پیدا





صدایم

من بی تو دیگر از شب میترسم ؛ از این همه تاریکی !!!

درخواست حذف اطلاعات




صدایم بزن بلند... بازهم بلندتر... تو که صدایم بزنی من سرتا پا گوش میشوم......



دوباره صدایم کن..

درخواست حذف اطلاعات




نیمکت عاشقی یادت هست؟ کنار هم، نگاه در نگاه و سکوتمان چه گوش نواز بود..بید مجنون زیر سایه اش امانمان داده بود، برگهای رنگینش را به نشانه عشقمان بر سرمان می ریخت..او نیز عاشق بودنمان را به رخ پاییز می کشید، اما اکنون پاییز.. نبودنت را، ج مان را به رخ می کشد. بگو، صدایم کن، بیا تا دوباره ما شویم، مرحمی بر سوز دلم باش، نگاه کن، پاییز به من می خندد، بیا داغ ج مان را به دلش بگذاریم.بیا کلاغ ها را پر دهیم تا خبر وصلمان را به پرستوها مژده دهند.دوباره صدا...



شعری از رسول یونان

درخواست حذف اطلاعات




داشتم از این شهر می رفتم صدایم کردی جا ماندم از کشتی ای که رفت و غرق شد البته این فقط می تواند یک قصه باشد در این شهر دود و آهن دریا کجا بود که من بخواهم سوار کشتی شوم و تو صدایم کنی فقط می خواهم بگویم تو نجاتم دادی تا اسیرم کنی....



کجایی ؟؟!

درخواست حذف اطلاعات




دلم تنگ است دلم تنگ است دلم اندازه حجم قفس تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است میروی و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو، یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو، همین یک لحظه باقی است و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم........



تک بیت

درخواست حذف اطلاعات




ی از دور به من گفت تورا میخواهم ترسم این است که پژواک صدایم باشد.......



حسن آذری

درخواست حذف اطلاعات




من از شش جهت خودم هستم اما؛ از جهتی که صدایم می زنی پرنده ام....



"شهر"

درخواست حذف اطلاعات




داشتم از این شهر میرفتم صدایم کردی جا مانده ام از کشتی ای که رفت و غرق شد......



این روزها هر بار که مادرم صدایم می زند(بتول مبشری)

درخواست حذف اطلاعات




این روزها هر بار که مادرم صدایم می زندپشت پنجره ام باران می گیردسیب ها رسیده می شوندسبزه قباها خبر مستی ام را به تا تان می برندارغوان می شومباد را بغل میکنم دیوانه وار می مبوی گلاب های لاله زار ام را پر می کندکودک می شومسرم را به نارستان دامنش می سپارم تازه می شومسبززرد نارنجیمثل نه سالگی امرنگ به رنگاما هر بار که مادرم را صدا می زنمو دیر می گوید جانمدر گلویم هزار گنجشک بغض همهمه می کنندمادرم کوچک و ظریف شده عینکش را مدام گم می کندبا خج می خند...



مس

درخواست حذف اطلاعات




تا درآتش عشق اویم چکشم زنید صدایم میان پتک و سندان شنید "از طلا بودن پشیمان گشته ایم مرحمت فرمایید ما را مس کنید" "مس"...



حس کن مرا

درخواست حذف اطلاعات




حس کن مرا در دوستت دارم در ِ گوشت .. حس کن مرا در شیطنت هایم در آغوشت حس کن مرا در آ ین سطر از تشنج هام حس کن مرا حس کن مرا که مثل تو تنهام .. دارد صدایت می زند …. بشنو صدایم را بیرون بکش از زندگی و مرگ پایم را .....



چقدر دور

درخواست حذف اطلاعات




چقدر دورتر... از احساسم ایستاده ای... از این فاصله تو حتی صدایم را نمیشنوی... چه برسد به دلتنگی...



خواب

درخواست حذف اطلاعات




در خواب هم راحتم نمی گذارے ،بی خبر می آیے ،صدایم می کنے …تا چشم باز میکنم ، باز نیستے !...



77#

درخواست حذف اطلاعات




اینکه بعضی ها فرشته وار صدایم میزنند رژی... مثل وختی ست ک مامان میگوید دخترکم... این رژی یک حسِ خیلی خوب در قلبم میدواند...خیلی خوب......



سکوت

درخواست حذف اطلاعات




حالا که صدایم را نمی شنوید در سکوت خودم تنها به دلم فکر می کنم که بی صدا ش ت شما راحت باشید این زن عاشقانه هایش را هم با اشک می نویسد__ باران رضا پور________...



ذکر دست تو

درخواست حذف اطلاعات




گویی با خودش می اورد هرچه غم است باز باران و تو بگو که از کدامین روز بارانى برمیگردىتا این طلسم غم را بشکنى ! بى شمار ترین اسم را خواندمصدایم دیگر در نمى ایدذکر هایم را گم کرده ام بیا شاید دست تو باشد!! fm...



صدا...(دلنوشته)

درخواست حذف اطلاعات




بی صدا بی صدا نگاه کنبی صدا بخندبی صدا حرف بزنبی صدا داد بزنبی صدا گریه کنبی صدا سکوت کنبی صدا برو..اما.....بی صدا، صدایم نکن...... ....



فریاد

درخواست حذف اطلاعات




عجیب است... فریاد پر از اشک سر داده ام.. و نگاهم همچنان به دنبال مردمیست که.. نمی بینند چشمانم را نمی شنوند صدایم را شاید هم..؟ مرده ام و خود نمیدانم!? #زهراقاهری...



زندگی

درخواست حذف اطلاعات




راستش را بخواهید آمده بودم که درخت زندگی را شاخه ای باشم ببالم گل دهم و ساقه ها از من جوانه زنند دختری که بابا صدایم می زند شاهد است 95/12/96...



بهانه

درخواست حذف اطلاعات




چقدر بهانه گرفتم ، بهانه ام تو شوی سرود شعرو صدایم، ترانه ام تو شوی نشد، نمیشود، بگو چه چاره ای م؟ که شه سوار دل بی قرار من تو شوی؟ ۶ فروردین ۹۶...



همه

درخواست حذف اطلاعات




همه ی وجودم شده یک ماس خدایا این بود سهم من از بودن منتک به تک نفس هایم تورا ماس میکندنه نگاهم را نه زبانم نه صدایم را نه سکوتم را، نمیفهمینمیفهمم!!! بی محلی هایت را نمیفهممخدایا تمام من شده ا ل ت م ا سخدایا تو مرا بفهم....



صدایم کن

درخواست حذف اطلاعات




سر سفره ی افطار،زمان ربنا و اذان تنها وقتیکه بدون دغدغه و بیصدا آروم آروم حرفای نگفته رو گریه میکنی و ی کاری به کارت نداره،فقط خودتی و خدات و تموم غمهایی که تو دلت تلنبار شده......



حرمت چشمانت...

درخواست حذف اطلاعات




بارونی ساحل چشمام... قرن هاست که چشم هایم بارانی است... تو ببخش به حرمت چشم پاکت... میدانم از دیدنم خسته شدی... من از تو خسته ترام... می دانم تو از شنیدن صدایم بیزار شدی... ولی من از خود بیزار ترام.... ......



درد و دل با زمان(عج)

درخواست حذف اطلاعات




صدای زیبای آبشار نقره ای را با همین گوشهای تیزم می شنوم گویی که قطره قطره اش برایم حکم یک دریا دارند،صدایشان آمدند وبرایم یک جام از آب گوارا آوردند،گفتم:مگر خودتان تشنه نیستید گفتند ما سیر م،اما تو هنوز رودخانه دلت کویر است،لیوان را گرفتم،نوشیدم آن را،گوارا بود وبه دلم نشست ودر همان لحظه دیدم ص دگر نمی شنوم،هر چه نگاه آن همان قطرات آب را ندیدم، گفتم خدایا جرا اینگونه مرا تنها گذاردند چرا اینگونه سیراب شدم،اما مرا خواب د ورفتند،ص شنیدم به ...



روزهای بی تو بودن

درخواست حذف اطلاعات




روزهای بی تو بودن چقدر برایم سخت شده است مادر چقدر تحمل این دنیا برای آدم سرسختی چون من سخت شده است چطور بارسنگین تنهایی بی تو بودن را بدون تو به دوش بکشم! رفتن بی موقعت بی انصافی بود مادر! و چقدر چشمانم تمنای ماندنت ر ا ماس میکرد نیستی ولی دستان سردم به دستهای گرم و آغوش پر مهرت نیاز دارد مادرم هر روز دلم تنگ و تنگ تر میشود و بغض بی امانی، مرا فرامیخواند چقدر زود گذشت و چقدر دیدن دردهایت برایم سخت بود مادر، و چقدر دستهایم ناتوان بودند و هیچکار...



من تا ابد ایستاده ام

درخواست حذف اطلاعات




چه حس خوبیستوقتی ،مثل کوه کنارم هستیوقتی ،با هر نوا و صدایم جوابم را میدهیوقتی،کنارتو حس قدرت میکنم،وقتی ،نگاهم میکنی و من غرق شادی میشوم،وقتی تو باشی،من تا ابد ایستاده ام.حتی اگر سجده کرده باشم...



فیجی

درخواست حذف اطلاعات




لقمه ی کوچک نان و پنیر توی دستم بود و تیترهای کوچک و بزرگ رو مه ی روی میز را مرور می . بقیه حرف می زدند، هنوز در باب انتخابات. چشم بر نمی داشتم از رو مه که نگیرندم به حرف. کمی بعد، یکی صدایم زد و گفت: یا صبحانه بخور، یا رو مه بخوان..خشم که لایه لایه جمع شود روی هم، یک جایی می زند بیرون، درست مثل گدازه های آتش فشان....



حرفی برای گفتن نیست

درخواست حذف اطلاعات




صدایم را به یاد آر اگر آواز غمگینی به پا شد من، این شعر گرانم که از ارزانو ارزانی ،جدا شد من هر چه ام ، با تو زیباترم، بر عاشقت آفرینی بگو ت ده ام من به شعر تنت، میخوانمت خط به خط، مو به مو بی تو ، بی شب افروزی ماندنت، بی تب تند پیراهنت شک نکن من که هیچ آسمان هم زمین میخورد #تا مدتی محو میشم در کوچه پس کوچه های دلتنگی من که به تو بارها گفتم من عاشق بارانم...



ساز من

درخواست حذف اطلاعات




ساز من دیگر صدایت با صدایم ساز نیست این دل شوریده دیگر با تو هم آواز نیست زخم خوردن از رفیقان زخم خوردن از تبر درد از هم جنس داریم نای هیچ ابراز نیست ساز من امشب چرا با نا مخالف میزنی از چه امشب ات با قلب من همراز نیست ترانه سرا : ندا فربد تعداد بیت : 12 سبک : پاپ - سنتی قیمت : 150/000 تومان شماره تماس مدیریت : 09189342631...



از دفترچه

درخواست حذف اطلاعات




از دفترچه : یادت هست یادت صدای ات که در صدایم می پیچید یاد نگاهت که در نگاهم می گشت یاد دستانت که در دستانم . هه . جان می گرفت یاد قدم هایت که جای قدمهای مرا می گرفتند یاد سایه ات که در سایه من گم می شد . هی . یادت هست چه بی درنگ یکدیگر را می خواستیم یادت هست تنها به شوق هم . برای خود زندگی می کردیم هی و باز می رسم به این مسئله که چه فرقی می کند . حال که من مانده ام و یک دنیا بی تو...



بشنو صدایم را.

درخواست حذف اطلاعات




خدایا منو کمک کردی.همیشه.بازم کمک کن.بیشتر.خیلی بیشتر.بازم میخوام ازت.بازم میخوامت.خیلی.بیشتر.خیلی....