پیدا





فهمیدم

ادب یا تحصیلات؟

درخواست حذف اطلاعات




امروز فهمیدم ادب هیچ ربطی به تحصیلات نداره فهمیدم اص و نجابت بیشتر از تحصیلات تعیین کننده هستن فهمیدم گذشته ی هر نقش بسزایی در ساختن حال و آیندش داره فهمیدم بعضیا رو اگه تو دهنشون نزنی سوارت میشن فهمیدم همیشه هم نمیشه سکوت کرد و نجابت فهمیدم ی ری آدمایی آفریده شدن که چرت بگن ولی من از اون دست آدمایی نیستم که آفریده شده باشم برای چرت شنیدن فهمیدم یه جاهایی چشم پوشی جواب نمیده. بیخیالی راهش نیست، باید جدی بود و جدی رفتار کرد باید با بی نزاکتی ج...



قشنگترین پستی ک ی پسر گذاشته بود????????????

درخواست حذف اطلاعات




ببین داداش من،من تجربه . با اصرار عاشقش . وابسته اش . در عین حال که باور داشتم عاشقم شده. ذره ذره دلشو ش تم. غرورشو خورد . گفتم دوستت ندارم. گفتم برو به زندگیت برس. گفتم بیا تمومش کنیم. ولی فقط سکوت کرد... روزی رسید که فهمیدم بد . اونم دل داره. احساس داره. غرور داره. اونم خدای خودشو داره. فهمیدم تنها ش بودم،امیدشو نا امید . فهمیدم اون به من و حرفام اعتماد کرده بود. فهمیدم تموم اون لوس بازیاش برای من بوده! فقط برای اینکه شادم کنه! فهمیدم وقتی میگفته دوست...



خیلی گذشت

درخواست حذف اطلاعات




زمان زیادی گذشت تا فهمیدم همیشه اونی ک میخوای نمیشه فهمیدم ک بی تفاوتی بزرگترین انتقامه تنفر ی نوع عشقه دلخوری و ناراحتی از میزان اهمیته غرور بزرگترین دشمنه خدا بهترین دوسته سلامتی بهترین ثروته آسایش بهترین نعمته فهمیدم رفتن همیشه از رو نفرت نیست هرکی زبونش نرمه دلش گرم نیس هرکی اخلاقش تنده دلش سنگ نیست هرکی میخنده بدون درد نیست ظاهر دلیلی بر باطن نیست فهمیدم ی موظف ب اروم ت نیست فهمیدم جنگ با بعضیا اشتباه محضه فهمیدم اعتماد ب بعضیا یت بز...



پست اول

درخواست حذف اطلاعات




حدود دوسال پیش با درد دست مراجعه و بعد از آزمایش متعدد فهمیدم رماتیسم مفصلى دارم و ......



من فهمیدم....

درخواست حذف اطلاعات




???? ????:من فهمیدم چرا ی تاحالا با من دوس نشده چون هرکی منو میبینه میگه عمرن این خوشگله با من دوس بشه????اسیر شدیم به خدا!!!!!????????????????????...



کاش نمی فهمیدم...

درخواست حذف اطلاعات




آدم وقتی چیزی رو فهمیده ، دیگه نمی تونه ندونه وقتی که فهمیدم چشم های زیبایی داری ، وقتی که فهمیدم گودی انگشتات همیشه گرمه، وقتی که فهمیدم موقع لبخند زدن چشات ریز میشه ، دیگه بعد از اون نتونستم ندونم! ... میدونی چیه ماری؟ آدم می تونه نخواد ، می تونه نره ، می تونه بمیره ، می تونه سکوت کنه، می تونه بخ وابه، می تونه خودش رو حبس کنه ! اما نمی تونه وقتی که چیزی رو فهمیده ، دیگه نفهمه ... اگر می تونستیم چیزهایی رو که می دونیم و فراموش کنیم ، تحمل زندگی راح...



دانستن

درخواست حذف اطلاعات




آدم وقتی چیزی رو فهمیده، دیگه نمی تونه ندونه! وقتی که فهمیدم چشم های زیبایی داری ، وقتی که فهمیدم گودی انگشتات همیشه گرمه، وقتی که فهمیدم موقع لبخند زدن چشات ریز میشه ، دیگه بعد از اون نتونستم ندونم! ... میدونی چیه ماری؟ آدم می تونه نخواد ، می تونه نره ، می تونه بمیره ، می تونه سکوت کنه، می تونه بخوابه، می تونه خودش رو حبس کنه ! اما نمی تونه وقتی که چیزی رو فهمید ، دیگه نفهمه ... اگر می تونستیم چیزهایی رو که می دونیمو فراموش کنیم ، تحمل زندگی راحت ت...



تجربه ی غیر قابل وصف !

درخواست حذف اطلاعات




و تو چه میدانی من چه حالی داشتم وقتی امروز دفترچه ی اختصاصی هنر رو دیدم ! از اون موقع تا حالا دارم فک میکنم یعنی اونایی که تجربی رو دوس دارن وقتی سوالا رو جواب میدن همین حسی رو دارن که من وقت دیدن سوالای هنر داشتم ؟ هیجان انگیز بود ،عجیب بود ،حالم خوب بود این مهم تر از همه چیه ،من حالم خوب بود اون لحظات ! چرا دیر فهمیدم !! من چرا دیر فهمیدم اینقدر عاشقشم ،چرا دیر فهمیدم میتونم کنکور هنر رو تا یک روز قبل از کنکور ثبت نام کنم ! + فک کنم تنها پستی بود ک...



هرگز نمیپرسم

درخواست حذف اطلاعات




من آ نچه را باید احساس کرد یا از نگاه دوست خواند هرگز نمیپرسم من هرگز نمیپرسم:آیا دوستم داری؟ من از قلب من و چشم تو فهمیدم:»آری» فریدون مشیری ........ درس جالبی بود،من از قلب و خود و چشم تو فهمیدم نه...



من رفتنی ام

درخواست حذف اطلاعات




" من رفتنی هستم ! اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه گفتم : اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم گفت: من رفتنی ام! گفتم: یعنی چی؟ گفت: دارم میمیرم گفتم: دیگه ای رفتی، خارج از کشور؟ گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد. گفتم:حالا سو چیه؟ گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن تا اینکه یه رو...



بخند خنده هاتو دوس دارم

درخواست حذف اطلاعات




توى زندگی هیچ چیز قابل پیش بینی نیستاینو تو نگاهی که به گذشته خودم انداختم فهمیدمفهمیدم یه روزایی داشتم که خیلی سخت بود برام ، اصلاً فکر نمی اون روزها تموم بشهاما تموم شدفهمیدم یه روزایی داشتم پر از شادی که فکر می دیگه تکرار نمیشهاما بهترش تکرار شد…یه روز یه آدمی اومد تو زندگیم ،که فکر نمی بهتر از اون وجود داشته باشهاما با رفتنش ثابت کرد وجود داره ، اونم نه یکی نه دوتا بلکه به تعداد موهای سرم آدم بهتر از اون وجود دارهفهمیدم واسه یه چیزایی گ...



زمین گرده...

درخواست حذف اطلاعات




تو 15سالگی بهم گفت دوست دارم???????? تو 15 سالگی برای اولین بار گفتم ???? عاشقتم تو گفتی منم ..????❤️ تو 16 سالگی بغلم کردی و گفتی : دوست دارم???????????? تو 17 سالگی گوشه پارک دستمو محکم فشار دادیو بوسم کردی???????????????????? تو 18 سالگی خوشحال بودیم چون ، می تونستیم ازدواج کنیم????????❤ تو 19 سالگی تو باهام سَرد شُدی :( ومَن هـر شب بیدار میموندم????????☘ تو 20 سالگی گفتی تو لیاقت بهـتر از منو داری ،تو 20 سالگی ولم کردی???????????? تو 21 سالگی در حالی که خبر نداشتم زنده ای یا نه دوستم ...



الان

درخواست حذف اطلاعات




دارم تو زمان حال زندگی میکنم، کاری ندارم قبلا چی بود و بعدا چی میشه، فقط فهمیدم تو رابطه نباید از گذشتت اطلاعی بدی، و هرچی که مربوط به گذشتس باید کاملا پاک بشه. باور که نیستش و نمیشه، اونقد این روزا گریه هرچی اب میخورم بازم گلوم خشکه. ارومترم اما سرشار از پشیمانی پشیمون از نشدن و اشتباه دل دادن...



1396/1/19

درخواست حذف اطلاعات




فهمیدم وقتى عصبانى میشى... امشب با دیدن ع م بى تفاوت ازش گذشتى وفهمیدم وقتى که ازم عصبانى میشى ازم متنفر میشى حتى گفتى دلت میگه که برى... داغونم بیشتر از چیزى که فکرشو کنى... چشام درد میکنه،سرم داره میترکه،حتى قلبمم درد میکنه و تیر میکشه... با این حال کنارتم تا پاى جونم تاوقتى زندم... 05:03 شبت آروم آرومِ جونم❤️...



پلکان هفتاد و سوم: امید بذر هویت ماست...

درخواست حذف اطلاعات




یا راحم العبرات... همیشه تو زندگیم یه جورایی یه غرور خاصی داشتم...یه سربلندی خاص...یه حس درونی آرامبخش و مفرح...اون حس از آنجا نشات می گرفت که از کودکی و شرایط سختی که برام پیش آمد و تا همین الانم ادامه دارد، امیدم رو از دست ندادم و تلاش برای فر بهتر و هیچ چیزی نتونسته مانع من بشه...از همه چیز عبور حتی ضعفهای خودم...اما ب وقتی داشتم برنامه ماه عسل رو می دیدم، فهمیدم سختی و بدبختی یعنی چی...فهمیدم سفر قهرمانی یعنی چی...فهمیدم عبور از ضعفها و موانع یعنی ...



دقیقا...

درخواست حذف اطلاعات




دقیقا همان روز که گفتی چرا ته موهایت را فر نمیکنیچرا لاغر نمیکنیچرا به خودت نمیرسیچرا موسیقی کلاسیک گوش میکنیدقیقا همان روز که عیب هایم به چشمت آمد فهمیدم دیگر دوستم نداریفهمیدم میرویفهیدم فاتحه این رابطه را خو عاشق عیب هارا نمیبینددقیقا همان روزی که دیدی دیگر عاشقم نبودی... گیلدا میربلوک پی نوشت: انشاا... هیچ عاشقی این روز رو نبینه......



یک نفر هست

درخواست حذف اطلاعات




یکی هست که می دانم بودنش مایه ی آرامشم هست یک نفر هست که لحظه هایم با او آرامترین لحظه های دنیاست زیبا ترین دقایق زندگیست ی هست که وقتی هست انگار تمام دنیا را صاحبم انگار زندگی می شود فقط خوب بودن فقط خوبی آری تمام باورم یک دوستت دارم ساده شد یک دوستت دارمی که می شد فقط یک رهگذر باشد فقط یک کلام در دست نسیم یک نگاه بی معنا یک تصور نا به جا اما وقتی در وجودم ریشه دوانید فهمیدم معنای زندگی را فهمیدم معنای عشق را فهمیدم معنای تبلور عاشق بودن را نمی...



نفهمی

درخواست حذف اطلاعات




یکی از مواردی که با مطالعه آدم متوجه ش میشه میزانِ نفهمی ش هست، هر چی بیشتر بخوانین بیشتر میفهمین که چقدر نفهم تر بودین و هستین :) یعنی من که کاملا در دنیای بی خبری و نفهمی بودم، وقتی کتاب عکاسی رو خواندم فهمیدم که چقدر نمیدونستم و چقدر هنر سخت تر از ریاضی و فیزیک و شیمی هست. چقدر ذهنِ باز میخواد، چقدر دیدن و شنیدن میخواد، چقدر تمرین و تجربه میخواد. تصمیم گرفتم بخوانم حتی اگه در ادامه ش ندم... چقدر اردی بهشتی بارون میاد، چرا عشق نمیکنم ؟...



میلاد عشق

درخواست حذف اطلاعات




سرزمین عشق را دوباره می سازم تا بدانم عشق مرا به دنیا ی تو می رساند وقتی هنوز در بی قراری های خودم سر در گم بودم وقتی نمی دانستم جاده ی عشق از کدام سوی به مرز دوستت دارم می رسد وقتی دنیا ی پریشانی های آدم ها را می دیدم وقتی گذشت های آدم ها را در برابر خطای معشوق می دیدم وقتی آنقدر دلتنگت می شدم که اشک میهمان صفحه ی آسمانم می شد وقتی در ته همین دلتنگی در ته تب های شدید عشق فقط به یاد تو تاب می آوردم وقتی به دنبال دلیل این بی قراری ها هر جایی را جستجو...



نمیدونم چند روز وچند ماه میگذره که ازت خبر ندارم

درخواست حذف اطلاعات




نمیدونم چند روز وچند ماه میگذره که ازت خبر ندارم انقدی یادمه که فهمیدم دیگه علاقه نداری حتی بهت زنگ بزنم یا تصویر من تو تلگرامت سبز شه چون بلاکم کرده ای فهمیدم که اضافه ام فقط و باید برم هرچقدم خودمو گول زدم ا نشد اخه نمیشه جایی که نمیخوانت موند. همیشه به بقیه میگفتم که: جایی که نمیخوانت نمون برو جایی که برای اومدنت جشن میگیرن. ولی خودم نمیتونستم گفته خودمو اجرا کنم ولی میخوام اجراش کنم همین امشب اره همین امشب خداحافظ...



امروز همه چیز زندگیم به هم ریخته است

درخواست حذف اطلاعات




سلام به همگی. امروز معلوم شد که کلی از اطلاعات حیاتی محل کارم، که با باج افزار یا همان نرم افزارهای ویروسی باج گیر، رمزگذاری شده، قابل بازی نیست. امروز فهمیدم علیرغم این که یک بار رفتیم برای دخترم، باز هم باید برویم و این یک بار فایده ای نداشته است. امروز پلاک جلوی ماشینم کنده شد، فقط به خاطر برخورد ماشین های در حال عبور و رانندگی بد راننده ها و البته، این بار اول نیست که اینگونه از رانندگی دیگران، ضرر مالی خورده ام. پریروز هم یک موتورسیکلت که...



میان دو هیچ

درخواست حذف اطلاعات




من امروز فهمیدم نیچه شعر هم میگفته...



دیروز

درخواست حذف اطلاعات




برنامه ماه عسل خوب بود. فهمیدم قضاوت ممنوع...



وسط خورده هاش بود که مِه رو پیدا .

درخواست حذف اطلاعات




یه موقع خیلی با سیگار کشیدن حال می . تا یه ذره بهم فشار میومد با ژست تمام میزاشتمش گوشه لبم، هرچند الان میدونم بیشتر شبیه معتادای بغل جوب میشم ولی اون موقع توهم سـ ی بودم داشتم! به هر حال سیگار شده بود هم دم و مونسم تا یهو یه روز فهمیدم همه اش دروغ بوده! درواقع اصن سیگار نمیکشیدم!!! یعنی دودشو تو نمیدادم، بلد نبود. یه چیزی می تو لپم و فکر می خیلی آرامش بخشه، میدونی شبیه بچه گرسنه ای که انگشت میمکه.. همش سراب بود! آرامشش، خفن بودنش، سـ ی بودنش.. همش ی...



چرا خوابم نمیبره؟!

درخواست حذف اطلاعات




دبستان بودم میگفتم زندگی تخمیه ... راهنمایی بودم فهمیدم زندگی تخمیه و سرو ته نداره... دبیرستان رفتم فهمیدم زندگی تخمیه و سروته نداره پس باید تمومش کنم ... پیش ی فهمیدم جرئت تموم این زندگی تخمی و بی سر وته رو ندارم و دنبال یکی گشتم تمومش کنه برام...نشد..! رفتم تونستم جرئت اینو پیدا کنم چند بار سعی کنم تموم کنم این زندگی تخمی بی سر و ته رو...نشد! تموم شد هنوز تو لش قبل خواب فکر میکنم زندگی تخمی و بی سر و تهه که نمیدونم چرا زندم چرا نمیمیرم چرا حال ندارم ...



امروز فهمیدم

درخواست حذف اطلاعات




2 سال دیگ بخوایدم نمی تونید منو با خودتون ببرید...



دل من راهش را می شناسد

درخواست حذف اطلاعات




گاهی از عشق می گویی گاهی از فراق گاهی از دوست داشتن گاهی از دوستی من نمی دانم چرا زبان تو را نمی فهمم ای ی که فقط وقتی روزگار بر وفق مرادت هست عاشقی انگار یا عشق را نمیشناسی یا بد به تو آموخته اند آدمهایی که با حال خوب عاشقند و با حال بد فارق بیمار سفتانی هستند که فقط برای خالی نبودن لحظه های نابشان دیالُگ های عشق را بازی می کنند بسیار تلاش تا عشق نابم را به فراموشی بسپارم اما فهمیدم خدا بیهوده باعث ایجاد نفاق بین ما نمی شد آری من مهربانم را با ت...



body dismorphic

درخواست حذف اطلاعات




امروز فهمیدم که سندرم بد شکل بودن بدن, هم داریم!...



چه شد ؟

درخواست حذف اطلاعات




چه شد در من ؟نمیدانم! فقط دیدم پریشانم!فقط یک لحظه فهمیدم که خیلی دوستت دارم.......



تازه فهمیدم باورم نمیشه

درخواست حذف اطلاعات




این طولانی ترین وبلاگیه که نگه داشتم...