پیدا





روز ها از پی روزها

نشد که بشه . . .

درخواست حذف اطلاعات




"دلم برایت تنگ شده " های این روزها، با همه ی دلتنگی های دهه ی شصتی فرق دارد این روزها دلتنگی آدمها پنهان شده اند پشت تمام ع های پروفایلشان، این روزها جنس دعاها هم عوض شده،کاش انلاین باشدهایت زیاد میشود... و به برکت این فضای مجازی، چشمهایت کم سوتر...این روزها زمان تو را پیر نمیکند، خیال آدمهایی که باید باشند و نیستند پیرت میکند...!...



حال این روزهای من....

درخواست حذف اطلاعات




این روزها ... تلخم.تلخ! تلخ می نویسم تلخ فکر می کنم این روزها ... دست برداشته ام از توجه بی وقفه به حضور آدم ها ! پرهیز می کنم از ثبت وجودهایی که ماندگاری ندارند ! این روزها ... تلخ تر از همیشه از همه ی آدم ها بریده ام ! گم شده ام در خودم دلم نه عشق می خواهد نه دروغ های قشنگ نه ادعاهای بزرگ نه بزرگ های پر ادعا این روزها فقط دلم میخواهد من باشم و یک خیابان بی انتها و کمی ، فقط کمی آرامش...



نگفتم ...نخواستم

درخواست حذف اطلاعات




از ان روزها که میخواستمت ! نبودی از آن روزها که فقط تو درمانش بودی ! نبودی از آن روزها که میدانم و میدانستم با چند جمله با یک نگاه ! نه ! حتا فقط با بودنت ارام میشدم ! نبودی! از آن روزها که هرچه بیشتر میخواستماگت کمتر بودی! بودی...



این روزهـــــــــــا... :))

درخواست حذف اطلاعات




به نام خدا..... این روزها ...روزهای بی بهانه است....بی بهانه با خدا خلوت ....بی بهانه گریه ... این روزها ....روزهای آروم دلـــه....بدون دل مشغولی .....با خالقت..... این روزها ....روزهایی که دلت بشکنه.....اینجا قشنگه اگه دلت بشکنه!! برای گنا ار بودن خودت .... این روزها....روز هایی که خدا میبخشه....خدا همه پناهت میشود.... آرامت میکند.... خدایا این روزها هیچ از تو ناامید نباشه ان قدر که خج بکشه بیاد دم در خونت!! خدایا این روزها دل های هممون روشن باشه.... خدایا مرسی که هستی امی...



تکرار نمی شود...

درخواست حذف اطلاعات




کاش بعضی روزها تمام نمی شد چون زمان تکرار شدنی نیست هرگز به آن روزها برنخواهم گشت فقط باید آرزو کنم که خواب آن روزها را ببینم......



این روزها

درخواست حذف اطلاعات




موقع قدم زدن حواستان را جمع کنید زیرا این روزها کف خیابانها پر شده از احساسات و حرف های عاشقانه مواظب باشید پا روی هیچکدام نگذارید [email protected] بر هر دیوار دوستی تکیه نکنید بیشتر این دیوارها بی ریشه و سست و ابه هستند فقط ظاهر زیبایی دارند حواستان باشد بر سرتان آوار نشود هر حرفی را باور و قبول نکنید این روزها دروغ منبع اصلی درآمد شده است و با آن عشق و دوستی را معامله می کنند این روزها تمام شهر پر شده از قلب های قل و قلب های سنگی حواستان باشد این روزه...



این روزها

درخواست حذف اطلاعات




این روزها اصلا زندگی از گلویم پایین نمیرود آب میخورم یادم می افتد غذا میخورم کوفت میشود می چسبد به گلویم هوا را هم که اصلا نپرس انگار سرباز شده و وظیفه اش تنها این است که پوتین هایش را بگذارد روی گلویم و هرازگاهی با تمام وزنش فشار دهد این روزها دلم دل نیست مشت میزند، می کوبد ، می ایستد، می دود، شور میزند. این روزها آرام و قرار ندارد این دل لعنتی...



این روزها

درخواست حذف اطلاعات




جایت خیلی خالی بود. این روزها تمام با تو بودن ها را ر دارد....



این روزها

درخواست حذف اطلاعات




مردم به زخم هایشان دستمال میبنند و من این روزها به زخم هایم فقط دل میبندم...



این روزها...

درخواست حذف اطلاعات




مگـر این روزها چه شکلی است!؟ که همه میگویند بعد از رفتن “تو” به این روز افتاده ام !؟...



این روزها

درخواست حذف اطلاعات




این روزها عجیب دلم تماسی میخواهد از مشترک مورد نظری، که با گرمای صدایش خنده را بر روی لبانم بیاورد......



این روزها

درخواست حذف اطلاعات




یکرنگ که باشی،زود چشمشان را میزنی...خسته میشوند از رنگ تکراریت!!این روزها دوره ی رنگین کمان هاست!!...



این روزها

درخواست حذف اطلاعات




این روزها عشق را با دست پس می زنند... و با پا پیش می کشند! حیف از عشق که زیر دست و پاست..!...



روزها رفتند

درخواست حذف اطلاعات




روزها رفتند و تو به یاد نیاوردی که آنجا در آن گوشه ی متروک قلبت عشقی جا مانده عشقی زخم خورده که بی تابانه می نالد روشنایی ام بخش روزها رفتند و ما به هم نرسیدیم تو آن سوی مرزهای رویایی در افقی که ناشناخته ها را در آغوش گرفته و من قدم می زنم می بینم می خوابم و به فرداهای روشنی دل خوش می کنم که با شتاب به گذشته ی برباد رفته ام می پیوندند روزهایم ط ی افسوس ها شدند کی خواهی آمد ؟...



این آذر تکراری

درخواست حذف اطلاعات




دوباره آذر دوباره من دوباره تو... این آذر اما آذری است دلگیر و تهی از شور خالی از مهر دیرینِ من و خالی از انفجار نور... نه ش ت عشقی خورده بر تار و پود پیکرم، نه زجر زمانِ گرانی و تلخی گزافه گویی مردمان قامتم را ش ته است آن چیز که این روزها آزارم می دهد ، معصومیتی است که نمی دانم کجا گمش کرده ام... من این روزها خودم را خدا را تو را و عصمت واژه را ز خاطر برده ام... دلم این روزها دریای آشوب است... ( زادروز تمام دوستان آذر ماهی خجسته باد) م......



این روزها به آرامی دوستت دارم

درخواست حذف اطلاعات




این روزهابه آرامی دوستت دارمجوری کنار تو می آیممبادا که ناز خوابِ شیرینت بیاشوبدکابوس شودوَ بترسدطوری سلام می کنممبادا که فکر قشنگتخش گیرد وُاو را بد بینداین روزهابه آرامی دوستت دارموقتی نگاهت می کنمکه حوصله ات پیش ی نباشدحواست پرت شودبرنجد از ی که برایت اوستاین روزهامن،به آرامی دوستت دارم!...



این روزها

درخواست حذف اطلاعات




این روزها در بـطنِ من مردی سکته میکند کــه در هــر نــفـس زندگی را سخت تپیده است… تمامِ وجودم قلبی شده که درد میکند...!...



این روزها

درخواست حذف اطلاعات




از این روزها می ترسیدیم یادت هست؟!...



آن روزها

درخواست حذف اطلاعات




از این روزها می ترسیدیم یادت هست؟!...



#نود و نه

درخواست حذف اطلاعات




به آوا گفتم که این روزها سرگردانِ جاده ها هستم. یک سرگردانِ دلتنگ یا شاید یک دلتنگِ سرگردان. این روزها خودم را چطور توصیف می کنم؟ نمیدانم. مجالِ دلتنگی ندارم و حفره درون قلبم پُر نمی شود. تمام روز ذهنم درگیر کارهایم است که تمامی ندارند و تمام مدتی که چشم روی چشم می گذارم خوابهایِ دلتنگِ پُر اشک می بینم. این روزها از خودم چه چیز برای گفتن دارم؟ نمیدانم. بهرحال دل سپردم به صبوری......



این روزها ...

درخواست حذف اطلاعات




این روزها پرم از دلشورهپر از اشکپر از دلتنگیتو زل میزنی به چشمانملبخند میزنی و میگویی قوی باشمن اینجام،کنار توکنارمی و قلبم این چنین بی قرارنباشی چه بر سرم خواهد آمد .......



آلبوم خاطرات

درخواست حذف اطلاعات




آن روزها را شما به یاد نمی آورید. ..... زمانی بود که با اسکناس 1000 تومانی همه چیز می توانستیم ب یم. همان روز ها را میگویم که فقط یک نفر کار میکردو ج 2 خانوار را متحمل میشد.همان روزها که پدرمان 1 روز کار می کرد و ما یک هفته ج می کردیم. همان روزها که زیر چشمان مادرمان اینقدر چین و چروک نداشت........ همان روزها که دامادها شب عروسیشان ذوق مرگ می شدند. همان روزها که دفترخانه ها فقط مخصوص ازدواج بود.شما آن روزها را به یاد نمی آورید. آن روزها که فقط یک نوع بستنی ب...



محبوب واقعی 2

درخواست حذف اطلاعات




می دانی؟ این روزها اطمینانی در چشمانت آرامشی در کلامت و صداقتی در لبخندت نمی گذارد خواب بد ببینم بادبادک خیالم این روزها آنقدرها هم دور نمی پرد که به دستانت اعتماد دارم . نوید شهریور 1395...



نوشته ای از سر دلتنگی

درخواست حذف اطلاعات




باز امروز آمد. دیروز هم برای خودش امروز بود. و روزهای دیگر هم. هر یک روز روزی است برای خودش. اما هرچه می گذرد. بیش از پیش این روزها زودتر می گذرد سریعتر رد می شود روزها به هفته ها و هفته ها به ماهها و ماهها به سالها گره می خورند. هر چه عمر آدم بیشتر می گذرد به نظر می رسد روزها کوتاهتر می شود. لحظات مثل قبل نیست. وقتی کوچک بودم زمان را خیلی طولانی تر حس می . روزهایم تمام نمی شد. بعضی از آن روزها انگار سالها بود که در گذر است هر یک لحظه یک روز بود و من لح...



حسودم به همه سمانه جونم

درخواست حذف اطلاعات




این روزها آنقدر حسود شده ام که به آیینه ای که هرروز نگاهت را در خود تکرار می کند حسادت می کنم و به دستگیره دری که هرروز بارها بر دستان تو بوسه می زند این روزها آنقدر دچار حسادتی جانکاه شده ام که به چشمان تمام انی که قامت تورا در چارچوب نگاه خود ترسیم می کنند هم حسودی ام می شود و به کودکی که عطر نفس های تو را هنگامی که بوسه بارانش می کنی می نوشد این روزها من مانده ام و اینهمه حسادت وحسرت لحظه هایی که برای درآغوش کشیدنت می گذرد...



با من حرف میزنی ؟

درخواست حذف اطلاعات




این روزها دوست دارم بنشینم رو به روی یکی و فقط حرف بزنم . فرقی نمیکند که از خنکی هوا بگویم یا از ترافیک خیابان. این روزها دوست دارم در کافه ای دنج، بنشینم رو به روی ی که نمیشناسم رو به روی ی که میشناسم و فقط حرف بزنم . فقط حرف بزنم فقط حرف بزنم و بعد فقط گوش کنم فقط گوش کنم فقط گوش کنم. ی هست بیاید ساعتی حرف بزند بدون هیچ واژه ای که بخواهم از او بدانم بدون هیچ واژه ای که بخواهد از من بداند. این روزها میخواهم حرف بزنم. با من حرف میزنی ؟...



جای خالی ...

درخواست حذف اطلاعات




این روزها بیشتر از هر زمان دیگری به هم صحبت نیاز دارم ... یه هم صحبت خیلی نزدیک ... دروغ چرا این روزها با خودم خیلی حرف میزنم و حتی گاهی اوقات شده به خودم مشاوره و دلداری می دهم و یه وقت هایی که خیلی کم میارم حتی به خودم قوت قلب میدم ... گاهی شب ها گریه می کنم ... دوست ندارم ی گریه ام رو ببینه برای همین شب ها قبل خواب گریه می کنم ... خیلی بده آدم حس کنه تکیه گاهی نداره! ... من این روزها خیلی تنهام ... شاید به خاطر امتحانات باشه ... آره فشار امتحانات این روزها خ...



شبانه ها

درخواست حذف اطلاعات




خاطره ها امانم را بریده اند.... به این فکر می کنم که سال پیش، همین روزها کجا بودم؟ به کدام لبخند دل خوش کرده بودم؟ و عشق چگونه ش تتم داد که بگویم زیباست، ... همه چیز با تو زیباست... با تو که این روزها دیگر از حوالی خاطراتم نیز عبور نمی کنی. و یک لحظه هم از ذهنم عبور نکرد که شاید سال بعد... فقط در پی یافتن پاسخ این سؤالم که کدام راه را اشتباه رفتم؟... کدام ترانه را ناتمام خواندم؟ .... کدام کلاغ را از شاخه درخت پراندم و کدام سیب کال را چیدم که سزایم این دربه ...



این روزها ...

درخواست حذف اطلاعات




این روزها... از تو نوشتن - بهانه - میخواهد و از تو ننوشتن - بهانه ها - وقتی نیستی سکوت تنها واژه ایست که بودنت را انکار نمی کند ... مرد بودن من ربطی به زن شدن ی ندارد .......



بیشتر از هر زمانی...

درخواست حذف اطلاعات




این روزها بیشتر از هر زمانی دلم گرفته... دیگر نه فکر به دست آوردنم نه هراس از دست دادن را دارم... این روزها میتوانم ببینم چه ی مرا میخواهد؟؟ هر مرا بخواهد با من می آید... دلم هوای گذشته را کرده... بیا......