پیدا





گرفت دقیقه

گرفت

درخواست حذف اطلاعات




امشب به یاد تک تک شبها دلم گرفت! در اضطراب کهنه ی غمها دلم گرفت! انگار بغض تازه ای از نو ش ته شد! در هاب خیس ورق ها دلم گرفت! از گفتن تمام غزل ها دلم گرفت... در انتظار تا که بگیرم خبر ز تو.... در آتش گرفته سراپا....دلم گرفت! متروکه نیست خلوت سرد دلم ولی از ارتباط مردم دنیا دلم گرفت!!...



شلاق زور

درخواست حذف اطلاعات




روزهٔ ما رنگ ریا را گرفت روی ریا بوی خدا را گرفت حیلهٔ چه از آن ریش و پشم رخنه زد و حاجی ما را گرفت موی سیاه و رخ آن دخترک روزهٔ چشم و دل و پا را گرفت شیخ و کدامین طلبه کز سخا آمد و دستان گدا را گرفت ؟ دین و سیاست همه جا شد یکی مکر و خیانت همه جا را گرفت جبر رسید زور نشست روی تخت باز سکوت داد و صدا را گرفت مرغک ما پَر کشید ابرِ سیه بختی هوا را گرفت آمد و داماد شرارت چنان : عقد و عروسی جفا را گرفت ننگ به هر رنگ و به شلاق زور حق تو و ما و شما را گرفت شیخ بگو...



دلم گرفت

درخواست حذف اطلاعات




هم در هوای ابریِ آبان دلم گرفت هم در سکوتِ سردِ زمستان دلم گرفت هرجا که عاشقی به مراد دلش رسیدهرجا گرفت نـم نـمِ باران...دلم گرفت با خنده گفتمش: به سلامت...سفر بخیر...وقتی که رفت، از تو چه پنهان...دلم گرفت بیرون زدم ز خانه که حالم عوض شوداز بس شلوغ بود خیـابان دلم گرفت امروز نیست، ولی با نبودنتمانند عصر ٔ تهران دلم گرفت... مجید_ترکابادی...



هر هر آنچه داد به آیینه پس گرفت

درخواست حذف اطلاعات




ای عشق! دل دوباره غبار هوس گرفتاز من گلایه کرد و تو را دادرس گرفت دل باز هم بهانة رفتن گرفت و بازتا بال و پر گشود سراغ از قفس گرفتگفتم به هیچ دل خود را نمی دهماما دلم برای همان هیـچ گرفتافسردگی به خسته دلی از زمانه نیستافسرده آن دلی ست که از همنفس گرفتلبخند و ریشخند ی در دلم نماندهر هر آنچه داد به آیینه پس گرفتفاضل_نظری...



طعم لب تو

درخواست حذف اطلاعات




بوسیدمت؛لب و دهنم بوی گل گرفتبوییدمت؛تمام تنم بوی گل گرفت گل های سرخِ چارقدت را تک وگل های خشکِ پیرهنم بوی گل گرفت با عطر واژه ها به سراغ من آم عرم،ترانه ام،سخنم بوی گل گرفت از راه دور فاتحه ای دود کردی ودر زیر خاک ها کفنم بوی گل گرفت تا آمدی، به میمنت بوی زلف تودر باغ،یاس و یاسمنم بوی گل گرفت ای امتزاج شادی و غم!در کنار توخندیدنم،گریستنم بوی گل گرفت گَرد از کتابخانه ی من بر گرفتی وتاریخ مرده و کهنم بوی گل گرفت خونِ تو دانه دانه شبیه گل انا اشی...



دلم گرفت - مجید ترکابادی

درخواست حذف اطلاعات




هم در هوای ابری آبان دلم گرفت هم در سکوت سردِ زمستان دلم گرفتهرجا که عاشقی به مراد دلش رسیدهرجا گرفت نم نمِ باران...دلم گرفتبا خنده گفتمش: به سلامت...سفر بخیر... وقتی که رفت، از تو چه پنهان...دلم گرفتبیرون زدم ز خانه که حالم عوض شوداز بس شلوغ بود خیابان دلم گرفتامروز نیست، ولی با نبودنت مانند عصر ی تهران دلم گرفت*مجید ترکابادی...



وقتی تورا از این دل تنگم خدا گرفت

درخواست حذف اطلاعات




وقتی تورا از این دل تنگم خدا گرفتبا من تمام عالم و آدم عزا گرفت شبهای بی تو ماندن و تکرار این سؤال:این دلخوشی ِساده ی ما را چرا گرفت؟ . درچشمهای تیره ی تو درد خانه کرددر چشم های روشن من غصّه پا گرفت . هی گریه پشت گریه و هی صبر پشت صبرهر شنید قلبش از این ماجرا گرفت . بعد از تو کار هر شب من جز دعا نبودهی ماس و گریه و هی نذر...تا گرفت . حالا که آمدی چه قَدَر تلخ و خسته ایاصلا!خدا دوباره تو را داد ؟یا...گرفت؟ شعر از بیتا ی...



ای باران گرفت

درخواست حذف اطلاعات




ای باران گرفت سیل آمد جان گرفت لحظه ها ارام بود نا گهان طوفان گرفت پیک رحمت قطره اب بیرق طغیان گرفت خنده ها کوچید و رفت گریه ها میدان گرفت زندگی از ریشه کند قدرت گرفت در بهاری چون خزان غنچه را اسان گرفت دست شب یده روز مادر تابان گرفت نا له ها زاییده موج راحت انسان گرفت کودکی در زیر اب دامن مامان گرفت ای عجب گ ار عشق شعله ای سوزان گرفت آب ؛ اتش زد چنار مرگ را مهمان گرفت شعر از یونس تقوی تقدیم به سیل زده گان مصیبت دیده اذربایجانشرقی روستای چنار عج...



متن زیبا

درخواست حذف اطلاعات




فتنه ی چشمِ تو چندان ره بیداد گرفت که شکیب دلِ من دامن فریاد گرفت آن که آیینه ی صبح و قدح لاله ش ت خاک شب در دهن آزاد گرفت آه از شوخی چشم تو که خونریزِ فلک دید این شیوه ی مردم کُشی و یاد گرفت منم و شمع دلِ سوخته، یارب مددی که دگرباره شبْ آشفته شد و باد گرفت شعرم از ناله ی عشّاق غم انگیزتر است داد از آن زخمه که دیگر ره بیداد گرفت سایه! ما کشته ی عشقیم، که این شیرین کار مصلحت را مدد از تیشه ی فرهاد گرفت...



دمی به ناز ، حجاب از رخت کنار زدی

درخواست حذف اطلاعات




اگر به رسم ادب از سرش کلاه گرفت نسیم باز مرا با تو اشتباه گرفت دمی به ناز ، حجاب از رخت کنار زدی پرنده پر زد و آهو رمید و ماه گرفت به روی گردنت افتاد تاری از گیسو تمام گردنه را یک تن از گرفت دلی چنین که تو داری تصاحبش سخت است مگر که آینه را می توان به آه گرفت تو را چنان وطنم از غریبه می گیرم اگر که دست تو در دست او پناه گرفت...



خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد

درخواست حذف اطلاعات




دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت آه از آیینه کـــه تصویـــر تـــو را قاب گرفت خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد کشتی ام را شب طوفانی گرداب گرفت در قنوتـــم ز خدا «عقـل» طلب مــــی «عشق» اما خبر از گوشة محراب گرفت نتوانست فـــرامــــوش کند مستــــی را هر که از دست تو یک قطره میِ ناب گرفت کـــی بـــــه انداختن سنگ پیاپـی در آب ماه را می شود از حافظة آب گرفت؟!...



# پست ارسالی

درخواست حذف اطلاعات




اشتیاق با تو بودن در سرم آتش گرفتناگهان در اشتیاق آ م آتش گرفتباورم شد رفته بودی رنگ قلبم زرد شدباورم تا شد که رفتی،باورم آتش گرفتمرغ بی بال خیالم عزم بام وصل کردعزم بام وصل کرد و در برم آتش گرفتپیکرم نیلوفری شد بوی نام تو شنیدبوی نام تو که آمد پیکرم آتش گرفتآمدم تا باده ی یاد تو در ساغر کنمباده در ساغر که ،ساغرم آتش گرفتدفتری پر از نگاهت پیش چشمم باز بوداز نگاه پر شرارت،دفترم آتش گرفتخواب در چشمم نمی آمد از آن روز وداعخپاب در چشمم که آمد،بست...



امید عافیتم بود روزگار نخواست

درخواست حذف اطلاعات




شب آمد و دلِ تنگم، هوایِ خانه گرفت دوباره گریه ی بی طاقتم ، بهانه گرفت شکیبِ دردِ خموشانه ام دوباره ش ت دوباره خِرمنِ خا ترم زبانه گرفت نشاطِ زاری شد و به شعر نشست صدای خنده فَغان گَشت و در ترانه گرفت زِهی پَسند کماندار فتنه کَز بُنِ تیر نگاه کرد و دو چشم مرا نشانه گرفت امید عافیَّتم بود روزگار نخواست قرار عیش و امان داشتم زمانه گرفت زِهی بَخیلِ ستمگر که هر چه داد به من به تیغ باز ستاند و به تازیانه گرفت چو دود بی سر و سامان شدم که برقِ بَلا به ...



شهادت غنچه ی نشکفته به گلستان علی حضرت محسن تسلیت باد ...

درخواست حذف اطلاعات




پشتٍ در تا جای یار من گرفت شعله ی در را بر سر دامن گرفت میخ کارش وصل بود حیف میخِ در یار مرا از من گرفت از خج جای آتش جای دود رنگ سرخی، صورت آهن گرفت در همانجا پشت درب باغچه غنچه ی نشکفته ام مدفن گرفت بی حیایی که ز بغض باغبان خنده ی گل را از این گلشن گرفت.... ....بعد ها در نامه ای که داده بود کشتن یار مرا گردن گرفت گفته بود آن روز وقتی فاطمه پشت درب خانه اش مأمن گرفت.... ....بر دلِ در آنچنان با پا زدم که دل هر دوست ، هر دشمن گرفت اللهم عجل لولیک الفرج بحق مح...



وحید عمرانی

درخواست حذف اطلاعات




تا مهر تو را به خود دلِ تنگ گرفت رسم دل تو پیروی از سنگ گرفت سرخی لبت به ذات خود قائم نیست از خون دل عاشق من رنگ گرفت...



شب عاشورا ...

درخواست حذف اطلاعات




ناله هایت از دل ارباب قوت را گرفت یک شهاب آسمانی ماه عترت را گرفت بعد تو بی حرمتی ها به حرم آغاز شد خوب شد تیری رسید و هر دو چشمت را گرفت...



18 تکنیک برای آرام شدن در 5 دقیقه

درخواست حذف اطلاعات




برای غلبه بر استرس های روزانه، نیاز به سفر نیست و راه های سریع تری هم پیدا می شود. دوایی،روانشناس، عضو عیات علمی پژوهشکده علوم شناختی ایران در هفته نامه زندگی مثبت نوشت:در صندوق پست الکترونیکی تان 364 ایمیل تازه دارید، تلفن میز کارتان مرتب زنگ می خورد؟ چای روی شلوار تازه تان ریخته و آن را کثیف کرده، جلسه 5 دقیقه دیگر شروع می شود و شما هنوز تایپ گزارشتان را تمام نکرده اید؟ الان بهترین زمان برای این است که آرامش پیدا کنید! سفر به یک جزیره خوش آب و...



چهره ی آیینه ها را غم گرفت ( بنفشه انصاری، پرتو )

درخواست حذف اطلاعات




چهره ی آیینه ها را غم گرفت رفتنت احساس را در، دم گرفت مانده ام تنها و خسته بی نصیب، در نبودت واژه را ماتم گرفت #پرتو...



من در حرم...

درخواست حذف اطلاعات




خوشا به حال آن دلی, که رنگ مرقد تو شدخوشا به حال آن سری, که سوی مقصد تو شد...!!.خوشا به حال محفلی که بوی نوحه ات گرفتکه هر دلی در آن ش ت, شهید مکتب تو شد...!!.خوشا به حال عاشقی که مهر بندگی گرفتبه یک نگاه نامی ات, اسیر مشرب تو شد...!!.خوشا به حال کافری که عشق تو به دل گرفتبه یک حسین گفتن اش, دخیل منصب تو شد...!! ..خوشا به حال شاعری که شعرش از تو بو گرفتو هر کجا قدم گذاشت, سفیر مذهب تو شد...!! . #صادق_اصغری#نایب_ا یاره.در حرم #سبز یار..????❤ @shear_saabz ????????...



عشق گمشده

درخواست حذف اطلاعات




گفت هیچ دقت کردی که تو دنبال عشق گم شده می گردی خندم گرفت گفت چرا می خندی گفتم گمش ن که تازه پیداش علی رغم میل شدید باطنیم بغض گلوم رو گرفت و زدم زیر گریه گفت بغض داری خب گریه کن خندیدم مشاجره ای نه چندان جدی ولی عجیب بینمون پکل گرفت صبح شد تو ماشین گفت تو می دونستی که من صبحونه نخورده سوار ماشینم بازم بغضم گرفت...



باید گرفت

درخواست حذف اطلاعات




گوئی که از چشمان تو الهام میباید گرفتاز آن لب عن هم پیغام می باید گرفتبیرون زجَنت گَشتٌهً اًم باخوردن یگ دانه سیباین جاذبه در قلب توست آرام می باید گرفتبا هر طنین عشق یار، دست و دلم لرزان شوداز آن نگاه دلربا ای دیده کام باید گرفتبی تابم و راهی شدم در میکده ساقی بیاجامی دگر بر من بده هی جام می باید گرفت "پیرو "شدم دنباله رو از شام تا وقتی دگردانم که سیب در دست توست آرام می باید گرفت...



ربنا...

درخواست حذف اطلاعات




شب تا سحر اگرچه قنوتِ دعا گرفت لب گرچه تا غروب ، ز آب و غذا گرفت ،ترسم که روز ، خداوند دادگر گوید: قلم بگیر که بی ربنّا گرفت!...



174 - مدگانی !! - 1396/8/19

درخواست حذف اطلاعات




چهار-174 - مردگانی!! -1396/8/19این زمین از قهر ما را در گرفت مهربانی کی فراموشی گرفت زندگی!اینجا!میانِ خاک و خون!!زندگان را مردگانی کی گرفت پانوشت درنگ نمی کند مرگ در انتظارِ ز له فراموش کردیم مهربانی را فرا گرفت ما را قهرِ زمینِ خوب #حسین_زرتاب #شعر #شعر_نو #شعر_سپید #شعر_کوتاه #شعر_کبود #شعر_زرتاب #زرتاب #iran #zartab #shere_iran #shere_zartab @hosseinzartab...



حقیقت یا اتفاق

درخواست حذف اطلاعات




ادم نمیدونه بعضی چیزها حقیقتن و باید اون ها رو پذیرفت وباهاشون کنار اومد؟ یا اتفاقن و چیزی شبیه یک فرایند که باید جلوشون رو گرفت و در واقع میشه جلوشون رو گرفت. فرقش همین جاست جلو حقیقت رو نمیشه گرفت ولی میشه دست اتفاق گرفت تا نیفته....



غم و قلم

درخواست حذف اطلاعات




اشعار تو بوی غم گرفت ای شاعر هر بیت که خواند ، دلم گرفت ای شاعر خواستم با قلم از غم بسرایم؛ امّا: دیگر ننوشت قلم گرفت ای شاعر یزدان_ماماهانی...



بازار صفا مشهر آتش گرفت 96/4/30

درخواست حذف اطلاعات




خوزستان چه خبر ؛ سخنگوی سازمان آتش نشانی مشهر گفت: بازار صفای این شهر پنجشنبه شب آتش گرفت که تیم های آتش نشانی در حال مهار آتش هستند.میلاد جعفری پنجشنبه شب اظهار داشت: حادثه آتش سوزی بازار صفا مقابل حسینیه عباسیه مشهر در ساعت 22 و 34 دقیقه ط حریق شد و در ساعت 22 و 38 دقیقه نیروهای سازمان آتش نشانی در محل حاضر شدند.برای مهار آتش پنج گروه عملیاتی اطفای حریق در محل حاضر شدند و در حال حاضر در ساعت یک و 20 دقیقه بامداد مشغول اطفای حریق هستند.در این حادثه ...



باید گرفت

درخواست حذف اطلاعات




گوئی که از چشمان تو الهام میباید گرفتاز آن لب عن هم پیغام می باید گرفتبیرون زجَنت گَشتٌهً اًم باخوردن یگ دانه سیباین جاذبه در قلب توست آرام می باید گرفتبا هر طنین عشق یار، دست و دلم لرزان شوداز آن نگاه دلربا ای دیده کام باید گرفتبی تابم و راهی شدم در میکده ساقی بیاجامی دگر بر من بده هی جام می باید گرفت "پیرو "شدم دنباله رو از شام تا وقتی دگردانم که سیب در دست توست آرام می باید گرفت موضوعات مرتبط: اشعار خودم برچسب ها: بامداد عاشقی برگرفته از شعر ...



حافظ / ساقی بیا که یار ز رُخ برگرفت

درخواست حذف اطلاعات




ساقی بیا که یار ز رُخ برگرفتکار جراغ ح ان باز درگرفتآن شمع سرگرفته دگر چهره بر فروختوین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفتآن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفتوان لطف کرد دوست که دشمن حذر گرفتبار غمی که خاطر ما خسته کرده بودعیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفتزنهار از آن عبارت شیرینِ دلفریبگویی که پسته تو سخن در شکر گرفتهر سروقد که بر مه و خور حسن می فروختچون تو درآمدی پی کاری دگر گرفتزین قصه هفت گنبد افلاک پرصداستکوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت ساقی بیا که ی...



احمق

درخواست حذف اطلاعات




همیشه وقتی که این تبلیغات تلویزیونی را می دیدم که بابت هر دقیقه گوش دادن به جوک یا شرکت در مسابقه ۱۰۰۰ تومان می گرفت، با خودم می گفتم آ چه ی این قدر حماقت می کند که این کارهای بی نمک ِ منسوخ شده را انجام بدهد و دو دستی پولش را تقدیم جیب این زرنگ ها د؟خیلی طول نکشید که جوابم را گرفتم. آن هم وقتی بود که دیدم در کمتر از دو ماه، دقیقه ای ۱۰۰۰ تومان آن ها شد دقیقه ای ۲۰۰۰ تومان! فکر کنم من از همه احمق تر بودم که انتظار زیادی از مردممان داشتم!...



نیمه شبها تا سحر ذکر رضا باید گرفت

درخواست حذف اطلاعات




نیمه شبها تا سحر ذکر رضا باید گرفت اینچنین حـاجات خود را از خدا باید گرفت در جوار مرقدش هرگز به کم قـانع مشو چونکه از مـشـهـد بـرات کربلا باید گرفت...