پیدا





هیچ وقت تمام نمیشوند

دلتنگ یعنی من

درخواست حذف اطلاعات




اونائی که ما عاشقشون هستیم هیچ وقت از ما دور نمیشوند هر روز کنار ما راه میروند اما دیده نمیشوند … شنیده نمیشوند و هنوز نزدیک و هنوز عاشق … هنوز دلتنگ و خیلی عزیز . . . دلتنگتم عزیزم...



بسم الله الرحمن الرحیم

درخواست حذف اطلاعات




سلام به دردهایم که شب آشکارترند.. به ساعت صفر که بارانیست و سازش با دلم کوک است.. به انتظار صبح کشیدن که سکوتش به رنجش میچربد... به تمام انی که تمام نمیشوند برای دلم، با یاد و خاطره هایشان.. و سلام به لحظه ی از نو نوشتن.....



نبودنت

درخواست حذف اطلاعات




نبودڹ هایی هست ڪہ هیچ بودنی جبرانشاڹ نمیڪند ڪسانی هستند ڪہ هرگز تڪرار نمیشوند و"تـــــو"همانی ڪہ هیچ ڪس جایت را برایم پر نمیڪند ????❤️????????????????...



برا دیروز بود امروز پست شد:)

درخواست حذف اطلاعات




و ای کاش بودی...آخـر این هایِ بی تــو که تمام نمیشوند....میپیچند و طناب میشوند دورِ گردنم...تصدقت این هایِ بی تــو کهخیالِ تمام شدن ندارنــد.......



...

درخواست حذف اطلاعات




...بر اساس یک تحقیق بزرگ که در کلمبیا انجام شده، هر انسان بطور میانگین در طول عمر13 راز دارد که پنجتایشان چنان خاصند که هرگز و هرگز گفته نمیشوند! و تو... تمام آن پنج راز منی..................................... «از پیچ اینستاگرام حاجی زاده»...



....

درخواست حذف اطلاعات




... منم بخدا منم با تمام دروغاش با تمام گریه های که ساخت با تمام دلی که ش ت با تمام سر کار گذاشتنش با تمام سرکار بودنم با تمام خیانتش هنوز دوسش دارم هنوز...



...

درخواست حذف اطلاعات




روزهای رفته زندگی را ورق میزنمچه خاطراتی که زنده نمیشوندچه روزها که دلم میخواست تا ابد تمام نشودچه روزها که هر ثانیه اش یک سال گذشتچه فکرها که ارامم کردچه فکرها که روحم را ذره ذره فرسودچه لبخندهایی که بی اختیار برلبانم نقش بستچه اشکهایی که بی اراده از چشانم سرازیر شدچه آدمها که دلم را گرم د وچه آدمها که دلم را ش تندچه چیزها که فکرش را هم نمی وشدچه آدمها که شناختم و چه آدمها که فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشانوچه........وسهم من از این همه , یادش بخیر م...



....

درخواست حذف اطلاعات




روزهای رفته زندگی را ورق میزنمچه خاطراتی که زنده نمیشوندچه روزها که دلم میخواست تا ابد تمام نشودچه روزها که هر ثانیه اش یک سال گذشتچه فکرها که ارامم کردچه فکرها که روحم را ذره ذره فرسودچه لبخندهایی که بی اختیار برلبانم نقش بستچه اشکهایی که بی اراده از چشانم سرازیر شدچه آدمها که دلم را گرم د وچه آدمها که دلم را ش تندچه چیزها که فکرش را هم نمی وشدچه آدمها که شناختم و چه آدمها که فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشانوچه........وسهم من از این همه , یادش بخیر م...



چه زود گذشت...

درخواست حذف اطلاعات




روزهای رفته ی سال را ورق میزنم چه خاطراتی که زنده نمیشوند.چه روزهاکه دلم میخواست تا ابد تمام نشوند وچه روزهاکه هر ثانیه اش یک سال زمان میبرد.چه فکرها که آرامم کرد و چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود.چه لبخندهاکه بی اختیار برلبانم نقش بست و چه اشک هاکه بی اراده از چشمانم سرازیر شد.چه آدم هاکه دلم راگرم د چه آدم ها که دلم را ش تند.چه چیزهاکه فکرش را هم نمی وشد و چه چیزهاکه فکرم را پرکرد و نشد.چه آدم هاکه شناختم و چه آدم هاکه فهمیدم هیچگاه نمیشناخت...



روزهای رفته

درخواست حذف اطلاعات




روزهای رفته زندگی را ورق میزنم چه خاطراتی که زنده نمیشوند چه روزها که دلم میخواست تا ابد تمام نشود چه روزها که هر ثانیه اش یک سال گذشت چه فکرها که ارامم کرد چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود چه لبخندهایی که بی اختیار برلبانم نقش بست چه اشکهایی که بی اراده از چشانم سرازیر شد چه آدمها که دلم را گرم د وچه آدمها که دلم را ش تند چه چیزها که فکرش را هم نمی وشد چه آدمها که شناختم و چه آدمها که فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشان وچه........ وسهم من از این همه , یادش...



پیر شدن

درخواست حذف اطلاعات




آدم ها آرام آرام پیر نمیشوند...آدمها در یک لحظه ...با یک تلفن...با یک جمله ...با یک نگاه ... با یک اتفاق...با یک نیامدن...با یک دیر رسیدن...با یک "باید برویم"...و با یک "تمام کنیم" پیر میشوند...آدمها را لحظه ها پیر نمیکنند...آدم را آدم ها پیر می کنند...سعی ڪنیم هوای دل همدیگر را بیشتر داشتہ باشیم...همدیگر را پیر نڪنیم......



اشعار فاطمیه جدید

درخواست حذف اطلاعات




مانند شمع قصه ات از سر تمام شدکوتاه مثل سوره ی کوثر تمام شدسیلی وزید در وسط کوچه باد شدتا هیجده ورق زد و دفتر تمام شداز سوختن نه در اثر ضربه شمع مندر پشت چارچوب همین در تمام شدگفتم یکی نبود و چهل مرد آمدندقصه نگفته قصه ی مادر تمام شدبابا کشید پارچه را روی مادرمآهی کشید و گفت که دیگر تمام شدپلکی زد و رسید سرِ ظهرِ واقعهاین بار قصه واقعا از سر تمام شدزینب به فکر روز دهم بود بیشتروقتی وداع مادر و دختر تمام شدوقتی که "یا بنی" به گوش حرم رسید آرام گف...



نگاه ها......

درخواست حذف اطلاعات




شنیدی میگویند هر چه بیشتر از چیزی خوشت آید بیشتر میبینی این روزها هر چی ادم مذهبی است جلوی چشمان من است خدایا انصاف نیست ها من تازه بچه شیعه ام را از دست داده ام تازه شده ام آنچه او میخواست تازه شده ام دخترک محجبه که تحقیر نگاه های دیگران زخم زبان های دوستان بد نگاه ها تیکه انداختن ها را با جان و دل میپذیرم تازه تحولم را حس میکنم انگار تازه مسلمان شده ام در کنار تمام انچه در گذشته بودم تمام آنچه شده ام در کنار تمام تحقیر ها درکنارشان خوب هایی ه...



تمام شد

درخواست حذف اطلاعات




دیگر گذشت قصّه ی ما هم تمام شدهرچه که بود, هرچه که باهم ... تمام شد شاعر که گفت مرد ره عشق ندیدمجنون که مُرد رسم وفا هم تمام شد هر روز بحث و گریه و دعوا و کشمکشاینجای قصّه صبر خدا هم تمام شد... هر چه که بود, هر چه که با هم ... تمام شد شرمنده ام عزیز که با غم تمام شد هرچند از گناه ی کم نشد ولی آن روزهای سرد جهنم تمام شد از بس که جای سیب دل افتاد از درختظرفیت ش تن آدم تمام شد... دیگر گذشت قصّه ی ما هم تمام شد (لیلا دوباره قسمت ابن السلام شد) در حسرت همیشگی ماه ...



بیست و هفتمین شب ....

درخواست حذف اطلاعات




پنج شنبه ها پر از شلوغی ستپر از هیاهو انگار تمام کارها را جمع کرده ایمتا در این روز تمام کنیم اما من با خودنام تو را می کنمپنج شنبه جانِ من است که با تو بودن هابه حقیقت می پیوندند پنج شنبه یعنی هفته ی انتظار تمام رویا بافی تمام، دلتنگی تمام تایپ های بی بهانه تمام پنج شنبه تو هستی و دستانت وچشمانی که پراحساس ترین حرف های عاشقانه را در آن خواندممن چقدر پنج شنبه ها را دوست دارم و بی حد و مرز توی مهربان را.....



درگاه

درخواست حذف اطلاعات




هروقت ری میخواهد سرکار برود و من تا دم در بدرقه اش میکنم و انقدر از درگاهی در نگاهش میکنم تا برود ناخوداگاه یاد آن داستان از مهدی ربی عزیز می افتم که شخصیت داستان دوست داشت همسرش بدون اینکه روسری سرش باشد سرش را از لای در بیرون بیاورد و همسرش را بدرقه کند. بله داستان های خوب اینگونه اند ...هیچ وقت تمام نمیشوند بلکه برای همیشه در زندگی ما جاری میشوند...



تو...

درخواست حذف اطلاعات




بعضی واژه ها را نمیشود معنی کرد... بعضی احساس ها در کلمه ها جا نمیشوند ... یک سری حال ها را نمیشود توصیف کرد .... و بعضی آدم ها را … مثل ی که یک روز دستت را میفشارد و قول میدهد تا ابد کنارت بماند... ی که کنارش آرام ترینی … تمام حرفهایت از ته دل است... نه غصه هایت را پنهان می کنی نه خنده هایت را … ی که کنارش خودت هستی… فقط خودت! و در نبودنش حس آن کودک کلاس اولی را داری! کودکی که در روزهای اول مدرسه به اجبار مادرش را ترک کرده … همانقدر جای خالی داری …همانق...



بانوی عشق...

درخواست حذف اطلاعات




بــــــــــــــانوی عــــــــــــــــــشق... بخوان مرا... بخوان و پر غرور کن تمام لحظه های من... بخوان و پر جنون کن تمام غصـــــــه های من... بخوان و پر درود کن تمام رفتـــــه های من... بخوان و پر سرور کن تمام خـــنده های من... بخوان به حرمت تمام لحظه های عاشــــــقی... بخوان مرا به حرمت تمام لحظه های عاشقی......



ن مانده ای!

درخواست حذف اطلاعات




*تمام ترانه هایی که ن خوانده ایم.. تمام عاشقانه هایی که ن سروده ایم... تمام ع های دونفره ای که ن گرفته ایم... تمام ستاره هایی که ن شمرده ایم... تمامشان را به خودم و زندگیم بد ارم......



آرزو

درخواست حذف اطلاعات




???????????? ✍ آدم ها آرام آرام پیر نمیشوند !! آدم ها، در یک لحظه، با یک تلفن، با یک جمله، با یک نگاه، با یک اتفاق ، با یک نیامدن، با یک دیر رسیدن، با یک باید برویم، با یک تمام کنیم .... پیر میشوندباور کنید ! ذهن ها خسته اند، قلب ها زخمی اند؛ زبان ها بسته اند ... برای دیگران آرزو کنیم بهترین را، راحتی را ... همه گمشده ایم ، یاری کنیم همدیگر را تا زندگی برایمان لذت بخش شود ..آدم را لحظه ها پیر نمیکنند ! آدم را آدم ها پیر میکنند ... سعی کنیم هوای دل همدیگر را داشت...



فدای یک تبسمت....

درخواست حذف اطلاعات




یکی تو… یکی من… با این ماه که هنوز هم این شهر را تحمل می کند… همین سه تا بس است… حتی اگر ماه هم نبود… من قانعم… به یک تو و یک من… مگر میان تو و ماه فرقی هم هست…؟! ای کاش بود… آن وقت شاید همه چیز جز تو معنایی داشت… اما… حالا که ندارد… همه چیز تویی… تمام شعرهایی که با عشق می خوانم… تمام روزهای خوب… تمام لبخندهای من… تمام گناه های با لذت… تمام زندگی… همه چیز تویی… چیز دیگری هم اگر جز تو بود… فدای یک تبسمت...



رای گیری از نوع سوم

درخواست حذف اطلاعات




تب انتخابات این روزها به اوج خود رسیده بود و از امروز دیگه باید منتظر رای هایی بود که از صندوقها خوانده خواهد شد . سیاستمدارها می آیند و میروند ،حکومتها می آیند و میروند ، وعده ها عملی میشوند و نمیشوند،مردم خوشحال میشوند و نمیشوند . همه ی این اتفاقها خواهد افتاد. مردم رای میدهند. من رای میدهم .تو رای میدهی همه ما رای میدهیم ولی بدان رای من ،تویی . در صندوقهای رای نامت را دیدی تعجب نکن. بدان این منم که به تو رای میدهم. ک دای انتخ من......



تو هستی...

درخواست حذف اطلاعات




تمام دنیا هم که بروند... تمام دنیا هم که نباشند.. تمام دنیا هم که مرا نخواهند... تمام دنیا هم که آوار شود بر سرم... تمام دنیا هم که دل اب مرا ابتر کنند... تو هستی... آغوش تو باشد، بوسه های تو باشد؛ همین برای یک عمر زندگی کافیست!...



نفسم گرفته امشب

درخواست حذف اطلاعات




به تمام لحظه هایی که کنار هم سپردیم به تمام خنده هایی که لب هم بنش م به تمام ع هایی که تو ثبت شان نمودی به تمام خاطراتی که کنار هم نشستیم به تمام هدیه هایت به تمام لحظه هایت به تمام این همه سال به تمام این همه صبر نفسم گرفته امشب نفسم گرفته امشب تو کجایی نفس من؟ 19 تیر 1396...



"۳۳۱"

درخواست حذف اطلاعات




من طلبکارم...من تمام عمرم را طلبکارم...تمام روزهایی که زندگی ن را...تمام کارهایی که باید انجام می دادم را...تمام جاهایی که باید می رفتم را...تمام چیزهایی که نبود را...و این تنها راهی بنظر می رسد که شاید بتوان این طلب ها را صاف کرد...هیچ چیز مثل این طلب ها، شاید هم عقده ها و حسرت ها روی قلبم سنگینی نمی کند...عصبی ام نمی کند...این طلب ها صاف نشود من می میرم...یا شاید بهتر باشد بگویم خودم را می کشم... " این منم..."...



بسلامتی مادر

درخواست حذف اطلاعات




به سلامتی همه مادرا سلامتی قلب پاک و پر از محبتشون سلامتی تمام شب بیداری هاشون سلامتی تمام غصه هاشون سلامتی تمام از خود گذشته گی هاشون سلامتی تمام درد و رنجا شون سلامتی تمام مهر و محبت هاشون سلامتی تمام چین وچروکای صورت شون سلامتی هرکی مادره و هرچی مادره سلامتی همه مادرا...



درد

درخواست حذف اطلاعات




از های و هوی این زمانه سرم درد می کند گاهی تمام اشتیاق ِ مرا سرد می کند آن قرص ماه که حل کرده ام در آب حوض آیا کمــی افــاقه ء این درد می کـــند؟ من دل س ام چه آسان به یک غریب این عشق از این قبیله مرا طرد می کند. سوزانده ام تمام غزلهای عاشقانه ام این آ ین تعامل ست که یک مرد می کند ما گونه را به سیلی خود سرخ کرده ایم عشقت تمام چهرهء مرا زرد میکند هر جا که مینگرم هست رد پای بغض ای مهربان من ,، تمام تنم درد می کند رضا گودرزی 13دیماه 93-اهواز...



تمام زندگیمی...!

درخواست حذف اطلاعات




گاه میتوان تمام زندگی را دراغوش کشید اگر تمام زندگیت یک نفر باشد...!...



تمام من...

درخواست حذف اطلاعات




تمام من، از احساس تو شد شاد؛ تمام توست جاری در دل من! زهرا حکیمی بافقی (الف_احساس)...



آموزه559

درخواست حذف اطلاعات




ماه که به نیمه برسد تمام می شود! و ماه تمام تو تمام زندگیت.... _زارعی_...