پیدا





jastina twein

jastina twein

درخواست حذف اطلاعات




کلید انداخت در رو باز کرد و وارد خونه شد همزمان با پاشنه پای راستش در رو پشت سرش بست و کلید رو پرت کرد رو کنسول و وقتی با دست راستش دگمه های کتش رو باز میکرد با دست چپش چراغ ها رو روشن کرد و دگمه قهوه جوش رو آن کرد، کتش رو درآورد و رو کاناپه خودش رو پرت کرد و کت رو کشید روی چشماش و پوووووووف زیر کت چشماش باز بود به عمق تاریکی چشم دوخته بود و میخاست نهایتش رو پیدا کنه و توو سرش با داکوتا بحث میکرد و حتا یه سیلی خابوند توو گوشش آره فردا که سرفتم دفتر ...