پیدا





پسره خوددرگیر

پسر خوب....

درخواست حذف اطلاعات




مشخصات یک پسر خوب: 1- پسره خوب تنهایی میره سینما وپارک - 2. یه پسره خوب بعد از تک زنگ سراغه تلفن نمیره - 3. یه پسره خوب وقته برگشتن به خونه ماشینش بوی اُدکلنه زنونه نمیده- 4. یه پسره خوب تو کلاسّه تا شعاع 3 متری هیچ خانومی نمیشینه - 5. یه پسره خوب پس از اتمام صحبت گوشی تلفنو بوس نمیکنه - 6. یه پسره خوب وقتی میاد خونه قرمزیه رُژه لب رو صورتش دیده نمیشه - 7. یه پسره خوب بعد از شنیدن اسم جنّیفر لپز استغفرالله میگه...



حکایت عشق های امروزی...

درخواست حذف اطلاعات




حکایت عشقای امروزی????پسره : میخوای از پیشت برم؟دختره : حتے فکرشم نکن!پسره : دوسم داری؟دختره : البتہ،هر روز بیشتر از دیروز!پسره : تا حالا بهم خیانت کردی؟دختره : نہ،برای چے میپرسے؟پسره : منو میبوسے؟دختره : معلومہ هر موقع بتونم.پسره : منو ول می کنے؟دختره : دیونه شدی،من همچین آدمے هستم؟پسره :میتونم بهت اعتماد کنم؟دختره : بلہ!پسره : عزیزم؟چند ماه بعد ...حالا ... از پایین به بالا بخونید (:...



از کجا فهمیدی؟

درخواست حذف اطلاعات




دو تا نی نی پیش هم خو ده بودند پسره :تو دختللللی؟ دختره :نیدوووونم! پسره :خوب بذال ببینم! میره زیر پتو پسره :دختللللی!! دختره :اَاَاَاَاَاَ؟ از کجا فهمیدی؟ پسره :آخه جولابات صولتیه!...



جامدادی

درخواست حذف اطلاعات




پسره سر کلاس جامدا و در آورد دختره بهش گفت: هه! کیف آرایشه؟! ???? پسره ام گفت: آره????پنج شنبه شب خونه ما جا گذاشتی! ???? دختره: ????پسره: ????بچه ها: ????????...



کفش فروش

درخواست حذف اطلاعات




ووووی خدا این پسره امروز چرا اینجوری کرد هنوزم بهش فک میکنم یه جوری میشم وووووووی???????? پ.ن:مشهد پاساژ آسمان پسره ی کفش فروش...



پسره چه تیز و زرنگه????خوب چسبوند????

درخواست حذف اطلاعات




پسره تو کلیسا نشسته بوده، یهو می بینه یه دختر خیلی خوشگل میاد تو. میدوه میره پشتِ یه مجسمه قایم میشه. دختره میاد میشینه جلوی محراب و میگه: ای خدا! تو به من همه چی دادی ، پول دادی ، قیافه دادی ، خانواده خوب دادی... فقط ازت یه چیز دیگه میخوام... اونم یه شوهر خوبه ...یا حضرت ! خودت کمکم کن! پسره از پشت مجسمه میاد بیرون میگه: عیسی هل نده! هل نده زشته ، خودم میرم!...



هنوز داره جمع می کنه ???????? صرفا جهت خنده ( برگرفته از تلگرام )

درخواست حذف اطلاعات




دختره به پسره میگه اگه میخوای باهات باشم باید جم کنی الان چند ماهه پسره رفته روستا جمع کنه... ????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????شمام اگه اضافه دارین بدین ثواب داره.... نخند جم کن ...????????????...



دخترهای شکاک و نامه رسان 1

درخواست حذف اطلاعات




پسره داش مییگف نه خ مرمر ادب داره.... مهدیه هم پششت ببندشش مرمر از هر لحاظ عالیه .....امروز دوس دختره پسره بهم پیی ام داده بود فک کرده بود چیزی هس بین من و ا ش ...مهدیه مرسی خواهر واقعا...



به پسره گفتم که دارم میخونم. عین خیالش نبود!

درخواست حذف اطلاعات




یه وب پیدا که پسره داره برای عشقش مینویسه و عشقش هم جوابش رو میده. از این وب دو نفره ها که هیشکی هم آدرسشو نداره. امروز داشتن از ایده های خاک برسریشون مینوشتن. فاش! اتاق خو بود برای خودش...



امروز ... !!!

درخواست حذف اطلاعات




به نام خدا سلام پسره اومده پی وی من و با ضمیر دوم شخص مفرد صدام می زنه. هی سعی بفهمونم بهش که شما درسته نه تو... بعدش دیدم یکم پیام دادناش زیاد شده... یکم مشکوک شدم. بعدش دیدم نمره فلان دوستم رو هم می خواد... یه پرسشی و بهش گفتم. بازم دیدم داره پیام می ده... حدس زدم دلش پیش دختره گیره و می خواد واسطه شم و همین طور هم بود... حالا ببینم جیکار می تونم م... پسره بدجوری دلش گیره... دو سالی هست عاشق شده... دوستمم دختر چادری و خوشگلی هست... البته از شماره پسره پیداست...



یک اشتباه خطرناک

درخواست حذف اطلاعات




پسره به تمام پسرا گفته ماجرارو! ابروی نگینم رو هواس الان پسره اومد پی ویم و من چنان مودبانه شستمش کنار گذاشتنش که جرئت نکرد حرف بزنه !قبلش رفته بود پی وی رمیصا باهاش در مورد نگین صحبت کرده بود! محیط کوچیکه بسته اس حرف زود توش میپیچه ! باید اسع بری اسه بیای ک گربه شاخت نزنه!ولی این پسره بدش نمیاد مثکه! چون به همه گفته! پسره واقعا ادم مز فیه! خیلی خطرناکه!من واقعا ترسیدم خدا ته این ماجرا رو بخیر بگذرونه! به نگین و رمیص گفتم از فردا نه میخندین نه شوخ...



خخخخخ

درخواست حذف اطلاعات




آدم خوره با پسرش رفته بودن آدم شکار کنن، یه زنه رو میبینن خیلی چاق بوده، پسره میگه بابا اینو بخوریم؟ باباهه میگه: نه این همش چربیه، به درد نمیخوره. میرن تا به یه زنه لاغره میرسن، پسره گرسنش شده بوده، میگه: بابا جون اینو بخوریم؟ باباهه میگه: نه بابا این خیلی لاغره فایده نداره. دوباره راه میفتند، بعد از یک مدتی میرسند به... یه زنه خوشگلِ باحال. پسره دیگه داشته از گشنگی ضعف میرفته، میگه: بابا جون دیگه اینو بخوریم؟ باباش میگه: نه پسرم، اینو میبریم خ...



پسره ی خوددرگیر

درخواست حذف اطلاعات




اگه یادتون باشه یبار تعریف امتحان شیمی داشتم از ماشین حساب ک غیرمجاز بوداستفاده و یه پسری لو داد.. حالا بگم از کلاس شیمی دیروز... مستر داشت درس میداد که خ ش عاشق این معلمم:) فکر بد نکنینا فکر کنم40 و خوردی قریب به 50سالشه..خیلی اقای با درک وشعوری و یه جورایی حس پدرانه بهم منتقل میکنه:) از بحث دور نشم!اهم اهم مستر درس میداد یه سوال پرسید که هیچ جوابشو بلد نبود منم بلد نبودم منتهی یه جا یادداشتش کرده بودم هنوز نخونده بودمش..از روی دفترم جوابو گفتم که ب...



پسر کو ندارد نشان از پدر????????

درخواست حذف اطلاعات




???? خندون خان ????:معلمه پدرشاگردش رو احضار میکنه مدرسه...فرداش پدره میاد میگه چی شده؟مشکل چیه؟معلمه میگه بچه ی شما خیلی خنگه..!پدر:یعنی چی؟معلم:الان بهتون میگم..نگاه کنید...به شاگردش میگه برو ببین من تو حیاط مدرسه ام؟پسره میره و میادمیگه نه خانم معلم توحیاط نبودید..معلم میگه شاید تو دفتر مدیرم برو اونجا رو ببینپسره دوباره میره ومیاد میگه نه خانم اونجا هم نبودید...معلم به پدر پسره میگه ببینید..ببینیدچقدر بچتون خنگه...پدر میگه: خب شاید رفتی مرخصی ......



دوعا نویس

درخواست حذف اطلاعات




پسره ی میکرده مادرش بردتش پیش دعانویس دعا نویس گفته الان ی دعایی میدم ک بچت دیگ ی نکنه خلاصه تموم میشن ومیان برگشتنا پسره اروم اروم میامده مادرش میگه چرا اروم میای؟ میگه کفشای دعانویسه واسم گشاده...



مرگ _عشق

درخواست حذف اطلاعات




یه روزی????دختری????پسری رو???? تو خیابون????میبینه ????ازش خیلی???? خوشش میاد. ولی هر کاری????میکنه پسره محلش نمیزاره.???? ♂ خلاصه دختره???? دل پسره رو به دست میاره ???? روز ها میگذره????????و عشق اینا هر روز شدید تر میشه???? سال ها میگذره ????یه روزی ????پسره????با خودش فک میکنه???? و میگه که عشقم امتحانش کنم???? ♂ زنگ میزنه????و میگه????عشقم من یه☝️بیماری خطر ناک دارم???? که ا????جواب یکی ☝️دو✌️ روز????بیشتر???? ♂زنده نیستم???? دختره اشک???? تو چ جمع میشه???? میگه????عشقم جونم عمرم?...



نوع فکر

درخواست حذف اطلاعات




یه پسربچه کلاس اولی به معلمش میگه :خانوم معلم من باید برم کلاس سوم معلمش با تعجب میپرسه برای چی ؟ اونم میگه :آخه خواهر من کلاس سومه اما من از اون بیشتر میدونم و باهوش ترم . توی زنگ تفریح معلمه به مدیر مدرسه موضوع رو میگه اونم خوشش میاد میگه بچه رو بیار تو دفتر من چند تا تست ازش بگیریم ببینیم چی میگه معلمه زنگ بعد پسره رو میبره تو دفتر بعد خانوم مدیره شروع میکنه به سوال خوب پسرم بگو ببینم سه سه تا چند تا میشه اونم میگه نه تا دوباره میپرسه نه هشت تا...



اگه بمیری برات گریه نمیکنم ...منم میمیرم

درخواست حذف اطلاعات




دختره از پسره پرسید:من خوشگلم؟ گفت:نه... گفت:دوسم داری...؟! گفت:نچ گفت:اگه بمیرم واسم گریه میکنی؟ گفت:اصلا... دختره چشماش پراز اشک شد.هیچ حرفی نزد... پسره بغلش کردو گفت: تو خوشگل نیستی زیباترینی... تورو دوست ندارم ...عاشقتم... اگه بمیری برات گریه نمیکنم ...منم میمیرم...



روز

درخواست حذف اطلاعات




امروز نگینو و بکی از پسرای کلاسو دست تو دست هم. گرفتن جلو امروز با پسره فیزیک داشتم نگینو رمیصام کلاس دانش خانواده داشتن کلاس اونا ک تموم شد اومدن پیش من ! میدیدم سره کلاس پسره همش بر میگرده سمتم اقا قیافه ی مگین عین گچ دیوار بود گفتم چی شده با چشمای اشکی گفت صبا کارت دانشجوییمو گرفتن کپ قشنگ!!!! گفتم بیا بریم حراست من یه ذره جیغ جیغ کنم خواهش تمنا کنم کارتتو پس بدم مگه به حرف میکرد حالا رمیصا زنگ زد ب سجاد سجادم گفت زنگ میزنن به مامان باباهاشون ?...



محرم

درخواست حذف اطلاعات




امروز دوم محرم بود .الان میخوام یکی از خاطرات محرممو براتون بگم دبیرستانی که بودم یه پسره بود تو دسته میخوند وصداش خیلی قشنگ بود.منم که خیلی ازش خوشم می اومد یه بار داشتم برا همکلاسیم میگفتم که یه پسری هست مغازش فلان جاس و تو دسته میخونه ومن ازش خوشم میاد که یهویی دوستم گفت کی؟ حامد؟؟؟؟؟؟اون میشه پسر عموی بابام میخوای شمارشو بدم بهت؟؟؟منم که انگار دنیارو بهم داده بودن خلاصه دوستم شمارشو از تو گوشی باباش کش رفته بود و برا من فرستاد.منم خونه ی...



پارازیت 7

درخواست حذف اطلاعات




پسره ی احمق بهش لطف پیغام دادم سلام کتابامو میخوای ؟ نگهش دارم؟ چون گفته بود میخواد کنکور انسانی بده و کتابامو براش نگهدارم جواب داد سلام نه مرسی بعد الان دیدم جوابشو بعد از اینکه خوندم پاک کرده! منم رفتم پیغاممو پاک ! پسره ی فکر کرده کیه ,احتمالا میخواد به دوس دخترش نشون بده بگه ببین من جوابشو نمیدم , بزدل +ایشون همون نوه عمم هستن که قبلا هم درموردش نوشته بودم!...



عاقبت نامزد بازی یواشکی!

درخواست حذف اطلاعات




دختره تکیه شو داده بود به دیوار در حالی که میلرزید و آروم آروم گریه میکرد ؛باباش با یه حال زار زل زده بود به پسره! پسری که جررر خورده بود و دراز به دراز رو زمین پخش شده بود!! به سگه نگاه می که ریل نشسته بود و صحنه جرم رو تماشا میکرد!! انگار نه انگار همین چند لحظه پیش پسره رو به گ*ا داده بود!! دختره جدیدا عقد کرده؛ دیده باباهه خوابه؛ صاحب خونه هم که خونه رو سپردن دست اونا ؛ خونه هم بزرگه؛ درختام که سر به فلک کشیده ؛کلا همچی واس یه نامزد بازی یواشکی رد...



294.همکلاس احمق

درخواست حذف اطلاعات




موندم این پسره چی میخاد تو .... روز اول اومده به یکی پیشنهاد داده ... حالا اون گفته نه و فلان ... رفته به عشقم و دوستش گفته بیایین با ابوالفضل چهارتایی بریم بیرون ... حال اون فک کرده من به پسره گفتم که اونو هم بگن بیاره ... حالا منو بلاک کردی؟؟؟ من بخدا روحمم خبر نداشت ... چرا اخه .... من باید اب بشم ... من بخدا اصن با ی بیرون نرفتم و اصنم نگفتم که با هر کی بیرون برم ... اون از طرف خودش خاسته یا با تو یا با رفیقت دوست بشه ... این وسط اسم منو اورده ... چه ادم ه این ...ا...



355.شاید روزای آ

درخواست حذف اطلاعات




خیلی وقته درگیر کارامم و وقت نوشتن ندارم ... شاید بزودی رفتم از اینجا ...تا جا رو برای اون و اش باز کنم ... ولی حق اون پسره هم بود ...چطور نفهمید دوستش نداره و داره ازش استفاده میکنه ... درسته که بهم نگفت برگردم ولی تمام مدت میدونم کع درگیر بود که به خودش بقبولونه که از ترک من پشیمون نیست ... الان که فکرشو میکنم شایپ دنبال بهونه ای بود که از این پسره جدا شه ... حالا نه بخاطر من ...فقط میخاس یه داستان بسازه ... فک از سه چهار سال پیش تا نوروز قبل با یکی باشه و ی...



# چند عدد روز نوشت پیشِ ۲

درخواست حذف اطلاعات




(این قسمت دوم همون دفعه ست که رفتم ید لوازم آرایشی ) خیلی شیک و مجلسی تصمیم گرفتیم بریم یک عدد بستنی بخوریم وقتی رفتیم به سمت بستنی فروشی مربوطه متوجه شدیم که عهههههه چقدر طبقه پایینش شلوغه پس با هزار بدبختی هلک و ک از اون پله های کذاییش رفتیم طبقه ی دومش که تا رسیدیم بالا من شاخکام ت خورد و دیدم بلههههه :)))) بعد از مدت ها بالا ه بک عدد سوژه ی خفن نصیبم شد یه دختر و یه پسر توی حلق هم نشسته بودن و دختره تابلو بود چند سالی از پسره بزرگتره و با یه آرای...



# چند عدد روز نوشت پیشِ ۲

درخواست حذف اطلاعات




(این قسمت دوم همون دفعه ست که رفتم ید لوازم آرایشی ) خیلی شیک و مجلسی تصمیم گرفتیم بریم یک عدد بستنی بخوریم وقتی رفتیم به سمت بستنی فروشی مربوطه متوجه شدیم که عهههههه چقدر طبقه پایینش شلوغه پس با هزار بدبختی هلک و ک از اون پله های کذاییش رفتیم طبقه ی دومش که تا رسیدیم بالا من شاخکام ت خورد و دیدم بلههههه :)))) بعد از مدت ها بالا ه بک عدد سوژه ی خفن نصیبم شد یه دختر و یه پسر توی حلق هم نشسته بودن و دختره تابلو بود چند سالی از پسره بزرگتره و با یه آرای...



ابکی مثه سوپ

درخواست حذف اطلاعات




از مرغ و گرشت و مشتقاتش متنفرم ???????? ♀️ شیطونه میگه بزنم تو کاره وِجِتِرین و این قرتی بازیا???????? ♀️???????? حوصلم سر رفته هوای اون رمان چرتای دوران دبیرستانو ❤️???? که فارغ از هیاهو زندگی زود مینشستم مشقامو مینوشستم که تا صبح راحت بتونم رمانمو بخونم سره کلاسم میخو دم????????وای یادش بخیر پسره بی محلی میکرد به دختره اشک میریختم دختره پسره رو ضایع میکرد ذوق می ????????چی بودم خ ???????????? ♀️ یادش بخیر عه فردام که تعطیله بابام که داره میره ترکمنستان ????الان ...



واکنش آقابابک به مطلب(پسره رومن دوستش داشتم و دارم و هنوزهم بهش فکر می کنم :)

درخواست حذف اطلاعات




پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶ ساعت: 15:1 توسط:بابک سلامحرفای قشنگی زدی فدات پاسخ: سلامنمیدونم بادقت پستوخوندی یانه؟حرفای من نیست.حرفای سرکارخانم(ب) است.بنابراین نمیدونم(فدات وبوسه)رو براکی فرستادی!؟چیکارکردی؟ ب ازت خواستم براجوونا فکرکنی تاگرفتار یاشون کمترشه. به جایی رسیدی؟ وب سایت ایمیل پسره رومن دوستش داشتم و دارم و هنوزهم بهش فکر می کنم :...



یه داستانِ تلخِ معمولی

درخواست حذف اطلاعات




یه آهنگِ خز و تاریخ مصرف گذشته دارم گوش میدم که به شدت تلخه . خواننده داره در مورد عشقی حرف می زنه که ولش کرده . خب اینکه یه مسله ی عادیه تو شعر و ترانه . اما اینجاش با حاله که داره از مرام و معرفت دختره تعریف می کنه که بدون بهونه ولش کرده . میگه بازم گُلی به گوشه ی ج که رُک و راست بهش گفته که من یکی دیگه رو می خوام . بعد دختره کلی معذرت خواسته از پسره و گفته خیلی مَردی ولی باور کن شرمندتم من یکی دیگه رو می خوام ! ..بعد پسره خیلی ناراحت میشه و به پهنای ص...



پسره همکلاسیه کمرو

درخواست حذف اطلاعات




امروز سرکلاس ی پسره پیشم بود واقعا توی تایپم گیر داشت اصن اعتماد ب نفس نداشت میخواستم بدم کار کنه یاد بگیره هی میگفتم کار کن یاد بگیری استرس میگرفت بدتر اب میکرد اصن هول میشد حرفشم نمیفهمیدم احساس می صدام میکنه میگم جانم هول میکنه #هنوز داریم همچین پسرایی مگه؟ نمیدونم ش بود یا واقعا خوبه پ.ن: دوستم میگه نباید به همچین ادمایی بگی کار کن باید ببینه یاد بگیره اینجوری بدتر هی اب میکنه و اعتماد بنفسشو از دست میده نمیدونم کارم اشتباه بود یا درست و...



داستان مصور خواستگاری پسرها و چند مورد درباره پسرا

درخواست حذف اطلاعات




داستان مصور خواستگاری پسرها و چند مورد درباره پسرا مورد داشتیم پسره با آرایش رفته بیرون ، خواهرش غیرتی شده زدتش! ........................... مورد داشتیم: آقا دیگه کار از ابرو برداشتنو شلوار قرمز پوشیدنو گوشواره انداختن پسرا گذشته!امروز یه پسر دیدم وسط دعوا داشت جیغ میزد! ................................................................. موردم داشتیم پسره با نامزدش یه آرایشگاه میرفتن! ....................................................................... مورد داشتیم پسره رو در حال گریه دیدنبهش گفتن: چرا داری گریه ...



زوج خوشبخت

درخواست حذف اطلاعات




چهار راه پاساژ،یک زوجِ خوشبخت،دست در دست هم دارند از خیابان رد می شوند.پسرک پشتِ ماشینِ مدل بالایش دستش را زیر چانه گذاشته و دارد رفتنشان را نگاه می کند. به مامان نشانش می دهم. میگوید:خدا قسمت همه جوان ها کند...چقدر گناه دارد... +من مانده ام چرا هرچی دلسوزی می شود برای پسرهاست.همه میگن:پسر عذب در ازای هرشب که مجرد سرشو زمین میزاره کلی گناه داره. همه میگن:پسره این صحنه را دید گناه داره. عروسی هم که می شود همه باز به پسره رو میکنند و...ولی هیچکی نمیگو...



سکه

درخواست حذف اطلاعات




دختر اصفهانیه به ش میگه : شب بیا دم خونه مون ، اِگه موقییت خُب بود یه سکه میندازم پایین ینی بیا بالا شب میشه دختره یه سکه میندازه پائین ولی هر چقدر صبر میکنه می بینه پسره نمیاد بالا... سرش رو از پنچره میاره بیرون می پرسه : آ چرا پَ نی میای؟! پسره میگه : دارم دنبال سکه میگردم دختره میگه : بیا بالا دست خودمس ، بهش کش بسته بودم...



-245-

درخواست حذف اطلاعات




این چه رابطه ایه که وقتی به پسره خوش میگذره دختره فقط حرص میخوره؟...



پسره چندش

درخواست حذف اطلاعات




خدایا آخه موندم هدف از خلقت همچین آدمایی چیه???? انقد ازش بدم میاد اصلا وقتی میبینمش چندشم میشه نگاهاش خیلی بده وقتی نگاه میکنه مو به تنم سیخ میشه???? یه وقتایی که گذری رد میشم و میبینمش حتی از پشتم سنگینی نگاشو حس میکنم ووووی خیلی بده یه جوری نگاه میکنه که احساس میکنم مو هیچی نپوشیدم???????? ههه شانسه منه یه امروزه رو صبح زود بیدار شدم، ساعت حدود ٧ بود رفتم پشت پنجره مثلا بیرونو ببینم شارژ شم همچی که رو زدم کنار دیدم داره بالا رو نگاه میکنه پسره نک...



پارازیت17

درخواست حذف اطلاعات




با پست کیانا یاد یه پسره افتادم که بهم دایرکت داده بود تو اینستا ع پروفایلم فقط صورتمه که با لبخندم دندونام معلومه برام نوشته بود بی خاصیت فهمیدیم لمینیت کردی و اینا منم انقد خندیدم ,براش نوشتم انقد پر از حسادتی که تفاوت بین دندونای مرتب سفید و دندونای لمینیت رو تشخیص نمیدی بعد پسره نوشت میخواستی دندوناتو به رخ بکشی با اون ع زشتت , منم براش کلیپ قلی رو فرستادم که برای سوریلنده پسره رو از بچگی خانوادش میزدن و تو جامعه طرد شده بود , برای همین شب...



آدرس غلط

درخواست حذف اطلاعات




آدرس غلط ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﻪ ﭘﺴﺮه ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺮﻭ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ' ﻋﻤّﻪ ﯼ ﻋﻄّﺎﺭ ' ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺑﻨﻮﯾﺲ!!!ﮐﻞ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺭﻭ ﺑﺴﯿﺞ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ' ﻋﻤّﻪ ﯼ ﻋﻄّﺎﺭ ' ﻣﻄﻠﺐ ﺟﻤﻊﮐﻨﻦ،،، ﺁﺧﺮﺷﻢ ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﺟﺎ ﻧﺮﺳﯿﺪ!!! ﺍﺻﻼﻫﯿﭻ ﻣﻨﺒﻌﯽ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﭘﺪﺭﯼ عمّه عطّاری،ﻋﻄﺎﺭ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽﺷﺪ ...!!! مادر پسره ﺭﻓﺘﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺑﯿﺪﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺗﺤﻘﯿﻘﯽ است ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ام دادید؟!ﻋﻤّﻪ ﯼ ﻋﻄّﺎﺭ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺩﺭﺩ ﺑﭽﻪ ﻣﯽﺧﻮﺭﻩ ...



خیس

درخواست حذف اطلاعات




تهران گردی... تهران پردرد... + تو بی آرتی نشسته بودم یه پسره داشت با خودش حرف می زد، میگفت ز له فلان جا رو پیش بینی کرده و پیش بینی کرده، حرفایی از نائب زمان میزد.... 7سال زندان بوده...میگفت فک میکنین چرا من نباید کار داشته باشم، زن و زندگی داشته باشم...بنده خدا از حرف زدنش مشخص بود خانواده دار و باهوشه... -عی بابا + بعدش رفتم تئاتر شهر، تئاتر خیابانی ... بدبختی اینجاست اونجام دقیقا وقتی رسیدم که طرف داشت می نالید.... - از دست تو... + جالبش اینجاست اونجا که ن...



372.هم کلاسیا

درخواست حذف اطلاعات




دو ماهی میشه که رفتم ... نمی خواستم دیگه بیام...حتی نگا کنم وب رو چه برسه به پست گذاشتن ... ولی یهو دلم خواست داستان امروز و ناراحتی یه جورایی اینکه من احساس میکنم دلش ش ته رو بنویسم ... شایدم من اشتباع میکنم ولی اینطور بنظر رسید ... کلی داستان دیگه هست که بقیه رو توی دفترم نوشتم و اینجا حوصله و وقتش نبود ... خب از هم کلاسیم بگم ...دوتا دختر هستن هس نزدیک من و دوستم میشینن ...از خیلی وقت پیش احساس کردک یکیشون از دوستم خوشش میاد ... چون همیشه یه کارایی میکرد ...



فضول محله، من

درخواست حذف اطلاعات




اینکه پسر همسایه، صبح به صبح تو راه می ایسته، خب به من ربطی نداره، منتهی، اینکه این، یک پسر عرب هرزه هست، اقلا بیست سال بزرگتر از دختره، گمونم مداخله منو بطلبه! هان! نظر شما چیه؟ دختره بچه است و البته تنش میخاره وگرنه میرفت دورتر می ایستاد! به باباش بگم گاهی بیاد بدرقه دخترش؟ چرا این دخترها اصلا مراقب باباشون نیستند؟! این مامان نکبت چرا هیچوقت تنها تو مجتمع تردد نمیکنه؟ شاید بهتر بود به مامانش بگم و اون خودش یک تمهیدی رو چاق کنه. حیفه! میدونید...