پیدا





شاعر بزرگ

شعری از نجمه زارع

درخواست حذف اطلاعات




غم که می آید در و دیوار، شاعر می شود در تو زندانی ترین رفتار شاعر می شود می نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی خط کش و نقاله و پرگار، شاعر می شود تا چه حد این حرف ها را می توانی حس کنی؟ حس کنی دارد دلم بسیار شاعر می شود تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم از تو تا دورم دلم انگار شاعر می شود باز می پرسی: چه طور این گونه شاعر شد دلت؟ تو دلت را جای من بگذار شاعر می شود گرچه می دانم نمی دانی چه دارم می کشم از تو می گوید دلم هر بار شاعر می شود......



شاعر

درخواست حذف اطلاعات




غم که می آید در و دیوار، شاعر می شود در تو زندانی ترین رفتار شاعر می شود می نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی خط کش و نقاله و پرگار، شاعر می شود تا چه حد این حرف ها را می توانی حس کنی؟ حس کنی دارد دلم بسیار شاعر می شود تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم از تو تا دورم دلم انگار شاعر می شود باز می پرسی: چه طور این گونه شاعر شد دلت؟ "تـــ♥ـــو" دلــت را جــای مــن بــگــذار #شــاعــر مــیــشــود گرچه می دانم نمی دانی چه دارم می کشم از تو می گوید دلم هر بار ش...



شاعر !

درخواست حذف اطلاعات




بیا سرمست شو از جام ِ شاعر! که می جوشد مِی از اوهام ِ شاعر! اگر چه ملتی دارای ِ طبعیم؛ نمی آید به هر نام ِ شاعر ! «رسا ؛ شاعروطنزپرداز»...



ای (طریقت )یک نفر می آید وشاعر کجاست

درخواست حذف اطلاعات




۩۩۩ ☫ ای (طریقت )یک نفر می آید وشاعر کجاست ☫ ۩۩۩ صبح روزی پشت در می آید و شاعر کجاست قصه دنیا به سر می آید و شاعر کجاست عده ای دلواپس این پا و آن پا می کنند کاری از من نیزبر می آید و شاعر کجاست بعد ها اطراف جای شب نشینی هایمان بــوی شبنم های زرمی آید و شاعر کجاست خواب و بیداری، خدایا بازهم در می زنند نامه هایم از سفر می آید و شاعر کجاست در خیابان، در اتاقم، روی کاغذ، پشت میز شعر تازه آنقدر می آید و شاعر کجاست بعد ها وقتی کـه تنها خاطراتم مانده است ...



وفات "شیخ مصلح الدین سعدی " شاعر و بزرگ ادب فارسی(691 ق)

درخواست حذف اطلاعات




شیخ مصلح الدین سعدی ، شاعر و بزرگ شعر ونثر فارسی، پس از گذراندن مقدماتِ علوم ادبی و دینی در زادگاهش، شیراز، در جوانی به بغداد رفت و در مدرسه‏ی نظامیه‏ی آن به آموختن علوم متداول آن دوران پرداخت. پس از تحصیل به سرزمینهای شام، فلسطین، حجاز و روم و کشورهای دیگر مسافرت کرد و با جوامع مختلف آشنا گردید. سعدی در طی این سفرها، باکمک دیده‏ها و ......



غم و قلم

درخواست حذف اطلاعات




اشعار تو بوی غم گرفت ای شاعر هر بیت که خواند ، دلم گرفت ای شاعر خواستم با قلم از غم بسرایم؛ امّا: دیگر ننوشت قلم گرفت ای شاعر یزدان_ماماهانی...



خواستار هیچ

درخواست حذف اطلاعات




سایت «یک پزشک»، درباره ی تابلوی مفقود شده ی «شاعر بیچاره» نوشته: « ... شاعر پَری را به دهان گرفته و با یک دستش علامت هیچ را نشان می دهد» راستش با این علامت هیچ در میان انگشتان شاعر به یاد آوردم قصیده ی «هیچ»ِ مصفا را که در مقطع آن گفت: آن هیچ که هرگز نشنیده ای منم هم دوستار هرگز و هم خواستار هیچ «شاعر بیچاره»، تابلوی مفقود از کارل اشپیتسوگ / مربوط به 1839...



دنیا بدون شاعر دیوانه دنیا نیست

درخواست حذف اطلاعات




بنشین برایت حرف دارم در دلم غوغاست وقتی که شاعر حرف دارد آ دنیاست شاعر بدون شعر یعنی لال! یعنی گنگ! در چشم های گنگ اما حرف دل پیداست! با شعر، حقِ انتخاب کمتری داری آدم که شاعر می شود تنهاست یا ... تنهاست! هر که شعری گفت بی تردید مجنون است هر دختری را دوست می دارد بدان ‫لیلا ست پروانه ها دور سرش یکریز می چرخند از چشم آدم ها خُل است، از دید من شیداست در وسعتش هر داغ کوچکی دارد دریا بدون ماهی قرمز چه بی معناست! دنیا بدون شاعر دیوانه دنیا نیست بی شعر، د...



ن شاعر

درخواست حذف اطلاعات




ن شاعر همه چیز را عمیق می فهمند و لمس می کنند آرامشعشقمهربانیمحبتهر ذاتی برایشان معنی می شود و هر معنی برایشان ذات قدرت تلفیق دارندشاید هم یک " او " وسط زندگیشان نباشد ... اما هر گاه اراده کنند با تمام حس خود " او " را کنار خود دارند حتی صدای نفسهایش را می شنوند و لرزش دستانش را روی موهای خود احساس می کنند ن شاعر باران چشمانشان را روی کاغذ می نویسند ن شاعر نمی گویند دوستت دارمآنها با بند بند وجودشان دوستت دارند و کلمات را با تک تک سلولهایشان می نو...



شاعر شدم تا...

درخواست حذف اطلاعات




شاعر شدم تا تنهایی موروثی مادر بزرگم را بیشتر صبوری کنم.. و در ی که زمستان به حوصله ام سخت میگیرد برای تن خیالم ،شعر های گرم ببافم و روی کاغذ های کاهی از روز های خوبی بنویسم که حال خوبش فقط سهم موریانه ها خواهد شد.. شاعر شدم تا آتش را ، میان غارهای تاریک احساس تو مشتعل کنم و اولین زنی باشم که بوسه هایش روی دیوار های تنت حکاکی میشود افسوس!! که برق لبخندهای دیگری غریزه ات را روشن کرد.. شاعر شدم تا شبیه زنی نباشم که هفت نسل قبل تر از من مردی تنهایش گذا...



آه

درخواست حذف اطلاعات




عطر و بوی مریمی ها را چو باد آورده است شاعر امشب بازباران را به یاد آورده است میرود افتان وخیزان چون خماری درد کش گوییا چشمت اعتیاد آورده است نازنین ازبس که در اوج کمالی بهر تو حک نموده برنگینی ان یکاد آورده است خواب را کرده حرام و نیمه شب در یاد توست درد هایش گرچه شاعر رابه داد آورده است در تمام عمر شاعر با عصای احتیاط پیش تو بش ت آنرا اعتماد آورده است در کلاس چشم تو دل کنده از زهد وریا دست ها را شسته انگار ارتداد آورده است نیستی اما سکوت شب گو...



چادرت شاعر مجموع پریشانی هاست

درخواست حذف اطلاعات




درد دیوانگی ما دو برابر شده است شاعری عاشق یک شاعر دیگر شده است با نگاه تو تنم سخت به خود می لرزد چشم های تو برای دل من ، شر شده است بس که از روسریت شعر و غزل می ریزد مو به مو شعر تو را خوانده و از بر شده است چادرت شاعر مجموع پریشانی هاست قافیه در هوس موی تو بر سر شده است بعد لبخند تو بانو ، به خدا باور کن خستگی های خدا هم ، به خدا در شده است پس نگو پس بکشم پای خودم را ، چون عشق اتفاقی ست که افتاده و دیگر شده است دل دیوانه ی من باز جنون می خواهد حال من ...



واقعا چرا

درخواست حذف اطلاعات




کلا من هر گهی میخورم دقیقا روز بعد به گه خوردن میفتم. هیچی رو نباید بگم.در دهنمو ببندم عین بادمجون بشینم ی گوشه.حتی تو وبلاگم پست نزارم. به جان خودم اگه دروغ بگم.تامیام رضایت و خوشحالیم و از یچیزی بگم روز بعد سرتا پا ریده میشه بهم. اصلا شاعر میگه گوه اضافی نخور تا گهی نشی.خب من نه تو دنیای واقعی با ی حرف میزنم نه بقول شاعر اینجا باید حرف بزنم.اهای شاعر دقیق مشخص کن من کی و کجا باید گوهامو بخورم؟هر کی توهین کنه گه میدم بخوردش....



سرنوشت شاعر

درخواست حذف اطلاعات




سعےِ ما بیهوده وحال غزل ها مان ابانتهاے ماجرااز ابتدا، معلوم بودسرنوشتے را ڪہ شدبر قشر شاعر ، دیڪتہخط به خطّ وصفحہ صفحہناگوار و شوم بود! زهرا موسی پور...



شاعر خسته

درخواست حذف اطلاعات




شعر جدید که می گویم...با اشتیاق تمام برای همه می خوانم... آنچنان ذوقی مرا فرا می گیرد که انگار نه انگار بر سر واژه به واژه اش وزن کم کرده ام... حس مادری را دارم که پس از آنهمه درد نوزادش را در آغوش گرفته است... ولی یک تفاوت بزرگ میان من و آن مادر است... همگان وقتی نوزاد را میبینند شاد می شوند وستایشش می کنند... شعر های من ولی یادبودی از درد است..یادگاری از عشقی تلخ... اما شاعر که باشی ی جدی ات نمی گیرد... حتی مادرم که ذره به ذره نابودی ام را می بیند...می گوید ...



بازدید دانش آموزان مدارس ابت

درخواست حذف اطلاعات




به مناسبت فرارسیدن سالروز بزرگداشت فردوسی شاعر بزرگ و نام آور ایران زمین دانش آموزان مدارس ابت از کتابخانه بازدید و با آثار ارزشمند این شاعر بزرگ از نزدیک آشنا شدند. کتابدار کتابخانه با ارائه توضیحاتی در خصوص زندگینامه و سرگذشت این شاعر پرآوازه همچنین تعدادی از آثار و کتب موجود از ایشان را به دانش آموزان معرفی کرد و در نهایت تمامی دانش آموزان شرکت کننده در برنامه بازدید به عضویت کتابخانه درآمدند....



سروده ی شاعر محمد فلاحی در مورد بنده حقیر

درخواست حذف اطلاعات




شعر زیر را شاعر محمد فلاحی در مورد بنده ی حقیر سروده است که نظر لطف این شاعر تواناست که مقام دوم شعر فرهنگیان استان را در کارنامه دارند: شنلیک اولار وم دوشسه ووه شاعیر اوغلان ماهنی کیمی سوزووه اولکه میزین رشید اوغلی علی یه یورک ایستی اولار باخسا کوزووه...



شاعر که باشی ... .

درخواست حذف اطلاعات




کاش شاعر بودن یک گزینه داشت تا بعضی وقت ها که نه حوصله اش را داری و نه اعصابش را بتوان یک جوری خاموشش کرد ! شاعر که باشی ، زندگی را شعری میبینی که هر روز ، یک بیت آن تکمیل می شود شعری که انتظار داری مانند تمام شعر هایت هم وزن داشته باشد و هم قافیه !و این اولین مصیبتی است که باید در ازای شاعر بودن پذیرفت چرا که وقتی وزن و قافیه ی روز هایت بهم می ریزد نه میتوانی بی تفاوت از کنارش رد شوی و نه اصلاحش کنی ... و این ناهماهنگی میان ذهن و زندگی ات کافی است بر...



برگی ازتاریخ ادب پارسی

درخواست حذف اطلاعات




١اردیبهشت سالروز رحلت سهراب سپهرای شاعر بزرگ کاشانی برتمامی ادب دوستان سرزمین ایران تعضیت باد....



عشق رسول(ص)

درخواست حذف اطلاعات




ندوی واقعه ای را نقل د که متعلق به شاعر مشهور پا تانی به نام «اختر شیرانی» می باشد. قصه از این قرار است:”شورس کشمیری“ در رو مه*ی مشهورش چتان (chatan) که از لاهور پا تان منتشر می*شود، در مورد شاعر بزرگ شبه قاره*ی هند ”اختر شیرانی“ که در بذله گویی و سرودن غزل*های عاشقانه سرآمد شاعران زمان خود و معتاد به نوشیدن و عرق بود، چنین نقل کرده است:گروهی از جوانان و شاعران در هتلی در لاهور گرد هم آمدند، در این جمع جوانانی کمونیست که خیلی زیرک، باهوش و پر حرف ب...



شاعر

درخواست حذف اطلاعات




شاعر شدم خبر نداری یاور شدم خبر نداری هر صبح مثال ابر باران غمخوار شدم خبر نداری...



دو بیتی های ماه رمضان ، شاعر رسول چهارمحالی(ساقی

درخواست حذف اطلاعات




????یا علی و یا عظیم????شاعر:رسول چهارمحالییا علی و یا عظیم باشد نوای ما همهدر روز های ماه حق ذکر همهماه در بند اسارت رفتن همهماه روزه ماه رحمت یا علی ذکر همه ????عبد ذلیل????شاعر:رسول چهارمحالیبارالها کوله باری از گناه آورده امرو سیه محزون و نالان آمدمگر نبود امید بر لطف و عنایت های توبا چه رویی سوی درگاه شما من آمدم ????ذکر علی????شاعر:رسول چهارمحالیماه رمضان آمده و ذکر لب ماست علی جانوقت سحر و توبه به لب هاست علی جاناطعام یتیمان و فقیران هدف توست عل...



اولین شاعر

درخواست حذف اطلاعات




اولین شاعر جهانحتماً بسیار رنج برده استآنگاه که تیر و کمانش را کنار گذاشتو کوشید برای یارانشآنچه را که هنگام غروب خورشید احساس کردهتوصیف کند و کاملاً محتمل است که این یارانآنچه را که گفته استبه س ه گرفته باشند... جبران_خلیل_جبران...



شاعر تب دار

درخواست حذف اطلاعات




حبس عشق ، زجه های یک نفس ، مانیفست بغض و هوس در لابلای صحفه های ذهن، مرا به تراما یک اغوش بی احساس میکشانند. بی سروته آروق میزنم به همه خاطرات نجس وار زمستان و این شهر را به آتش خواهم کشانید. سیگارهای داغ ، های بی رنگ و نوازش هایی که به رنگ قاعدگی دخترکی بی در آمده است . مرده ها هم به راه افتاده اند ، ملودی های طناب دار مرا به دار آویخته است در جاده های مه آلود شمالی و به رخوت میکشاند روح صداقت را در ابعاد هرزگی یک خواب آلودگی و تصادفی ساختگی . چشمه...



سپیده دم

درخواست حذف اطلاعات




سپیده هم مثل تو چشمانش را به نور باز کرد سپیده هم مثل تو با نقش و رنگ آغاز می کند سپیده هم مثل تو تکرار می شود سپیده شاعر بود و تو شاعر شدی ساعتی بعد تو اوج شبی و شب خواب سپیده خواهد دید 95/10/22...



شاعر یا هتّاک؟!

درخواست حذف اطلاعات




شاعر یا هتّاک؟! ???? پاسخ یک شاعر کشورمان به مداح هتاک و فحاش امروز عید فطر سلام ای شاعر و مداح گمنامسلام ای کاسب تحریم، ای خامبنازم شعر با معنایتان راصدای خوش، قد رعنایتان راحصار حجب را از هم گسستیبه جای روزه، حرمت را ش تیعجب جان بر کف و بی باک هستیتو شاعر نیستی، هتّاک هستیتو هم ای قاری و مدّاح بی شرمنداری عفّت و احساس و آزرمچه شد؟ در آستینت مار دیدی؟صف اول به چشمت خار دیدی؟گمان کردی که او تنهای تنهاست؟صدایت را ببِر او مرشد ماستعزیز مردم ایرا...



ولادت حضرت علی اکبر مبارک

درخواست حذف اطلاعات




عید جوانان عزیز مبارک انشاءالله زیر سایه پرچم حسین همیشه سلامت باشید درسته ماهم 19 سالمونه ولی پیر شدیم:) به قول شاعر پیر شدیم ولی بزرگ نه:)...



کلاس19

درخواست حذف اطلاعات




این شاعر بزرگ روزگار خود را با اندوه و سختی و تنگدستی و تنهایی گذراند و دراشعار زیبا و دلکش او سوز و گداز این سال های تنهایی کاملاً مشخص است. وی غزل سرای بزرگی بود و در غزلیات خود از عشق های نافرجام، زندگی سخت و مصائب و مشکلات خود یاد کرده است. کلیات وحشی م از نُه هزار بیت و شامل قصیده، ترکیب بند و ترجیع بند، غزل، قطعه، رباعی و مثنوی است. وحشی دو منظومهٔ عاشقانه دارد. یکی ناظر و منظور و دیگری فرهاد و شیرین یا شیرین و فرهاد به استقبال از خسرو و شیر...



ماجرای سه شاعر

درخواست حذف اطلاعات




حافظ در ششصد سال پیش می زیسته است. وحشی بافقی 400 پیش به تقریب. اسم وحشی بافقی کمال الدین محمد بوده و تخلص شعریش "وحشی". شاعر تولد مرگ سن مولوی 604ق 672 68 حافظ 727ق 792 65 وحشی بافقی 939ق 991 52 برای تبدیل سال قمری به شمسی باید آن را در 33 ضرب و بر 34 تقسیم نمود....



شاعر از کوچه مهتاب گذشت

درخواست حذف اطلاعات




شاعر از کوچه مهتاب گذشت لیک شعری نسرود نه که معشوق نبود سالها بود دگر کوچه ی مهتاب خیابان شده بود....