پیدا





هیچستان

با اجازه ی همگی....

درخواست حذف اطلاعات




**گاهی چقدر آرام و رام درگیر سکوتی ممتد از جنس بغض میشویم.گاهی آن نقطه آ که یک روز به آن خیره خواهیم شد چقدر برایمان ملموس می شود.انگار در من چیزی به فریاد آمده تا مرا از رخوت خود به ناکجای این هیچستان خواستنی میهمان کند.گاهی چقدر میل سرکش به رسیدن داریم و چقدر ناتوانیم از رفتن** ********************************** یه مدت کوتاهی نیستم گفتم خبر بدم دوستان نگران حالم نباشن. برگشتنم هم بسته به حال و هوام داره. در پناه خدا شاد و سلامت باشین فعلا با اجازه ی همگی ✋✋✋...



از یک عمر

درخواست حذف اطلاعات




وقتی همه گفته باشند تو اشتباهی، سنگ هم باشی، که هستم، می پکی و به خود می آویزی و در نه توی ظلمانی ات تا وقت معلوم خموش می مانی. به نظر من هم کافی است. پناه بر خدا. یک جمله هم به قبلی مرتبط نیست. مطمئن نیستم. مطمئن نیستم هر چه می کنم و هر چه می شم مرا به حقیقت و مقصودم می رساند یا نه. مطمئن نیستم به چه مشغولم و سوی کجا می روم. گم در گمم. گیج درگیجم. منگ درمنگم. کلمه ش و قافیه تراشم. دربه در و بی مقصد و بی هدفم. به هر چیزی بی یقین و بی یقین تر می شوم. کاش بتو...



باغِ وحشِ من

درخواست حذف اطلاعات




بر کرانهٔ هیچستان ها می گردم. می دانم این جملات را به جایی نمی برند. اما آنگونه هم نبوده که راهجو باشم. در انزوای خود پیله می تنم. در خود می پیچم و راه به جایی نمی برم. مثلِ می خورم. مثلِ س می خوابم. مثلِ خوک می رانم. مثلِ حرفِ نکر می زنم. مثلِ میمون ادای متنسکان درمی آورم. مثلِ طاووسِ علیین شده خودآرایی می کنم و عیوبِ بدمنظرم را نهان می کنم. مثلِ جغد سر به ابه ها می گذارم. مثلِ شتر کینه به دل می گیرم و صاف نمی شوم. مثلِ سگ پاچه می گیرم. مثلِ مار به هر ذ...