پیدا





وایییییی

شنبه /۶/۳/۹۶

درخواست حذف اطلاعات




امروز روز اول ماه رمضونه سر کلاس محیط زیست نشستم???????? ب احدی واسم کلی گوجه سبز اورد وایییییی عاشقشم ????????????????...



والیبال لیگ جهانی

درخواست حذف اطلاعات




وایییییی بازم تیم ملی باخت چرا اخه اعصابم ابه بعد از باخت دیروز مقابل ایتالیا امروزم مقابل برزیل باخت بد بازی بچه ها اصلا لحظه هات آ کم میاوردن انگیزه نداشتن, نمیدونم فردا یعنی میتونن لهستان ببرن؟؟؟؟...



وایییییی

درخواست حذف اطلاعات




بچه ها امروز شهید گمنام رو اوردند اتحادیه ما باورم نمی شد ما می خواستیم صبح زود بریم تا برسیم بش ولی چون نمی خواستم مامان که خسته بود باز صبح زود بیدار شه چیزی نگفتم امروز اورده بودنش هیئت اتحادیه یک پرچم که نمی دونم رو مزار حسین ع پهن می د یا پرچم گنبد کربلا هم اورده بودند بچه ها نمی دونید چه حالی داشتیم وقتی می بوسیدیمش یا زیرش بودیم چه گرمایی داشت فکر می کردی دست حسین ع رو سرته...



جییییغ

درخواست حذف اطلاعات




خداااااا مرسی که انقد خوب شد مرررررسی که بالا ه اتفاق خوب میفته جیییییغ من چقد خوشحالم هوراااااااااااااا ذوق مرگی شبانه وایییییی عروسی اونم از نوع...اصن نمیدونم چی بگم میلاد خیلی بی ذوقی ولی مرسییی که خبر دادی رفتم مامانو از اتاقشون صدا زدم بهش گفتم دعوام کردی که چرا ولی تو اصن نمیفهمی که من الان دارم منفجر میشم از ذوق و این حس رو مامانمم داره حتما:) فقط بابا هم متوجه شد و مثلا ممکنه بگه خدا شفا بده دخترمو که اینجوری ذوقولیده شده دو نفر دیگه م...



گزارش

درخواست حذف اطلاعات




???????????????? یارو با مشکل معده، اومده بیمارستان قلب. تماااام ایل و تبارش، گریه کنان، دنبالش???? چه باحال که چیزی اش نیست... وایییییی، یکی، ساقه طلایی یده???? خدایا، ???? شعله جون، این اقاهه که بالا شرحشو گفتم، خو ده، دارن شرح حال ازش میگیرند. میپرسن دارو میخوری؟ زنش، نگاه دخترش میکنه، لباشو میده بالا، میپرسه، دارو؟!! پیرمرده فکر میکنه رو میگن، میگه، یکذره???????? نتیجه، اولا خیلی خوبه! طرف از من سرح ره دوما، اینم زن، اینم بچه! ولی با اینحال، شعله جون،بیا ...



love 320

درخواست حذف اطلاعات




در این عصر پنج شنبه و 15 ماه رمضان و صدای اذان و افطار مادر و... بازی خواهر زاده و سر و صداری اون و منم طبق معمول جلو لب تاب و در حال تایپ و کار یهوو دلم برات تنگ شده و یه اهنگ ملایم و توی فکر رفتن و مرور خاطرات الان یادم امد دقیقا این جایی که نشستم جلوم نشسته بودی چقدر مس ه بازی در میاوردیم با هم میخندیدیم با خندهات من خوشحال بودم با دیدنت من لبخند روی لبم بود خدا شاهده از روزی که رفتی من دیگه لبخند روی لبم نیست یه مرده متحرکم نمیدونم چه گناهی که ای...



☆ع ^___^ 1

درخواست حذف اطلاعات




وایی شو رو نگا کن ببینید چقدر نازه نطرتون چیه؟! ایاتو...بالا ه به آرزوی سلطان شدنت رسیدی! ایاتو:بله رسیدم مبارک باشه دارین به چی نگا میکنین که دهن کو و یوما بازه یوما:هیچی...هیچی اصلا چیزی نیست تو گفتی و منم باور یوما کو:داشتیم به یه نگا میکردیم آه...شما که چیزی نمیگین پس برم بعدی عه عه...لایتو مواظب باش پشت سرت لایتو:پشت سرم چی نگا کن لایتو نگا کرد خشکش زد صورتش: وایییییی شو آدم برفی شده دوستان شو چقدر بهت میاااااد شو :بزار بخوابمممممم انگار هیچ نم...



(150)

درخواست حذف اطلاعات




خوبم .. خیلی خیلی خیلی خوب .. امتحان فناوری چهارشنبه لغو شد,و چ لذت بخش ... ایشالا کلا کنسل بشه ..شب رفتیم بیرون دور دور اول رفتم امپول زدم رو ب راه بشم یکم ... خوب خوب شدم بعدشم رفتیم میدون بسیج و دوباره عمو ایناهم اومدن .. امشب رسولشونم بردن و به شدت مرگ متاسفم که پسر عمومه .. یعنی اگر میشد یکیو از فامیل پاک کنم این بود .. اصلا ازش,خوشم نمیاد .. عمو مرتضی ایناهم اومدن ..وایییییی مهلااا ... عاشقشممم .. اینقدر بامزه شده ک حد نداره ... متین اذیتم میکنه نمیذاره...



ب دوباره .....

درخواست حذف اطلاعات




سلام خوبین بچه ها؟ من ب مجبورا آمپول زدم. بابا زنگ زدن بپرسن امتحانم چه جوری بود که منم بینی ام گرفته بود و همش عطسه و ... گفتن مهرداد ح بده آره؟ گفتم نه بابا خوبم گفتن آره معلومه از صدات . مگه قرار نبود ح بد شد آمپول بزنی؟ گفتم چرا. گفتن خب پس چرا گذاشتی اینجوری بشه ح ؟ گفتم بابا به جان خودم خوبم . گفتن بدون هیچ حرفی همین الان پا میشی میری یه آمپول میزنی و قطره ... میگیری میریزی تو بینی ات تا ح خوب شه خج نمیکشی مهرداد؟ گفتم بابا نه توروخدا نه. حالم خو...



خاطره ❤sepideh ????جون

درخواست حذف اطلاعات




خاطره ❤sepideh ????جون سلامممممم دوستای گلمممم???????????? امیدوارم حال دلتون اونقد خوب باشه که همیشه نوای آذری بنوازه???????????????? خاطره من مربوط به یه سال پیش میشه که سرماخوردم و خوددرمانی هم جواب ندااد???? بالا ه با زور مامان راهیییی بیمارستان شدیممم???? توی ماشین فقط فکرم پیش امپول بود???????? و مثل همیشه از استرس امپول دستام یخ کرده بود ???????????? بالا ه رسیدیم و نوبت گرفتیممم بعدد چند دقیقه داخل اتاق شدیم روی صندلی بیمار نشستممم و شرح حال دادمم این بار واقعا...



ب دوباره .....

درخواست حذف اطلاعات




سلام خوبین بچه ها؟ من ب مجبورا آمپول زدم. بابا زنگ زدن بپرسن امتحانم چه جوری بود که منم بینی ام گرفته بود و همش عطسه و ... گفتن مهرداد ح بده آره؟ گفتم نه بابا خوبم گفتن آره معلومه از صدات . مگه قرار نبود ح بد شد آمپول بزنی؟ گفتم چرا. گفتن خب پس چرا گذاشتی اینجوری بشه ح ؟ گفتم بابا به جان خودم خوبم . گفتن بدون هیچ حرفی همین الان پا میشی میری یه آمپول میزنی و قطره ... میگیری میریزی تو بینی ات تا ح خوب شه خج نمیکشی مهرداد؟ گفتم بابا نه توروخدا نه. حالم خو...



خاطره مهدیه افراسی عزیز

درخواست حذف اطلاعات




خاطره مهدیه افراسی عزیز به نام خدا سلام به همه دوستان خوبم????خب فکر کنم همگی منو بشناسین این قدر که واستون کامنت گذاشتم.???? اما خب مجدد یه بیو میدم.مهدیه افراسی هستم.یک سالی میشه که به این وب میام و خاطرات خوب دوستان رو میخونم.با اسم واقعیم هم اومدم.26 ساله - مجرد - فوق لیسانس ی هسته ای و همچنان دنبال کار (البته تازه درسم تموم شده???? ) تک فرزند( که بد دردیه????).والا من چون ترسی از تزریق ندارم (البته تا 12 سالگی داشتمااا????) نمیخواستم خاطره ای هم بذارم.ام...



اون خوشاله و داره کنار دوز پــِـزَر گورجس ــِش زندگیشُ میکنه :")

درخواست حذف اطلاعات




کیت کتی کِ موعاشُ با چنگال شونه میکنه اومده براتون قصه بگه،قصهء princess ــی کِ توو روز بِ دنیا اومدنش عین رویاهاش خیلی damsel in distress طوری توسط پرینسِ داستان سو رایز شد :قلب .. از کجاش بگم واستون دوس داشتنی ــآم؟ ^_^ همیشه واسه تولدم خیلی ذوق داشتم ولی امسال ازونجایی کِ خیلی فرق در کنار ِ ذوقش ولی انتظار خاصی هم نداشتم،و دقیقن توو زمانی کِ من رویامُ رها کرده بودم،حباب صورتی اونو برام آوردش ^_^ حالا قضیه چی بود؟ لــــــومز از چن هفته قبل برنامه ریخته بو...