پیدا





همون جوری

همون یه لحظه...

درخواست حذف اطلاعات




فقط یه لحظه....... فقط یه لحظه....... همون یه لحظه انگار یکی شده بودیم همون یه لحظه اندازه یه قرن واسم کوهی از عشق داشت همون یه لحظه در حالیکه سرد بودم، از عشق داغم کرد همون یه لحظه میخواستم به اندازه یه عمر باشه همون یه لحظه نمیخواستم با همه دنیا هم عوضش کنم همون یه لحظه میخواستم فقط مال من باشی مال من همون یه لحظه نمیدونی چه ارامشی داشت همون یه لحظه عشق بود و عشق بود و عشق همون یه لحظه همیشه به یادشم همون یه لحظه... فقط یه لحظه ماهم باشه اسمونم همون ی...



من

درخواست حذف اطلاعات




" خواب می دیدم یه جای عجیب . خدا هم اونجا بود . با ریشِ بلند و موی سفید . درست همون جوری که همیشه فکر می کردیم . درست همون جوری که می شه اون و کشید . اون و ه بود رو به روی یه دَر . ما نگاش می کردیم از پُشتِ سَر . تمومِ چیزی که ما رو می ترسوند این بود که اون داشت می رفت . "...



لاشی امروز

درخواست حذف اطلاعات




یه پسر با تمام غرورش عاشق میشه اگه ی غرورشو بشکنه همون پسر همه رو ناباب میکنه یه غرور داشت همونم ازش گرفتی اون دختری هم که این جوری میپوشه چون خودت این جوریش کردین این جوری پسندیدین این جوری دلتون خواسته هیچ کی از اول بَد نبوده نگا چیکا کردین باهاشهر ی یه تاریخ انقضایی داره رابطه های امروز گفته ی همون پسر ساده ی دیروز که شده لاشی امروز...



همون فکر اون موقت همون

درخواست حذف اطلاعات




یه ی بود بچه بودی کانال 4 گذاشت افعی ؟ همون....



شعری از علیرضا آذر

درخواست حذف اطلاعات




من همون آدم قبلم ... با همون عشق قدیمیبا همون زخمای کهنه ... با همون لحن صمیمی من همون آدم قبلم ... تو عوض شدی که دیگهحرفت و دلت یکی نیست ... هر کدوم یه چیزی میگه از همون روزای اول ... راهمون از هم جدا بوداون همه دیوونه بازی ... اشتباه بود، اشتباه بود این همه وقته گذشته ... با هم آشنا نمی شیمنمی دونم، نمی فهمم ... ما چرا جدا نمی شیم من همون آدم قبلم ... تو عوض شدی، بریدیپای حرفمون نموندی ... رفتی پاتو پس کشیدی رد پاتو که گرفتم ... چه چیزایی که ندیدماز تو با هر کی ...



تمام روز های نزیسته

درخواست حذف اطلاعات




چهارشنبه میم مهمونی دعوته توی همون باغی که اولین بار من باهاش رفتم مهمونی بین همون درختای قدیمی روی همون تاب روی اون تک کاناپه گوشه سالن و نورایی که اولش فقط سرگیجه داشت واسم تو همون سالنی که واسه اولین بار با هم یدیم واسه اولین بار من خیلی چیزا رو تجربه دوس دارم یه اتفاقی می افتاد می تونستم برم و همون یک شب و کنارش باشم میگه جات واقعا خالیه میگه من میرم که اب کنم برگردم تو بودی بهم خوش میگذشت...



الان

درخواست حذف اطلاعات




همون سوال تکراری همون تردید های تکراری همون حس و حال تکراری هر از گاهی سراغم میان و بدون جواب میرن تا دوباره دفعه بعد برگردن ....



نمک روی زخم ...

درخواست حذف اطلاعات




گرم صحبت شده بودیم ... اصلا حواسمون به پشت سرمون نبود ... تو میگفتی من یه سری کلمات رو به انگلیسی بلد شدم ... مثل رنگ ها ... برام تعریف میکردی و منم محو تو ... یهو صدای عقبی ها بلند شد ... لی لی لی لی لی برگشتیم ، همه نگاهمون می و ماهم خج زده ... ... خدایا میخام برگردم به همون روز، همون لحظه، همون جا ... ماست میکنم ......



متن آهنگ برو مرسی از

درخواست حذف اطلاعات




متن آهنگ برو مرسی از برو مرسی ما به هم نمیرسیم تو نیستی اصلاً همون ی که لایقه این حسی برو مرسی ما به هم نمیرسیم تو نیستی اصلاً همون ی که لایقه این حسی تو توقعت بالاس توقعت بالاس ولی انقد خوب اگه خواستم عوض شی و درست شی چون وظیفت بود آمارت توو دیوار درگیره الکل و سیگار چطور میشه حساب کرد با این وضعیت روت برو مرسی ما به هم نمیرسیم تو نیستی اصلاً همون ی که لایقه این حسی برو مرسی ما به هم نمیرسیم تو نیستی اصلاً همون ی که لایقه این حسی اونی که قلبش بو...



من بهت افتخار میکنم

درخواست حذف اطلاعات




به همون اندازه که حواسش به تلفظ صحیح کلمات تو ش هست، به همون اندازه که حواسش به انجام بایدها و واجبات هست، به همون اندازه، به همون اندازه، اخلاقیات،رفتار و منششه که باعث میشه بیشتر و بیشتر تحسینش کنم و فکر کنم و فکر کنم و مطمئن باشم من در کنارش بزرگ میشم،درست میشم، کامل میشم، بال در میارم......



منزوی

درخواست حذف اطلاعات




خودمو دور از چشمات که بیافته تبت از آغوشم از همون شب موهام سفید شد و از همون شب سیاه میپوشم از همون شب … ترک هوای دختری و که هواییم کرده بود چ توی تب سوختم نفهمیدی تبِ واگیرِ من مراقب باش مراقب باش …...



301.بزرگترین درد ..

درخواست حذف اطلاعات




بزرگترین درد بعد از ج چیه ... بزرگترین درد همون خیال هاییه که اولش واس خودت میبافی ... همون فکر هایی که واس خودت میکنی ... همون برنامه هایی که واس خودت میریزی ... همون قربون صدقه هایی هستش که از قبل آماده میکنی ... وقتی که بره ...آدم میمونه با کلی خاطره ی خیالی که هیچوقت واقعی نمیشن ... اینا عقده میشن ... اینا بغض میشن تو گلو .... اینا آ همون گریه های شبونه میشن ... اینا آ ازت یه یه مرده ی متحرک میسازن ... دیگه نباید تا از عشق معشوقت مطمئن نشدی واس خودت خاطره بس...



مثل قبل نیست

درخواست حذف اطلاعات




فردا عروسی مهدی منه! باورت میشه؟ مهدی من! همون که بزرگ شدیم باهم؛ همون که راز هامونو بهم میگفتیم؛ همون که در عین تضاد فاحش واقعا همدیگرو دوس داشتیم! یادته؟ دلم بی رحم شده! مثل قبل نیست چشمام خیس نیست مثل قبل نیست مثل قبل نیست .......



وقتی میگم تمامتو یعنی ع هاتم تمام قد میخوام

درخواست حذف اطلاعات




از همه ع هات بیشتر همون ع یو دوست دارم که یهویی بعد از کلاس ازت گرفتم همون ع ی که توش به من زل زدی و صورت از خنده چپ و چول شده همون که تا اومدی به خودت بجنبی آپلودش توی اینستات همونی که چشمات توش برق می زنی همونی که توش منو دوست داری...



همون اولش...

درخواست حذف اطلاعات




همه چی ، از همون اولش درمورد تو فرق داشت .انگار یه چیزی تو وجودت بود که همه چیو بهم میریخت ، همه ی معادلاتِ درست رو اب میکرد ...اصلاً از همون اولش انگار یه چیزی تو وجودت بود که همه چیو برع میکرد ...مثلاً وقتی تصمیم میگرفتم بیام کنارت ، چفتِ تنت بشم ، زُل بزنم بهت و عاشقونه نگاهت کنم یه جوری دور میشدی که حتی اگه قهرمانِ دو جهانم بودم به گردِ پاتم نمیرسیدم ...برع ش دقیقاً همونجایی که داشتم با خودم کلنجار میرفتم و میجنگیدم که دیگه سمتت کشیده نشم ، که د...



گوسپند

درخواست حذف اطلاعات




بسکت بیشعور دیروز مریانج نیومد میگفتی نه و دو دلم و اینا امروز من نمیومدم ب هیچی حساب نکردی؟ اخ لیاقتت همون مریانجه لیاقتت همونه احمق نفهم زنیکه فک کردی خیلی مهمی؟ نشونت میدم ک نیستی حقت همون مریانجه ک باهات همون طوری رفتار کنه...



حال عتیقه

درخواست حذف اطلاعات




مسائلی که در گذشته مهم بودن، بابتش ناراحتی هاااا تحمل شده، و بعد کم کم انگار از اهمیتش کم شده،،، نه از اهمیتش ذره ای کم نشده فقط بین انبوهی از افکار گم شده و هر از گاهی گوشه ای ازش نمایان میشه وقتی اون گوشه رو بگیری بکشی و بکشی و بکشی و کل مطلب رو دوباره تو ذهنت زنده کنی، همون اندازه دردناکه این یکی دو روز شبیه روزای ۱۵-۱۶ سالگیم حالم بده، شبیه همون روز ها حساس، شبیه همون روزا پر از حس تنهایی، مدل همون وقتا دارم به شدت اذیت میشم...و راه حلی واقعا ...



نام یار قدیمی

درخواست حذف اطلاعات




میدونی این دیوونه کیه روبروت اونی که عشقت شده همه آرزوش می فهمی زندگیم وابسته است به تو همه جا جار بزن عشق منی تو من همون یار قدیمی همون عشق صمیمی همونی که میمونه باتو تو همونی زیبا و جذ همونی که تمام دنیامی همون هم نفس من منو ببین منو بشناس منو حسم کن منو ببین منو لمس کن اره درکم کن...



دل نوشته

درخواست حذف اطلاعات




مرز بین خوشبختی و بدبختی همون حرفاییه ک بهتره هیچ وقت زده نشه همون حرفایی ک مثل یک سیلی میخوره تو صورتت همون چیزایی ک هیچ وقت توقعشونو نداشتی همون چیزایی ک باعث میشن تمام زندگیتو مرور کنی و هی فکر کنی و فکر کنی ببینی کجای زندگیت اینقدر احمق بودی مرز خوشبختی و بدبختی اندازه یک ثانیه فاصله داره ولی از ارتفاع خیلی زیادی پرتت میکنه پایین انگار رفتی زیر تریلی انگار دیگه قلبت نمیزنه انگار یک عمر سرکار بودی...



پنجره ۱۵۲

درخواست حذف اطلاعات




بیشتر باهام حرف بزن ، این جمله های کوتاه فقط داغ نداشتنتو بیشتر می کنن . منم مثل توام ، می دونستی ؟ زیر چشمی نگاهت می کنم و تا چشماتو می آری سمت من ، نگاهمو ازت می م . ولی دلیلش رو نمی دونم ! چرا باید بترسم ازت وقتی که مطمئنم همون اندازه که من عاشق توام ، توام عاشق منی . من مطمئنم ، یادمه از همون روزای اول یه جوری نگاهم می کردی ! از خیلی سال پیش ... نازنینم ٬ میدونم فکر چیرو می کنی ، خوب درکت می کنم چون همه ی اون افکار توی سر منم هست ! ولی پس ما چی ؟ فقط ح...



پله پله تا موفقیت

درخواست حذف اطلاعات




داشت از فکرش میگفت؛ میگفت داشتم فکر می که اگه یه روزی من به فلان موقعیت رسیدم تو باز همون محدثه ای برای من و من باز همون آدمم برای تو... راست میگفت. راستی_ این حرفشو به خاطر حضور عمیق و پیوسته ی آدمهایی که این روزا دیگه وقت و حوصله ی خیلی ها رو ندارن و من هنوز واسشون همون محدثه ام حس میکنم. جوری که گاهی وسط خنده هامون یادم میره مدتهاست که دارن چجوری زندگی میکنن... از حس_ خوب_ فکر به اینکه قرار نیست چیزی بینمون تغییر کنه لبخند میزنم، و از اینکه چند نف...



هیچوقت به ما نرسید (207)

درخواست حذف اطلاعات




یک روز مهدی اخوان ثالث گفت:ای جوانمرد، ای ترسای پیر پیرهن چرکین، هوا سرد است، هوا ناجوانمردانه سرد است.خیلی خیلی سرد شده... هوای زمین...ولی اون شب رو به یاد داری؟همون شبی که انگار همه چیز ت شده بود،همون شبی که انگار همه فرشته ها دست در دست هم جشن گرفته بودند و می خندیدن،همون شبی که به افتحار و احترام تو، کلاه از سر برداشتم،همون کلاهی که دیگران بر سرم گذاشته بودن!اما دیدم که کلیسا هم به مردم کلاه نذری میده! چون هوا خیلی سرده. یادت که نرفته؟این شد ...



نداره

درخواست حذف اطلاعات




گاهی فکر میکنی یکی خیلی خوبه همون موقع منتظر باش جوری بهت ضربه بزنه ک پا نشی...



فضولی

درخواست حذف اطلاعات




والا از اون موقعی که ما یادمان می آید همیشه پایه ثابت موضوع انشا تو ابت و راهنمایی این بود که تابستان و عید خود را چگونه گذرانده اید و باید جلو یه عده ای میخوندیم از همون اول جوری بار اومدیم که واسه حریم شخصی افراد مرزی قائل نبودیم و این جوری شد که سیستم آموزشی تعداد زیادی ادم فضول تحویل جامعه داده...



پست حذف شده

درخواست حذف اطلاعات




سلام همون پست که الان حذف شده همون که نوشته بودی دختر زن بابا خیلی وقته رفته ???????????? در نمیاد ......



پله پله تا موفقیت

درخواست حذف اطلاعات




داشت از فکرش میگفت؛ میگفت داشتم فکر می که اگه یه روزی من به فلان موقعیت رسیدم تو باز همون محدثه ای برای من و من باز همون آدمم برای تو... راست میگفت. راستی_ این حرفشو به خاطر حضور عمیق و پیوسته ی آدمهایی که این روزا دیگه وقت و حوصله ی خیلی ها رو ندارن و من هنوز واسشون همون محدثه ام حس میکنم. جوری که گاهی وسط خنده هامون یادم میره مدتهاست که دارن چجوری زندگی میکنن... از حس_ خوب_ فکر به اینکه قرار نیست چیزی بینمون تغییر کنه لبخند میزنم، و از اینکه چند نف...



پوووووووووووووووووووووووووووووففففففففففففف

درخواست حذف اطلاعات




جلوی گناه این آدمو چطور میشه گرفت؟ نمیدونم.. خسته شدم از این همه حرف زدن این همه نصیحت این همه حنجره ولی باز همون که همون که همون اصلا انگار دارم تو گوش یاسین میخونم.. چرا؟ چرا این طوریه؟ این تایمی که گذاشتم باهاش حرف زدم که دست از این گناهش برداره اگر میخ تو سنگ میزدم الان سنگ نصف شده بود مغز این نمیشه.. بدبختی اینه که نه هوسه نه کمبوده نه هیچی.. فقط اثر دوست مز ف.. هیچ دوست پاکی نداره.....



گلایل

درخواست حذف اطلاعات




باز تو که جات خالیه، چند سالیه این خونه بوی گلایل میده باز من و بی طاقتی، چیزی که هی چشمامو سمت گریه هل میده باز تو که ناراحتی، می فهممت... حال تو رو هر لحظه می دونم باز من و ته مونده چند تا نفس، دارم به سختی زنده می مونم برو اونجا که آرزوته برو با بغضی که تو گلوته برو... اما نه بمون و گله کن نرو از دستم حوصله کن برو حالا که منو رد کردی... با خودم منو بد کردی برو دلخوشم نکن به دیدار... تا ابد خدا نگهدار بازم همون شهر و همون کوچه خلوت من منتظر میشم همونجا...



نصیحتانه

درخواست حذف اطلاعات




میشد یه نوع زندگی هم وجود داشته باشه که اگه تو بیداری سخته تو خواب عالی ترین ح ممکن باشه،ولی خب نیس +هرچیزی باید در زمان خودش اتفاق بیفته تو اگر انتقام جو هستی،یا اگر خیلی حساسی و کوچیکترین حرف ها خیلی زیاد بهم میریزه ح رو،اگه حافظت در بعضی موارد خیلی خوب کار میکنه و بقیه اسمشو میذارن کینه درحالی که کینه یه چیز دیگس،و خلاصه اگه الان دلت از بعضیا خیلی پره،فایده نداره،باید همون زمان که خورد شدی خورد میکردی،لبخند تحویل دادن و سکوت جواب نیست،حت...



cannabis

درخواست حذف اطلاعات




همون قدر که چیزای جدیدی رو حس میکنی،همون جور هم یه چیز هایی رو حس میکنی که دونستنش خوب نیست.یعنی یه چیز خوب هست که بده.خیلی عجیبه.یه معجزه بد هست....