پیدا





من عباسم

من عباسم

درخواست حذف اطلاعات




من عباسم قبیلم نامدری حریم اهلیبیتین پاسداری من عباسم یازا هرکیم عریضه جواب عریضینی بیلم فریضه عزاخانم منیم دارالشفا دی به اذن الله شفا ورم مریضه من عباسم مقدس مکتیم وار دیلیمده ذکر یارب یاربیم وار گلن سائیل قاپومدان بوش قیتمز منیم باب الحوائج منصبیم وار من عباسم آدیم دیللرده قالدی یارالی پیکریم چوللرده قالدی " حسین وطن دوست"...



در حیرتم از خودمُ ُ ما و خدا ....

درخواست حذف اطلاعات




در خودم اینو می بینم که اگه پسر بودم خ حداقل روزی دو تا دعوای ی سر م رو شاخش بود یا نه اصن آقا گی بودم گه می خورد ی به پارتنرم چپ نگاه کنه. نمی فهمم ملت چرا کله شون تو خشتک افراد مربوط به خودشون نیست؟ عجب باد و بورانی شده پسر هرچیزی بگی رفته تو سرُ کله و دکُ دماغ من همینجوری یک روند عطسه عطسه عطسه بل ه. طرف دم دستم بود دو تا عطسه پر از تف و آب دماغ تو صورتش می :) آخ آخ زن عباسم به درد من گرفتار شده همینجور یه روند عطسه! از تو راه پله صدای عطسه هاشو می شن...



سرش بره زبونش باز نمیشه!!!

درخواست حذف اطلاعات




سرش بره زبونش باز نمیشه!!! عباسعلی فتاحی بچه ت آباد اصفهان بود.سال شصت به شش زبان زنده ی دنیا تسلط داشت.تک فرزند خانواده هم بود.زمان جنگ اومد و گفت: مامان میخوام برم جبهه. مادر گفت: عباسم! تو عصای دستمی، کجا میخوای بری؟عباسعلی گفت: گفته. مادرش گفت: اگه گفته برو عزیزم…عباس اومد جبهه. خیلی ها می شناختنش. گفتند بذاریدش پرسنلی یا جای بی خطر تا اتفاقی براش نیفته. اما خودش گفت: اسم منو بنویس میخوام برم گردان ت یب. فکر د نمی دونه ت یب کجاست. گفتند: آقای عب...



وفات حضرت ام البنین تسلیت باد

درخواست حذف اطلاعات




حضرت ام البنین(سلام الله علیها) (محدث، متوفى سال 70 ه) (فاطمه کل ه)، دختر حزام، از ن مؤمن، شجاع و فداکار بود.روایت است که المؤمنین علیه السلام پس از شهادت حضرت زهرا علیه السلام به برادرش عقیل که انساب عرب را خوب می ‏دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى خواهم زنى برایم خواستگارى نمایى که از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برایم به دنیا آورد.عقیل، فاطمه کل ه (ام البنین) را به ایشان معرفى نمود و گفت: در بین عرب خاندانى شجاعتر از خانواد...