پیدا





پرکلاغی

۸۵۲

درخواست حذف اطلاعات




س.ف وقتی از نیما حرف میزد بغض کرده بود میگفت شد پونزده سال...میگفت ضربه بدی تو این سالها خورده . بعد ی لحظه تو چشمهام نگاه کرد و درحالی که گیسوهای پرکلاغی آشفته روی پیشونی ش رو با دست به زیر شالش هل میداد گفت: من که م تو هیچ شرایطی قطع نمیشد، دوسال ه نمی خونم س... من خیره به آبمیوه ای،شدم که جلوم بود......



شعری در مورد عشق های امروزی

درخواست حذف اطلاعات




این روزا عمر عاشقی دو روزه الهی پیر عاشقی بسوزه بلا به دور، از اون دلای عاشق که عاشقند و شنبه فارغ گذاشته روی میز من، یه پوشه اسامی عشقای بنده توشه زری، پری، سکینه، زهره، سارا وجیهه و ملیحه و ثریا نگین و نازی و شهین و نسرین مهین و مهری و پرند و پروین چهارده فرشته و دو اختر دو لیلی و سه اشرف و دو آذر سفید و سبزه و گندمی و زاغی و قهوه ای پرکلاغی هزار اسم خانمه تو این لیست با عده ای که اسمشون یادم نیست گذشت دوره ای که ما یکی بود خدا و عشق آدما یکی بود ...



گرد مثل گردو

درخواست حذف اطلاعات




کمی پا بلندی میکنم و دستم را به شاخه درخت گردو نزدیک میکنم، گردویی میچینم و یاد حرف مادر می افتم دختر مثل درخت گردو میماند هر ی سنگ میزند تا قسمت و نصیب که باشد بر زمین بیافتد چرا درخت گردو؟ چرا درخت سیب یا هلو وشلیل نه؟ هیچ وقت از مادرم نپرسیدم چرا دختر را به گردو تشبیه میکرد وشاید هم هرگز نپرسم. شاید به خاطر سرسختی درخت گردو. آ شنیده ام چوب گردو محکم و مقاوم میباشد. نمیدانم هر چه هست ریشه ای است. گردو را بو میکشم چیزی انگار در جسمم زنده میشود.......