پیدا





قصدت اینه

مرسی که کاری میکنید ادم حالش ازتون بهم بخوره

درخواست حذف اطلاعات




ظاهرا یه از خدا بی خبری داره به اسم و ادرس من واسه ی شما کامنت های توهین امیز میفرسته که من رو پیش شما ها اب کنه و شما ها هم ماشالله چشم خدا بهتون باشه انقدر حالیتونه که نمیاین از من بپرسین ببینم قضیه از چه قراره واسه همینه که حرفاش رو باور میکنید ، از من عقده به دل داری ؟ قصدت اذیت ه منه ؟ قصدت اینه که همین اندک رفاقتی که بین من و بقیست رو اب کنی ؟ قصدت اینه که خودم با پای خودم از برم ؟ دیه هیچوخت واسه هیچ کامنت نمیزارم پس هر گونه کامنتی از جانب من...



قصدت چه بود!؟اینکه مرا مبتلا کنی؟؟؟

درخواست حذف اطلاعات




قصدت چه بود؟ اینکه مرا مبتلا کنی!؟ یا در حنا دو دست دلم را رها کنی؟ یکباره آمدی و بهم ریخت قبله ام... گفتم به هر جهت که شما اقتدا کنی... از عرش تا به فرش،فقط پای یک هوس سیبش بهانه بود مرا یک گدا کنی... تبعید در جزیره ی متروکه ایم وتا سمت بهشت ی ره باید شنا کنی ساز مخالف از همه سو می رسد بگوش لج کرده ای که راه خودت را جدا کنی... بیش از هزار مرتبه گفتم که دوستت... دارم زدی که حنجره را بی صدا کنی یکبار خیره شو به دو چشمم، ببوس تا شاید که از گذشتن و رفتن حیا کن...



احوالپرسی

درخواست حذف اطلاعات




امروز صبح که تلگرامم رو باز دیدم که پیام دادی. اصلاً انتظارش رو نداشتم. گفتی که فقط قصدت این بوده که احوالپرسی کنی. فکر نمیکنم کار خوب و درستی باشه. هرچقدر هم من از خدام باشه که باهات حرف بزنم، فکر میکنم بعد از ج توی یه رابطه ایده ی خوبی نباشه که دو نفر به هر طریقی با هم در ارتباط باشن. حتی احوالپرسی....



14.عشق لیاقت میخواد...

درخواست حذف اطلاعات




اشکی ندارم...بغض هم ندارم...فقط میترسم این آرامش بنیاد زندگیمو ریشه کن کنه... باشه مهم نیست خدا جون من باز هم صبر میکنم... ولی هیچ بلایی سرش نیار چوبشو من میخورم... هیچ انتقامی ازش نگیر من بدبخت تر میشم... تو خواستی اینطور بشه پس لطفا فقط بنشین و نگاه کن و هیچ کاری نکن... اگر قصدت سنجشه توانه منه ...ببار...از آسمون بلا نازل کن... اینقدر خسته ام از دنیای کثیف تو که جز مرگ هیچ نمیخوام... فقط سخت ترش نکن توان ندارم.......



context

درخواست حذف اطلاعات




یک ماه قراره زندگی کنیم در اشتباه با قصد عشق و بازیگوشی قصدهامون اسامی خدا هستند وقتی می ایستیم و صداشون میکنیم روح هایی که به این نام هستند بلند میشوند برای زندگی این قصدها لازمه که از منطقه امن خودت بیرون بیای جوری باشی که تابحال نبودی ببین خودت رو ببین قصدت چه بود که این ماه رو اینطور زندگی کردی با قصدت شفاف باش و از خلاقیت استفاده کن وما نباید از محدوده امنت راه حل پیدا کنی. رفتاری کن در راستای قصدت بالغ با قصدش شفافه واکنش تو در بالغ قرار...



گفتار هایی به یک فرهنگی کار تلاشگر:

درخواست حذف اطلاعات




1ـ قبل از ورود به این عرصه باید هدف و قصدت الهی باشد و فقط لله وارد این کار شده باشی. 2ـ و یک فرهنگی کار میداند که در تمام لحظات میتواند کار فرهنگی کند و حواسش جمع است و می داند کار فرهنگی منحصر در آن دقایقی که نزد متربی است، نیست. 3ـ یک فرهنگی کار باید خودش رهرو راه خدا باشد تا مصداق آیه ی [لمَ تقولونَ ما لا تفعلون] نشود. 4ـ یک فرهنگی کار باید بداند، قرار است بت ها و چاله های جلوی متربیان را نشان دهد و کمک کند متربی از دست آنها رهایی یابد و نه اینکه خ...



فک میکنم که ...

درخواست حذف اطلاعات




فک میکنم که تونستم آدمیرو پیدا کنم که به دنیاى فانتزیایه من نزدیک باشه! پیدا ولى اینکه بتونم به دستش بیارم یا اصا بتونم باهاش ارتباط برقرار کنمو نمیدونم بشه یا نه! ولى همین که تا همین حد راجبش فهمیدمو میدونم کافیه! یکى از چیزایى که حس بهم نزدیکه اینه که آدمیه که اهل سفره! همش تو کویرو جنگله! خب من بزرگترین آرزوم اینه که به جایى برسم که مستقل شمو برم همش سفر! عاشق جنگلو کویرم! یا مثلا من یکى از ژستایى که واس ع ام به طرف میگم انجام بده یا خودم ژست م...



گذشته خودم رو انگار دارم در وجود ی می بینم

درخواست حذف اطلاعات




سلام به همگی. این روزها با ی درگیرم که انگار گذشته منه. همه تجربیات گذشته ام با تلخی و شیرینی اش، با حرفها و کارهای این آدم، جلوی چشمم میاد و میره. نمیدونم تا حالا اینجور حسی رو تجربه کردید یا نه. منظورم حسیه که ببینید ی داره کارهایی رو میکنه و حرفهایی رو میزنه که خود شما قبلاً انجامش دادید. نه میتونید به طرف بگید این راه، تهش اینه و مطمئن باش به همونجایی میرسی که من رسیدم و نه میتونید بی تفاوت از کنار کارها و حرفهاش رد بشید. لااقلش اینه که در در...



...

درخواست حذف اطلاعات




غمگین ترین چیز در مورد خیانت اینه که از طرف دشمنت نیست :)...



3 آذر، هیاهو

درخواست حذف اطلاعات




بذار یه کمی از امروز حرف بزنم، صبح تکه هایی از دعای ابوحمزه را خواندم، آنجا که خیلی شبیه من بود: قصدت الیک بطلبتی و توجهت الیک بحاجتی .. خج می کشم تا اونجا که ادعوک یا سیدی بلسان قد ا سه ذنبه .. خوابم میبره طرفای 9 بیدار می شم باید رو پوشش بدم تا 3 درگیرش هستم درخت ها ایستاده سفر می کنند دستمه، کمی می خوانم روبروی برخی حرفها می ایستم، روبروی زنی 50 یا 60 ساله با کودکی عقب مانده در مراغه که لبخند می زد، هنوز خسته نبود و از جهان طلبکار نبود بچه ها رفته ا...



رو مُخ

درخواست حذف اطلاعات




این آدم هایی که میگن ما جای تو بودیم، فلان، اینا فازشون چیه ؟ جایِ من بودن ؟ میدونن جا من چه جوریه؟ فکر کنم منظورشون اینه جای خودشون بودن فلان می ، جای خودشون به جای من چه ؟ شِت !!!!...



عصبانیم????

درخواست حذف اطلاعات




فوق العاده عصبانیم و أعصابم خورده به چند دلیل اولیش اینه ک یلدا هنوز پیداش نی دومیش اینه که مسافرتم بهم خورده و افتاده برأی ا مرداد سومیش اینه که وحیده تا ا ماه رمضون نمیاد چهارمیش هم اینه که خواهرم بدجوری رو مخمه کلا دارم از بیکاری میمیرم ????...



حس

درخواست حذف اطلاعات




یکی از بدترین حس هایی که وقتی میام بهم میده اینه که وقتی میرم سر میزنم به دوستای قدیمی و میبینم چند سال هست نمینویسن یا حذف و خبری ازشون نیست خیلی حالم گرفته میشه... خیلی بده...



کرم

درخواست حذف اطلاعات




نمیدونم چرا از عصر دردسر هستم، بعد اومدم هندونه خوردم الان نفخ بنظرم، فردا با هسته میخورم ببینم چی میشه :) یه کرمی که بهش دچار شدم و هر چی فکر میکنم ریشه ی نمیشه اینه که میرم شصت تا قسمت جلوتر سریالمو میبینم که بفهمم چی میشه، اونوقت با اینکار انگیزه دیدن سریالم کم میشه...



اینه قصه ام ... اینه قصه ام ... اینه قصه ام ... !

درخواست حذف اطلاعات




همین امروز که امیدوارم بودم نیای، اومدی ... همین امروز که مناسبتش رو بهت گفتم. نکته غم انگیز داستان اینجاست : گله ای ندارم. ای بخت سراغ من بیا، که رختخواب من دگر، با این خیال خامم گرم نمی شه ......



تو فرق می کردی واسه من با همه

درخواست حذف اطلاعات




♫♫ تو فرق می کردی واسه من با همه ، واسه اینه که می مردم واسه توتوی نگاهت یه حس غریبی ، می گفت که دارم می شم عاشق توجون منی ، آخه عمر منی ، چه جوری بگم می میرم واسه توتوی چشام که نگاه ی ، می بینی که دارم می شم عاشق توواسه اینه که می مردم واسه چشمات ، واسه اینه که می میرم واسه نگاتواسه اینه همه وجودم شده بودی ، نذار بازم بمونم تو حسرت نگاتواسه اینه که می مردم واسه چشمات ، واسه اینه که می میرم واسه نگاتواسه اینه همه وجودم شده بودی ، نذار بازم بمونم ت...



یادش گرامی :)

درخواست حذف اطلاعات




دلخوشی اینه که برای جم وسایلت بهش بگی : ببخشید! میشه دو دیقه دستمو قرض بگیرم؟ بگه نه اصلن... یادش گرامیدلخوشی اینه که انقدر روت آب بریزه که وقتی راه میری ازت آب بچیکه... یادش گرامیدلخوشی اینه که بت بگه به مردونگی و پاکی وجودت ایمااان دارم... یادش گرامیدلخوشی اینه که بگه هیچ مردی جز تو ندیدم... محکم تر و امن تر از تو ندیدم... یادش گرامی...



تولد

درخواست حذف اطلاعات




امروز تولد آقای برادر بود، از مضررات تولد ایشون اینه که کادو تولد من معلوم میشه و دیه سو رایز نمیشم. حقیقتا غیر از یه مورد فامیل دور هیشوقت تولدم سو رایز نشدم ، به جز عروسک م :) امروز هم خانواده فرمان دادند که مثه صندلی رضا برای تو هم ب یم ؟ من ترجیح میدم چ. س کادو بگیرم ولی سو رایز بشم تا اینجوری :) اصن عقده سو رایز داشتم تا دو سال قبل :) الان ندارم...



خبر خوب و خبر بد

درخواست حذف اطلاعات




خبر بد، اینه که تو هیچوقت همون آدم قبلی نمیشی دیگه و خبر خوب، اینه که یاد میگیری با این درد، زندگی کنی. تموم شد و رفت....



نمی تونی

درخواست حذف اطلاعات




شیرین ترین حس دنیا اینه که از همه ی آدماش دل بِکنی و فقط به یه یک نفر دل ببندی! و ت رین حس اینه که بفهمی حتی به همون یه نفرم نمیشه دل بست ......



حقم اینه

درخواست حذف اطلاعات




نه قراره بیای سراغم نه تو فکر یه اتفاقم نفسم گرفت تو رو ش تم این تاوانشه داره میره چشم و چراغم گم شدم تو کنج اتاقم نفسم گرفت ، باید حالم از این بدتر بشه ای وای از این همه عذاب و درد از اینکه نشه جبران کرد حقم اینه تنها بی تو توی این روزا مرگمو بخوام ، در نیاد صدام حقم اینه اینجا بی تو بین این اشکا بشکنم ولی به چشم تو نیام ♫♫♫ عادت دادم و ب ، بودی و اشکتو ندیدم نفسم گرفت ، تو دیگه به دادم نمیرسی نیستی و سر تو نا امیدم دیگه به بد حالی رسیدم نفسم گرفت...



خشکم زد

درخواست حذف اطلاعات




اول صبح وبلاگ رو باز دیدم یه نظر دارم حسم گفت لیلا لیلای عزیزمه اخه همیشه اولین ی توی هر پستی نظر میزاره اونه ولی نظرامو باز یهو از دیدن اسمش و پیام سه کلمه ایش خشکم زد نمیدونم کاش میدونستم من نمیدونم من هیچی نمیدونم اتفاق عجیب و تازه ای که افتاده اینه که وسط حرف زدن جمله بندی از یادم میره و نمیدونم داشتم چی میگفتم یهو ت میشم و همه متعجب نگاه میکنن حس بدیه خیلی بده گریه ام میگیره بعضی وقتا هم عصبانی میشم...



پویا جمشیدی

درخواست حذف اطلاعات




آدما به همون اندازه که قد می کشن، حسرتای زندگیشونم بزرگتر می شه، آرزوهاشونم کوچکتر. انقدر که یادشون می ره از زندگی چی می خواستن. یه روز به خودشون میان و می بینن، فقط صبر ... صبر.تو باور نمی کنی که دوست داشتنت، چقدر من رو صبورتر کرد..من هنوزم تنها پیاده روی می کنم.هنوزم با خودم حرف می زنم.هنوزم چاییم رو تلخ می خورم و بعد از ظهرا، از پنجره ی اتاقم، به آدمایی که شبیه تو نیستن، خیره می شم. به تو فکر می کنم، به تو..و اینکه چقدر به دیدن آدمی شبیهت، حتی از ...



طناز، کرشمه، دلبر

درخواست حذف اطلاعات




غذا خوردن با خارجی ها بدی هایی داره که مهم ترینش درک این واقعیت هست که چقدر بیسوادی! شاید خوردن یک صبحانه یِ کاری!؟!! یا ناهار با دوستان هم رشته سخت نباشه چون در اغلب مواقع داری باز در رابطه با درس و کار حرف میزنی و لابد بهره گیری از زبان تخصصی هست که ثانیه ها رو نرم میگذرونه، اما این امر تویِ مهمانی ها خیلی کمرنگ میشه مگر اینکه قصدت این باشه که گند بزنی به جوِ مهمانی!! امشب، حینِ از هر دری سخنی، به رفتارِ دخترانه ( ish style) رسیدیم اما اونی که دنبالش...



بنویس که نفهمى بد دردیست!!

درخواست حذف اطلاعات




وقتى تصمیم مى گیریم به نفهمیدن هزار نفر با هزار روش مختلف با هزار دلیل مختلف هم بخوان بهت بگن راهت اشتباهه باز هم نمى فهمیم چون تصمیم گرفتیم به نفم بودن!!درد اینجاست که این نفهمى حتى انتحاب خودش نیست !!کاش خودش بخواهد نفهم بماند نه اینکه دیگران برایش بگویند و القا کنند ...****براى عوض شدن جو سیاسى بحث گروه دختراى فامیل گفتم اینکه بپرسیم به کى راى مى دى مثل اینه که از طرف مقابل رنگ ش رو بپرسى! و ایضا کلى چرت و پرت گفتم و از سر به سر گذاشتنشان حالم جا...



مشکل اینه

درخواست حذف اطلاعات




مشکل ما اینه که اگه ی واسمون یکه قدم برداره ما کل مسیرو بخاطرش پیاده میریم .......



بارون

درخواست حذف اطلاعات




درستش اینه الان بزنم بیرون توی این هوای دیوونه کننده، ولی خب از مزایای زندگی بیرون شهر اینه که اصولا جرات همچین کاری رو ندارم :-/ حتی میترسم برم تو حیاط :(...



بدترین چیز اینه که

درخواست حذف اطلاعات




بدترین چیز اینه که نمیدونی/ وقتی نیستی پیش اون/ وقتیایی که پیام نمیدی دلیتنگ میشه/ یا فراموش میکنه/یا اصن بیخی ه...



سالها بعد ....

درخواست حذف اطلاعات




سالها بعد ... مردی کنار تو ج حل می کند و زنی کنار من کاموا می بافد و ما هر دو پشت پنجره ای رو به زمستان سرد دلتنگ خواهیم بود ! به یاد خاطراتمان برای دیروز مان برای امروز ی که نشد برای حالا برای اینجا ... ! .............................................................. خدایا تو توانایی و اگاه مرا توانایی و اگاهی ده تو بزرگ و قوی مرا بزرگی و قدرت ده همراهم باش همیشه ........................................................................... ............ ... ..... یه روزای بود قدیما میگفتم میشه پول داشته باشم اینارو ب م ! زن ...



اینه دنیا

درخواست حذف اطلاعات




اگه از در و دیوار می و مستی بباره میدونم که زمونه واسم هیچی نداره زمونه خواست که من از تو جداشم اینه دنیا هنوز میخواد که من با تو نباشم اینه دنیا از این گردش گردون نصیبم غم و درد چه عشقی دارم اون روز که گردونه نگرده گریزون شدم از می که مستی فقط لحظه ی خواب کجا فکر اسیری که عمرش یه سراب از در و دیوار مستی نمی باره چطوری از عشق بگم گریه نمیذار چطوری پیدات کنم موقع ی دیدار تقدیم به تو از اراک تا تفرش...