پیدا





خویش رابعه

رابعه بلخی

درخواست حذف اطلاعات




رابعه دختر کعب قُزداری که به رابعه بلخی هم شناخته شده است، شاعر پارسی گوی نیمه نخست سده چهارم هجری (۹۱۴-۹۴۳میلادی) است. پدرش کعب قزداری، از عربهای کوچیده به اسان و فرمانروای بلخ و سیستان و قندهار و بست بود. از تاریخ ولادت و مرگ رابعه اطلاعات درستی در دست نیست. آنچه قطعیست آن است که او همدوره با سامانیان و رودکی بوده و به استناد گفتار عطار نیشابوری با رودکی دیدار و مشاعره داشته است. زمان مرگ رابعه به احتمال قریب به یقین پیش از مرگ رودکی بوده است...



رؤیت زیبایی در ضربت مولا / محمد ادیب نیا

درخواست حذف اطلاعات




وصف عاشق صادق در مراتب تحمل ضرب مولایش ( صبر – شکر – لذت – نسیان ) و رؤیت جمال جمیل[1] .... نقل است که یک روز حسن بصری و مالک دینار و شقیق بلخی در بر رابعه رفتند و او رنجور بود. حسن(بصری) گفت: لیس بصادق فی دعواه من لم یصبر علی ضرب مولاه. یعنی؛ صادق نیست در دعوی خویش هر که صبر نکند بر زخم (ضرب) مولای خویش. رابعه گفت: از این سخن بوی منی می آید. شقیق(بلخی) گفت لیس بصادق فی دعواه من لم یشکر علی ضرب مولاهُ ؛ صادق نیست در دعوی خویش هرکه شکر نکند بر زخم مولای خوی...



ذکر حسن بصری...

درخواست حذف اطلاعات




.... و هرگاه که مجلس گرم شدی روی به رابعه کردی که: ای در گلیم پوشیده هذا من جمرات قلبک؛یا سیده این همه گرمی از یک اخگر دل توست........



نهمین نشست «کتاب خوان» کتابخانه برگزار شد.

درخواست حذف اطلاعات




نهمین نشست «کتاب خوان» کتابخانه روز چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت با حضور اعضای کتابخانه در بخش مرجع کتابخانه برگزار شد. این نشست با معرفی ۴ کتاب، که در ادامه به مرور اجمالی آنها می پردازیم، به کار خود خاتمه داد. « باباگوریو» نوشته اونوره دو با اک/ ارائه توسط: مریم شمس(دانش آموز) برخی بابا گوریو را داستان پدر بدبختی می دانند که دخترانش فداکاری مداوم و محبت بی دریغ او را با بدترین ناسپاسی وحق ناشناسی جواب می گویند. « سوران سرد» نوشته جواد افهمی/ ار...



متن درس دوم دروس هیئت

درخواست حذف اطلاعات




کتاب دروس هیئت متن درس 2: تقسیم دائره‏محیط دائره را خواه عظیمه و خواه صغیره به 360 قسم متساوى قسمت کنند، و هر قسم را جزء و درجه خوانند، و نیز هر درجه را به 60 قسم متساوى قسمت کنند و هر قسم را دقیقه گویند. و هر دقیقه را به 60 قسم متساوى و هر قسم را ثانیه گویند. و ذا هر ثانیه را به 60 ثالثه، و ثالثه را به 60 رابعه، و رابعه را به 60 خامسه تا بدان قدر که حاجت افتد.هر خط مستقیم که دائره را به دو کند، آن را وتر گویند. و هر دائره را قوس گویند. و هر گاه وتر به مرکز دا...



استفهام انکاری و تأکیدی

درخواست حذف اطلاعات




پرسشی است که در واقع پاسخ آن در دل خود پرسش نهفته است و شاعر منظورش را به صورت یک سؤال بدیهی مطرح می کند تا تأکید بیشتری داشته باشد.اگر پاسخ به این پرسش منفی بود استفهام انکاری است و اگر مثبت بود استفهام تأکیدی. برای درک این گونه بیت ها باید روش پاسخ گویی به آن ها را یاد بگیریم:: نکته: پاسخ به استفهام انکاری و تأکیدی چندین ح است، از جمله: 0( با فعل منفی 2( با صفت هر 3( با صفت هیچ 4( با قید )توانستن / بایستن( آن چه عیبست که در صورت زیبای تو هست؟ وان چه سحر ...



بزرگداشت عطار نیشابوری

درخواست حذف اطلاعات




25 فروردین نماد شخصیت فرهنگ و هنر ایرانی روز بزرگداشت شاعر و عارف بزرگ عطار نیشابوری گرامی باد. زندگینامه عطاردر زندگینامه عطار آمده است؛ فریدالدین ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق عطار کَدکَنی نیشابوری مشهور به عطّار نیشابوری متولد کدکن بود و او در شادیاخ نیشابور در سال 618 هجری قمری درگذشت. پدر عطار ابراهیم کدکنی است و مادرش نیز رابعه نام داشت و او از آن جهت که به عطاری و داروسازی مشغول بود به عطار شهرت یافت. شیخ فریدالدین عطار نیشا...



معرفی کتاب هفته رایحه

درخواست حذف اطلاعات




عشق های فراموش شده مجموعه ی «عشق های فراموش شده» آمده تا تلخ و شیرینِ عشق و عاشقی های ایرانی را به کام ما بنشاند و خاطره اش را برایمان جاویدان کند. فرقی هم نمی کند کوچک باشیم یا بزرگ، بیست سالمان باشد یا صد سال. باسواد باشیم یا بی سواد، کتاب بخوانیم یا نخوانیم، همه از شنیدن قصه های عاشقانه لذت می بریم و سرگرم می شویم. با عاشق و معشوقش گریه می کنیم و می خندیم. از دوری و فراقشان غصه می خوریم و از خلوت عاشقانه شان کِیف می کنیم. پایان این قصه ی عاشقان...



عطار نیشابوری

درخواست حذف اطلاعات




فریدالدین ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق عطار کَدکَنی نیشابوری مشهور به عطّار نیشابوری متولد ۵۴۰ در کدکن – درگذشتهٔ ۶۱۸ هجری قمری در شادیاخ نیشابور، یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلند نام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در کدکن زاده شد. نام او «محمّد»، لقبش «فریدالدّین» و کنیه اش «ابوحامد» بود و در شعرهایش بیشتر عطّار و گاهی نیز فرید تخلص کرده است. نام پدر عطّار ابراهیم ...



صبحدم شد زود برخیز ای جوان / رخت بربند و برس در کاروان

درخواست حذف اطلاعات




آن دل که گم شده ست هم از جان خویش جویآرام جان خویش ز جانان خویش جوی----از تخت تن برون رو و بر تخت جان نشیناز آسمان گذر کن و کیوان خویش جوی ----ای بی نشان محض نشان از کی جویمتهم تو بجو مرا و به احسان خویش جویمولوی...



چند معنی فراموش شدۀ «آیا»

درخواست حذف اطلاعات




معنی مشهور «آیا» همان ادات پرسش معروف است، امّا احیاناً در متون قدیم با معانی دیگری از آن روبه رو می شویم که ذیلاً به تعدادی از آن ها اشاره می شود:الف) حسرت و افسوس؛ چنان که در این بیت سعدی آمده است: گفتم آیا که در این درد بخواهم مردنکه محال است که حاصل کنم این درمان را با اندک تأمّلی در بیت دانسته می شود که هیچ پرسشی، نه حقیقی و نه مجازی، در آن وجود ندارد و تنها چیزی که از آیا دانسته می شود، دریغ و حسرت و افسوس است.(برگ نیسی، غزلیّات سعدی، ص53) سعد...



این منم مرثیه خوان دل بیچاره خویش

درخواست حذف اطلاعات




این منم مرثیه خوان دل بیچاره خویش شده ام کوله کش مردم آواره خویش مانده ام ازچه مسیری بدوم در پی باد تا بگیرم خبر از خیمه ی صد خویش می نشینم که بگویم سخن از یار و دریغ می شود باز همان مرثیه درباره خویش منم آن کوه بلندی که نهانم در ابر مثل من نیست فرومانده به فواره خویش چاره ام نیست جز اقرار صریحم به جهان که منم درد غم انگیز خود و چاره خویش منم آن کُرد کهنسال که هرسو به هراس همچنان می دود، اما پی گهواره خویش! گفتم از عشق بخوانم غزل و خوانده نشد باز ...



پدرم

درخواست حذف اطلاعات




شاعر دنیا من اگه بودم اغاز شعرم با کلام پدر م بود عشق تو صحرا اگه من بودم اب حیاتم توی دست پدرم بود .وای اگه گندم پوست تنم بود اون که با دستاش منو می کاشت پدرم بود ریشه رو توی خاک اگه می گذاشت پدرم بود. پدر جونه..پدر روحه .. پدر دین وایمان ..پدر خسته ...پدر بیدار از این دنیای دیونهپدر نور..پدر امید...پدر عشقه که می مونه پدر خندون ولی گریون ازاین دنیای دیون سی دیگر نمی کوبد در این خانه متروکه ویران را ی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم!!!من شمع می سوزم ودی...



شاعرانه

درخواست حذف اطلاعات




آتش به دو دست خویش بر من خویشچون خود زده ام چه نالم از دشمن خویش دشمن من نیست منم دشمن خویشای وایِ من و دستِ من و دامن خویش ابوسعید_ابوالخیر...



چشم واکـــرده "سحــــرگاه" به ویـرانی خویش...............

درخواست حذف اطلاعات




گـــرگم و دربــــه در خصــــــلت حیـــوانی خویش ضــــرر اندوختـــم از این همه "چوپـــانی" خویش تا نفهمنــــد "خــــلایق" کـــــه چه در "سر" دارم سالیــانی زده ام "مُهــر" به "پیشـــانی" خویش منــــم آن ارگ کـــــه از خــــواب غــرور چشم واکـــرده "سحــــرگاه" به ویـرانی خویش رد شـــــدی از بغـــــل مسجــــــد و حـــالا باید... یا بچسبیــم به "تـــو" یا به "مسلمــانی" خویش گاه دیــــــن باعث دل "سنــــگی" ما آدم هاست "حاجیـــــان" رحـــــم ند...



یونس

درخواست حذف اطلاعات




یونسی دیدم نشسته بر لب دریای عشق گفتمش چونی جوابم داد بر قانون خویش گفت بودم اندر این دریا غذای ماهیی پس چو حرف نون خمیدم تا شدم ذاالنون خویش زین سپس ما را مگو چونی و از چون درگذر چون ز چونی دم زند آن که شد بی چون خویش باده غمگینان خورند و ما ز می خوش دلتریم رو به محبوسان غم ده ساقیا افیون خویش خون ما بر غم حرام و خون غم بر ما حلال هر غمی کو گرد ما گردید شد در خون خویش باده گلگونه ست بر رخسار بیماران غم ما خوش از رنگ خودیم و چهره گلگون خویش من نیم م...



وطن

درخواست حذف اطلاعات




دوباره می سازمت وطن! اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو می زنم، اگر چه با استخوان خویش دوباره می بویم از تو گُل، به میل نسل جوان تو دوباره می شویم از تو خون، به سیل اشک روان خویش دوباره ، یک روز آشنا، سیاهی از خانه میرود به شعر خود رنگ می زنم، ز آبی آسمان خویش اگر چه صد ساله مرده ام، به گور خود خواهم ایستاد که بردَرَم قلب اهرمن، ز نعره ی آنچنان خویش ی که « عظم رمیم» را دوباره انشا کند به لطف چو کوه می بخشدم شکوه ، به عرصه ی امتحان خویش اگر چه پیر...



**بیانیه شورای راهبردی ستاد انتخاباتی **شهرستان چابهار**

درخواست حذف اطلاعات




"بِسم ربِّ ال ءِ و الصدیقین" ???? اینک که مردم غیور ایرانِ ی در سایه الطاف الهی و رهنمودهای دین مبین و صلح و رحمت دعوت فرزانه خویش را لبیک گفته و در انتخابات دوره دوازدهم ریاست جمهوری پای صندوقهای رای،حماسه ای بی بدیل و مثال زدنی خلق نمودند. ????بر خویش لازم میدانیم تا حضور سبزتان را قدر بنهیم و مراتب تشکر و سپاس خویش را از ون معزز علی الخصوص حضرت شیخ الحدیث مولانا عبدالرحمن چابهاری(حفظه الله)،معتمدین،فعالین و اجتماعی، یان،بازاریان،تجار،کارگر...



ویژه نامه ماه رمضان

درخواست حذف اطلاعات




خدایا ! دین تو مایه ی زندگی است و پیروی از تو آیین بندگی آن که سر بر آستان پرستش تو نهد و گوهر جان خویش وقفِ ب اییِ دستور تو کند رسم بندگی نیک به جا آورده و آیین عبودیت گزارده آن که از سحرگاهان تا گاهِ ن، گامی که می زند برای تو باشد و کلامی که می گوید در ثنای تو شایسته ی آن است که بنده ی تواَش خوانند و سزاوار آن که در شمار مخلصان نابَت نشانند و به این سرمنزل نخواهد رسید، مگر به نیرویی که از ذات پاک تو ستانَد و هدایتی که همو او را به راه بندگی کشاند ن...



بابا

درخواست حذف اطلاعات




+غزل.. بابایی گریه میکنی دخترکم؟ -نه بابا جون . +پس چی؟ -شما دلت فکر نباشه همین که نیستی نمیفهمی خودش خوبه #ما را به عشق یار ز خویش اختیار نیست...



ادمی

درخواست حذف اطلاعات




در عجبم از آدمی، که خویش را بیش از همه دوست می دارد، با این حال نظر خود نسبت به خویش را از نظر دیگران نسبت به خویش، سبکتر می شمرد. مار اورلیوس...



کوک کن ساعت خویش

درخواست حذف اطلاعات




کوک کن ساعت خویش! اعتباری به وسِ سحری ، نیست دگر دیر خو ده و برخاسـتنـش دشـوار است کوک کن ساعتِ خویش ! که مـؤذّن ، شبِ پیـش دسته گل داده به آب و در آغوش سحر رفته به خواب ... کوک کن ساعتِ خویش ! شاطری نیست در این شهرِ بزرگ که سحر برخیزد شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین دیر برمی خیزند کوک کن ساعتِ خویش ! که سحر گاه ی بقچه در زیر بغل ، راهیِ حمّامی نیست که تو از لِخ لِخِ دمپایی و تک سرفه ی او برخیزی کوک کن ساعتِ خویش ! رفتگر مُرده و این کوچه دگر خالی از خِش ...



نارنج ای کاش رنجت مباد

درخواست حذف اطلاعات




نارنج یار رنگ نارنجی چشمها را می نوازد . نماد است . نشانه ای برای روزهائی که باز ی م اوئی را که کنارمان حضور دارند و به لطف و مهر و عشق و صبرش زندگی کردیم . حکایت ها از نبرد با خشونت بر علیه بانوان است . قصه هائی که هنوز هم وجود دارد تا زمانی که واژه هائی چون " زن جماعت " و " ضعیفه " و... از دهان های بی تفکر خارج می شوند . فرقی ندارد که این خشونت چه باشد خواه چشمهائی باشند که نگاهی پر از مزاحمت را می فرستند و یا دهانی که بی هیچ تحملی از زشتی می گوید و یا دس...



اندکی شعر

درخواست حذف اطلاعات




...اکنونتنها با خویشدوگانه در دانش خویشمیان صدها آبگینهناراسترو در روی خویشمیان صدها خاطرهدل نگرانخسته از هر زخمیخ زده از هر برودتکشته ی ریسمانِ خویششناسای خویش!دژخیم خویش!از چه رو، خود رابه دام فرزانگی خود افکندی؟ در بهشت افعیانِ پیرتو را چه فریفت؟چه چیزی تو را خزاند به درونتبه درونت؟...اکنون ناخوشیبیمار از زهر ِ ماران.اکنون تو آن دربندی،که سخت ترین پا ره رابه جان می د؛در مغاکِ خویشچمپاتمه زدهگرم ِ تقلّابه خود می پیچیدر خود می کاوی،خود ر...



خدای مهربونم،خدای عزیزم این و میدونم که هیچی نمیدونم ،گیجم

درخواست حذف اطلاعات




بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم خدایا به قول رابعه همه چی و میسپرم دست خودت میخندید و میگفت سپردم دست تقدیر خدایا نمیدونم تا کی هستم و اینطور نشستیم ب و سه چهار ساعت برنامه ریزی برا لاین بندی کردیم هیچی معلوم نیست کی زنده باشه کی نباشه کی بمونه و کی بره باقی لاین ها تغییر ه یا نکنه این وسط جر و بحثی که ایجاد شد و اتفاقاتی گذشت خدایا ناراحتم از دست خودم از اینکه ناراحت شدم از حرف دوستم)): و باهاش برخورد خدایا ا ا ا ا ا ا...



دل ریش ریش

درخواست حذف اطلاعات




دل ریش ریش وقت آنست که با پُتک زنم بر سر خویش او که بنهاده همارا دو چشم در برِ خویش درمانده بود دل شب و روز کز بَرِ ارواح بر دیده و دل همچو ز الوان تر و تشویش دل را چه شود کز برِ خویش رنج برآید بیچاره دل از عشوه ی این یارِ کج ش از شاهد ناخواسته به دل در همه احوال رمزی است کزو دل بُود اغفال کما بیش ای دل ، حذر از یار فریبا ز پس و پیش کز سوسه گذارد همه خش بر دل ریش ریش آن که بر دیده و دل جامِ مَی اش بود انسانم و انسان چه با کیش و چه بی کیش یاسوج دوم بهمن ی...



من میشناسم این دل مجنون خویش را....:(

درخواست حذف اطلاعات




دل چون توان ب ازو، مشکل است اینآهن که نیست جانِ من آ ، دل است این من میشـناسم این دل مجنــون خویش راپنـــدش مگوی که بی حاصــل است این...



شعردور شدن از خویشتنِ خویش

درخواست حذف اطلاعات




گفتیم ز جام عشق مأجور شدیم دیدیم نه چنین شد ز زهم دور شدیم ما گم شده ایم در پس ابرِ خیال صدحیف که راه را فراموش شدیم دردی است غریب، دردِ دور افتادن در وادری شر، مست و مخمور شدیم از مردمک دیده ی خود،خود دیدیم یعنی که در آفتاب، شب کور شدیم در آینه چون سلام بر خود کردیم آماده ی هر علیک بر خویش شدیم میزان خِرد و عقل شد مال و منال بر مال و منال خویش مغرور شدیم گفتند به جمال و مال خود غره مشو گشتیم چنان و سخت دلریش شدیم گفتند که عمر در گذراست غمگین نشدی...



در پیچیده به خویش از احمد شاملو

درخواست حذف اطلاعات




شعر از پیچیده به خویش از احمد شاملو : ..... زرین تاج و نورالدین سالمی د یچیده به خویش جنین وار که پیرامن ات انکار تو می کند، در چنبره ی خوف سیاهی به زهدان ماننده در ظلماتی از غلظت سرخ کینه یا تحقیر. «ــ رها شو تا به معرکه ی جدال درآیی حتا به هیاءت شکل نایافته جنینی!» میلادت مبارک ای واحد آماری ای قربانی کاهش نوزادمرگی ..... ..: اشعار احمد شاملو :.....



تمنا

درخواست حذف اطلاعات




خدایا به کدامین گناهم الود گشته دست که هر چه می رودم بر سر از ان است، بجز به طوع و خا اریت چه سر فرود اورده ام که اینگونه میرانیم ای کبریایی لایزال، دانم که رانده شدنم از دور گشتن خویش است و کرم توراست تا به حد بینهایت، ترسم از حسابت نرود که رحمانیتت را گمان ما نرود به حد و اندازه ،ترس من از خجلت روز حسابست که چگونه بر جنتت فرود ایم با بار گناهی که بخشودگیش بر تو سهلتر از خویشم بود، پس یاریم کن که از بار گنه خویش بکاهم که در ثواب و واجبت سخت کوتاه...