پیدا





هنوز خواب

انواع خواب در شبانه روز

درخواست حذف اطلاعات




رسول اعظم حضرت محمد (ص) با تقسیم بندی خواب در اوقات شبانه روز و نامگذاری آن، خو دن در برخی اوقات روز را نهی کرده اند. ایشان می فرمایند: خواب بر هفت قسم است: 1- خواب غفلت؛ و آن خو دن در مجلس ذکر است 2- خواب شقاوت؛ و آن خو دن در وقت صبح است 3- خواب عقوبت؛ و آن خواب در وقت است 4- خواب لعنت؛ و آن خو است بعد از صبح (در حالی که هنوز آفتاب طلوع نکرده است) 5- خواب راحت؛ آن خو است در وسط روز 6- خواب رخصت؛ و آن خو است که بعد از عشاء باشد 7- خواب حسرت؛ و آن خواب در شب است (...



خواب

درخواست حذف اطلاعات




سلام دوستان امیدوارم ح ون خوب باشه من ب یه خواب بدی دیدم من سخت خواب میبینم اما وقتی هم خواب ببینم اکثرا به واقعیت می پیونده ???? خواب که دیدم براشفته بود اما مهمترین چیز هایی که دیدم این بود یه گردو رو ش تم بخورم که مورچه ها از توش در اومدن و منو احاطه و خوردن هنوز تعبیرشو نخوندم بدونم چی به چیه . خیلی اضطراب دارم ????...



خواب میبینم

درخواست حذف اطلاعات




من هنوز خواب تورامیبینم توراازلحظه هام هرگزجدانمیبینم ای معنیش برایم خوب است توراازخود جدانمیبینم دلنوشته هایم فقطبرای توست من همیشه خواب حرم میبینم عیدغدیرمبارک...



عبدالجبار_کاکایی / آب اگر چه بی صداترین ترانه بود

درخواست حذف اطلاعات




آب اگر چه بی صداترین ترانه بودتشنگی بهانه بودمن به خواب های کوچک تو اعتماد داشتمچشم های عاشق تو را به یاد داشتممی وزید عطر سیبسمت خواب های ساده و نجیبمن به جست و جوی تودر هوای عطر موی تورفت و آمد کبود گاهواره هازیر چتر روشن ستاره ها تا هنوز عاشقمتا هنوز صبر می کنمابر می رسدباد مویه می کندچکه چکه از گلوی ناودانیاس تازه می دمد تا هنوز تشنه امتا هنوز تشنگی بهانه استآب بی صداترین ترانه است«تشنگی بهانه بود»شعر: #عبدالجبار_کاکاییدکلمه: #احمدرضا_ا...



چرا خواب می بینیم؟

درخواست حذف اطلاعات




چرا خواب می بینیم؟ نظریه ای دیگر می گوید که خواب ها معمولا نشان دهنده ی احساسات ما هستند. در طول روز، مغز ما آن قدر سخت کار می کند تا ارتباطاتی را ساخته و عملکردهای خاصی را به دست بیاورد. وقتی یک مشکل ریاضیاتی سخت مطرح شود، مغز شما روی همان یک چیز تمرکز می کند. بیگ بنگ - مغز انسان توپ کوچک اسرارآمیزی از ماده ی خا تری است. هر چه باشد، هنوز هم این سال ها محققان مبهوت جنبه های زیادی از چگونه و چرایی عملکرد مغز می باشند. دانشمندان دهه ها است بر روی مطا...



...

درخواست حذف اطلاعات




باز چه خبره؟ زنده ها میمیرن...زنده ها با مرده ها قاطی میشن...با مرده ها ازدواج می کنم... دلتنگش میشم... دلم میشکنه...آرزو هامو خواب میبینم... بهم میگه هنوز هستم... خواب...خواب...خیال......



کولی

درخواست حذف اطلاعات




ای کولی کبود نگاه ستاره چشمای با غم غریبی من آشنا هنوزای نغمه ساز عشق که با پنجه ی امیدبر می کشی ز چنگ دلم ناله ها هنوزمن بار دیگر از پس دیوار سال ها سوی تو آمدمسوی تو آمدم که به یاد تو آورمآن نغمه را که موج زند در فضا هنوزهمچون صدای ناله ینی از ره درازیاد تو شاد می کندم در شب نیازهر چند نغمه ای نسرودی ز دیرباز در گوش من طنین فکند آن صدا هنوزدر خواب های تیره یاندوهگین خویش یک شب ترا چو مستی افیون شناختم تا در نگین مردمک چشم خود نهمنقشی از آن خیال ...



اندوه ...

درخواست حذف اطلاعات




وقت ، وقت سکوت است و دستان سزاوار گری ه تا شب می شود بی امان و بی وقفهدل می ریزد و ناگهان خواب می رود و تمام خواب شبش هست : اندوه دیروز اندوه امروز و اندوه سالیانی که هنوز در راهند ... خا تر ..............................................................................................................(( بی خود این آینه را رو به روی خاطره مگیر هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است !!! تنها شبی هفت ساله خو دم و بامدادان هزار ساله برخواستم ... )) سید علی صالحی .........................................................................................................



خواب زمستونی

درخواست حذف اطلاعات




شاید یه خواب زمستونی حالمو خوب کنه, یه خواب طولانی, یه خواب آروم... یه خواب مثل خواب کودک درون, یه خواب با شروع پاییز, خو که با فرا رسیدن بهار بیدار نشم... یک خو دن حتی بدون دستهایی که موهامو نوازش کنه تا خوابم ببره... یه خواب که همه چیز رو از یادم ببره...حتی اسمم, حتی چهره ام... حتی رنگ چشم هام... نمی دونم چمه اما سبب حالم عشق نیست... خدایا... دلم رو آرومش کن,,, حالمو خوبش کن,,, خوبم کن... "دلم یک خواب زمستونی می خواد "...



مامان بابا

درخواست حذف اطلاعات




میدونی چه خواب بدی میدیدم امروز؟ البته که همیشه کابوس میبینم ولی بعضی کابوسا قلب آدمو از هم میدرند! خواب مامانو میدیدم که مراسم سال بابا رو برگزار کرده... ولی ازش بخاطر یه موضوعی عصبانی بودم و توی جمع سرش داد میزدم... بعد یکی اون وسط گفت بس کن یه آیه قرآن بخون منم گفتم هه! بعد یه لحظه توی خواب ش تم و با اشک گفتم: من با قرآن به بابام وصل بودم و قرآن هم با بابام به من وصل بود.... بعدش اونقدر اشک ریختم که از خواب پ هم بغض هنوز تو گلوم بود.......



چراغ تو ی که روشن مانده است

درخواست حذف اطلاعات




به مبهم ترین روش ممکن قاطی آدمها می لولم هنوز زنده ام هنوز ها میرسند و دوشنبه ها و یکشنبه ها هیچ چیزی تغییر خوشایندی نمیکند هرروز پر از خواب میشوم و صبح ها پراز خمیازه و شب ها پراز بی خو هرروز میخواهم امتحان رانندگی بدهم و صبحش خواب می مانم دوباره از خانه تا محل کار به خواب های دری وری ام فکر میکنم به آن پسر لاغره و دست هاش به کله پوک بازی های آن پسره که مثل خودم خپل بود و به ایستگاه های بدون تابلوی اتوبوس به آن دختره که دوست دارم بزنم توی دک و پو...



هزاردستان

درخواست حذف اطلاعات




توی این سکانس از هزاردستان علی حاتمی، ایشون که تامینات شهربانیه پی قتل یکی از بزرگون طهرون که گویا سر و سری با روس ها و انگلیس ها داشته و توسط نیرو های چپی و مبارز وطنی ترور می شه، این مسئولیت رو بر عهده می گیره که از مردم کوچه و خیابون بازپرسی یا به قول خودش استنطاق کنه. از هرکی می پرسه که روز ترور کجا بودی و چی کار می کردی تقریبا جواب واحدی می شنوه، یا می گن خواب یودیم و سراسیمه بیدار شدیم، یا می گن چرتمون گرفته بود یا می گن جای شما خالی پای بسا...



چون کِشتی بی ناخدا درگیرِ طوفانم هنوز ( بنفشه انصاری، پرتو )

درخواست حذف اطلاعات




چون کِشتیِ بی ناخدا درگیرِ طوفانم هنوز کوچه به کوچه در پیِ فانوسِ ایوانم هنوز بوسه به رویت می زنم نرگس به مویَت می زنم تا باورت آید که من زخمیِ هجرانم هنوز ابرِ حریرِ آسمان خوشبوترین عطر جهان باران بزن بر گونه ام من دُختِ بارانم هنوز بر ردِّ پایِ پاکِ تو گُل می نشانم تا که تو: خیره شوی بر ظلمتِ آغاز وُ پایانم هنوز هر شب منِ آشفته دل بر چلچراغِ چِشمِ تو در بسترِ بی ت م بی خواب وُ حیرانم هنوز بر فالِ چشمِ قهوه ات، بر بوس وُ ناز و خنده ای لکنت بر ای...



خواااب عجیب!!!

درخواست حذف اطلاعات




ب خواب عجیبی دیدم خیلی یادم نمیاد اما دقیقا زمانی دیدمش که دنبال این بودم یه جوری خودمو ببخشم... واسه همه کارایی که . با خودم... با تو... و جالب بود خواب تو رو دیدم! و خواب فرشته... جزئیات یادم نیست اما تو ناراحت بودی اون داغوون بودو من توی اون خواب از ته قلبم بغلش که آروومش کنم اونم درد داره شاید کمتر شاید بیشتر... اما بخشیدم اونو بخشیدم تورو هم بخشیدم خودم رو اما... هنوز... نمیدونم...



این بی انتهایی یعنی : عشق

درخواست حذف اطلاعات




دلتنگی های شبانه روزی ام تعمیم عمیقی یافته اند... تعمیمی به وسعت ِ لحظه هایی که حتی کنار توام . چشم در چشم نفس در نفس و نزدیک ...دلتنگی هایی که انگار تمامی ندارند و برای من این عدم تمامیت ، این بی انتهایی یعنی : عشــــــــــق !هنوز هم شب ها از خواب ِ راحت و فراغ بال خبری نیستهنوز هم من درگیر کم و کاست ِ این احساس ِ درگیر کننده ام ...هنوز هم برای من هر لحظه ای یعنی "تـــــــــــــــو"هنوز هم می ترسم که همه چیز تنها از جانب من شکل بگیرد و ادامه دار نشود...



رویا

درخواست حذف اطلاعات




چه خوب است که رویاها هستندچه خوب است که میتوان هنوز وسط گریه های ممتد بی بهانه پلک های خیس را بستو رفت به دنیایی که مرز خواب و بیداری استرفت به کلبه ای چوبی وسط جزیره ای متروکدور از همه صداها ادمها بحث ها جدال هادور از همه چیز و همه فقط دریا فقط باران فقط سکوت فقط کتاب فقط صدای ممتد گرامافون قدیمی خاک گرفته و صدای قل قل کتری و بوی عطر هیزم و چشمانی که هنوز میسوزدچه خوب که میشود سوزش چشم ها را گردن دودهای مواج چوب های نیم سوز انداختچه خوب است که ...



روشنک آرامش / جاده های سیاه یکطرفه

درخواست حذف اطلاعات




خسته ام از هوایِ دل کندن از همه انتظار کشدارم جاده های سیاه یکطرفه گفته بودم از عشق بیزارم خواب بودم شبیه خواب عدم خواب ...انگار من نبودم هیچ بوسه ای داغ روی پیشانی زدی و من هنوز بیدارم آمدی روزگار تاریکم نور باران شد از نفس هایت رفتی و من نکرده ام باور رفتنت را ،که غرق انکارم قرص های مرا به من بدهید زندگی را به من پس بدهید زخم دارم فقط نمی خواهم او بداند هنوز بیمارم من و این خانه ی غم انگیزم من و این لحظه های لبریزم به من از خود خبر نخواهم داد من ...



ز له

درخواست حذف اطلاعات




4شنبه شب تهران ز له اومد،ما که خواب بودیم و بعدش هم خو دیم...همه ریخته بودن بیرون از ترس ز له که مشابه کرماشنله و ازگله باشه ولی ما خواب... نهایت می مردیم و تمام... هنوز درد ناجور کمر و پا و پهلو دارم......



حیف نیست ؟!

درخواست حذف اطلاعات




نیم ساعت دیگه باید برم اونطرف ! ب هم دیر خو دم و صبح زود بیدار شدم . صبح تا ظهر هم بیرون بودم کار داشتم . به خودم میگم حیف این رخت خواب گرم و نرم و کتاب الکترونیکی ها نیست که ولشون کنم بذارم تو این هوا برم بیرون ؟! که چی ؟! الانم دارم از زیر پتو پست میذارم ... هعی ...... کی بشه زورم بیاد برم سر کار ! اصلا نمیررررم امروز :/ تمام ! بعدا نوشت (17:35همون روز. ) :هنوز سه چهار صفحه ای از خوندن کتاب لای پتو نگذشته بود که خوابم برد و 5 بیدار شدم ! یه خواب خوبی بودآ , ! یه نف...



خواب !

درخواست حذف اطلاعات




ب یه خواب بد دیدم!دقیق یادم نیست ... شده خواب بد ببینید وقتی بیدارمیشید بگید خداروشکر که خواب بود ... ولی ترسش باهات بمونه ... خواب من برای من بد بود خیلی هم بد! شاید برای بقیه مهم نباشه این اتفاق ... +خدایا بهمون آرامش بده ❄...



خوابم یا بیدارم...تو با منی.. با من ..

درخواست حذف اطلاعات




جوری شده است که دیگر مرزی بین خواب و بیداری ام وجود ندارد . الان خواب بودم .خواب خواب هم که نه . نیمه خواب. از ان ها که نصفت خواب است نصف بیدار.دیدم آمده است بالای سرم و موهایش را بالای سرش جمع کرده است و دست های یخش را به زیر پیراهنم برده است . از سرمای دست هایش روی بدنم شش متر از خواب پ . دقیقا همان جایی که دست گذاشته بود یخ بود .در بیداری. هشتگ دیوانه خونه هشتگ امین آباد هشتک لباسِ برع تن هشتگ فاعل_مفعول_برع...



خواب خواب خواب

درخواست حذف اطلاعات




آ ش به یه جایی میرسه که ناراحتیتم باورش نمیشه... اگه دوباره خدا روی خوش زندگی رو بهم نشون داد یادم باشه این اب شده رو از نزدیک نشونش بدم پ.ن: دوس داشتم همون جا که تو خواب بودم بمیرم :(...



دلنوشته عاشقانه

درخواست حذف اطلاعات




تمام شهر سکوت و تمام قلب من فریاد... تمام شهر در خواب و تمام روح من بیدار... دلم گرفته از این شهر،دلم گرفته از او که حتی نمیکند از من یاد... دلم گرفته از او که غرق خواب شیرین است... دلم گرفته از خودم که خواب خوش،از من دلگیر است... دلم گرفته از او که می خندد به تکه های قلبی که عاشقش شده بود... دلم گرفته از خودم که می گرید،برای لحظه ی رفتن او... دلم گرفته از خودم که میداند،نبود،لایق محبت من،قلب سنگ او... دلم گرفته از خودم که هنوز روی بخار شیشه می نویسد و می ب...



تا این لحظه ....

درخواست حذف اطلاعات




امروز تمامن خودمو با خواب گول زدم ... خواب خواب خواب ... خواب های حال به هم زن خواب های کلافه خواب های آشفته خو دم پاشدم باز خو دم باز پاشدم باز خو دم هیچ کار دیگه ای از دست و بدن و روح و قلب و مغزم بر نمیاد هیچی هیچی هیچی تمام ... انگار یکی با نخ سوزن یکی در میون از تار و پود قلبم نخ رد کرده دو سرش رو کشیده و تو قلبم چین و کیس های مختلف ایجاد شده ... دارم درد می کشم گرچه تو فکر می کنی خیلی قلب شیتان پیتاتی چین والاچینی الان دارم حتمن .....



کاروان راه افتاد

درخواست حذف اطلاعات




الان یه چند سالی هست که با یاد آوری این روز به خودم تلاش میکنم تا یه دروازه جدیدیرو، رو به زندگی خودم باز کنم تا یه تحرکی داشته باشم یه تغییری تو زندگی ولی خب متاسفانه تا حالا موری مشاهده نشده البته به غیر از خود همین یاد آوری این روز که برای خودم یاد آوری میکنم که بازهم کاروان راه افتاد و من هنوز در خواب قفلتم و هنوز خوابم و خوابم و خواب کاروان حسین علیه السلام زاه افتاد...



شهید زین الدین.

درخواست حذف اطلاعات




زندگی با مهدی برای او یک خواب بود؛خو کوتاه و شیرین در بعد از ظهر بلندِ تابستانِ جنگ.فقط خاطره هایش،آن چیزهایی که آدم ها بعدا یادش می افتند و حسرتش را می خورند باقی مانده بود.شاید هم همه ی این مدت خواب او را می دیده.از آن خواب هایی که وقتی آدم می بیند توی خواب هم میخندد.خو غیر منتظره.خواب زندگی با یک فرشته.#نیمه_پنهان_ماه...



342 . برایم شاخه های گل بیاور

درخواست حذف اطلاعات




خواب های من تعبیر نمی شوند و تو هنوز نیامده ای . دستت روی فنجان ِ ش ته جا مانده و فال توی فنجان ؛ خوابش برده است . تو قصه ی غُصه هایم را از یاد برده ای و حالا ، حسرت تنها واژه ی کامل شده از زندگیم شده است . خواب های من تعبیر نمی شوند ، تو نمی آیی و رز های سُرخ توی گل فروشی پلاسیده شده اند ....



حسرت یار..!

درخواست حذف اطلاعات




بی تو مهتاب شبش تیره و تار است هنوزکوچه بی نام تو در حسرت یار است هنوز شاخه ها دست بر آورده به مهتاب اما اشکی از شاخه سر زلف نگار است هنوز در نهانخانه ی شعرت که گل عشق دهدعطر صد خاطره در ذهن, حصار است هنوز همه تن چشم , همه خیره به باغ غزلتگریه ام ی این دیده ی تار است هنوز شوق دیدار تو بود , هر نفسی آمالمدوریت دغدغه ی این دل زار است هنوز عاشقان مست و ابند ز هرم سخنتوه چه سرها که چو منصور به دار است هنوز گر چه پاییز هوایی ز سر یار نداشت با هوایت همه دور...



خواب نما (4)

درخواست حذف اطلاعات




هنوز مست از خواب ها م که گوشی زنگ میخوره. ساعت یه ربع به شش ه. چشم هام گرمن. محکم میبندمشون و یه تصویرو تجسم میکنم. توی تاریکی غرق خنده میشم.حالم خوشه مثل ه عصر یه روز تابستونی. الارم شش زده میشه و من هنوز دارم خیال شو نفس میکشم. چقدر قدرت مند ه این آرامش. توان بلند شدن بهم میده. توان خسته نبودن با وجود استراحت های نامنظم این چند وقت. توان مرتب اتاق ها و شستن ماگ وظرف کوکی ب قبل خوردن صبحانه. توان جمع دوباره ی یه کوله که تا عصر نگهم داره سرویس حرکت م...



قدم........

درخواست حذف اطلاعات




گاهی که از خواببیدار می شویو هنوز خسته ای،تقصیر من است! تمام شب رابا تو قدم می زدم......