پیدا





لنگان تا زندگی

زیباترین رمانی که خواهید خواند

درخواست حذف اطلاعات




بلند شدم و لنگان لنگان رفتم سمت اتاق کیاوش. یه صداهایی از اتاقش میومد. نزدیک تر که شدم فهمیدم صدای آهنگه. به شدت جذب آهنگ شدم. همونجا موندم و گوش دادم:ای چشمان ِ مست تو مینای منیاد تو چه می کند با حال اب مننوا منم ترانه تویی به موج غم کرانه توییبه عشق تو فسانه منم زخود بیگانه منمخزان منم جوانه تویی بهشت جاودانه تویینوای عاشقانه تویی تو، دیوانه منممی دانی که بی قرار و دل ش ته امبر عشق ی به جز تو دل نبسته ام... اشک تو چشمام حلقه زده بود. قطره ی اشکی ه...



اه

درخواست حذف اطلاعات




10 دقیقه بروم من می گویم برای رسیدن به اه و ارمان های زندگی در جامعه ممنوعیت و محدودیتی ندارم آزاد زندگی خواهم کرد درمقابل سختی ها روپای خود ایستاده وتمام وجود ایستادگی خواهم کرد لنگ لنگان قدم برمی دارم زیر هر قدوم هزاران شاخه گل برمی دارم...



حرکت????

درخواست حذف اطلاعات




کفشهایم را میپوشم و در زندگی قدم میزنم من زنده ام و زندگی ارزشِ رفتن دارد... آن قدر میروم تا صدای پاشنه هایم گوش نا امیدی را کر کند ! خوب می دانم که گاه کفش ها، پاهایم را میزند، میفِشُرَد و به درد می آورد اما من همچنان خواهم رفت زیرا زندگی ارزش لنگ لنگان رفتن را نیز دارد... ماندن در کار نیست ! گذشته های دردناک را رها میکنم و به آینده نامعلوم ، نمی شم ! ولی این را می دانم ، آینده با گذشته ی ان نخواهد بود ! زندگی نه ماندن است نه رسیدن زندگی به سا دگی رفت...



حال

درخواست حذف اطلاعات




شش صبح، یک باغبونی تو صفه، شیلنگ به دست داشت آب بازی می کرد و بلند بلند آواز می خوند! دل خوش سیری چند! بعد که من برمی گشتم تاااااازه همکارهاش خمیازه کشان و لنگ لنگان، داشتند می رفتند و این رو سر حوض سنگی ایستاده بود با دست صداشون می کرد که بیاید! خیلی خوشبختی بزرگی است که آدم با کارش حال کنه! خدا قسمتمون کنه!...



بی تو در پاییز.. .

درخواست حذف اطلاعات




بی تو در پاییز... گیلاس هم طعم بادام تلخ میدهد... پاییز هم دارد لنگ لنگان خودش را از کوچه ها می کشاند و می برد قبول کن نازنین بعضی چیزها و بعضی آدمها رو باید همون لحظه کنارت داشته باشی... نه یک روز ؛ یک ماهو یا یک سال بعد. .....



آن که بداندونداند

درخواست حذف اطلاعات




آن که بداندوبداندکه بداند اسب داز گنبدگردون بجهاند آن که بداندونداند که بداند بیدارش کنیدکه بس ه نماند آن که نداندوبداندکه نداند لنگان ک خویش به منزلبرساند آن که نداندونداندکه نداند درجهل مرکب ابدالدهر بماند آن که نداندونخواهدکه بداند حیف است چنین جانوری زنده بماند...



ش ته شدن پا براى ش تن پاى سگ

درخواست حذف اطلاعات




ش ته شدن پا براى ش تن پاى سگ گویند که از انوشیروان پرسیدند: عد را از چه آموختى ؟ گفت : قبل از زمان سلطنت از جایى عبور مى . پیاده اى را دیدم که چوبى به پاى سگى زد و پاى او را ش ت .پس سوارى بر آن پیاده گذشت و اسب او لگد زد و پاى آن پیاده را ش ت . پس آن سوار روانه شد. پاى اسب او به سوراخ جانورى فرو شد.استخوان پاى آن بش ت . دانستم که ظلم عاقبت ندارد. پاى سگ به جاى پاى روباه نقل است پادشاهى ظالم در شکار گاهى رفت . دید که سگى پاى روباهى (را) گرفت و در هم ش ت . روباه ...



تعریف مهارت های زندگی طبق نظر داردن ، گازدا و گینتر

درخواست حذف اطلاعات




مهارت های زندگی ، برای اندکی اثربخش ضرورت دارند و برای سراسر دوره های زندگی ( کودکی ، نوجوانی و بزرگسالی ) مورد نظر هستند . مجموعه کلی این مهارت های زندگی براساس رشد مؤثر در چهار بعد زندگی خانوادگی ، تحصیلی ، شغلی و اجتماعی می باشند که جهت پیشگیری و درمان اصلاحی به کار گرفته می شوند و مبتنی بر یک ساختار تئوریکی است که دارای اه کلی مشاوره و بهداشت روانی می باشد ( داردن و همکاران ، 1996 ، ص مقاله )...



بدان ...

درخواست حذف اطلاعات




آن که بداند و بداند که بداند اسب شرف از گنبد گردون برهاندآن که بداند و نداند که بداند بیدارش نمایید که بس ه نماندآن که نداند و بداند که نداند لنگان ک خویش به مقصد برساندآن که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند...



قافله سالار

درخواست حذف اطلاعات




همه رفتند فقط من عقب قافله ام بی حواسم ، لم ، ت و بی حوصله ام حاصل عمر مرا در چمدانت بستی آه... بدجور، زمین خورده ی این فاصله ام هیچ بعد تو دنیای مرا درک نکرد سالها رفته ولی حل نشده مسئله ام عشق ، تصمیم گرفته ست که ویران بشوم چند سالی ست که روی گسل ز له ام چند سالی ست که تو قله نشینی و هنوز لنگ لنگان وسط دامنه هایت ، یله ام قاصدک ها خبر جشن تو را آوردند کاش می شد که به گوشت برسد هلهله ام تو پس از من همه جا قافله سالار شدی من ولی بی تو همیشه عقب قافله ام...



86. روزی هزار بار تکرار کن با خودت..

درخواست حذف اطلاعات




من بهترین و بدترین ادم زندگی خودمم.. من راه حل و بن بست زندگی خودمم.. شادی و غم، خشم و ارامش، ن یتی و رضایت زندگی خودمم.. من همه چیزی هستم که از زندگیم میخوام.....



زندگی زیباست

درخواست حذف اطلاعات




سلام به همگی. نمیدونم تا حالا به این موضوع فکر کردید که زندگی رو اگر چطوری ببینید، زیبا میشه؟ من یکی که دیگه میدونم باید چطوری به زندگی نگاه کرد. زندگی ما یه قطعه از پازل هستیه و تا زمانی که این قطعه رو در جای خودش، نگاه نکنیم، نمیشه از زندگی لذت برد. به نظرم، هستی یعنی بخشی از وجود خدا و بخشی از وجود خدا یعنی تمام هر چیزی که می تونیم حسش کنیم و باید بهش عشق بورزیم. فقط با عشق ورزی به خدا میشه زندگی رو قشنگ دید؛ والا همه زندگی هیچی نیست جز مدت زما...



ناهمراهی زمان

درخواست حذف اطلاعات




( 2 ) === زمان ی ره در من نمی خواند آلاتی غریب در کف دارد که آهنگی ناساز در گوش می نوازد تا عمری بی آب و رنگ را از من به تصویر پردازد گاهانی بریده بریده که امتدادی را در پیوند به باور سیرت ننشانده است تا زمان نامش را بر آن ثبت کند. و من که با هزاران مصیبت کشان کشان پیش رانده ام تا پای در این زنجیره بگذارم کماکان در حضور زمان ناآشنا جلوه میکنم تا کارنامه لنگان هستی ام را شب و روز بر او روشن سازم. وگرنه زمان میتواند بی با تکلیف دوش نشین خویش مرا از خط ات...



خنیاگر غمگین

درخواست حذف اطلاعات




چه تصور خوبی ست که روی تقویم ، سالمرگ شاعر بلندآوازه ی ایران را ثبت کرده باشند تا هر بتواند با نگاه به آن حساب کند چند مرداد را بی او به آ رسانده است . بی صدای یگانه اش که از وس زری بگوید یا شازده کوچولو همانقدر حواس را درگیر می کند که ایگناتزیو . می شد با یک نگاه به تقویم وقتی هایی را به یاد آورد که او تلاش می کند بر شانه های خود بنشاند این خلق بی شمار را ... نفس هایش به شماره افتاده ، زمان چون خنجر و پولاد در جانش نشسته و پایش را جایی در کشاکش رفت و ...



به کجا می برد این امید ما را، تو فهمیدی؟

درخواست حذف اطلاعات




بیورک می خوانَد. دقیقا همان آهنگ توی را می خوانَد، که زندگی ام را زیر و رو کرده بود و مرا از خواب و خوراک انداخته بود، همان آهنگ روی قطار، آویزان از قطار. بیورک می خوانَد و من، زیر و رو می شوم. عمّه ام از پشت شیشه می گذرد، لنگ لنگان. شوهرش عباس آقا هم هست، با عصا. مرا نمی بینند. سر به زیر دارند و در حال عبور. چشمانم را می بندم و می روم به ده سالگی. ایستاده ام در راه روی پت و پهن خانه ی ، کنار چرخ ثابت ورزشی، که قرار بود از تپلی اش بکاهد، قرار بود. با خو...



ابن یمین

درخواست حذف اطلاعات




آن که بداند و بخواهد که بداند خود را به بلندای سعادت برساند آن که بداند و بداند که بداند اسب شرف از گنبد گردون بجهاند آن که بداند و نداند که بداند با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند آن که نداند و بداند که نداند لنگان ک خویش به مقصد برساند آن که نداند و بخواهد که بداند جان و تن خود را ز جه برهاند آن که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند آن که نداند و نخواهد که بداند حیف است چنین جانوری زنده بماند...



مولانا جلال الدین بلخی

درخواست حذف اطلاعات




آن که بداند و بخواهد که بداند خود را به بلندای سعادت برساند آن که بداند و بداند که بداند اسپ شرف از گنبد گردون بجهاند آن که بداند و نداند که بداند با کوزه آب است ولی تشنه بماند آن که نداند و بداند که نداند لنگان ک خویش به مقصد برساند آن که نداند و بخواهد که بداند جان و تن خود را ز جه برهاند آن که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند آن که نداند و نخواهد که بداند حیف است چنین جانوری زنده بماند ارسالی حامد اکبری...



ابن یمین به سبک مدرن

درخواست حذف اطلاعات




آن که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند آن که نداند و بداند که نداند لنگان ک خویش به منزل برساند آن که بداند و نداند که بداند بیدارش نمایید که بس ه نماند آن که بداند و بداند که بداند اسب شرف از گنبد گیتی بدواند البته ترجمه امروزی این شعر اینجوری است!!!!!!!!! آن که بداند و بداند که بداند باید برود غازبه کنجی بچراندآن که بداند و نداند که بداند بهتر برود خویش به گوری بتپاندآن که نداند و بداند که نداند با پارتی و پول خویش براندآن که ندا...



مسجد سنگان لنگان لنگان می رود.

درخواست حذف اطلاعات




سنگان نام دهستانی در سیستان و بلوچستان با آب و هوایی گرمسیر که از دیرباز درکنار مردمان مهربانتر از خورشید و با سخاوت تر از باران خود همواره قطب گردشگری این سرزمین بشمار می آیند.تاریخ این منطقه با تاریخ این سرزمین گره خورده است صدها تل تاریخی و بناهای باشکوه گواه بر اهمیت باستانی آن از دیرباز است.در این بین یکی ازممتازترین جاذبه های تاریخی آن مسجد لنگان بوده که ازجاذبه های بی نظیر در جذب گردشگری است.مسجد جامع سنگان خواف مربوط به دوره سلا ه ا...



زندگی زیباست

درخواست حذف اطلاعات




زندگی همچون ترانه ایست که باید خواندش چه کوتاه و چه بلند چه شیرین و چه تلخ چه زیبا و چه زشت ! ماهمه میخوانیم !خودمانیم که این ترانه را مینویسیم!میخوانیم و می یم !حال من میخوانم !می م!شعر من زیباست ! شعر من از چشمان ، زیبای دلم جاریست!از خدا میخواهم در پناه خودش اورا حفظ کند! زندگی زیباست !مانند زیبای دل من!زیباست!...



شهباززاده دیدار با پدیده را از دست داد

درخواست حذف اطلاعات




جواب ع زانوی مهاجم تیم فوتبال استقلال فردا مشخص خواهد شد. به گزارش خبرگزاری فارس، سجاد شهباززاده در اواسط نیمه اول دیدار شب گذشته استقلال مقابل سایپا از ناحیه زانو دچار آسیب دیدگی شد و این بازیکن بعد از پایان مسابقه لنگ لنگان به رختکن رفت. شهباززاده صبح امروز برای روشن شدن وضعیت پای آسیب دیده خود برای ع برداری راهی یکی از بیمارستان های تهران شد و قرار است فردا پاسخ ع پای وی مشخص شود. این در حالی است که مهاجم تیم فوتبال استقلال مدتی از میادین ...



خاطره ی زمین خوردن

درخواست حذف اطلاعات




این روزا راست راست راه میرم می افتم دراز به دراز روی خاک ولو میشم کف دستم و زانوهام زخم و زیلی میشه عده ای برای کمک صدام میزنن دیگه نمی فهمنداز درد نای پاسخ ندارم دو دقیقه هم طول نمی کشد که بلند می شوم در حالی که از خج سرم را بالا نمی آورم و یواشکی اشک چشامو پاک می کنم لنگ لنگان کمی از صحنه اتفاق دور می شوم وقتی دردم آروم میشه با خودم میگم راستی اگر ضربه مغزی می شدم و یا بی هوش بودم مردم گوشی منو بر می داشتن که به ی زنگ بزنند چکار کنم که به تو زنگ ب...



ترانه ١٣٤ : ماهى به بى مهرىِ مهر !

درخواست حذف اطلاعات




ساعت از ١٠/٥ شب گذشته .... لنگ لنگان از اتاق بیرون میام .... مثل کبوترى که از قفس آزاد شده میرم میشینم روى صندلىِ محبوبم تا بلکه خواب رفتگى پاهام خوب بشه .... یه نفس راحت مى کشم .... بالا ه خو دن !!!! واى چه سکوتى .... چه آرامشى .... غیر از یه لامپ کوچیک توى آشپزخونه بقیه چراغها خاموشن .... حالا منم و تاریکى شب .... منم و این سکوت دلچسب ...!!!! اول از همه گفتم یه سر به اینجا بزنم .... خیلى وقته نیومدم .... چقدر توى ذهنم کلمات و جمله ها رو بالا و پایین تا بیام اینجا بنویسم ...



هر انسانــی

درخواست حذف اطلاعات




هر انسانیبرای زنده ماندننیازمند این است که دستی را بگیرد. دوست دارم زندگی کنم با اینکه می دانم زندگی هرگز خیال ندارد روی خوش به من نشان دهدچرا که هر بار دستی را گرفتمدست هایم تاول زدندو هیچ فرقی نداشتنددست بیلدست کلنگیا دست تو !...



اگر در صحنه ی تصادف دراز می کشیدم زندگی رنگی تر بود؟

درخواست حذف اطلاعات




امروز خسته و درمانده نشستم توی بالکن چارسو، کافه لته ام را زدم زیر بغلم و رفتم آنجا. لنگان لنگان و بدبخت. نشستم میان جمعیتی که آمده بودند برای تماشای . با چشم هایی که زیرشان گود افتاده بود به روبرویم زل زدم و خیلی خیلی جدی فکر این چه زندگی نکبتی ای است آ . دو هفته پیش، بعد از اینکه یک موتور و یک ماشین بهم زدند؛ بلند شدم و کشان کشان خودم را رساندم آنور خیابان. یک سری آقا دور و برم را گرفتند و خدا خیرشان بدهد، یکی شان آب داد دستم، یکی شان رفت دنبال م...



در هر شرایطی می توان شاد بود

درخواست حذف اطلاعات




سلام به همگی. به نظر من، زندگی هر شرایطی داشته باشد، باز هم می توان شاد زندگی کرد. دلایل شادزیستن، به اندازه تعداد تمام نعمت هایی است که خدا به ما داده است و آیا مگر ی می توان بگوید تعداد نعمت هایی که خدا به او داده است چقدر است؟ هر نفسی که میکشیم یک نعمت است. هر بازدمی که از مان برمی آید، یک نعمت است. هر لحظه ای که در کنار فرزندان سالممان زندگی می کنیم، یک نعمت است. هر لحظه ای که از داشتن یک دوست خوب، لذت می بریم، یک نعمت است. وای خدا مگر می شود شمر...



یکی از سخت ترین لحظات زندگی من

درخواست حذف اطلاعات




سلام به همگی. وقتی با تمام وجود، دوست داری برای ی که از ته دل دوستش داری، کاری کنی؛ اما دستت بسته است، یکی از سخت ترین لحظات زندگی آدم بوجود میاددددددددد....



وا ن 18 ماهگ مرد کوچک من

درخواست حذف اطلاعات




عزیزترینم پسرم تک گل باغ زندگیم, تمام هستی من امروز وا ن 18 ماهگیتو زدیم لحظه اول گریه کردی میفهمیدی قراره وا ن بهت بزنن ولی وا نت که تموم شد میخندیدی ولی باز بی قرار بودی تا دو سه ساعت تقریبا خوب بودی و بعدش دیگه نمیتونستی راه بری خیلی دردت میکرد و ولی از اونجا که خیلی شیطون بودی و یه اسب بابات برات همونروز یده بود طاقتت واسش لبریز شده بود به سختی لنگ لنگان بلند میشدی و سوارش و شروع به بازی ولی واقاعا به من و خودت سخت گذشت تا خوب شدی ولی خوب بزرگ...



ما برای همیشه تمام شدیم

درخواست حذف اطلاعات




امروز عصر روی پل هوایی، جوانی خطاب به پیرمردی که با نفس نفس زدن و پایی لنگان پله ها را بالا می رفت تعارف کرد که کمکش کند. دست پیرمرد را گرفت و جلوتر از او حرکت کرد، و هر خیزی که پیرمرد برمی داشت، نیروی دستانِ پرقدرتِ پسر جوان با جلوکشیدنش یاری ش می کرد.چند متر فاصله را که باهم طی د، پیرمرد با صدای خش دار و کلفتش صرفه کرد: «این دستی که امروز از من گرفتی، بخاطر دست هاییه که وقتی جوون بودم از مردم گرفتم» و لبخند شیرینی زد. پسر عینکش را روی صورتش صاف ...



رضاییان در بلژیک ماندگار شد

درخواست حذف اطلاعات




همبازی شدن حاج صفی و شجاعی قطعی شد آرمان صالحی/ در مسابقه اوستنده بلژیک با ویتسه آرنهایم، رامین رضاییان برخلاف دیدار گذشته اوستنده مقابل استئائو بوکارستی رومانی، این بار در ترکیب اولیه حضور نداشت اما از ابتدای نیمه دوم وارد زمین شد و در سمت راست زمین بازی کرد. در سوی دیگر احسان حاج صفی بازیکن ملی پوش که به همراه مسعود شجاعی حدود دو هفته است به آتن سفر کرده و در تمرینات پانیونیوس یونان شرکت داشت، بعد از مذاکره با مسؤولان این باشگاه برای عقد ...