س.غار که نیست....



فقط لایق ایست ی

درخواست حذف اطلاعات




بعد سکوتت پشت حرفام و طرف اون دختر رو گرفتن که یه روز ور دل خودم ازش مینالیدی به خودم گفتم به احساسات همه توجه کن ولی این نه اگرم براش غصه خوردی واجبی مریم......



درسات چطوره گلم؟؟؟

درخواست حذف اطلاعات




خوب درس خوندی؟؟؟؟ وای من چه سگ جونیم ها خودم نمیدونستم ههههه نگو ب مسموم شدم خودم خبر نداشتم ههه خدا رحم کرده بود ب کل سبزی ها رو من خوردم یکمم گذاشتم داداشم بخوره اوخه اون دیر اومد یه ذره کوشولو موند براش خورد بعد الان گفت ب ح تهوع داشتم حالم خیلی بد بوده و معده درد من گفتم پس من چی بگم گفت مگه توم اینجوری گفتم خدا بهت رحم کرده من همشو خوردم وگرنه الان جنازه بودی...



-138-

درخواست حذف اطلاعات




دلم میخواد به یکی بگم که من زندانی خودم شدم . به خاطر خودم روحم رو دارم از دست میدمو این که به شما گفتم هم منو آروم نمیکنه . خوشحال نمیکنه...



19:43

درخواست حذف اطلاعات




امروز ابجیم و دوستش ک متاهله سوار ماشین شدن , بعد گفتن چرا ازدواج نمیکنی خاستم ی ذره فاز بردارم گفتم باید عاشق بشم , ناگهان همه با هم گفتن زااااارت ! خودمم تو دلم ب خودم همینو گفتم :))...



حس خوب

درخواست حذف اطلاعات




آ هفته دوباره رفتیم شمال! تا ویلایی که دست مستاجر داده بودیم رو مرتب کنیم و وسیله بچینیم خیلی خوش گذشت طبیعت زیبا و آبشار و رودخونه منو حس به وجد آورد دوستای همسرجان هم بودن و من زیاد باهاشون خوب نبودم ولی سعی بهم خوش بگذره! برگشتنی به همسرجان گفتم کنار یک مغازه نگه داره تا برای خانوادم کلوچه و زیتون ب م تا ماشینو پارک کنه و دو تا چایی بگیره من یدم و خودم حساب وقتی فهمید ناراحت شد که چرا حساب کردی و خانواده ی تو خانواده ی منم هستن ولی من گفتم هر ...



حس خوب

درخواست حذف اطلاعات




پست صد وششم آ هفته دوباره رفتیم شمال! تا ویلایی که دست مستاجر داده بودیم رو مرتب کنیم و وسیله بچینیم خیلی خوش گذشت طبیعت زیبا و آبشار و رودخونه منو حس به وجد آورد دوستای همسرجان هم بودن و من زیاد باهاشون خوب نبودم ولی سعی بهم خوش بگذره! برگشتنی به همسرجان گفتم کنار یک مغازه نگه داره تا برای خانوادم کلوچه و زیتون ب م تا ماشینو پارک کنه و دو تا چایی بگیره من یدم و خودم حساب وقتی فهمید ناراحت شد که چرا حساب کردی و خانواده ی تو خانواده ی منم هستن ول...



دیوونه شدم!

درخواست حذف اطلاعات




میگه زهرا چرا اینقدر گرمی؟تب کردی؟سرما خوردی؟؟!گفتم نه.سرما نخوردم.شما دستتون سرده+با خودم گفتم.سرما نخوردم.مغزم عفونت کرده!...



من، ژله و دیگر هیچ...

درخواست حذف اطلاعات




آن وقت ها که مینشستم ته کلاسهای دلباز ادبیات با آن پنجره های وسیع، روی نیمکتهای سبز و وسط کلاس ژله سر و کله اش پیدا میشد به تماشایش مینشستم. به تماشای مانتوهای خاصش، به حجاب خاصش، بعد با خودم میگفتم کاش من ژله بودم، کاش من مثل ژله انقدر شبیه خودم بودم، خاص بودم. این را یک روز بهش گفتم، توی خیابان شانزده آذر ایستاده بودیم، بهش گفتم با خودم همیشه میگفتم چه آدم خوش فکری، چه سبک زندگی خودساخته و خاصی. ژله باورش نمیشد، گفت با خودش فکر میکند اتفاقا ...



دوستت دارم...

درخواست حذف اطلاعات




یه بار نشست روبروم، چایی نباتشو هم زد و گفت "میترسم یه روز اذیتت کنم"گفتم "خب نکن!"گفت "عمدی که نه! ولی میترسم اذیت شی"گفتم "نترس! از چی باید اذیت شم؟!"دوباره چاییشو هم زد، هم زد، هم زد...دیدم حرف نمیزنه، گفتم "نباتت آب شد، چاییتو بخور"گفت "تو نمیترسی یهو برم؟؟"گفتم "نه! بخوای بری میری دیگه! واسه چی بترسم؟!"گفت "ولی من میترسم! میترسم خسته شی بری و بازم دوست داشته باشم..."فقط نگاش بغض کرده بوددیگه حرفی نزد، فقط چاییشو خورد و رفت...حس سردمه...خودمو بغل رفتن...



رفت...

درخواست حذف اطلاعات




رفـتـ???????? ♀بهش گفتم چرا مییری هیچی نگفت بهش گفتم مشکلت چیه هیچی نگفت بهش گفتم دوست دارم هیچی نگفت بهش گفتم مگ نمیگفتی دیونتم هیچی نگفتبهش گفتم چرا برام دیگ لالای نمیخونی بهش گفتم دلم واسه صدات تنگ شده هیچی نگفتبهش ...بهش ...بهش ... بهم گفت از تو بهترشو پیدا هـیــــــــــــــــچـیـــ نـــگـفــتـم...



# لجبازِ کچل

درخواست حذف اطلاعات




چقدر آدم بی .... ام من :/ قرار بود با هم بریم بیرون که اون کارش رو انجام بده بعد بریم منم یک عدد ید کوچولو م یهو گفت دوره و من نمیتونم بیام تا اون جا منم لج گفتم نچ من دیگه نمیام :| گفت خب فردا میریم با هم خوبه ؟ گفتم نچ من فردا برنامه های دیگه ای دارم هر چی اصرار کرد خب حداقل بیا با هم بریم من کارم رو انجام بدم بعد بریم بستنی یا هر چی که تو بگی بخوریم و من باز هم گفتم نچ !!! از همین تیریبون خواستم به خودم بگم که خعلی آدم به غایت لجبازِ بی .... ای هستی خاک تو ...



اتفاق خوب

درخواست حذف اطلاعات




توی این روزها،یه اتفاق خوبی در حال وقوع بود و اونم برکشت خودم به خودم بود،اینقد خوبع این اتفاق که دلم نمیاد با هیچ حرف تلخی از شیرینیش کم کنم،چقد داشتم روز به روز بیشتر از خودم فاصله میگرفتم،وقتی رها میشی،روزهای سختی و بعدش میگذرونی،خشم درونت،راهای اشتباهی که ممکنه بری و بع جای اینکه آ رومت کنه بدتر خودت به خودت ضربع میزنی،بازم برای هزارمین بار خدایا شکرت که منو برگردوندی،میدونی از روز اول میدونستم رخا شدنم بهترین اتفاق بوده،رفتم جلو و چ...



در باب خودم و خودش

درخواست حذف اطلاعات




همه چیز تمام شد! اوایل از داشتن این همه شباهت بینمان خوشحال بودم اما کم کم وقتی متوجه یکی از ویژگی های مشترکمان شدم عصبی شدم و گفتم همه را برق می گیرد و ما را چراغ نفتی اما وقتی یاد ویژگی های دیگرش افتادم مثل هنرمند بودنش عصبی نبودنش سیگار نکشیدنش و از همه مهم تر نوع تفکرش فهمیدم بی انصافی است که عصبی بشوم اما نمی توانستم با این ویژگی اش کنار بیایم چون خودم هم این ویژگی منفی را داشتم و مرتب با خودم کلنجار می رفتم و ناراحت بودم و نمی توانستم هضم...



در باب خودم و خودش

درخواست حذف اطلاعات




همه چیز تمام شد! اوایل از داشتن این همه شباهت بینمان خوشحال بودم اما کم کم وقتی متوجه یکی از ویژگی های مشترکمان شدم عصبی شدم و گفتم همه را برق می گیرد و ما را چراغ نفتی اما وقتی یاد ویژگی های دیگرش افتادم مثل هنرمند بودنش عصبی نبودنش سیگار نکشیدنش و از همه مهم تر نوع تفکرش فهمیدم بی انصافی است که عصبی بشوم اما نمی توانستم با این ویژگی اش کنار بیایم چون خودم هم این ویژگی منفی را داشتم و مرتب با خودم کلنجار می رفتم و ناراحت بودم و نمی توانستم هضم...



این چند نفر

درخواست حذف اطلاعات




ندا رسولی:ندا ابطحی تو منو اب کردی و ضایع! کی؟خودت ع الکی میذاری و فتوشاپ به من چه؟خودت مشکل داری به من چه؟من که نیومدم دنب !من همیشه اونجا برا انتخابات شرکت می کنم.قیافه واقعیت با ع ات 180 درجه تفاوت داره به من چه؟ من که نیومدم به زور بیارمت جایی؟اومدم؟من گفتم با آزاد بگرد؟همه دیده بودنت.بعدم خیلی وقت پیش ضایع شده بودی.خودت خبر نداشتی.هیچ ی بهت نگفت ولی من بهت گفتم.درستم گفتم. من هر قدرم با ی مسئله داشته راجع به کارش و ویژگی های مثبتش اشتباه و غر...



تو مو می بینی من فر ِِ مو :))

درخواست حذف اطلاعات




چند روزی است لج کرده ام. با خودم که نه، با آن چند تکه موی خودم که حس آسیب دیده اند. هر روز به کوتاه و مدل هایی فکر می کنم که این آسیب دیدگی را بِبَرد گم و گور کند تا دلم خنک شود! اما خب از شما چه پنهان، دلم نمی آید. مثلا گفتم: «این ۱۰-۱۵ سانت انتهایی را می زنم تا برسد به بالای کمرم و هم خیالم راحت شود، هم زیادی کوتاه نشود». اما بعدش غرولند کنان می گویم: «خب حیف است این بلندی ِ مو». بعد دوباره نگاهم می افتد به آن ها که آسیب دیده اند و معلوم هم است که حس خ...



نو ت اماگره

درخواست حذف اطلاعات




سر کلاس بودم گوشیم زنگ خورد رفتم بیرون جواب بدم گوشیو ک ورداشتم دوستم یهو پشت تلفن گف فهمیدم پروهات معنیشون چیه ها ...خخخ عجب ادمی هستیا گفتم معنیشون چیه گف یچیز میپرسم راستشو بگیا گفتم دروغ روزه رو باطل میکنه بگو گف با ...دوستی؟ گفتم ن والا... گف اخه ی سومی گفته بود بعدم گفته بود مططططمئنممم مططططمئن خخخخ برگشتم ب دوستم گفتم از کجا اینقد طرف مطمئنه؟اینجور ک این گفته مطمئنه ب خودم شک ...نکنه اون منه???????????? گف نمیدونم دگ ولی خب میگن دگ بش گفتم نگید...



......

درخواست حذف اطلاعات




_️گفت:ﭼﯽ ﺷﺪﯼ؟؟؟ﭼﺮﺍ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻻﻏﺮ ﺷﺪﯼ؟؟؟ +ﺳﺮﻣﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ ﭘﺎﯾﯿﻦ گفتم:ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ... _️ﮔﻔﺖ:ﭼﺮﺍ ﺳﺮﺗﻮ ﻣﯿﻨﺪﺍﺯﯼ ﭘﺎﯾﯿﻦ؟؟؟ +ﮔﻔﺘﻢ:ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ... _️ﮔﻔﺖ:ﺩﻟﺖ ﻭﺍﺳﻢ ﺗﻨﮓ ﻧﺸﺪﻩ؟؟؟ +ﮔﻔﺘﻢ:ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ... _️ﮔﻔﺖ:عاشقم ﺷﺪﯼ؟؟؟ +ﮔﻔﺘﻢ:ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ... _️ﮔﻔﺖ:ﻫﻨﻮﺯ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ؟؟؟ ﮔﻔﺘﻢ:ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ... _️ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:ﺍﮔﻪ ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮدﻧﻤﯿﭙﺮﺳﯿﺪﻡ... +ﮔﻔﺘﻢ:ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ... ️ﯾﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ....



کمک به زندانیان

درخواست حذف اطلاعات




دم غروب ، وقتی برنامه ماه عسل پخش میشد با خودم گفتم میرم به نیت خودم از زندان ، به نیازمندای توی زندان کمک می کنم. اون لحظه دلم از یه چیزایی گرفته بود یا ش ته، نمی دونم!!! الان رفتم کمک . شب ولادت حسن! به همون نیت... :( پی نوشت : اگه ی خواست کمک کنه این کد رو بزنه : ستاره 780 ستاره 7777 مربع( * 780 * 7777 # )...



آهنگ ماکان بنـد

درخواست حذف اطلاعات




واست آهنگ ماکان بنـد بفرسته .. آهنگِ هـر بار ایـن درو .. و مَن با خودم میگم اینکه میگفت ایرانی گوش نمیدهـ . اینکه اون آهنگی کِ بهش دادم خواهش هِی گوش نداد آ شم نفهمیـدم گوشش داد یا نَ . با خودم گفتم نکنه عاشق شده :)...



در صحرا به دنبال خودم

درخواست حذف اطلاعات




در صحرا به دنبال خودم ساعت شش صبح 13 داد بعد شب بیداری کامل به خواب رفتم. خو دیدم معنادار؛ به این صورت که خود را در روستایم یافتم. دیدم که رفته ام به منطقه شوره زار بی آب و علف شروه کند/ روستای شور. تا چشم کار می کند افق باز است و می توانی دیده ات را به افق های دوردست بدوزی بی آنکه دیده ات به جایی متوجه شود. اما شگفتا وقتی وارد شدم دیدم علف های بسیار بلند قد روییده است درحالی که به دلیل کمبود آب در اینجاها فقط گیاهان کوتاه قد و مقاوم می رویند اما این...



هوپ

درخواست حذف اطلاعات




نا امیدی نسبت به پیانو زدنم باعث شد این هفته زیاد تمرین کنم. البته طبق معمول یه اشتباهات گنده ای داشتم که هی به خودم گفتم خب خنگول چرا همینو تو خونه ندیدی؟ اما خب زیاد تمرین ! اول کلاسم به م گفتم که خیلی نا امیدانه این هفته رو گذروندم. مم فقط گفت چرا؟ من جواب درست حس ندادم. آ کلاس ازش پرسیدم من خیلی بد پیانو می زنم؟ گفت نسبت به این زمانی که میای کلاس، شا اری و سال دیگه همین موقع خیلی پیشرفت کردی. گفتم یعنی صدای دست چپ و راستمم می تونم خوب کنترل کنم...



نمره صداقت

درخواست حذف اطلاعات




تو ورقه های امتحانی نگاه می کنم و توجهم به بعضیاشون جلب میشه ، یه سریا که نمرشون اول بالا تر بوده ولی الان کم شده ... یادم میاد که سر یکیشون هر چی به خودم گفتم که نرم بگم راضی نشدم دلمو صابون زدم به این که «الان میرم میگم میگه به خاطر راست گوییت کم نمیکنم» رفتم گفتم و اونم کم کرد. دوستانی که اونجا بودن اعتراض که خانوم کم نکنین بنده خدا گناه داره و... ولی معلمم برگشت گفت اشکال نداره در عوض نمره صداقتش پیش من بیسته بعد از این یادآوری دوباره به ورقه ن...



آدرس

درخواست حذف اطلاعات




بهت گفتم بالا ه ، کِ آدرس میدی واست یع چیزی ارسال کنم. اما نگفتم آدرس خودت کِ قبول کُنی . نگفتمم چی هست . گفتی 1 شرط داره تو هَم آدرس بدی یه چیزایی بفرستم . گفتم نَع و نمیشه و اونارو خودت باید بهم بدی و گیر میدن و .. گفتی اوکی خودم میارم . و گفتی باشه . آدرس میدی :)...