پیدا





در شگفتم از سوزشش

در شگفتم از سوزشش

درخواست حذف اطلاعات




تمام آسیب های بدنی یک طرف،سوختن دست با بخار آب جوش،ب انگشت با کاغذ یا نخ یه طرف.....



تجربه های مفید

درخواست حذف اطلاعات




چهار آیه ی طلایی صادق علیه السلام فرمود: در شگفتم از ی که از چهار چیز در هراس است، چگونه به چهار چیز پناه نمی‏برد: 1. در شگفتم از ی می‏ترسد، چگونه به سخن خدا «حسبنا الله و نعم ال » پناه نمی‏برد؟! زیرا من از خدای بزرگ شنیده‏ام که در پی آن می‏فرماید: «پس با نعمت و بخششی از جانب خدا، بازگشتند در حالی که هیچ گزندی به آنان نرسیده بود.» (آل عمران ایه 171) 2. و در شگفتم از ی که اندوهگین است چگونه به سخن خدای بزرگ «لا إله إلّا أنت سبحانَک إنّی کُنتُ مِنَ ال...



چهار ذکر الهی در چهار ح بحرانی

درخواست حذف اطلاعات




جعفر صادق (علیه السلام) فرموده اند: در شگفتم برای ی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد! 1ـ در شگفتم برای ی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم ال » (آل عمران ایه 171) پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن انی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه...



چهار ذکر قرآنی از صادق علیه السلام برای چهار ح بحرانی

درخواست حذف اطلاعات




در شگفتم از ی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد! حضرت جعفر صادق (علیه السلام)در شگفتم از ی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد! ۱- در شگفتم از ی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم ال نعم المولی و نعم النصیر» (سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۷۱) پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یادشده فرموده است: پس (آن انی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک ...



در شگفتم از ی که برای چهار چیز بیم دارد ،چگونه به چهارچیز پناه نمی برد!

درخواست حذف اطلاعات




صادق علیه السلام می فرماید : "در شگفتم از ی که برای چهار چیز بیم دارد ،چگونه به چهارچیز پناه نمی برد : ی که ترس بر او غلبه کرده چگونه بر ذکرحسبنا الله و نعم ال پناه نمی برد . زیرا به تحقیق شنیدم که خداوند عز و جل به دنبال ذکر یاد شده فرمود پس آن انی که به عزم جهاد خارج گشتند و تخویف شیاطین بر آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند.همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زائد بر آن ( سود در تجارت) بازگشتند و هیچ گونه بدی به آنها نرسید. در شگفتم برای ...



گلچینی از سخنان علی علیه ‏السلام

درخواست حذف اطلاعات




گلچینی از سخنان علی علیه ‏السلام در شگفتم از ی که عیب‏های مردم را بد می ‏داند، در حالی ‏که خودش از همه پرعیب‏تر است و آنها را نمی ‏بیند. در شگفتم از ی که عیب‏های مردم را بد می ‏داند، در حالی ‏که خودش از همه پرعیب‏تر است و آنها را نمی ‏بیند.[۱] برگزیدن راستی و دوری از دروغ، زیباترین خصلت و بالاترین ادب است.[۲] حسن خلق بهترین همراه، و خودبینی مرضی است پنهان.[۳] شیدن به خوبی‏ها، آدمی را به انجام دادن آنها بر می ‏انگیزاند.[۴] برتری و فزونی مرتبه...



چیزی هست یا نه؟...

درخواست حذف اطلاعات




آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند در شگفتم من ز هم چرا نمی پاشد دنیا... بعد اشک هایی را که تند تند از گوشه ی چشمم چکید پاک ......



با شاخهایی یک سانتی!

درخواست حذف اطلاعات




من در شگفتم! از مادربزرگی که امشب میگفت: "من م اگه بدونم باید به جاش چی بخورم دوست دارم دیگه اینارو نخورم!" در حالی که با چشم و ابرو به لاشه های سرخ شده ی مرغ توی قابلمه اشاره می کرد!...



ساعت دلتنگی

درخواست حذف اطلاعات




ساعت دلتنگی ام کوک شده روی ۱:۱ انگار زمین و زمان دست ب دست هم داده اند تا انتقام روزهای خوش گذشته و آینده را در همین ساعت بگیرند،دلتنگ بودن دردی توصیف نشدنی است نمیتوان انکار کرد ،تو تمام دنیای منی و من بی تو ویرانه ایی هستم از زمان قاجار به جا مانده گاهی آنقدر بلند اسمت را فریاد می زنم ک گلویم میسوزد و سوزشش با قطره ایی اشک از چشمانم فرو می ریزد دلم تنگ دیدار توست و این نهایت نامردی دنیایی است ک دست های تورا از من دریغ کرده معصومه _حسین زاده (سپ...



ابوذر انقل (2)

درخواست حذف اطلاعات




18) خداوند یکصد و چهار کتاب فرستاده است:پنجاه صحیفه بر شیث و سی صحیفه بر اخنوخ و ده صحیفه بر ابراهیم و قبل از تورات بر موسی نیز ده صحیفه و سپس تورات و انجیل و زبور و قرآن را نازل فرموده است. 19) صحف ابراهیم همه اش پند و حکمت بود:ای پادشاه مغرور و به خود گرفتار و بر دوش مردم سوار!من ترا برانگیخته ام تا از طرف من داد مظلوم را بستانی...و از اینگونه مثل ها در آن بود: دمند را ساعاتی است:ساعتی که در آن پروردگارش را نیایش می کند و ساعتی به حساب خودش در پیشگاه ...



بانوی...

درخواست حذف اطلاعات




از صبوری تو در شگفتم که هر روز می آیی و با پرتوی از رنگ های جادویت خواب را از چشمان من می ز از داد تو، بیداد روزگار محو می شود و با حضورت تن پژمرده ام طروات می گیرد . هر صبح با سرانگشتان افسونگرت پلک های بسته مرا می گشایی و آن گاه آسمانی به رنگ دریا در چشم من موج می زند و امواج سحر انگیزت تمام حجم مرا از زندگی آکنده می کند. بانوی مهربانی و بخشش! ای زندگی ز هست تو ب ا من را ز چنگ شب و تیرگی خلاص کن . بانوی مهربان و سحر خیز! هر روز صبح در چشم من طلوع کن!...



ماه خوب خدا آمد

درخواست حذف اطلاعات




قافله جمکران ۹۶:رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا????مستعد سفر شهر خدا کرد مرا از گلستان کرم طرفه نسیمى بوزیدکه سراپاى پر از عطر و صفا کرد مرا???? نازم آن دوست که با لطف سلیمانى خویش????پله از سلسله دیو دعا کرد مرا فیض روح القدسم کرد رها از ظلمات????همرهى تا به لب آب بقا کرد مرا???? من نبودم بجز از جاهل گم کرده رهى????لایق مکتب ف النجبا کرد مرا???? در شگفتم ز کرامات و خطاپوشى او????من خطا و او مهر و وفا کرد مرا???? دست از دامن این پیک مبارک نکشم????که به مهمانى آن دو...



دستورالعملی برای آرامش روحی و سعه صدر

درخواست حذف اطلاعات




صادق ع : در شگفتم برای ی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر حسبنا الله و نعم ال (سوره مبارکه آل عمران آیه 171) پناه نمی برد. در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است:پس (آن انی که به عزم جهاد خارج گشتند، و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جسند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند، و هیچگونه بدی به آنان نرسید....



شور و شکر

درخواست حذف اطلاعات




منال ایدل تو از غربت که غربت درد سر دارد به جای ناله ات ایدل دعایی کن اثر دارد تو همچون قایقی هستی و غربت بهر بی پایان نباشی غافل از دریا که گردابش خطر دارد صبوری کن نترس از غم که بوی وصل می آید مخور افسوس از دوری که دوری ها ثمر دارد دلا شاگرد وجدان باش و از نفست مبر طاعت که وجدان روح تو باشد زنیک وبد خبر دارد شگفتم قلب دریایی چگونه ام جا شد بنازم آب این دریا که هم شور و شکر دارد...



آ ا مان

درخواست حذف اطلاعات




اذا وقعت الواقعة ساقیا آمدن عید مبارک بادت وان مواعید که کردی مرواد از یادت در شگفتم که در این مدت ایام فراق برگرفتی ز حریفان دل و دل می دادت برسان بندگی دختر رز گو به درآی که دم و همت ما کرد ز بند آزادت شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت چشم بد دور کز آن تفرقه ات بازآورد طالع نامور و ت مادرزادت حافظ از دست مده ت این کشتی نوح ور نه طوفان حوادث ببرد بن...



قصیده ای بسیار زیبا از شهریار

درخواست حذف اطلاعات




آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟ نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا؟ نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟ آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا؟ در خزان هجر گل، ای بلبل طبع حزین خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا؟ شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر این سفر راه قیامت می روی تنها چرا؟ منبع...



معجزه

درخواست حذف اطلاعات




اعجاز و معجزه به معنای شکل گرفتن عمل ، شه و خلقتی هست که غیر، از آن ناتوان و عاجز است.باران میبارد و ابرهای لطیف ،طراوت را به شهر دلتنگی هدیه میاورند.دشت لبریز شده از رویش علفزار و شکوفایی هزار رنگ گلهای معطر.عطر شکوفه ها، هوا را و پرواز را تا مستی به اوج میرساند. لبخند کودکی که سکوت را میشکند در خلق پاکی . گامهایی که دل را میلرزاند به نت های عاشقی...با خود می شم که انسانها در جستجوی معجزه اند ..و در شگفتم که میگویند دیگر معجزه ای نیست....شاید آیینه...



حدیث روز

درخواست حذف اطلاعات




حدیث روز : رسول خدا صلی الله علیه و آله : کمیاب‏ترین چیز در آ ا مان برادرى قابل اعتماد، یا درهمى حلال است. تحف العقول : ص5 علی علیه ‏السلام : در شگفتم از ى که در پى یافتن گمشده خویش مى ‏گردد، در حالى که «خود» را گم کرده و در پى یافتن «خویش» نیست! میزان الحکمه: ج 7، ص آن که فردا را از عمر خویش بشمارد، [پدیده] مرگ را به گونه واقعی نمی شناسد. اصول کافى: ج3، ص259، ح30 هر لغزش خود را ببیند، لغزش دیگران در نظر او کوچک جلوه خواهد کرد. غررالحکم: ج5، ص بدترین تلاش،...



❤ را به خدا بسپار

درخواست حذف اطلاعات




" بهاردل است این ماه رحمت " رمضان با آمدنش شمیم بهشت را به ارمغان می آورد وروزه داران رادرحریم خلوت دلدادگی شوری دوباره می بخشد. رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا مستعدِ سفـــر شهر خدا کرد مرا من نبودم بجز از جاهل گم کرده رهی لایـــق مکتب فخــر النجبا کـــرد مـــرا در شگفتم ز کرامات و خطاپوشی او من خطا و او مهر و وفا کرد مرا دست از دامن این پیک مبـارک نکشم که به مهمانی آن دوست ندا کرد مرا هر سر مویــم اگـر شـکر کند تـا به ابــد کم بود زین همه فیضی که ...



امدی

درخواست حذف اطلاعات




آمدی جانم به قربانت ولی حالا چر وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوش داروئی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایمدیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا وه که با این عمرهای کوته بی اعتباراین همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بودای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا ای شب هجران که یک دم در تو چشم...



شعر حالا چرا شهریار

درخواست حذف اطلاعات




آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا ای شب هجران که یک دم در ت...



عبودیت

درخواست حذف اطلاعات




در شگفتم که چگونه جرعه نگاهی از تو جان مرا به چنان شی و شوری میرساند که در بیقراریها ..قرار....در انتظارها همه در وصال و در سکوت همه به بیانم ...چه رازی ست آغوش تو که مرا از خواب بیداری به بیداری در خواب مینشاند.رو به هر سوی که میتهم همه پیچش گیسوی توست ...به ایینه که مینگرم همه حیرت سجاده ایست که به زبان تسبیح در سرودن نقش بی نقش نگاه توست..چه بی تابانه تابم میدهی به خویش که هر حرکت مرا به قبله ای و هر حرکت به جهتی میکشاند .اقیانوسی بی انتهاست از معنا...



شهریارا...حالا چرا..؟

درخواست حذف اطلاعات




آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا ای شب هجران که یک دم در ت...



یواشکی

درخواست حذف اطلاعات




????????????☔️☘️????????????????????????????????????????????☔️☘️????????????????????????????????این فقط مشڪل مانیست ڪه چالِش داریم،ڪاهش ِ زادو وَلد،مُعضَل ِزایش داریم ! "سَحَرم ت بیدار به بالین آمد ،" گفت برخیز ڪه امروز هَمایش داریم !نرم و نازک چو حـَریر است اگردستانت ،مُفتَخَر باش ، در این کُنگِره مالِش داریم !مَمِه را بُرده،از آن روست ڪه ما بی خَبَران،بر سر بیضه ی جامانده،ڪِشاکِش داریم !چتری از نور گرفتَه ست،سراسیمه سرم ، ها را بگشایید ، نمایش داریم! "نَڪونِد فِڪر بوڪونی م...



صبح

درخواست حذف اطلاعات




سلام عزیزم سلام جونم سلام بانوی رویاهای قشنگ و شب بیداریهای عاشقانه ام هنوزم دوستت دارم بیشتر از دیروز و کمتر از فردا هنوز محتاج دستاتم به اندازه تمام روزها و شبها اینقدر به دنبال حضورتم که روز و شبم رو خی پر کرده و از اینهمه دوست داشتن خودمم در شگفتم نمیدونم چی بنویسم چون نمیشه با حرف بیان کرد این مهر و عاطفه رو اما همینقدر بهت بگم که دوستت دارم بیشتر از اون چیزی که فکرشو میکنی بهتر از همه اونایی که تو زندگیم هستن و بیشتر از خیال و وهم و شه اد...



سفره...

درخواست حذف اطلاعات




سر سفره مادر بزرگ، همه چیز پیدا می شد. سبزی، سالاد، ماست، ترشی، پیاز و فلفل. ولی دل ما بچه ها تاپ تاپ می کرد برای خوردن فلفل های نازک و بلندی که آقاجون از سبزی فروشی پایین دکان ابولفضل خان، به اسم فلفل شیرین یده بود. بالا ه، همه ما برای خودمان مردی شده بودیم و به قول پری، مان کف کرده بود. باید ثابت می کردیم که دیگر از هیچ فلفلی نمی ترسیم. آ شما که نمی دانید بچه تر که بودیم هر وقت حرف بد می زدیم مادر بزرگ ظرف فلفلش را بر می داشت و می افتاد دنبالمان. و...



حکمت ها و اندرزهای آسمانی(احادیث قدسی)

درخواست حذف اطلاعات




اندرز اول خداوند می فرماید: ای فرزند آدم ! تعجب می کنم از ی که به مرگ یقین دارد، چگونه خوشحال می شود، و ی که به محاسبه ( روز قیامت) یقین دارد چگونه به جمع آوری مال می پردازد؟ و ی که قبر را باور دارد چگونه می خندد؟ و ی که به آ ت یقین دارد چگونه استراحت می کند؟ و ی که به زوال و نابودی یقین دارد، چگونه با آرامش خاطر بدان دل می بندد. در شگفتم از ی که زبانش دانشمند و قلبش جاهل است، در تعجبم از ی که با آب طهارت می کند و از طهارت و پاکی قلب بی بهره است، در حیر...



a text

درخواست حذف اطلاعات




در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد رنگ آبی اسمان که می بینم و می دانم که نیست و خ که نمی بینم و میدانم که هست در شگفتم که سلام آغاز هر دیدار است ولی در پایان، شاید این بدان معناست که پایان آغاز دیدار است خدایا بفهمانم که بی تو چه می شوم اما نشانم نده خدایا هم بفهمانم هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد کفش کودکی را دریا برد کودک روی ساحل نوشت دریای انطرف تر پیرمردی که صید خوبی داشت روی دریا نوشت دریای سخاوتمند جوانی غرق شد مادرش نوشت دریای قاتل پی...



برگ و باد شعری از فریدون مشیری

درخواست حذف اطلاعات




این خیلی خوبه من با یکی از شعرای مرحوم مشیری بچه های کلاس را خشمگین کرده و حرصشان را در می آورم! حرص خوردن بسی خوب است آدم غماشو فراموش می کنه! اون قسمتایی که که نارنجی بیشتر عصبانی شون می کنه در واقع همشون اون قسمت رو حفظن. اگه همینطوری خوب پیش برن کم کم باید غزل های حافظ و یادشون بدم..! نمیدونم کی قراره دست از این کارا بردارم! باد پیچید در ترانه ی برگ برگ لرزید از بهانه ی باد هر کجا برگ خشک بود افتاد باغ نالید و گفت باد مباد در شگفتم گناه باد چه ب...



فرق ادمی با جانور

درخواست حذف اطلاعات




چیست فرق آدمی با جانور؟ چیست فرق آدمی با جانور؟تا که می نازد به خود از آن بشرآدمی را گر نبود این امتیازبود بیش از جانور غرق نیازهست این نیروی ممتاز بشر... عقل دور ش و آینده نگردر شگفتم من چرا این برتریگشته در او مایه ی وحشیگری؟در طبیعت بی گمان هر جانورهست در هنگام سیری بی خطرمن نمی دانم چرا نوع بشروقت سیری می شود خونخوار ترهیچ شیری دیده ای در بیشه زارجمع شیران را کشد بالای دار؟هیچ گرگی بوده کز بهر مقامگرگ هارا کرده باشد قتل عام؟هیچ ماری دیده ا...